علل ظهور پدیدهای به نام «دموکراتهای سوسیالیست» در آمریکا
با روی کار آمدن رونالد ریگان، رئیسجمهور جمهوریخواه آمریکا، در آغاز دهه ۱۹۸۰، سیاستهای اقتصادی مبتنی بر «نئولیبرالیسم» به محور اصلی سیاستگذاری دولت تبدیل شد. مهمترین مؤلفههای این سیاست عبارت بودند از:
۱. کاهش نرخ مالیات بر ثروتمندان؛
۲. کاهش بودجه دولتی، بهجز بودجه نظامی؛
۳. کاهش نظارت دولت بر بانکها و شرکتهای بزرگ، بهویژه در بخش انرژی.
در نتیجه، سیاست آمریکا بهتدریج به سوی راستگرایی، ملیگرایی و تقویت اقتصاد بازار آزاد سوق یافت. این رویکرد توانست آرای گستردهای، حتی از میان اقشار کمدرآمد، را به سود حزب جمهوریخواه جذب کند. این روند در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ با شدت بیشتری ادامه یافت و با گرایشهای پوپولیستی و ناسیونالیستی تندتر همراه شد.
در مقابل، حزب دموکرات نتوانست پاسخ مؤثری به این تحولات بدهد. این حزب، برای آنکه از رقابتهای انتخاباتی عقب نماند، بهتدریج به سمت راست متمایل شد و در نتیجه، بخشی از هویت و پایگاه اجتماعی سنتی خود را از دست داد.
در چنین شرایطی، موفقیت زهران ممدانی را میتوان نشانهای از ظهور و رشد جریان تازهای در درون حزب دموکرات دانست؛ جریانی که از آن با عنوان «دموکراتهای سوسیالیست» یاد میشود. این جریان با دو هدف اصلی پا به عرصه گذاشته است:
الف) فاصله گرفتن از رویکرد محافظهکارانه بخشی از رهبران حزب دموکرات که حل مسائل را عمدتاً در مذاکرات پشت درهای بسته کنگره و سنا جستوجو میکنند، و تأکید بر حضور فعال در میان مردم و سازماندهی جنبشهای اجتماعی.
ب) مقابله با سیاستهای دولت ترامپ در حوزههای مهاجرت، محیط زیست، تعرفههای تجاری، روابط بینالملل، بهداشت عمومی و همچنین رویکرد محافظهکارانه دیوان عالی.
اینکه این جنبش نوپا و رادیکال تا چه اندازه بتواند نفوذ خود را گسترش دهد و آرای دموکراتها، مهاجران، کارگران و اقشار کمدرآمد را به سود خود بسیج کند، هنوز قابل پیشبینی نیست. با این حال، اهمیت این تحول در آن است که برای نخستین بار در سالهای اخیر، نشانههایی از شکسته شدن الگوهای سنتی رقابت و آرایش نیروهای سیاسی در ایالات متحده آشکار شده است.
کیومرث صابغی
۵ آگوست ۲۰۲۶
