نویسنده: admin

  • پاكنویس ایده‌ها در كشاكش میان زندگی هنری و شهروندی

    به مناسبت سالگرد درگذشت توماس مان

    اسکندر آبادی

    ۱۲ اوت ۱۹۵۵: ۶۱ سال پیش در چنین روزی توماس مان، نویسنده نامدار در زوریخ درگذشت. او تا پایان عمر ۲۱ دكترای افتخاری و یک درجه پروفسوری را نصیب خود ساخت.

    توماس مان Thomas Mann در شهر لوبک در شمال آلمان زاده شد. كودكی او با توسعه‌طلبی اقتصادی آلمان از سویی و ایستایی در نهادهای آموزشی و فرهنگی این كشور از سوی دیگر، همزمان بود.

    او با هردوی این ویژگی‌ها بیگانه و ناسازگار بود. نویسنده‌ای كه آثارش متن درسی دبیرستان‌ها و دانشگاه‌های آلمان است و تا پایان عمر ۲۱ دكترای افتخاری و یک درجه پروفسوری را نصیب خود ساخت، از مدرسه بیزار بود و دیپلم نگرفته آموزش دبیرستانی را رها كرد. اندیشه و احساس هنرمندانه‌اش هیچگونه خشكی و فشار و زوری را تاب نمی‌آورد. پس به هر ترفندی بود، از خدمت نظام هم كناره گرفت.

    در ۱۶ سالگی پدرش را از دست داد. پدر كه می‌دانست بازماندگانش میل و همتی برای حفظ شركت بازرگانی غلاتش ندارند، وصیت كرده بود كه شركتش فروخته و درآمد حاصلش میان بازماندگانش تقسیم شود.

    مادرش به موسیقی و ادبیات آشنا و در خانواده‌ای فرهیخته رشد یافته بود. طبیعی است كه توماس مان جز دوره كارآموزی كوتاهی در یک شركت بیمه آتش‌سوزی و گزارشگری برای مجله طنز “سیمپلیسیسیموس”، باقی عمر را به عنوان نویسنده حرفه‌ای آزاد كار و زندگی كند.

    زندگی ۸۰ ساله توماس مان به دو دوران بلند تقسیم می‌شود: در نیمه نخست زندگی او كه پیش از جنگ جهانی اول گذشت، نویسنده، سیاست را به سیاست‌پیشگان و قدرت را به قدرتمندان وامی‌گذاشت و به درونگرایی بی‌مرز و اندازه بسنده می‌كرد. در نیمه دوم عمر او اما رویدادها و پدیده‌های سیاسی روز، بر دیدگاه و آثار هنری‌اش تأثیر مستقیم داشتند.

    در سال ۱۹۲۹ به خاطر رمان “بودنبروک‌ها”Buddenbrooks كه زوال یک خانواده بازرگان را ترسیم كرد، جایزه ادبی نوبل گرفت. چهار سال پس از آن كه نازی‌ها به سر كار آمدند، از آلمان نخست به سوئیس و سپس به ایالات متحده گریخت و تابعیت آن دو كشور را پذیرفت. نازی‌ها تنها آثار او را ممنوع نكردند بلكه در كتاب‌سوزان بزرگی كه به راه انداختند، نوشته‌های او را نیز به آتش افكندند.

    درونمایه‌ی بیشتر داستان‌های توماس مان، كشاكش میان عقل و عشق، زندگی شهروندی و نمود هنری و به طور كلی‌تر زندگی و مرگ است.

    توماس مان در نیمه دوم زندگی‌اش از جمله رمان چهارجلدی “یوسف و برادران” و سپس “دكتر فاوستوس” را نوشت كه هركدام به نوبه و شیوه خود اعتراض و انتقادی به آلمان نازی بودند. این نویسنده پس از ۱۵ سال تبعید به آلمان بازگشت اما پایان عمر را در زوریخ گذراند و در اوج افتخار در ۸۰ سالگی در سوئیس درگذشت.

    برگرفته از تارنمای دویچه وله فارسی

  • سپاسگزاری احسان دهکردی از همدردی ها

    از این همه همدلی، نزدیکی و همدردی دوستان، احساس غم و غربت کمتر می شود.

    و عمیق تر شدن پیوندهای عاطفی میان ما جدا از نزدیکیهای سیاسی استحکام بیشتری به ما می بخشد.

    از همه تشکر می کنم و امید دارم که در شادیها کنار هم باشیم.

    احسان

  • بیانیه جنبش درباره اعدام هموطنان کرد

    بامحکوم کردن اعدام هموطنان کردمان، صدای اعتراض آنان را به گوش جهانیان برسانیم!

    شورای هماهنگی جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران

    قاضی مقیسه گفت: “شما سه جرم دارید. اول اینکه کرد هستید، دوم اینکه سنی هستید، سوم اینکه بر علیه نظام کار کردید. این سه جرم هر کدامش یک اعدام دارد.”…

    “من عضو هیچ گروهی نبودم و اسلحه به دست نگرفتم. خواسته ام این است که طبق قوانین خودشان من را در یک دادگاه عادلانه محکوم کنند. مردم بدانند که اگر اعدام شدم مثل برادرم بی گناه اعدام شدم. صدای ما به گوش کسی نمی رسد. ما را به گوشه ای می برند و راحت اعدام می کنند.”

    (مصاحبه ویدیوئی شهرام احمدی یکی از زندانیان اعدام شده از بند ٤ سالن ١٠ زندان رجائی شهر)

    __________________________________

    بامداد روز سه شنبه ١٢ مرداد ماه ١٣٩٥ برابر با ٢ اوت ٢٠١٦ افکار عمومی جهان بار دیگر شاهد جنایت دیگری توسط رژیم جمهوری اسلامی علیه بشریت شد. در این روز ده ها تن از هموطنان اهل سنت و کرد در ایران به دست جلادان رژیم در زندان های مختلف به دار آویخته شدند. بنا به گزارش “سازمان دیده بان حقوق بشر” حکومت ایران “با اعدام ٢٣٠ تن از اول ژانویه تا کنون بار دیگر در منطقه از پیشتازان اعدام است.”

    بر اساس بیانیه صادر شده از سوی “فدراسیون بین المللی حقوق بشر” زندانیان اعدام شده در روز سه شنبه از زمره ٣٦ زندانیانی بودند که درسال ٨٨ و ٨٩ توسط نیروهای امنیتی و پاسداران دستگیر و زندانی شدند. آنها در پی شکنجه های سخت و جانفرسا مجبور به اعترافاتی شده اند که صحت آنها زیر سئوال است و با پرونده های ساختگی تحت اتهامات مبهم و موهوم بدون انتخاب و دسترسی به وکلای مدافع و بهره مندی از دادرسی عادلانه بر طبق موازین و تضمین های اولیه حقوقی و رعایت معیارهای بین المللی محکوم به اعدام شدند.

    بر اساس گزارش “کانون مدافعان حقوق بشر در کردستان” هم اکنون ١٨ فعال سیاسی دیگر به اتهام عضویت در احزاب سیاسی کرد در بیدادگاه های رژیم به اعدام محکوم شده اند که حکم بیشتر آنها در دیوان عالی کشور تایید شده است. “فدراسیون بین المللی حقوق بشر” در بیانیه خود همینطور نسبت به اعدام های دسته جمعی که در پیش است، هشدار می دهد.

    جمهوری اسلامی از آغاز برسرکار آمدن تا کنون هرگاه با بحران های حاد روبرو شده همواره با توسل به ارعاب، سرکوب و کشتار اقدام به پاکسازی جامعه از مخالفین، منتقدین و معترضین کرده است.

    رژیم طی بیش از سه دهه هرگاه که با موج اعتراض توده های مردم علیه نابسامانی های حاکم که ناشی از واکنش به سیاست های ستمگرانه و غیر عادلانه است روبرو می شود، با توسل به اعمال سرکوبگرانه و خشونت آمیز، یورش به صفوف مخالفان و ایجاد هر چه بیشتر فضای خفقان به قصد جلوگیری از خیزش انقلابی مردم عمل می کند. کشتار اخیر نه برای اولین بار انجام می گیرد و نه متاسفانه شاید آخرین بار باشد.

    اعدام های روزهای اخیر، یاد آور کشتار سراسری در فردای انقلاب، فاجعۀ قتل عام فعالین و زندانیان سیاسی سال های شصت، سرکوب و اعدام کنشگران و نیروهای سیاسی پس از شکست جنبش اعتراضی موسوم به “جنبش سبز” است که به روشنی ماهیت مذهبی – فاشیستی رژیم جمهوری اسلامی را به نمایش می گذارد.

    اعدام دسته جمعی هموطنان سنی و کرد ما در شرایطی انجام گرفت که نرخ بیکاری و فقر شدیدا سیر صعودی داشته و اعتراض ها در میان توده های مردم و بویژه در میان زحمتکشان گسترش یافته است. افزون بر بحران های شدید اقتصادی و سیاسی، توان جمهوری اسلامی نیز در اثر مداخلات آشکار و پنهان رقبای هم کیش و ارتجاعی خود مانند عربستان و امارات عربی و اسرائیل، برای کسب جایگاه استراتژیک برتر در منطقه با چالش جدی روبرو شده است.

    با این حال در سال های اخیر جنبش مدنی و دموکراسی خواهی در کردستان به رغم سرکوب های خونین رشد قابل توجهی داشته و در سازماندهی نارضائی های توده ها نسبت به رژیم و دستگاه های سرکوبگر آن، از توانائی و دست آوردهای چشمگیری برخوردار بوده است.

    در چنین اوضاعی رژیم بیش از هر زمان موجودیت خود رابا خطرات جدی روبرو می بیند و سرکوب وحشیانۀ مردم کردستان به ویژه اهل سنت را به مثابه ابزاری مناسب برای ادامۀ حکومت نامشروع خود بکار می گیرد.
    جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران اعدام هموطنان سنی و کرد را با تاثر و انزجار محکوم می کند و خود را با بستگان و خانواده های جانباختگان هم غم و هم درد
    می داند.

    جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران از کلیه انسان های دمکرات، دگر باوران و دگراندیشان، آزادی خواهان و عدالت طلبان و اقوام و ملیت های ایران دعوت می کند تا همدوش با هم برای برچیدن سلطۀ خونبار جمهوری اسلامی و استقرار جمهوری، دموکراسی و جدائی دولت از دین همراه شوند.

    ما خواستار لغو فوری احکام اعدام صادره در بیدادگاه های رژیم، حذف مجازات اعدام و آزادی بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران هستیم.

    بر چیده باد حکومت های مذهبی و استبدادی!
    برقرار باد دموکراسی، صلح و دوستی بین ملت های منطقۀ خاورمیانه!

    شورای هماهنگی جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران

    ۲۶ امرداد ۱۳۹۵

  • سازمان ملل برای لغو حکم اعدام در ایران باید به اقدامات جدی تری بپردازد

    شورای هماهنگی جنبش جمهوریخواهان دمکرات و لائیک ایران

    علیرغم همه کوشش هایی که درجهت لغو حکم اعدام در جهان از سوی مخالفان این اقدام ضد بشری صورت می گیرد، اما متاسفانه هنوز کشورهایی هستند که مجازات اعدام را رها نکرده اند و با دست زدن به این اقدام خشونت آمیز در ترویج خشونت بزرگی در جوامع مشارکت می‌کنند.

    تمامی جامعه شناسان و جرم شناسان که خواهان جامعه ای سالم، انسانی و رشد یافته هستند، صدور و اجرای حکم اعدام و آن هم به صورت علنی را، نه تنها مانع ارتکاب تبهکاری های بیشتر نمی دانند، بلکه معتقدند این نوع مجازات صدمات زیادی بر اجتماعات انسانی وارد می سازد و از جمله موجب افزایش خشونت و جنایت در جامعه می شود. همبنطور آنان متفق القولند که اجرای حکم اعدام موجب گسسته شدن پیوند های اخلاقی، روحی و روانی در اجتماع می گردد.

    از سال ٢٠٠٣ به همت جمعى از انجمن ها، سازمان های غیر دولتی (OING و ONG) و سندیكاها که تحت عنوان “همكارى جهانى علیه حكم اعدام” شروع به كار كردند، روز دهم اکتبر را به عنوان روز جهانی علیه حکم اعدام به رسمیت شناختند. براساس گزارش اخیر این سازمان جهانی امروز هنوز بین ٦٠ تا ٧٠ كشور جهان احكام اعدام صادر و اجرا می كنند.

    بنابر آمار سازمان عفو بین‌الملل، آمار اعدام در ۲۰۱۵ نزدیک به ۵۰ درصد در سراسر جهان افزایش یافته است. در همین گزارش آمده است که فقط بنا بر آمار رسمى دولت ها، چین با هزاران نفر در ردیف اول، ایران با ۴۰۰ نفر در مقام دوم، پاکستان با۳۲۶ نفر در مقام سوم، عربستان سعودی با ۱۵۸ نفر، ایالات متحده با ۲۸ نفر، به ترتیب در ردیف چهارم و پنجم قرار دارند.

    در جمهوری اسلامی اعدام كودكان و نو جوانان زیر هیجده سال که خلاف قوانین بین المللی است ادامه دارد و دولت جمهوری اسلامی نسبت به همه اعتراضات در این مورد نیز بی توجه می باشد.

    با وجود اینکه مجازات اعدام در ۱۴۰ کشور جهان لغو شده است، نام ایران در میان ۲۱ کشوری قرار دارد که نه تنها این مجازات در آن اجرا می‌شود، بلکه در اغلب مواقع این عمل در ملاء عام اجرا می‌گردد. لازم به یاد آوری است که چهار کشور جمهوری اسلامی ایران، سومالی، کره شمالی و عربستان کشورهایی هستند که احکام مجازات اعدام را، از جمله در ملاءعام اجرا می‌کنند. تفاوت ایران با این سه کشور در این است که ایران در سال ۱۳۵۴ میثاق بین المللی مدنی و سیاسی را امضا کرده و متعهد به اجرای آن است. این میثاق بین المللی اجرای اعدام در ملاء عام و منظر عمومی را منع کرده است. اما ایران با وجود اینکه متعهد به اجرای مفاد این میثاق بین المللی است آن را زیر پا گذاشته و همواره زیر پا می گذارد.

    باعث و بانی گسترش احکام اعدام در ایران روح الله خمینی بوده است و خامنه ای همان راه را دنبال می کند. قوانین جمهوری اسلامی با اتکا به ارتداد، قصاص و الحاد، دگر اندیشان و مخالفان را محکوم به اعدام میکند. کسانیکه مرتکب جرم هائی از قبیل قاچاق هستند نیز با حکم اعدام به دار آویخته می شوند. در این میان مدعیان اصلاحات غیر از همکاری با این جنایات دولتی کاری نکردند. خاتمی رفت احمدی نژاد آمد، احمدی نژاد رفت روحانی آمد ولی از حجم احکام اعدام و قتل های دولتی کاسته نشد. قول ها و شعار های عوامفریبانه حسن روحانی وضعیت اقتصادی و آزادی های اجتماعی و معیشت کارگران و زحمتکشان را چنان تخریب کرده است که در عمل این دولت غیر از سرکوب بیش از پیش مردم با توسل به زندان و اعدام کارنامه ای دیگر نمی تواند ارائه دهد.

    هر روز خشونت این رژیم نسبت به شهروندانش بیش از پیش می شود. امروز بیش از هزار و سیصد زندانی دیگر که توسط دادگاه ها ی اسلامی به مرگ محکوم شده اند، در راهرو های مرگ در انتظار اعدام هستند.

    جمهوری اسلامی ایران سی و هشت سال است که بی محابا به محازات اعدام دست می زند. جنبش جمهوریخواهان دمکرات لائیک ایران مدافع اعلامیه جهانی حقوق بشراست. مجازات اعدام در تناقض با این اعلامیه بوده و اصول سوم و پنجم آنرا نقض می‌نماید. ما از سازمان ملل متحد می خواهیم با استفاده از همۀ امکانات خود همصدای فریاد دادخواهی مردم ایران شده برای لغو حکم اعدام به اقدامات جدی تری بپردازد.

    جنبش جمهوریخواهان دمکرات و لائیک ایران مخالف حکم اعدام است. مجازات اعدام نه‌ تنها تجاوز به حق حیات انسان‌هاست بلکه از نظر ما، این محازات به مثابه شکست منطق و ضعف رشد اجتماعی و اخلاقیات انسانی می باشد و شایسته انسانیت نیست. زمان آن فرارسیده است که ماشین اعدام ها در ایران هر چه زودتر متوقف شود و احکام صادر شده باطل گردند.

    جنبش جمهوریخواهان دمکرات و لائیک ایران مجازات اعدام را محکوم کرده، جمهوری اسلامی ایران و همه دولت هائی که به این اقدام جنایتکارانه دست می زنند را نظام هائی ضد ارزشهای بشری میداند.

    جنبش جمهوریخواهان دمکرات و لائیک ایران دست در دست همۀ کسانیکه مخالف حکم اعدام هستند برای لغو حکم اعدام در ایران کوشش می کند.

    زنده باد آزادی، نابود باد جمهوری اسلامی

    برقرار باد جمهوری، دمکراسی و لائیسیته در ایران

    شورای هماهنگی جنبش جمهوریخواهان دمکرات و لائیک ایران

    دهم اکتبر ۲۰۱۶

  • یاد یاران یاد باد

    … که تباهی
    از درگاه بلند خاطره شان
    شرمسار و سر افکنده می گذرد.

    احمد شاملو

    از آغاز استقرار حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران، ارتکاب به جنایت یکی از شیوه های رایج این نظام بوده است که کشتار دهۀ ۶۰ به ویژه قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان سیاه ۶۷ لکه ننگ ماندگاری بر تارک رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی است.

    امسال بیست و هشتمین سالگرد گرامی داشت یاد جانباختگان این فاجعه در شرایطی برگذار می شود که پخش نوار صوتی آیت الله منتظری در گفتگو با “هیات مرگ” در پهنۀ عمومی بازتاب گسترده ای یافته و دیوار “سکوت مطلق” این فاجعۀ ننگین را فرو ریخته است.

    برای اولین بار در حیات ننگین رژیم، توده های مردم در سطح گسترده ای از کشته شدن چندین هزار زندانی سیاسی در سیاه چال های نظام ولایت فقیه اطلاع یافتند. بدین ترتیب، پس از سال ها ترفند های سرپوش گذاری، کتمان و حاشای آمران و عاملان این جنایات، نقش بر آب شدند.

    با انتشار این نوار و مسجل شدن آشکار این جنایات به فرمان «امام امت»، آیت اله خمینی، مجریان که برخی از آن ها هم اکنون در دستگاه سرکوب مسئولیت های مهمی را بر عهده دارند، مجبور به واکنش شده و با بی شرمی، علنا فرمان این فاجعۀ ملی را به عنوان ” خدمت امام ” به استقرار نظام اعلام نمودند.

    اذعان مقامات رسمی موجب شد که پس از ۲۸ سال، این بار یادمان آزادی خواهان از محدودۀ تلاش های خستگی ناپذیر حافظان این یاد فراتر رفته و فاجعه در سطح جامعه رسما مطرح شود.

    امروزه هرگونه سکوت در مقابل این جنایات هولناک، به منزله توافق ضمنی سیاست‌های مجریان “فرمان ” کشتار جمعی زندانیان سیاسی و به گونه ای چشم‌پوشی آشکار در پایمال کردن حقوق و آزادی های مسلم مدنی و بشری در ایران است.

    بر خلاف انتظار حاکمان مذهبی، به خاک و خون تپیدگان راه آزادی و دموکراسی خفته در خاوران، گوئی ققنوس وار سر از خاک بر می‌کشند و همچون نماد زندۀ مقاومت وحماسۀ راستین ایستادگی در نبرد علیه قدرتمندان خودکامه و تمامیت خواه جایگاه والای رهائی و انسانیت را تسخیر می کنند.

    امروز بیش از هر زمان تلاش های مذبوحانه رژیم از جمله قبرشکنی، نابودی گورستان خاوران، ممانعت از برگزاری مراسم یادبود، دستگیری و پیگردهای امنیتی افراد خانواده و یاران به خاک و خون افتادگان، جهت به فراموشی سپردن یاد حماسه مقاومت این آزادگان، با شکست محتوم روبرو شده و به رسوائی هر چه بیشتر حاکمان تبدیل گردیده است.

    در چنین شرایطی است که عزم و ارادۀ فداکاران و نگهبانان آزادی خواهی و عدالت طلبی، این ایستادگان به خون و خاک تپیده در دل خانواده‌ها و یاران آن ها قوت گرفته و فریاد دادخواهی:

    «نه فراموش می کنیم و نه می بخشیم!»

    در فضای جامعه طنین انداخته است.

    جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران همصدا و همراه با ” مادران خاوران ” ها و مبارزان راه رهائی از ظلم و ستم نظام جمهوری اسلامی، یاد این عزیزان را گرامی داشته و در ادامه راهشان برای استقرار آزادی و دموکراسی در ایران تجدید عهد می کند.

    • ما مخالف مجازات اعدام و احکام اعدام صادره در بی دادگاه های رژیم هستیم!

    • ما خواهان پیگیری و مجازات مجریان “فرمان امام ” در دادگاه های صلاحیتدار بین المللی هستیم!

    • زندانی سیاسی آزاد باید گردد!

    • بر چیده باد نظام جمهوری اسلامی در ایران!

    • برقرار باد جمهوری، دموکراسی و جدائی دولت و دین در ایران!

    شورای هماهنگی
    جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران

    ۷ مهر ۱۳۹۵ برابر با ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۶

    ن
  • در باره اعدام های دهه شصت

    گفتگوی سیروس ملکوتی با مهرداد درویش پور، مهدی اصلانی و فریدون احمدی

    این برنامه را مشاهده کنید

  • فراخوان همبستگی جهانی برای آزادی نرگس محمدی

    دوستان، همکاران، خواهران و برادران عزیز
    نرگس محمدی، نائب رییس و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر، اخیراً طی حکم جدیدی که به قطعیت نیز رسیده است جمعاً به ۱۶ سال حبس محکوم شده که مدت ۱۰ سال آن لازم‌الاجرا است.

    سازمان ملل برای لغو حکم اعدام در ایران باید به اقدامات جدی تری بپردازد

    شورای هماهنگی جنبش جمهوریخواهان دمکرات و لائیک ایران

    علیرغم همه کوشش هایی که درجهت لغو حکم اعدام در جهان از سوی مخالفان این اقدام ضد بشری صورت می گیرد، اما متاسفانه هنوز کشورهایی هستند که مجازات اعدام را رها نکرده اند و با دست زدن به این اقدام خشونت آمیز در ترویج خشونت بزرگی در جوامع مشارکت می‌کنند.

  • قتل حمید حاجی‌زاده و فرزند ۹ ساله‌اش

    از پرونده قتل‌های زنجیره‌ای

    فرشته قاضی

    بر پیکر من نقش شود نقشه ایران

    پر خون چو نمایند به خنجر بدنم را

    حمید حاجی‌زاده

    “یک اشتباه ساده” تنها پاسخ وزارت اطلاعات ایران به خانواده حمید و کارون حاجی‌زاده است. حمید حاجی‌زاده، شاعر و نویسنده دگراندیش و کارون، کودک ۹ ساله‌اش نیمه شب ۳۱ شهریور ماه ۱۳۷۷ با بیش از ۳۷ ضربه چاقو سلاخی شدند.

    به گفته خانواده حاجی‌زاده “تعداد و نوع ضرباتی که زده بودند به شدت شبیه قتل فروهرها بود، این قدر این ۴ قتل یعنی قتل حمید و کارون حاجی‌زاده و قتل داریوش و پروانه فروهر شبیه هم بود که انگار یک سناریو بوده، تنها تفاوت این بود که داریوش فروهر را روی صندلی نشانده بودند و حمید چون خانه اش در حال بازسازی بوده و میز و صندلی هم نداشته روی زمین بود، بیشتر ضربه‌ها از قسمت بالای سینه زده شده بود.”

    محمد حاجی‌زاده، برادر حمید حاجی‌زاده، پنجم بهمن ماه ۱۳۷۸ در نوشته‌ای با عنوان “گزارش یک قتل، کارون در من است امشب” در نشریه پیام هاجر (با مدیرمسولی اعظم طالقانی که در سال ۱۳۷۹ توقیف شد) توضیح داده:

    “پزشکی قانونی تعداد ضربه‌های دشنه فرو رفته در سینه برادر را ۲۷ از زیر گلو تا زیر ناف و ضربه وارده به سینه کارون را بالغ بر ده ضربه دانسته بود. آثار ضربه سخت و مشت در سر و صورت، پارگی قلب و ریه و دستگاه گوارش، بریده شدن انگشتان دست راست حمید تا روی پوست… بنا به نظرپزشک قانونی با هر ضربه کارد، حمید تیغه چاقو را می‌گرفته، قاتل می‌کشیده و برای باری دیگر فرو می‌کرده‌ که منجر به این گردیده که کف دست بشود پر از شیارهای عمیق شقاوت.. کسانی که در غسالخانه حضور داشته‌اند و یا جسد کارون را دیده‌اند از جای آثار نیش چاقو بر روی گوش، صورت و پشت کارون گفته‌اند که باید این آثار قبل از پاره پاره کردن سینه، قلب و شکم کارون روی داده باشد. صحنه قتل به دقت نظامی گونه و استادانه طراحی گردیده بود. اگر چه پس از دو سه روز، هم ما قضیه را فهمیده بودیم و هم آگاهی.”

    hajizadeh ori

    کارون و حمید حاجی‌زاده

    “از همان ابتدا مشخص بود که قتل عادی نیست”

    حمید پورحاجی‌زاده معروف به حمید حاجی‌زاده و فرزندش کارون، قربانی قتل‌های سیاسی سال ۱۳۷۷ در ایران هستند که در پاییز همین سال با عنوان قتل‌های زنجیره‌ای خبرساز شد. او در آخرین شب تابستان ۱۳۷۷ در کرمان و در ۴۹ سالگی با ۲۷ ضربه چاقو در حالی به قتل رسید که همزمان ۱۰ ضربه چاقو بر پیکر پسر ۹ ساله اش کارون نشست.

    آقای حاجی‌زاده، دبیر ادبیات، نویسنده و شاعر با تخلص “سحر” بود و کتاب‌های “کنکاش نامه افیون”، “کولی عاشق نمی‌شود”، “کارون در من است”، “آرایه‌های ادبی”، “سرود گمشده و واژه یابی چند”، از جمله آثار او هستند که پیش از به قتل رسیدن‌اش منتشر شده‌اند.

    فرخنده حاجی‌زاده، خواهر حمید حاجی‌زاده می‌گوید: “از همان ابتدا مشخص بود که قتل عادی نیست هر چند می‌گفتند قتل شخصی بوده، خود ما هم که زیاد هنوز نمی‌دانستیم مسئله چیست دنبال انگیزه و قاتل می‌گشتیم اما رئیس ادارۀ آگاهی کرمان می‌گفت: این قتل عادی نیست. بازپرس پرونده می‌گفت: این قتل انگیزه‌ای به بزرگی چنار می‌خواهد.”

    وزارت اطلاعات: یک اشتباه ساده

    وزارت اطلاعات و حکومت ایران مسولیت قتل حمید و کارون حاجی‌زاده را برعهده نگرفتند و پرونده قتل‌های سیاسی سال ۱۳۷۷ را در ۴ قتل خلاصه کردند. وزارت اطلاعات ایران با انتشار بیانیه‌ای مسئولیت قتل محمد مختاری، محمدجعفر پوینده، داریوش و پروانه فروهر را بر عهده گرفت اما این مسئولیت را متوجه گروهی از کارکنان “خودسر” این وزارتخانه کرد. بر اساس اعلام خانواده‌های قربانیان، “رسیدگی قضایی به این قتل‌ها یا انجام نشد و یا به بیراهه کشیده شد”.

    فرخنده حاجی‌زاده درباره پرونده برادر و برادرزاده اش می‌گوید: “تمام این سال‌ها پیگیری‌های ما ادامه داشت، همه جا رفتیم، هر کاری هم توانستیم کردیم، از طرفی هم از سوی وزارت اطلاعات تحت فشار بودیم و احضار و بازجوئی می‌شدیم در نهایت هم که گفتند یک اشتباه ساده بوده. یعنی با ضربات چاقو برادر و برادرزاده ام را سلاخی کردند و گفتند اشتباه ساده بوده. چند سال پیش هم در آستانۀ بازنشستگی من، مرا مجبور کردند بنویسم که در قتل برادرم آنها مقصر نبوده اند”.

    خانم حاجی‌زاده در کتابی با عنوان “من، منصور و آلبرایت” که توسط انتشارات خاوران در پاریس منتشر شده جزئیات قتل حمید و کارون حاجی‌زاده را روایت کرده است. او به دلیل انتشار این کتاب هم بارها احضار و تحت بازجویی قرار گرفته است.

    جرم: دگراندیشی

    حمید و کارون حاجی‌زاده اما تنها قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای نیستند که حکومت حاضر به پذیرش مسولیت قتل آنها نشده است. پیروز دوانی، مجید شریف، ابراهیم زال زاده، حسین برازنده، احمد تفضلی، احمد میرعلایی و دهها روشنفکر و دگراندیش قربانی قتل‌های سیاسی در ایران تا سال ۱۳۷۷ بوده‌اند.

    فرخنده حاجی‌زاده، خواهر حمید حاجی‌زاده می‌گوید: “برادر من معلم و شاعر بود، او حقوق می‌خواند که محروم از تحصیل شد، بعد در جریان انقلاب فرهنگی، رفت کرمان و ادبیات خواند، من بعد از قتل برادرم رفتم دانشگاه بهشتی تا ببینم چرا برادرم محروم از تحصیل شده بود؟ اما پرونده‌ای از برادرم وجود نداشت، بعد از این که ادبیات خواند معلم شد اما در دوران معلمی هم او را تبعید کردند، با این که او از کسانی بود که برای پیروزی انقلاب مبارزه کرده بود اما از همان سال‌های اول انقلاب تبعید شد، محروم شد، منزوی شد، این قدر اذیتش کردند و حلقه را بر او تنگتر کردند که برای چاپ آثارش هم دیگر نمی‌رفت، او قربانی اندیشه اش شد، فقط به جرم بیان و به خاطر ابراز اعتقاداتش کشته شد.”

    کارون ۹ ساله چه گناهی داشت؟

    خانم حاجی‌زاده می‌پرسد: “کارون چه گناهی داشت؟ او فقط ۹ سال داشت، صحنۀ قتل را برای من بازسازی کردند و نمایندۀ پزشکی قانونی گفت که سه نفر بوده اند، حتی چایی هم خورده اند، شاید فکر می‌کرده‌اند که کارون بعدها می‌تواند آنها را شناسائی کند، شاید می‌خواستند حمید را بیشتر زجر بدهند، نمی‌دانم”.

    محمد حاجی‌زاده، برادر حمید حاجی‌زاده در گزارشی که در نشریه پیام هاجر در سال ۱۳۷۸ منتشر کرده بود درباره کارون حاجی‌زاده توضیح داده: “بعضی که (در غسالخانه) به دقت به صورت کارون نگاه کرده‌اند به قول روستایی‌های ما حالت «گرگ پدمک» را در چهره کارون دیده‌اند. اصطلاح «گرگ پدمک» در خصوص روبرو شدن گوسفند با گرگ به کار می‌رود، در این حالت وقتی که گوسفندی به ناگهان گرگ را در مقابل خود می‌بیند چشمهایش از حدقه می‌زند بیرون و هرگونه توان و حرکتی از گوسفند سلب می‌شود، در برابر گرگ می‌ایستد و گرگ راحت او را می‌درد”.

    و زنجیره ادامه یافت

    حمید حاجی‌زاده اما دو پسر دیگر به نام‌های اروند و ارس داشت که شب قتل پدر و برادرشان خانه نبوده‌اند. اروند حاجی‌زاده در یادداشتی درباره آن شب که در پانزدهمین سالگرد قتل در رسانه‌ها منتشر شد نوشته است: “در را که باز کردم و وارد شدیم، برای اولین بار بود که فهمیدم خون و چاقو و خنجر چه معنایی می‌دهند. اما مگر می‌شد بابا را با آن سینه پاره پاره شده دید؟ پای برهنه و با آجری در دست تمام همسایه‌ها را بیدار کردم. پلیس و سرباز و خون و چاقو و گریه‌های رییس آگاهی که مادرم گمان برده بود قاتل است و مدام می‌پرسید چرا شوهر و بچه ام را کشتید؟ وقتی از پشت پنجره چشمان باز و سینه و صورت پاره کارون را دیدم فریادم به آسمان بلند شد و فهمیدم که خدا هم روزی می‌میرد. هنوز دلم به حال آن شب ارس میسوزد. شوکه شده بود. رد خون را گرفته بود و دور خانه می‌چرخید. حمید که پدرت باشد میفهمی ابد هم برای یتیم شدنت زود است”.

    او در این یادداشت توضیح داده: “چند روز بعد از دفن پدر، عمو محمد کنارم نشسته بود و گفت ممکن است قتل پدرت سیاسی باشد و من پرسشگرانه نگاهش می‌کردم. وقتی بازپرس پرونده می‌گفت این قتل انگیزه‌ای به بزرگی چنار می‌خواهد و وقتی سرهنگ پوررضاقلی، رییس وقت آگاهی کرمان در برابر سوال‌های ما سرش را پایین می‌انداخت هنوزم نفهمیده بودیم اصل ماجرا چیست. بیشتر از دوماه از قتل بابا و کارون گذشته بود که گفتند آقای مختاری مفقود شده. او به مراسم ختم بابا آمده بود. چندین روز بعد هم آقای پوینده ناپدید شد و بعد آقای فروهر و خانم اسکندری کشته شدند. اینجا آخر خط ابهام قتل حمید و کارون پور حاجی‌زاده بود. آن آشفتگی و خانه و این بیت غزل بابا حالا دیگر برای من معنای متفاوتی داشت: بر پیکر من نقش شود نقشه ایران / پر خون چو نمایند به خنجر بدنم را”.

    برگرفته از تارنمای رادیو زمانه

  • از تروریسم اسلامی تا اسلام هراسی

    گفتگوی رادیو فردا با مهرداد درویش پور

    از حمله با تبر به مسافران قطار تا گلوله باران شهروندان عادی، از بریدن گلوی کشیش ۸۶ ساله تا گرفتن جان ۸۴ نفر زیر چرخ‌های سنگین کامیون… طی هفته‌ها و ماه‌های اخیر، اروپا با حملات خون‌بار پی در پی از سوی افراط‌گرایان اسلامی مواجه بوده است.

    (بیشتر…)