دسته: عدم تمرکز، فدرالیسم
فریبا مرزبان
اکنون باید بگویم فدرالیسم دیگر کهنه شده است. ایران کشوری جهان سومی است و مشکلات فراوان دارد؛ و نیز نیازمند رنسانس فرهنگیست. کشورهای اروپایی حدود 1000 سال پیش رنسانس از سر گذرانده اند در حالی که در جامعه ایران در قرن بیستم و بیست و یکم انقلاب اسلامی رخ داده است و انقلاب مناسبات اجتماعی و اغلب خانوادگی را از بین برده است. شهروندان ایران سالیان سال ست که با پدیده ای به نام مذهب درگیر هستند.
حافظ فاضلی
نخبگان سیاسی ایرانی همیشه اینگونه وانمود میکنند که اگر دولت فدرال را برگزينند، ايالاتهای مختلف هر کدام راه خود را انتخاب و از ايران جدا میشوند. اما حقایق فروپاشی یوگسلاوی و قبل از عثمانی این حقيقت را به کرسی می نشاند که در اين عصر و زمانی اگر دولتهای مرکزی نتوانند نيازهای ايالاتهای قومی یا اثنیکی را تشخیص و پاسخگوی آنها باشند و حقوق و ویژگی آنها را به رسميت نشناسد، نتيجه نهائی میتواند همان چیزی باشد که آنها از آن میترسند.
کورش عرفانی
بدترین فرمول برای کشورما می تواند این باشد که با تکه تکه کردن ساختارها، شقه شقه کردن نهادها و پاره پاره کردن انسجام مدیریتی، بر مبانی قومی و منطقه ای، یک مجموعه ی ناهمگون، ضعیف، متشتت و بی آینده بسازیم. بهترین فرمول، نظام غیرمتمرکزی است که در آن قدرت در دست شهروندان متمرکز است. تلاش باید در جهت نزدیک سازی انسان ها و شهروندان به هم باشد و نه دورسازی آنها از یکدیگر.
میهن جزنی
حال با توجه به اهمیّت و پیچیدگی ساختاری مقولهء فدرآلیسم در شرایط حسّاس تاریخی میهن ما، من به شخصه خود را در این مقام نمی بینم که بی درنگ و بدون مطالعه و تآمل به پرسشهای طرح شده پاسخ دهم. زیرا با توجه به تنوع قومی ایران و نقش سنت های سیاسی حکومتگری تاریخی و جایگاه ونقش اقوام در مدیریت سیاسی سنتی ایران، باری ارائهء پاسخهائی دقیق و معتبر به چگونگی تحقق فدرآلیسم دستکم به دوسال مطالعه و بررسی پیگیر و معتبر نیاز دارد.
اقبال اقبالی
ساختار نظام فدرالی بر عدم تمرکز و تقسیم قدرت میان همپیمانان استوار بوده و در ایران ما، تقسیم قدرت میان مرکز و استان ها مطرح می باشد. البته گرایشاتی ارتجاعی با مشی قوم پرستانه از تقسیم قدرت میان اقوام سخن می گویند که… با واقعیات جامعه و کشور ما همخوانی ندارد.. از اینرو برای ترسیم مرزهای روشن با تقسیم اراضی کشور بر مبنای قومیت، ترجیح می دهم آلترناتیو نظام لائیک دمکراتیک و سوسیال را که با جمهوری خودمدیریت ایران (جمهوری ایرانی) معرفی میشود، در برابر فدرالیسم قومی قرار دهم.
فرامرز دادور
در چارچوب نظام فدرالِ مورد نظر؛ نیروی نظامی و وظیفهِ دفاع از مرزها در حوزهِ اختیارات دولت مرکزی خواهد بود، در عین اینکه انتظامات محلی بر عهده حکومت محلی قرار میگیرد. همچنین سیاست خارجی، نظارت بر فعالیتهایِ صنایع کلیدی مانند بانک، تجارت و البته در ایران صنایع نفت و پتروشیمی و معادن، کنترلِ انحصاری بر سیاستهای پولی و مالیاتی و ادارهِ بخشی از نهاد های قضایی، انتخاباتی و قوانین سراسری (و نه انتخابات و قوانین محلی) در حیطه اختیارات حکومت مرکزی قرار میگیرند.