کابوسی در آلمان بنام AfD
آلمان و بهویژه ایالت زاکسن-آنهالت، در انتخابات اخیر شاهد یک زلزله سیاسی بود؛ زلزلهای که با گذشت چند روز از اعلام نتایج، هنوز بخش قابلتوجهی از مردم را در شوک و نگرانی فرو برده است.
حزب «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) در انتخابات ایالتی روز ۶ سپتامبر ۲۰۲۶، یکی از بالاترین نتایج انتخاباتی یک حزب راست افراطی در تاریخ آلمان پس از جنگ جهانی دوم را به دست آورد. این حزب در انتخابات ایالتی زاکسن-آنهالت، در شرق آلمان، با حدود ۴۳،۸ درصد آرا، سهم خود را نسبت به انتخابات پیشین تقریباً دو برابر کرد؛ نتیجهای که تنها اندکی با کسب اکثریت مطلق فاصله دارد.
این نخستین بار از سال ۱۹۴۵ تاکنون است که یک حزب راست افراطی در انتخابات یک ایالت آلمان به چنین سطحی از آرای عمومی دست مییابد. به ویژه اینکه توانست درصد بیشتری را نسبت به انتخابات پیشین، به پای صندوق رأی بیاورد (حدود ۱۷،۵ درصد) که اکثرا به AfD رأی دادند. این تحول نگرانیهای جدیای را نهتنها در زاکسن-آنهالت، بلکه در سراسر آلمان برانگیخته است.
نتیجه انتخابات میتواند این ایالت را با یک بنبست سیاسی جدی روبهرو کند. برای جلوگیری از رسیدن AfD به قدرت، سایر احزاب حاضر در پارلمان ایالتی ناگزیر خواهند بود ائتلافی بسیار گسترده و از نظر سیاسی دشواری، تشکیل دهند. چنین ائتلافی، از احزاب چپ تا راست میانه، میتواند در بهترین حالت دولتی ناهمگون و شکننده و در بدترین حالت، دولتی ناکارآمد ایجاد کند. از سوی دیگر، اگر یکی از احزاب از چنین ائتلافی خارج شود یا همکاری خود را متوقف کند، راه برای تشکیل دولت به رهبری AfD هموار خواهد شد.
اما چرا AfD توانست چنین نتیجهای به دست آورد؟
برای موفقیت چشمگیر AfD دلایل و عوامل متعددی مطرح شده است. یکی از مهمترین عوامل، مسئله مهاجرت است. ورود بیش از یک میلیون پناهجو، عمدتاً از سوریه و عراق، در سال ۲۰۱۵ و همچنین ورود بیش از یک میلیون مهاجر اوکراینی پس از آغاز جنگ روسیه علیه اوکراین در سال ۲۰۲۲، مسئله مهاجرت و پناهندگی را به یکی از موضوعات اصلی سیاست داخلی آلمان تبدیل کرده است.
در کنار مسئله مهاجرت، مشکلات اقتصادی و اجتماعی، از جمله بیکاری، نگرانی درباره وضعیت بازنشستگان، افزایش هزینههای زندگی و کاهش قدرت خرید، نقش مهمی در نارضایتی عمومی دارند. افزون بر این، ناتوانی یا ناکارآمدی احزاب سنتی و احزاب حاکم، بهویژه سوسیالدموکراتها و دموکراتمسیحیها، در ارائه راهحلهای قانعکننده برای این مشکلات، فضای مناسبی برای رشد جریانهای راست افراطی فراهم کرده است.
آمارهای منتشرشده پس از انتخابات نیز نشان میدهد که AfD توانسته است در میان گروههای مختلف اجتماعی نفوذ قابلتوجهی پیدا کند. بر اساس دادههای منتشرشده، این حزب در میان مردان حدود ۵۱ درصد و در میان زنان حدود ۴۰ درصد رأی داشته است. همچنین توانسته است در میان جوانان به حدود ۴۲ درصد رأی دست یابد. در میان افراد بالای ۷۰ سال نیز حدود ۳۱ درصد از رأیدهندگان به AfD رأی دادهاند. این حزب همچنین در میان کارگران حدود ۶۰ درصد، کارمندان ۴۶ درصد و شاغلان آزاد ۵۲ درصد رأی به دست آورده است. (نقل از اکسیس پل)
سیاست ترس و بیاعتمادی
یکی از مهمترین عوامل موفقیت AfD، شیوهای است که این حزب برای تبدیل نارضایتیهای واقعی جامعه به نفع سرمایه سیاسی خود به کار گرفته است. این حزب با بزرگنمایی مشکلات، برجسته کردن ناکارآمدیهای موجود و نسبت دادن بخش بزرگی از مشکلات اجتماعی و اقتصادی به مهاجران، تلاش میکند احساس ناامنی و نگرانی را در میان مردم گسترش دهد.
AfD به جای ارائه راهحلهای جامع و واقعبینانه برای مشکلات اقتصادی و اجتماعی، در بسیاری از موارد بر ترس از مهاجران، ترس از آینده و بیاعتمادی به ساختارهای سیاسی موجود تکیه میکند. طبیعی است که در شرایطی که بخشی از جامعه نسبت به آینده اقتصادی و اجتماعی خود نگران است، شعارهای ساده، تند و مبتنی بر «مقصرسازی» میتواند جذابیت بیشتری پیدا کند.
بیدلیل نیست که بخش قابلتوجهی از رأیدهندگان AfD اعلام کردهاند که نسبت به آینده احساس نگرانی و ترس دارند و اعتمادشان به احزاب و نهادهای سیاسی موجود کاهش یافته است. AfD توانسته است این ترس و بیاعتمادی را به نیروی سیاسی تبدیل کند.
با این حال، موفقیت AfD را نمیتوان صرفاً با نادیده گرفتن نگرانیهای مردم یا برچسب زدن به میلیونها رأیدهنده توضیح داد. باید پذیرفت که بخشی از این آرا ناشی از نارضایتی واقعی نسبت به وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور است. اما در عین حال، راهحل مشکلات جامعه نه در نفرتپراکنی، مهاجرستیزی، ایجاد شکاف میان گروههای مختلف جامعه و نفی ارزشهای دموکراتیک، بلکه در اصلاح سیاستهای اقتصادی و اجتماعی، تقویت دموکراسی، افزایش اعتماد عمومی و ارائه راهحلهای عملی برای مشکلات مردم است.
تجربه تاریخی آلمان نشان داده است که بیتوجهی به رشد جریانهای افراطی میتواند پیامدهای بسیار خطرناکی داشته باشد. به همین دلیل، نتیجه انتخابات زاکسن-آنهالت را نباید تنها یک موفقیت انتخاباتی برای AfD تلقی کرد؛ این نتیجه هشداری جدی برای تمام نیروهای دموکراتیک آلمان و اروپا است.
امروز پرسش اساسی تنها این نیست که AfD تا کجا میتواند پیش برود؛ پرسش مهمتر این است که احزاب دموکراتیک آلمان تا چه اندازه قادرند اعتماد از دسترفته مردم را دوباره به دست آورند و برای مشکلات واقعی جامعه راهحلهایی ارائه دهند که نیاز مردم به تغییر را از مسیر دموکراسی و همبستگی اجتماعی پاسخ دهد، نه از مسیر افراطگرایی.
کابوس AfD را نمیتوان تنها با ترس از AfD پاسخ داد؛ باید ریشههای اجتماعی و سیاسی رشد آن را شناخت و برای آنها پاسخ دموکراتیک پیدا کرد.
هئیت تحریه ندای آزادی
۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶
