نویسنده: admin

  • به کجا میروید؟

    رامین کامران

    شلوغی بی سر و ته این روزها در ایران، همه را نگران میکند و طبعاً باعث میگردد که دوستان دلواپسی هایشان را با ما در میان بگذارند و خواستار  پرداختن به این مسائل بگردند ـ شده ایم مسئول پخش آهنگهای درخواستی. حال از تشویق دیگران گذشته، خود من هم نگرانم…

    یکی از جنبه های بسیار مضحک و بی معنی که در تظاهرات اخیر عراق و لبنان دیدیم و ممکن است که کم کم به  ایران هم سرایت کند، تظاهرات برای اعلام «نمیخواهیم» است که البته در اروپا نیز، در اعتراضات دانشجویی دیده شده است و اصولاً چیز بی معنا و یاوه ایست.

    بسیاری اعتراضات در مخالفت با چیزی انجام میشود و یک بعد «نمیخواهیم» دارد، ولی منظور من این نیست. مقصودم از تظاهرات «نمیخواهیم» این نوع اعتراضاتی است که فقط و فقط متمرکز است بر رد یک چیز و گاهی اوقات همه چیز، بدون عرضۀ جایگزین برای این چیزهای که نابود باید گردد. مثلاً در لبنان که کشوری است دارای قانون اساسی دمکراتیک و انتخاباتش هم مورد ایراد اساسی نیست، مدتها عده ای به خیابان ریختند و فریاد سر دادند که همۀ سیاستمداران باید بروند که حرف چرند بود و به جایی هم نرسید. افتضاح بی معنی بودن این کار که تحت عنوان تظاهرات چنان و اعتراضات چنین، از سوی همۀ رسانه های بزرگ هم پوشش داده شد و برایش کلی تبلیغ شد، به جایی کشید که صدای میشل عون، رئیس جمهور کشور را هم درآورد که از کوره در رفت و به تظاهرات کنندگان گفت خودتان بروید.

    در عراق هم موضوع چندان تفاوتی نداشت، چون آنجا هم انتخابات دمکراتیک است و مورد ایراد اساسی نیست. البته بعضی نتیجه اش را نمیپسندند که مشکل خودشان است… به  هر حال، در آنجا نیز همین شعار دوریالی سر داده شد و هنوز هم عده ای دنبالش هستند.

    فهمیدن این امر که نمیتوان از تمامی طبقۀ حاکمۀ یک کشور دمکراتیک خواست که بروند، خیلی مشکل نیست. اصلاً بروند که چه کسی بیاید؟ ولی آنهایی که میخواستند این دو کشور را به هر قیمت که هست بر هم بریزند، چنین شعار مسخره ای را رواج دادند و متأسفانه یک مشت نادان را هم پیدا کردند که بریزند توی خیابان و شعاری بدهند که مرغ پخته را هم به خنده میانداخت. ایرانیهایی که از این هر دو تعریف کرده و میکنند، فراوانند و لزومی به اسم آوردن نیست.

    در مورد ایران و در وضعیت فعلی، کمابیش شاهد موقعیتی مشابه هستیم. کمابیشی که قسمت کمش این است که انتخابات جمهوری اسلامی، نه از دور و نه از نزدیک، هیچ ارتباطی به دمکراسی ندارد. بخش بیش هم البته دارد: اینکه شعار همه بروند دادن، بدون داشتن جایگزین، در ایران از لبنان و عراق بسیار خطرناکتر است. چرا؟ اول به این دلیل که چون از دمکراسی خبری نیست، موجه تر میتواند جلوه کند و این بر خطرش میافزاید. چیزی را بردن و جایگزینی نداشتن، آنهم در زمینۀ سیاست، بی نهایت خطرناک است و هر چه هست، حتماً خوش عاقبت نیست. دوم اینکه اسباب این بدعاقبتی، در ایران بسیار فراهم است و اصلاً هدف اصلی آنهایی که میخواهند منطقه را زیر و رو کنند و بدهند دست اسرائیل، ایران است، نه عراق یا لبنان.

    دنبال خلأ سیاسی رفتن، یکی از نابخردانه ترین افکاری است که ممکن است به ذهن کسی خطور کند. خلأ سیاسی یعنی جنگ همه علیه همه، همانی که هابز توصیف کرده و بقیه از قول او تکرار میکنند. او گفته در این حال آدمی گرگ آدمی میشود و همه نیز همینطور ترجمه کرده اند که فقط نارسا نیست، زشت هم هست. در این وضعیت آدمی دَدِ آدمی میشود، نه گرگ. وقتی هیچ نظم سیاسی نباشد، آدمیان از حیات انسانی به سطح حیات ددان نزول میکنند. فرصتی بود برای گفتن دو کلمه راجع به این ترجمۀ تحت اللفظی و نارسا و البته بسیار رایج که مدتها روی دلم مانده بود.

    از تدقیقات لسانی گذشته، این موقعیت تقریباً هیچگاه در عمل دست نمیدهد و به نهایت نادر است. یعنی اسباب ادارۀ‌ سیاسی جامعه و نظم سیاسی، به یکباره رخت برنمیبندد. وقتی مرکز سیاسی و دولتی نباشد، نهاد های دیگر اجتماعی وظایف آن نهاد اصلی را بر عهده میگیرند. فئودالیته همین بود، ملوک الطوایفی هم که در ایران میگویند، در هنگام سقوط دولت مرکزی مجال ظهور پیدا میکرد. یعنی وقتی دولت نبود، میدان به تاخت و تاز نهاد ها و گروه هایی داده میشود که اصلاً حقی بر قدرت سیاسی ندارند و گاه اصلاً کارشان این نیست. صفویان، تا قبل از رسیدن به سلطنت، فرقۀ ‌درویشان مسلح بودند. میپرسید چه ربطی بین درویشی و حمل سلاح هست؟ از بابت مفهومی هیچ، ولی خط واصل بین این دو، آن موقعیت سیاسی است که دولتی موجود نیست و کارش زمین مانده که هر کسی چهار نفر را دور خود جمع کرد بتواند بردارد. شیخ صفی الدین هم مشتی مرید داشت، فرصت مناسب بود که مسلحشان کند و دم و دستگاه راه بیاندازد. چون دولتی هم نبود، شد ملجأ یک عده مردم بی پناه و…

    البته امروز قرار نیست دولت ایران از بین برود و آنهایی که میخواهند نابودش کنند تا وضعیتی شبیه به لیبی پیدا کند، از حالا هم به فکر این هستند که چه کسانی را جایگزین آن کنند و وحدت کشور را به کثرت مبدل سازند. گفتم چه کسانی و نه چه کسی را، چون هدف از بین بردن وحدت است، مثل لیبی و برنامه از ابتدا این است.

    حال نتیجه گیری از این حرفها خطاب به تظاهرکنندگانی که نقداً میخواهند منار اسلامی اسلامی را از بنیان برکنند،  بدون اینکه چاهی برایش کنده باشند و بدتر از آن، بدون اینکه بدانند قرار است جای خودش چه بگذارند. اصل حرفی که میزنید و برنامه ای که دارید بسیار درست و متین است. این منار را که گذاشته اند وسط خیابان و مزاحم همه است، باید برد گذاشت در مسجد که جایش همانجاست، نه جای دیگر. ولی فکر این هم باشید که جای خودش چه خواهید گذاشت. نمیشود فقط به نصف کار فکر کنید و بقیه اش را به امید خدا رها سازید. هنوز کار از کار نگذشته و وقت هست. نگویید که دمکراسی میخواهم یا حقوق بشر میخواهم، اینها درسی است که هر بچۀ دبستانی میتواند پس بدهد و در عمل هم میتواند به هر جایی ختم شود. ببینید دقیقاً چه رژیمی قرار است بیاید و چه کسی قرار است برایتان بیاورد. از این حرفهای نامعقول هم نزنید که خودمان همگی رهبریم و کارها خودش درست خواهد شد و… چهل سال پیش، پدرانتان همین جور دلخوشی ها را داشتند که کار کشید به اینجایی که هستیم. اگر اینهمه از آنها انتقاد کرده اید و مایلید که کارتان به افتضاح نکشد، از همین الان به فکرش باشید، رژیم که افتاد دیگر دیر است و دور زود از دستتان درمیاید.

    خلاصه اینکه در نهایت، باید فکر کنید که قرار است خودتان برای خودتان تکلیف تعیین کنید یا اینکه اختیارتان را بدهید دست چهارتا رسانۀ  دروغپرداز خارجی یا اصلاً همین فیسبوک و همتایانش. این فکریست که باید از همین حالا بکنید، نه فردا. لشکر آمال خودتان باشید، نه سیاهی لشکر توطئۀ دیگران.

    رامین کامران

    ۱۶ ژانویۀ ۲۰۲۰، ۲۶ دی ۱۳۹۸

    برگرفته از سایت iranliberal.com

  • ” انقلاب نیمه کاره “

    به بهانه سالگرد قیام بهمن 1357

    سیروان هدایت وزیری

    وقتی که حوادث و واقعه ای همچون قیام بهمن را در ذهن خود ترسیم می کنیم ، از خود می پرسیم که واقعه سال ۵۷ صرفا یک قیام بود و یا یک انقلاب !!!

    ابعاد و عظمت تحولاتی که در سال ۵۷ رخ داد ، بی شک از یک قیام فراتر بود و این تحول به یک تغییر ماهوی جامعه فراروید . با پایان دادن به یک سلطنت و ساقط کردن یک سلسه دیگر از رژیم های سلطنتی در ایران به توسط مردم ، می‌توان آن را انقلاب نامید ، ولی انقلاب نیمه کاره !  از این نقطه نظر ، انقلاب  ، با توجه به دست بدست شدن قدرت سیاسی ناهنجار  ، از گام بعدی و نهایت تکمیل آن باز ماند و نیمه کاره ماند . بر این حسب ،  قدرت سیاسی از سلطنت سلسله پهلوی بازستانده شد و اما قدرت به سلطنت مابانه مذهب تعویض گردید  و این مکانیزم دست بدست شدن قدرت سیاسی ، شک و شبهه را بوجود می اورد که تحولات سال ۵۷ نه انقلاب ، بلکه صرفا یک  قیام بشمار می  آید .

    آنچه که به نظرات ساقط شوندگان و خلع سلاح شوندگان در تحولات سال ۵۷ نیز بر می گردد ، تحول در سال ۵۷ “ وقوع یک کودتایی سیاسی بیش نبوده است “.

    در هر صورت  ، هر چه زمان از وقوع سال ۵۷ می گذرد , خیلی از “ اما “ و “ اگر “ ها مطرح می شوند . و هرچه زمان به سالگرد قیام ۵۷ اضافه می شود  ، شک و تردید ها برای تکرار همچون تحولی افزایش می یابد . ولی براستی چرا  قیام  به انقلاب تام و تمام تبدیل نشد ؟ و چه عواملی سد راه این تحول شد ؟ . آنچه که پیداست ، نیروهای سیاسی و روشنفکران جامعه در آن زمان نقش اساسی را در روند و پروسه تحولات سال ۵۷ را ایفا کرده اند .  بطوریکه غیر سیاسی بودن کلیت جامعه در آن زمان ، نقش روشنفکران و اقلیتی از فعالین سیاسی را هر چه بیشتر برجسته تر کرده بود و آنان در تعیین جهت و انتخاب مهر های سیاسی از راست تا چپ ، نقش اساسی را داشته اند .

    آنچه که پیداست و نظر بر این نیز هست ، اماج و امال قیام ۵۷ تکمیل یک انقلاب بورژوایی -دمکراتیک بود که این امال و آرزو ،  از سوی خیلی از نخله های سیاسی در گذشته دنبال  شده بود  و برایش مبارزه کرده اند . انقلاب مشروطه ، جنبش های مترقی ملییت ها در ایران ، همانند  جمهوری آذربایجان ،جمهوری  کردستان ، جمهوری گیلان ، مبارزات قشقایها و خیلی دیگر از مبارزات مترقی‌ .

    ولی جامعه در تحت حاکمیت جمهوری اسلامی برخلاف این اماج و آرزوها جهت داده شد . روند طبیعی بعد از قیام این می باید می شد که دولت  موقت بازرگان و با همکاری سوسیالیست و دمکرات ها کاملا استقرار پیدا می کرد و به دنبال آن جامعه را به سوی یک جامعه بورژوایی و سکولار سوق داده می شد  و این مکانیزم  ، می توانست جامعه ایران را متعادل و بیشتر کلاسیکه نماید  . ولی استراتژی احزاب برادر همانند حزب توده در پیروی از خطوط کنگره ۲۰ اتحاد جماهیر شوروی وقت ، با برهان “ راه رشد غیر سرمایه داری به سوسیالیسم “ و “ دولت عموم خلقی “ جبهه ارتجاع مابانه خمینی را مستحکم کرد و با توجیهه اینکه خمینی “ ضد امپریالیستی ‘ و به طبع آن ، اقدامات حکومتی اش “ عموم خلقی “ است ، به طرفداری از خمینی برخاست و در عین حال خمینی را ترغیب نمود که اعضای دولت موقت را ، “ مشتی وابسته به استکبار جهانی و امپریالیست هستند “ به حساب آورد . در این راه “ موفقعیت هایی “ بوجود آمد و اعضای دولت موقت که عمدتا بخشی از لایه های روشنفکر و طرفدار مصدقی بودند ، به حاشیه رانده شدند و سقوط کردند ، در همینجاست که انقلاب نیمه کاره می ماند و قدرت سیاسی به دست ، ارتجاع “ ضد امپریالیست “ می افتد . با به دستگیری قدرت سیاسی از جانب ارتجاع  ، خصومت هایی علیه امریکا ‌بوجود می اید ، بطوریکه همه مسائل دیپلماتیک تحت الشعاع قرار می گیرد و تنظیم روابط بین المللی از جانب حکومت جمهوری اسلامی به زیگ زاگ های غیر متناوب تبدیل می شود . و در عرصه اقتصاد نیز از رشد موزون باز می ماند ، طوریکه خمینی به این اعتقاد می افتد که “ اقتصاد مال خر است “ .  در نتیجه آنچه که برجسته می شود و مایه علائق حزب توده و شرکاه نیز می شود ، نه پایه های مادی جامعه ، بلکه  صرفا سیاست با مایه های ضد امپریالیستی دولت حاکمه است . در اینجاست که تز “ راه رشد غیر سرمایه داری به سوسیالیسم “ و در عین حال به اصطلاح “ برآیند رشد سیاسی جامعه ‌به سوی سوسیالیسم “ انگار در جامعه مهیا شده است ،  که  “حقانیت حکومت جمهوری اسلامی ”  از سوی آنان برسمیت شناخته می شود .

    آنچه که شایان توجه نیز هست ، هماهنگی بخش عظیمی از نیروهای چپ و “ مدافع سوسیالیسم ‘ با سیاست “ راه رشد غیر سرمایه داری “ و دولت عموم خلقی “ خمینی بود  . در اینجا هرچه “ شعار های “ ضد امپریالیست “ و شیطان بزرگ امریکا “ برجامعه ایران تنین می افکند ،  به همان نسبت توهم به “ برآیند سیاسی جامعه به سوی سوسیالیسم “ بیشتر می شود ، در اینجا  برگ برنده به سود “ اتحاد جماهیر شوروی ‘ سابق تمام  می شود . اما آنچه که برای این نوع چپ ها مطرح نمی شد ، تحقق خواست مردم در جهت تکمیل انقلاب بود . خواست استقرار جمهوری به معنای کلمه : “ حکومت مردم بر مردم ، جدایی دین از دولت ، آزادی بی قید و شرط سیاسی احزاب و افراد جامعه ، آزادی زنان در همه قلمروهای شخصی و خصوصی ، لغو تبعیضات عقیدتی ، فرهنگی ، جنسی و قومی و ملییتی ، احقاق حقوق قوم و ملییت ها، تا مین رفاه اجتماعی همانند بیمه ، بهداشت رایگان برای همه آحاد جامعه ، حق تشکیل اتحادیه و سندیکای کارگران و کارمندان ، پایبندی به مفاد و منشور سازمان ملل متحد ، استحکام روابط حسنه با تمامی کشور های عضو سازمان ملل متحد و از جمله کشورهای مجاور” . این خواست و آرزوها تا جایی نادیده و فراموش می شوند ، تا حدی که دستاورد قیام ۵۷ تهی به نظر می رسد ، اما جیب چپاولگرها ی حکومتی پر و مایه دار . شاید بتوان گفت زمینه های عملی پر شدن جیب ها ی چپاولگران مدیون سیاست پراگماتیستی , دولت به اصطلاح “ عموم خلقی “ خمینی و دیکته شدن سیاست به اصطلاح ، ضد امپریالیستی و امریکایی از جانب احزاب سیاسی از جمله حزب توده بوده باشد .

    در هر صورت آنچه که می توان از قیام بهمن سال ۵۷ و بعد از این واقعه ، درس گرفت ، این هست که سیاست های تاکنونی  رژیم جمهوری اسلامی  در پیروی از ضدیت با به اصطلاح “ امپریالیستم “ و “ استکباری جهانی  ، ًجامعه ایران را از هر لحاظی خدشه دار نموده ،  و در پی آن اقتصاد را ورشکسته کرده و با سیاست یک بام و دو هوا  ، ایران را به نیشخند جامعه جهانی در آورده و آسیب های اجتماعی را چند صد برابر کرده است . قهتی ، گرسنگی ، فقر و فلاکت در جامعه ایران و تحت ستم مضاعف قرار دادن ملییت های گوناگون ایران , و در عین حال اتهام بی جای  رژیم در به اصطلاح وابستگان ” استکبار جهانی ” و سرکوب آنان بخاطر این نوع  توجییهات ، نمونه های ناگوار این نوع سیاست هاست . با این وجود اینها ،  آنچه که قابل توجه نیز هست ، خیلی از نیروهای به اصطلاح چپ و سوسیالیست در پیروی از  این سیاست های رژیم  ، هنوز هم سردرگمند و با گرفتن ژست های  ” ضد سرمایه داری  ” و ” امپریالیستی ”  موجب هرچه فرسایشی کردن طول عمر رژیم و سیاست های  تا کنونی آن می شوند .  اینک آنان آنقدر خود را ضعیف می بینند ، که ترجیح می دهند در گزار سیاست   ” ضد سرمایداری ” و ” امپریالیستی ” و در عین حال در ناشی ازغلتیدن به پوپولیسم ،  خود را در آغوش رژیم احساس کنند .

    در هر حال ، اگرچه حدود چهل و یک سال از قیام 22 بهمن  می گذرد ، ولی همچنان بعنوان یک انقلاب نیمه کار پا برجاست .  زیرا که مبارزات مردم تا به این حال برای تحقق خواست خود بدون وقفه ادامه داده اند . در اینجا وظیفه نیروهای انقلابی هست که با درک مسائل دمکراتیک و ماهیت انقلاب دمکراتیک آن ، انقلاب نیمه کاره ای که در چنبره رژیم جمهوری اسلامی مسدود شده ، بازستانند و آن را تکمیل نمایند .

     به پاس جانبختگان قیام بهمن سال 57 .

     

  • تصویری از اوضاع کنونی  ایران

    “پایان تاریخ” چهل سال بربریت و بن بست نظام

    امین بیات

    مردمان ایران ما  با معضل  بیکاری، گرانی، گرسنگی، کمبود دارو و امکانات پزشکی ، نبود آزادی ، وفور ترور و خفقان ، کشتار جوانان  در خیابان  دستگیری  زندان  و شکنجه ، کمبود  مدیریت  کار آمد، دخالت  در امور  زندگی همسایگان وتروریسم بین المللی و داخلی… مواجه میباشد.

    میلیونها  انسان گرفتار در زندان  بزرگی چون ایران  دچار مرگ  زود رس ، عوارض  بیماریهای قابل  پیشگیری ، آلودگی محیط زیست، انواع تبعیضات ، شکاف عمیق  فیمابین  ثروتمندان  و تهیدستان ، سرنگونی هواپیما و کشتار دسته جمعی مسافران و… هر روز بر همه گان  اثراتش آشکارتر، میشود.

    و از طرفی مسابقه تسلیحاتی  امپریالیستی در جهان  و بخصوص  آزمایش جنگ افزارهای  مرگبار  در خاور میانه، ایران و تداوم  شروع  جنگ  و تهدید های مداوم متقابل ، زراد خانه های هسته ای و تبلیغ آنها  در جهت بر پائی و ساخت مراکز هسته ای در کشور های رشد نیافته وعقب نگهداشته  شده، با مصرف میلیاردها  پول از ثروت ملی ، مردمان کشورهای دور و نزدیک و از جمله ایران را در جهت مسابقات تسلیحاتی  هسته ای میکشانند.

    مردمان بسیاری دربخش زیادی از کشورهای آسیائی، آفریقائی وایرانی را درمعرض قحطی قرار داده اند، شتاب روز افزون مهاجرت به کشورهای اروپائی فزونی یافته، رکود اقتصادی در ایران فاجعه آمیز است.

    البته که در اغلب کشور های سرمایه داری هم بحران وجود دارد، اما به جهت دارا بودن  از سیستم   تامین  خدمات  اجتماعی، رغم بیکاران کنترل شده است، با این وجود گرایشات نژاد پرستی ، راست افراطی و نئوفاشیستی  در حال گسترش  و نشانه های بارز آن در انتخاباتهای گوناگون  در کشور های  مختلف  با  افزایش  رای  گرایشات  راست  را میتوان مشاهده، نمود، و درایران  تنها خودیها  آنهم با شیوه فاشیستی مصدر کارند و انتخاباتها در ایران تا کنون آزاد نبوده و خودیها بمجلس  راه یافته اند و در مصدر کارند.

     و همچنین در سالهای گذشته در اروپا و درکشورهای آسیائی ، عربی، آفریقائی و ایران شاهد حضور میلیونها  زن  و مرد دراعتراض به  سیستم های سرمایه داری وعملکردشان  و همچنین علیه جنگ و مخالفت با  سلاحهای هسته ای، متحدا در دفاع از محیط زیست، علیه بیکاری ، قحطی، تبعیض  و… میباشیم.

    یکی از مهمترین راه برون رفت از بحرانها در ایران ،راهی که مردمان کشورما را در راه رهائی اجتماعی  و تحقق آرمانهای حقوق بشر، حقوق اجتماعی میسرمیسازد ، وآنها  را به تامین خدمات  بهداشتی،آموزشی ، مسکن،  کار، سلامت زندگی  نزدیکتر میکند، همانا اتحاد و  همبستگی  و  همکاری اقشار تهیدست جامعه  یعنی  طبقه زحمتکش  علیه سیستم سرمایه داری عقب مانده و متحجر مذهبی ، میباشد،که سالیان درازیست، ادامه دارد.

    آنهائی که در ایران مدعی “اصلاحات” بودند و  هستند و بخصوص  در سیستم  سرمایه داری  از  نوع  اسلامیش ، بزرگترین  دشمنان فرزندان این آب و خاک بودند و هستند، که جز  توهم  پراکنی ، گسترش  فقر، بیکاری،  گرانی ،    و پر کردن جیب  خود سالهاست  که  ارمغانی نداشته اند،  موعظه های ” اصلاح طلبانه”  این  طیف  عقب   مانده نتوانسته جلوی مبارزه  اقشار مختلف را  بگیرد  و می بینیم  که  با هر اتفاقی  در ایران  صدای  رسای اعتراضات  مردم  به  گوش جهانیان میرسد و حتی با کشتار عمد، نتوانستند  جلوی حرکت  عمومی  مردم  را  بگیرند ،  نمونه  اعتراضات بعد از کشتار آبانماه، و زدن آگاهانه هواپیمای مسافر بری و کشتن 176 نفر.

    کسانیکه وعده ونوید بمردم میدهند که درایران سیستم سرمایه داری مذهبی “صلح آمیز”  کمک  به  رفع  بیکاری، افزایش دستمزد کارگران ومزد بگیران وبهبود محیط زیست ورفع تبعیضات  و…خواهد  کرد، مزدوران  سرمایه اند    و از خون زحمتکشان تغذیه میکنند، و جوهر اصلی و عملکرد ضد انسانی سرمایه را از مردم مخفی نگهمیدارند، و به  تحمیل  هر چه بیشتر استثمار بر توده های زحمتکش  جهان  و بخصوص  مردمان”جهان سوم” مانند کشور ما  ایران،  میباشند.

    بیکاری وفقرامروز درایران معضل اصلی ، فارغ التحصیلان ، کارگران بیکار ، زنان است  که با  کابوس  وحشتناک  آن  خواب خوش رااز چشمان  جوانان ربوده و سینه درمقابل گلوله سپر میکنند ،عاملین  بیخبر سرمایه  آنهم  تحت  پوشش ایدئولوژی  ارتجاعی مذهبی به آن دامن میزنند، غافل ازاینکه نخواهند توانست  حتی  با کشتار  و قتل  عمد  جلوی ارتش بیکاران و گرسنگان را بگیرند.

    بنظر من اقتصاد سرمایه داری جهانی نمیتواند از دو مسئله ی اصلی  یعنی  بحران  اشباع  تولیدات  و  تورم  افسار گسیخته، به بحرانهای گریبانگیرش خاتمه دهد، و برای رسیدن و گذرازاین بحرانها  بدنبال شروع  جنگ  و مصرف تولیدات جنگی در خاور میانه و ایران، میباشد و جزیره آرامش را نا امن خواهند کرد.

    مطامع سرمایه  داری بیشتر در خدمت اهداف  ضد بشریش، جهت  بالا  بردن سود  است  که  با  گسترش  تکنولژی مدرن کمک به تخریب و کشاندن جوامع حتی مردم را به نتایج غیر قابل باور و بخصوص  در  جوامعی  مانند  ایران رسانده است.

    مردمان کشور ما با مبارزه  مشترک خود  برای دستیابی به  حقوق بشر در ایران باید  جنبشهای کارگری  را علیه بورژوازی  سازماندهی کنند تا توازن قوا در کشور ایجاد گردد و مردم به  آگاهی طبقاتی دست  یابند  و به آن عمل کنند، جنبشهای  معترض کارگری در شهر های مختلف ایران  در هفت تپه ، اراک، تهران و… ادامه  دارد.

    امروزه گرایش حاکم بر سرمایه داری هر چه  بیشتر  بسوی جهانی  شدن  در نوسان است  و  وعده های دروغین  تامین  آب، نان، مسکن، آزادی به مردمان جهان میدهد و در این رهگذر به پشتیبانی دولتهای وابسته  بخود  همت میگمارد و از عملکرد وحشیانه ، تبعیض آمیز این دولتها بنفع مطامع خود استفاده میکنند، رژیم در حوادث سیل و  زلزله نشان  داد که کاری نمیتوانند، بکند.

    اکثریت مردمان جهان درکشور های عقب مانده زندگی میکنند، و باسقوط فاجعه آمیز  سطح  زندگی ،  فقر  مطلق،  قدرت خرید  مزد بگیران را به70%کاهش داده است و درایران ما بطور تقریبی نیروهای بالقوه  بیکارند  و ثروت اندوزی  در اختیار در صد کمی از وابسته گان به رژیم اسلامی  قرار دارد  و آنرا به مصرف خودیها  میرسانند  و اکثریت مردمان جامعه را آگاهانه از همه امکانات اجتماعی  محروم نگهداشته اند  تا  بمرور زمان نابود، شوند.

    امروز ما شاهد تخریب محیط  زیست در ایران  هستیم ، ایران تبدیل  شده  به مخفی  گاههای  زباله های  اتمی  و فضولات خطرناک  کشورهای سرمایه داری، تخریب  جنگلها  و تبدیل  به  بیابانهای خشک  که  در معرض  خطر     سیل و خرابی قرارگرفت اند، پیآمد اینگونه اعمال همانا  تخریب  محیط زیست وبیشتر بوقوع   فجایع  اکولوژیکی       در کشور ما اتفاق خواهد افتاد که دامن  به عقب ماندگی  بیشتر  در خدمت  اهداف  سرمایه داری  جهانی  خواهد بود ، در حقیقت  وابستگی به عقب ماندگی هر چه بیشتر  گلوی زحمتکشان ایران را خواهد فشرد.

    اگر کارگران  و  زحمتکشان ، محرومین  جامعه ، حاشیه  نشینان  شهری،  زنان ،  بیکاران ،  دانشجویان ،   به    شرایط غیر قابل تحمل زندگیشان ازخود مقاومت مشترک معترضانه  نشان  ندهندکه میدهند،  حکومتهای  سرمایه داری   و  بخصوص حکومت ارتجاعی  جمهوری اسلامی خود بخود عقب  نشینی  و سرنگون  نخواهد  شد،  باید  تهیدستان به زور قدرت را ازارتجاعی ترین قشر جامعه که قدرت دولتی مذهبی است راباز پس بستانند  و گسترده‌ترین  دمکراسی را برای وسیعترین اقشار جامعه  ایرانی در ایران آینده، پیاده کنند.

    بحران عمیق اخلاقی و محیط زیستی  در جمهوری اسلامی  به  اوج  خود  رسیده  است، رشد  نا  برابری ،  فساد   عمیق  اخلاقی، تهدید حقوق بحق زنان ، اعمال خفقان در جامعه ، تهدید  علوم  انسانی  و ادبیات  و خلاقیت  های     ادبی و هنری، اختناق مداوم  از جمله جنایاتی  است که جمهوری اسلامی ایران بر جامعه تحمیل، کرده است.

    مخالفین سیاسی ، روشنفکران  متعهد  جامعه ، طبقه  زحمتکش  شدیدا  مورد  آماج   حملات  غیر  انسانی  دست  اندر کاران حکومت  اسلامی ایران  مانند کشتار آبانماه  شده اند و شدیدا سرکوب ، دستگیر،  شکنجه   و  مخفیانه      آنها را  قتل عام کرده اند، در مقابل اینگونه توحش و آدم کشی بکدام موسسه بین المللی پناه برد؟ بنظر من فقط در ایران باید در پناه هم بود.

    درس آموزی ازانقلابهای جهان مانند  قیام 1953  در آلمان شرقی، قیام 1956  و 80  – 1981   کارگران لهستان،    انقلاب 1956 مجارستان ،69 -1968  بهار  پراگ، و هر آنچه  رژیم  جمهوری اسلامی  در  جهت   احیای سرمایه      داری و قبول  اهداف  دیکته شده توسط سرمایه داری پیش رود بهمان اندازه باید  مقاومت  فعال  توده ای  جوانان بیکار ، کارگران بیکار، زنان بیکار ، کشاورزان فقیر و… افزوده گردد، جهت قرار گرفتن درمقابل بحران  اقتصادی  در ایران باید جمعی و آگاهانه، الویتها و نحوه تحقق خواستها را، و اداره دمکراتیک اقتصاد در مقابل قوانین  بازار جهانی  اعمال  کرد و با درس آموزی از تجارب گذشته با تصییح مواضع شکست خورده  و نا موفق ، البته  تاریخ شاهد  این است  که هیچ مبارزه ای خطا نا پذیر ی و اشتباهات در آن اجتناب نا پذیر است.

    سرمایه داران  در کشور های امپریالیستی  می پندارند  که  کارگران هم ردیف  سایر شهروندان  هستند، این  ادعا اما با واقعیت  چندان  دور نیست ، یکی از دلایل این مهم  این است که  شهروندان  به آگاهی  طبقاتی نسبتا  زیادی  دست یافته اند ودراین کشورها  از حد اقل مزایای زندگی یعنی  کار – آب –  نان  و مسکن  و سندیکا ، آزادی  و… برخوردارند، و در اثر مبارزات خستگی ناپذیر طبقه ی کارگراین کشورها بدست آمده است،اما ازاین غافل نباید  شد  که ا کثریت  کارگران کارخانجات کشور های متروپل سرمایه داری شهروندان کشور های دیگر  مانند  ترکیه، بلوک شرق، کشور های عربی ، ایرانی و..هستند  که نان بخورو نمیر میگیرند، اندوخته این کارگران هیچگاه نمیتواند به  میزانی برسد که برای ادامه زندگی دیگرنیازی به کار کردن نداشته باشند، کارگران  در روند  تولید تحت  کنترل  و نظارت  دائمی هستند، تنها هدف سرمایه داران تولید مداوم  شبانه روزی است، و کارگران ایران متحد با  کارگران جهان باید قرار بگیرند.

    اما وظیفه نیروهای آگاه این است که نباید با معیار های از پیش تعیین شده  قدم بر دارند ، نیروهای  مترقی باید با  اتخاذ و ابتکارات  سیاسی،عملی وتئوریک به زنده  بودن و فعال بودن آن  و در یک صف مشترک قرار گرفتن  در مقابل نظام سرمایه داری باستند و  از مبارزات  و تجربه کارگران جهان استفاده کنند.

    یاد آوری جنایات بورژوازی همیشه باید در دستور کار روز قرار بگیرد، سرکوبهای جنبش همبستگی در لهستان ، جنایات پل پت در کامبوج ، کشتار و حمله به افغانستان توسط شوروی ، سرکوب دانشجویان  در میدان  ” تین آن مین”چین، کشتاردرسوریه، حمله به عراق ، حمله به  لبنان، حمله  به  فلسطین  و بالاخره  کشتار 67- 88 – 96 وآبانماه 98 در ایران ، شرم بشریت است.

    جامعه مصرفی و  خصوصی کردن ایران:

    ایران و بخصوص پس از انقلاب 57  بیک جامعه ی مصرفی تبدیل شده است، کالاهای وارداتی با  پول  فروش  نفت       به ایران توسط طبقه حاکمه  یا اقشار بالای جامعه ، آخوند  با عمامه یا  آخوند کراواتی ، تنها  عامل  مصرفی   کالا  های وارداتی امپریالیستی شدند  و ثروتهای بیکران  به جیب زدند، با گرفتن  وامهای  چند  صد میلیاردی از  بانکها     و پرداخت نکردن آنها ، بانکها راعملا  ورشکسته  کردند  و رونق اقتصادی وابسته را نیز به کمترین  شرایط   خود کشاندند، و با سیاستگزاری های نابخردانه  و مذهب گرایانه ی خود  ، مردم  را گرفتار تحریم   کمر شکن  اقتصادی کردند که رهائی از آن غیر ممکن  گشته ، با نظم موجود  در ایران  و آن میزان حد اقل رفا  برای طبقات مختلف  که  درحال فروپاشی وبه اضمحلال خود رسیده است، بسادگی میتوان پیش بینی کرد که اگر تحریم ها ادامه یابند که ادامه خواهند یافت  و نفت فروخته نشود، دولت قادر  نخواهد شد حقوقها  را پرداخت کند  و با امکانات کنونی حتی مسئله حد  اقل موادغذائی راتامین کند، امروزدرایران کالاهای مصرفی مواد غذائی در بد ترین شرایط از لحاظ استانداردهای بین المللی قرار دارند و دارای کیفیت حتی سالم هم نیستند  و آلوده  به مواد مضر شیمیائی  هستند، و علاوه  بر این خصوصی کردن فزاینده مواد مصرفی مردم را از بر قراری مناسبات اولیه انسانی  محروم کرده است.

    این همه  موانع، در کل جامعه کمک به افسردگی در سطح بالائی کرده است  و برای غلبه  بر آنها  باید  استراتژی مشخصی تدوین شود.

    سقوط فرهنگ و اخلاق در ایران:

    خطر ناکترین پیامد خصوصی سازی ، خصوصی شدن انسانها  در ایران است، که همراه  با سقوط همه جانبه اخلاق، شیوه تفکر، سقوط فرهنگی  به ارث رسیده ، مردم شده است.

    مردمان ایران طی چهل سال با قبول ئیدئولوژی حاکمیت یعنی دولت مذهبی وقوانین ارتجاعی آن  و رواج روز افزون خرافات ، فساد اخلاقی، دروغ  و  دزدی  رادر سطح عمومی  نهادینه  کرده اند، و با خصوصی کردن  انسان  که  از “جامعه مصرفی” پدید می آید ، فروپاشی شروع شده ، وارتش گرسنگان و بیکاران در حال پیوستن بهم و در تلاش برای زندگی بهترند، راه چاره را گذراز تمامیت جمهوری اسلامی ایران ارزیابی میکنند، ودانشگاها  دراعتراض بسر میبرند.

    سرنوشت تشکلهای کارگری در سرتاسر ایران که تحت حاکمیت ضد  کارگری هستند  بسیار غم انگیز است، در ایران  تشدید تضادهای اجتماعی گریبان رژیم سرمایه داری مذهبی عقب مانده ی ضد انسان ایرانی را، گرفته است، و  بهیچ  وجه ازجنایات مرتکب شده دولت مذهبی  ترس و واهمه ای ندارند و به این دلیل  دولت مذهبی انسان  کش ایران  در میان کارگران  بخصوص  و سایر اقشار جامعه  کاملا بی اعتبار و شکننده  بطور واقعی  شده اند  و هنوز این  دولت  مذهبی ارتجاعی بخود نیامده  و می پندارد که با گرایشات  ئیدئولوژی مذهبی عقب مانده، واپسگرایانه خود ، میتواند خلاء اخلاقی دولتیان و کمبود ها را پرکند .

    با روانه کردن گرایشات  مذهبی درون اعماق جامعه ،نظیر تبلیغ خرافات، تحجر، ستایش خشونت و تبلیغ آن ، نفع و سرکوب اشکار حقوق شهروندان ایرانی، مخالفت با برابری مردان و زنان ، دامن زدن به عملکردهای  نژاد  پرستی ، تنفر اکثریت مطلق مردمان ایران را نسبت بخود را بر انگیخته  است، آخرین  نمونه ی آن سرنگون کردن  آگاهانه و عمدی هواپیمای مسافر بری بود، که سه روز به قلب واقیعیت و دروغ پراکنی  پرداختند  و عاقبت  در برابر اسناد  معتبر بین المللی که روی میز سران آدم کش سپاه  قرار داده شد  که  ببیند  این هواپیما با  موشک  شما  زده   شده است، و  آنها را مجبور به اقرارکردند، یعنی برای به انحراف کشاندن پرتاب راکتهای خود به عراق با توافق  آمریکا در بی خطر بودن آنها و برای حفظ آبروی نداشته ا شان از جان 176 نفر انسان  بیگناه مایه  گذاشتند ، و این همان ” افول فرهنگی ” و سقوط اخلاقی که چهل سال نفی واقعیتها  و پایمال کردن حقوق  شهروندان ایرانی  بوده  است، حتی  خانواده ی کشته  شدگان را مجبوربه ممنوعیت مراسم خانوادگی کرده اند اما برای تروریستی آدم کش هزاران نفررا سه روز ازاین شهر به آن شهر با بوق وکرنا کشاندن و جان صدها  فر را گرفتند، که مثلا به جهانیان برسانند ما هنوز طرفدار داریم.

    چرا باید از قید و بند رژیم سرمایه داری و در یک کلام از جمهوری اسلامی ایران عبور کرد:

    راه حل غلبه بر بحرانها در ایران  جدا از بحرانهای جهانی نیست، و در گرو مبارزه علیه  اقتصاد  وابسته، مالکیت خصوصی بر ابزار تولید با هدف کسب سود ، و رفع  استثمار، و درآوردن علم  و صنعت  در خدمت نیازهای انسانی است، که قابل کنترل هم میباشد تا بتواند در کل جامعه توان فکری آزاد  گردد و با  یک مدیریت  جمعی با  برنامه و گسترش آن به کل جامعه قابل تصور است، برای ارتقاع  کیفیت زندگی عامه  مردم ایران، و  زنده  ماندن، بدون  از میان بر داشتن حاکمیت  ارتجاع مذهبی  در ایران هیچ مبارزه  جدی ای در جهت از میان بر داشتن کلیه خطراتی که محیط زیست طبیعی در ایران را تهدید میکند  میسر  نیست، تصمیم گیریهای محوری  و تکنیک های تولیدی باید از دست شرکت های خصوصی خارج  شود و بعهده گروههای اجتماعی قرار داده  شوند که  قابل  کنترل باشند،  برای مردمان ایران مهمترین حرکت توده ای که مانع بر سرراه مداخله امپریالیسم در امورداخلی ایجاد کنند، یک پیشرفت غیر قابل انکاراست، برای مردمی که ار هستی ساقط شده اند ، اقتصاد ویران، و قادر به تضمین رشد سریع  سطح حد اقل ممکن و شایسته نیستند، زنان و مردان  قادر به رسیدن به آزادی و حق انتخاب هستند و میتوانند  و باید نا برابریهای ناشی از استثمار را درجامعه بزرگ ایران  افشاء  بیرحمانه کنند، یعنی جلوی خود کامگی دولت  مذهبی  و تسلط بازار را بگیرند، و توده های مردمی فقط در مقاطع نادری  در زندگیشان بصورت معترض واقعی  وارد کار زار مبارزه میشوند و آن  زمانی است که متوجه میشوند  زندگیشان در شرایط غیرانسانی و غیر قابل تحمل  رسیده است  و مردم ایران این دوران را میگذرانند، درایران فصل تاریخی تازه ای ورق خورده و پی آمد های این مبارزه، فروپاشی سیستم ترور و خفقان و انسان کشاش عامدانه خواهد بود و انحلال کلیه نیروهای سرکوبگر رژیم اسلامی را در پی خواهد داشت،  هدف ما اتحاد در عمل در کلیه زمیته های مبارزه علیه  کلیت سیستم موجود درایران است، و به ” حکم وجدان” و همچنین تعهد اخلاقی در کنار هم به کلیه تحقیر های چهل ساله پایان میدهیم.

    17..01.2020    برابر با 26 دیما 98

    امین بیات

    Bayat.a@freenet.de

    https://www.facebook.com/amin.bayat9

     

     

         

     

     

     

  • وبینار جبهه جمهوری دموکراتیک لائیک ایران

     

     

    (سمینار اینترنتی) وبیناربرای آشنایی بیشتر دوستانی که علاقمند به شناختن و شروع به فعالیت درجبهه جمهوری دمکراتیک و لائیک ایران دارند، یا گروه های جمهوریخواهی که مایل به پیوستن به جبهه هستند. دراین جلسه دو ساعته پس از معرفی جبهه و روند پیوستن به آن، به سوالات حاضران پاسخ داده خواهد شد.

    تاریخ جلسه: شنبه، 22 فوریه، 2020

    زمان: ساعت 21.00 به وقت اروپای مرکزی

    محل: اتاق گفت وگو در اپلیکیشن زوم (zoom)

    https://www.zoom.us/join

    درروزجلسه، هم ازطریق کامپیوتر و هم ازطریق تلفن می توانید وارد این سیستم واتاق “نشست وبینار “جبهه شوید. شماره اتاق روزجلسه به وسیله ایمیل برای شما فرستاده خواهد شد. نیم ساعت قبل از شروع جلسه اتاق بازخواهد بود تا مشکلات تکنیکی میهمانان را حل کنیم.

    دوستان علاقمندی که نیاز به همیاری و اموزش طرز کار با اپلیکیشن زوم و ورود به جلسه را دارند، لطفا در صورت تمایل به شرکت ، برای برنامه ریزی بهتربه ما اطلاع دهید.

    اطلاعات تماس:

    info@iranliberal.com

    به امید گفتگویی خوب در روز شنبه

    با دوستی و احترام

    کارگروه تبلیغات و روابط عمومی جبهه جمهوری دمکراتیک و لائیک ایران

  • جلسه پالتاکی تدارک ایجاد صف متحد اول ماه مه درخارج از کشور 

    دعوتنامه!

    به جمع ها وتشکل‌های ایرانی درخارج ازکشور

    بادرود به رفقا!

    هرساله مراسم روزجهانی کارگر باشرکت کارگران وزحمتکشان جهان درصفی فشرده برگزارمیشود و درایران نیز باوجود ممنوعیت مراسم مستقل روزکارگر،کارگران وتشکلهای کارگری به اشکال مختلف اینروز را با هم طبق‌های های خود درسراسرجهان برگزارمیکنند. این مراسم باشکوه وجهانی هرساله جانی تازه و دوباره درهمبستگی جهانی این طبقه میدمد. مانیزدرتبعید بنوبه خود این مراسم راشکوهی بیشتر میدهیم وپژواک عدالتخواهی واستثمارزدائی اززندگی کارگران وزحمتکشان درایران وافشای سیاستهای ضدکارگری حکومتیان هستیم.
    همانطورکه میدانید برگزاری این مراسم درداخل کشوربا خطرهمراه است. هرساله ماموران اطلاعاتی وامنیتی, لباس شخصیها ومزدوران حاکمیت به تجمع اعتراضی کارگران وزحمتکشان حمله میبرند وشمار بسیاری ازآنها ر ا مورد ضرب وشتم وبازداشت وشکنجه وبخشا به حبسهای طویل المدت وقرون وسطایی محکوم میکنند..
    باوجوداین جنبش کارگری ودیگرجنبشهای اجتماعی عقب ننشسته واعتراض ومبارزه خود را جهت تحقق مطالباتی اشان ادامه می دهند.خیزش های عظیم دی 96 وآبان98  سیمای عمومی جامعه ایران را تغییرداد وراه حل بیرون آمدن ازبحران چهل ساله رژیم جمهوری اسلامی را درعمل بیان کرده اند.
    ازاینروضروری است که دراول ماه مه امسال ما نیزبه تدارک اردوی پشتیبانی ازاعتراضات ومطالبات عمومی کارگران و زحمتکشان کشورمان درخارج از کشور بپردازیم ودرضرورت انعکاس مبارزات آنان صف متحدی را سازمان دهیم.

    برای آزادی بی قید وشرط نمایندگان کارگران، حامیان آنها وتمامیِ زندانیانِ سیاسی از زندانهای سراسرکشور

    برای مطالبات عمومی جنبش کارگری وجنبشهایِ مردمی

    برای فشرده کردن صفوف مدافعان آنان ودوری ازپراکندگی

    با شرکت دراین جلسه و دیالوگ همگانی جهت راهیافتی موثرتر و رساتردرخارج ازکشور بکوشیم.

    موضوعات جلسه

    چگونگی گامهای مشترک سراسری حول اهداف و مطالبات عمومی کارگران ایران. یکساعت و نیم

    تشکیل شورای برگزاری سراسری اول ماه مه درخارج ازکشور. یکساعت و نیم

    زمان ومکان پالتاکی:

    روز یکشنبه 16 فوریه از ساعت هفت شب تا ده شب

    بوقت اروپای مرکزی

    اتاق هم صبحتی

    Hamsohbati

    در کادر جستجو نوشته و کلیک شود

    و یا

    Hamsohbati:Room Name

    Hamsohbati

    Category: Sports & Hobbies

    Subcategory:Other

     

    زمان پالتاک به وقت سایر نقاط

    ساعت ۱3 به وقت آمریکا –  واشینگتن
    ساعت 03:00 به وقت استرالیا – پایتخت

    ساعت 2:00 به وقت مرکز کانادا
    ساعت 21:30 به وقت ایران
    ساعت ۱8 به وقت لندن

    شورای مستقل همبستگی باجنبشهای اجتماعی درایران

    Iransolidarity@gmx.at

    4.2.2020

    تلفن برای کسب اطلاعات قبل از برگزاری جلسه

    سیامک مؤیدزاده: 00491775652192

    تلفن برای ارتباط در طول جلسه برای رفع مشکلات پالتالکی

     اصغر فتاحی: 0031207860047

     

     

  • نامه سرگشاده به آقای جوزپه بورل

    نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست خارجی و امور امنیتی

    ما این نامه را معروض میداریم تا توجه ویژه جنابعالی را به آنچه در ایران، بر اکثریت عظیم مردم میگذرد، جلب نمائیم. ما این نامه را از طرف «همبستگی برای آزادی و برابری در ایران» می‌نویسیم. همبستگی برای آزادی و برابری در ایران از ده حزب و سازمان سیاسی اپوزیسیون ایران تشکیل شده است و برای دستیابی به آزادی و برابری و استقرار یک جمهوری دموکراتیک، جدائی دین و دولت و فدرالیزم در ایران مبارزه میکند.

    جناب آقای جوزپه بورل همانگونه که مطلعید در تعاقب درگیریهای شدید و تنش آمیز سیاسی میان رژیم جمهوری اسلامی ایران با دولت ایالات متحده آمریکا و افزایش خطر جنگ، در سحرگاه چهارشنبه ۱۸ دی ماه (۸ژانویه) یک فروند هواپیمای مسافربری اوکراینی در نزدیکی تهران در اثر اصابت موشک های پدافند ضدهوائی  ایران سقوط کرد و ۱۷۶ سرنشین آن کشته شدند. مقامات جمهوری اسلامی تا سه روز پس از این فاجعه حاضر به پذیرش مسئولیت این جنایت نبودند و در نهایت زیر فشار افکارعمومی جهان و خانواده های قربانیان، مجبور به اعتراف شدند که هواپیما به دلیل “خطای انسانی” و “غیر عمدی”، هدف موشک پدافند هوایی ایران قرار گرفته و سقوط کرده است. مسببین این جنایت تلاش می‌کنند  تا شرائط درگیری با ایالات متحده آمریکا و خطای فردی را عامل این فاجعه قلمداد کنند.

    در پی این واقعه بار دیگر مردم در شهرهای ایران در اعتراض به حکومتی که برای جان انسانها هیچگونه ارزشی قائل نیست به خیابانها آمدند.

    سابقه رژیم جمهوری اسلامی ایران در نقض حقوق بشر و سرکوب مخالفان، کشتار، دستگیری، زندان و شکنجه به درازای بیش از چهل سال حاکمیت نظام اسلامی است.

    جناب آقای جوزپه بورل بطور حتم مطلع هستید که از روز ۱۵ ماه نوامبر سال گذشته، به دنبال اعلام گران شدن بهای بنزین، تظاهرات وسیعی در غالب شهرهای ایران در اعتراض به گرانی، بیکاری و وضعیت فلاکتبار اقتصادی صورت گرفت. خواست مردم کاهش هزینه های زندگی، رفع بیکاری و تامین حداقل نیازهای یک زندگی متعارف انسانی با برخورداری از حق آزادی بیان، تشکل مستقل مدنی، صنفی و اجتماعی و حق اعتراض و اعتصاب بود. حکومت ایران اعتراضات مردم را با خشونت تمام پاسخ گفت و در خیابانها آتش به روی آنها گشود. کشتار و ترور برنامه ریزی شده مردم عادی در اثر شلیک تک تیراندازها از بالگردها و بالای ساختمان‌ها و همچنین شلیک گلوله‌های مرگبار به جمع تظاهرکننده صورت گرفت. بسیاری از گزارش‌ها حاکی از آنند که مردم معترض، از جمله کودکان، از ناحیه‌ی سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته اند. بر طبق آمار غیر رسمی، تنها در فاصله پنج روز بیش از هزار و پانصد تن از معترضین کشته شده و بیش از هفت هزار نفر دستگیر و در زندانهای مختلف کشور به بند کشیده شدند. حکومت تا کنون از اعلام تعداد کشته شدگان و بازداشت شدگان خودداری کرده است.

    طبق مشاهدات شاهدان عینی، مامورین حکومتی اجساد و همچنین افراد مجروح را از بیمارستان ها بیرون برده و به مکانهای نامعلومی منتقل کرده اند. رژیم تلاش میکند تا بدین طریق بر جنایات صورت گرفته سرپوش گذارد.

    بر طبق شواهد عینی در روزها ی پس از تظاهرات اجساد بسیاری از قربانیان در نقاط مختلف پیدا شده است. بر اساس اخبار موثق، بسیاری از دستگیر شده گان زیر شکنجه بوده و در زندانهای رژیم در معرض خطر مرگ قرار دارند. دستور برخورد خشونت آمیز مستقیما توسط شخص خامنه ای و موافقت و نظارت دولت و دیگر مسئولان نظام صادر و اجرا شده است و این در تمام چهل سال گذشته سیاست رایج رژیم جمهوری اسلامی بوده است.

    رژیم برای جلوگیری از پخش اخبار این خشونت بی سابقه و پخش گزارش در شبکه های اجتماعی، برای مدتی اینترنت را قطع نمود.

    میشل باشله کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد روز ۶دسامبر۲۰۱۹ (۱۵ آذر ۱۳۹۸) در مورد شمار قربانیان اعتراضات آبانماه در ایران ابراز نگرانی نمود و در بیانیه خود نوشت:« براساس گزارش‌ها، از زمان آغاز اعتراضات جمعی در روز ۱۵ نوامبر تا کنون دست کم هفت هزار نفر در بیست و هشت استان از سی و یک استان ایران بازداشت شده‌اند و کمیسر عالی به شدت نگران شرایط بازداشت این افراد، از جمله فشار جسمی، نقض حق برخورداری از روند رایج قضایی و طرح این احتمال که ممکن است تعداد قابل توجهی از آنان به جرایمی متهم شوند که مجازات اعدام را در پی دارد.” همچنین در تاریخ ۱۸ دسامبر قطعنامه‌ای در محکومیت وضعیت حقوق بشر در ایران در مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسید. علاوه بر این نهادهای دیگری از جمله سازمان عفو بین الملل گزارشاتی در این زمینه داده اند.

    تمامی گزارشها نشان از نقض مکرر حقوق بشر و جنایت علیه بشریت توسط نیروهای انتظامی، امنیتی و همچنین نیروهای اطلاعاتی و در پوشش لباس شخصی های رژیم جمهوری اسلامی ایران دارد.

    تضییقات و دستگیری مخالفین، محاکمات چند دقیقه ای و احکام اعدام یا زندانهای طویل المدت، سیاست جاری این رژیم  در برخورد با مخالفین خود بوده وتا به امروز در ابعاد بسیار گسترده همچنان ادامه دارد.

    پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت در مورد آتش بس جنگ ایران و عراق، دولت ایران در تابستان ۱۹۸۸ به فرمان خمینی نزدیک به پنج هزار زندانی سیاسی را در کمتر از سه ماه و در پی محاکمات چند دقیقه ای به جوخه های اعدام سپرد و در گورهای دستجمعی دفن کرد و حتی از اعلام محل دفن آنان به خانواده های آنان خودداری کرد.

    ربودن و کشتار نویسندگان و روشنفکران، اعزام تیمهای ترور برای کشتن مخالفین در خارج از ایران، تهمت زدن جاسوسی و «عامل بیگانه» به معترضین و موارد متعدد دیگر که پرونده ای قطور است.

    هم اکنون هزاران نفر در زندانهای رژیم در بند هستند و اعتراضات و اعتصابات مردم برای ابتدائی ترین خقوق اولیه شان هر روزه ادامه دارد.

    جناب آقای جوزپه بورل، شهروندان ایران شیفته زندگی بهتر و تشنه آزادی و عدالتند و به حمایت و پشتیبانی بشردوستانه بین المللی نیاز دارند.

    ما از شما درخواست میکنیم که با توجه به وضعیت بسیار سختی که مردم ایران در آن گرفتارند، بیشترین تلاشها در روابط دوجانبه و در مجامع بین المللی، در جهت اعمال فشار به رژیم حاکم بر ایران صورت بگیرد تا این رژیم:

    •  تعداد جانباختگان و دستگیرشدگان تظاهرات مردمی ماه نوامبر را هر چه زودتر اعلام کند . ما خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی هستیم.
    •   حق و امکانات خانواده ها برای پیگیری وضعیت کشته شدگان و اسیران در بند را تامین کند
    •   امکان دادخواهی را برای خانواده ها تامین و تضمین کند
    •   به اعزام یک هیات مستقل بین المللی برای رسیدگی به جوانب حقوقی و قضائی سرکوب و کشتار کم سابقه ای که در نیمه دوم ماه نوامبر به وقوع پیوسته و همکاری با این هیات برای روشن شدن تمامی جوانب آن متعهد شود
    •   حق آزادی بیان و اندیشه، تجمع و اعتراض مسالمت آمیز، اعتصاب و ایجاد تشکل های مستقل را طبق موازین اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای پیوسته آن به رسمیت شناخته و به اجرا گذارد
    •    اجازه سفر به گزارشگر ویژه کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد به ایران برای بررسی مشخص و نقض آشکار و مستمر حقوق بشر در ایران و بویژه سرکوبگری بیسابقه اعتراضات مسالمت آمیز در ماه نوامبر گذشته، داده شود.

    در پایان پیشاپیش از اقدامات عاجل شما در این زمینه سپاسگزاری میکنیم.

    همبستگی برای آزادی و برابری در ایران

    ۲۱ ژانویه ۲۰۲۰

     اتحاد دمکراتيک آذربايجان – بيرليک، جنبش جمهوري‌خواهان دموکرات و لائيک ايران، حزب تضامن دمکراتيک اهواز، حزب دمکرات کردستان ايران، حزب دمکرات کردستان، حزب کومه له کردستان ايران، حزب مردم بلوچستان، سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران، شورای موقت سوسياليست‌های چپ ايران، کومه له زحمتکشان کردستان

  • گزارش دیدار با خانم مالو درایر استاندار ایالت راین لند فالز در آلمان

     طرح خواسته های هیئت نمایندگی در این نشست

     

    برگردان ناهید جعفرپور

    هموطنان عزیز!

    در پیروی و دفاع از مبارزات و اعتراضات بحق خیابانی مردم ایران بر علیه جمهوری اسلامی برنامه های مبارزاتی مختلفی فارغ از هر گونه منافع گروهی تدارک دیده شده اند که می باید در سطوح مختلف در راه افشاگری رژیم انجام پذیرند..

    بدین خاطر نامه های سرگشاده ای به وزیر خارجه آلمان و استاندار ایالت راین لند فالز در افشای چهره ی واقعی جمهوری اسلامی نوشته شدند. در این راستا نیز در تاریخ پنجم فوریه دیداری با ریس جمهور ایالت راین لند فالز خانم مالو درایر صورت گرفت. در این دیدار هیئت ای متشکل از ایرانیان با دیدگاه های متفاوت سیاسی شرکت داشتند.

     بحث های صورت گرفته در این دیدار بر حول مبارزات مردم ایران در راه آزادی و عدالت اجتماعی تمرکز داشت و از خانم مالو درایر خواسته شد که سرکوب مردم از طرف جمهوری اسلامی بدون هر اما و اگری قاطعانه نقد گردد و از سیاستمداران آلمان خواسته شود و به سیاست گفتگوی انتقادی تا کنونی که فقط به نفع رژیم و در تقابل خواسته های مردم ایران است ، پایان دهند. کلیه خواسته های ما کامل ارایه گردید که متعاقبا به اطلاع همگان خواهد رسید. خانم مالو درایر در پایان یک ساعت و نیم مذاکره قول داد که تلاش کند تا با نماینده حقوق بشر آلمان تماس گیرد و خواسته های ما را با ایشان مطرح کند و خواستار وقت ملاقاتی برای هیئت ما با نماینده نماینده حقوق بشر آلمان و همچنین از پارلمان اروپا شود.

    یکی دیگر از خواسته های ما این بود که مقامات آلمانی بویژه رییس جمهور آلمان آقای اشتاین مایر به مناسبت ۲۲ بهمن چون همچون دو سال گذشته پیام تبریکی به مقامات جمهوری اسلامی نفرستد.

    از دیگر نکات مطرح شده شرایط زندگی پناهندگان و دانشجویان ایرانی مقیم ایالت ما بود. در این مورد قرار گذاشته شده چنانکه مشکل اقامتی برای دانشجویان و یا خطر اخراج برای پناهندگان پیش آمد این افراد به هیئت ما مراجع کنند تا مشکلات شأن پیگیری شود.

    اعضای هیئت:

    خانم پروفسور پرستو فروهر

    خانم دکتر نرگس اسکندری گرونبرگ

    خانم منیره برادران

    آقای فریبرز جعفرپور

    آقای شکری طریق

    آقای مهدی جعفری گرزینی

    آقای بهروز اسدی

                                                                             خواسته ها:

    جمهوری اسلامی یک رژیم بنیادگرا و دیکتاتوری است که قوانین منشور حقوق بشر و برابری انسانها در مقابل قانون را نمی پذیرد.

    هدف جمهوری اسلامی  همه جا برقراری حاکمیت شیعیان می باشد.

    در جمهوری اسلامی، اقلیت های ملیتی و مذهبی از تمامی حقوق جامعه مدنی محروم می باشند.

     شما روزانه در باره وضعیت ایران مطلعید. دقیقا در همین زمان ضروری است که بجای تنها یک درخواست تجدید نظر از ایران کاملا روشن با کلمات و بیان واضح خواسته های ما را اعلام نمایید. انسانها در ایران امروزه با به خطر انداختن زندگی شان برای برقراری آزادی و دمکراسی و حقوق بشر به خیابان ها گسیل می شوند . انها نیاز به پشتیبانی دارند. سیاست فشار و سرکوب و نقض مداوم و گسترده حقوق بشر و بخصوص مرگ 176 انسان بیگناه نشان داد که رژیم ایران، بی تفاوت به نظرات متفاوت مردم با حداکثر خشونت و سرکوب و ارعاب قصد حفظ قدرتش را دارد.

    آنها تلاش می کنند با دروغ و فریب، مردم را شستشوی مغزی بدهند. اما اعتراضات در ایران نشان دادند که جهان دیگر نمی تواند و نباید این نقض آشکار حقوق بشر را تحمل کند. آنها هرگز روی وعده ها و توافق ها نخواهند ماند بلکه همواره منافع خودشان و نه منافع مردم را دنبال می کنند. مذاکره با آنان تنها به ثبات و حفظ نظام و سرکوب بیشتر مردم ایران خواهد انجامید.

    دیگر زمان “دیالوگ نقادانه” مدتهاست که گذشته است. اکنون زمان، زمان عمل کردن و مقابله و طرح خواسته های مشخص است.

    ما خواهان فشار قابل لمس در مناسبات با جمهوری اسلامی برای احترام به حقوق بشر و حق آزادی بیان می باشیم.

    شما می توانید از اتحادیه اروپا بخواهید که یک هیئت مستقل برای زیر نظر گرفتن وضعیت مردم و هزاران زندانی سیاسی به ایران فرستاده شوند:

    1، علنی کردن تعداد کشته و دستگیر شدگان اعتراضات ماه نوامبر 2019

    2، آزادی زندانیان سیاسی

    3، تضمین حقوق خانواده های کشته شدگان و زندانیان به منظور تهیه اطلاعات جامع

    5، ایجاد شرایط قانونی برای برقراری عدالت و همچنین روال قانونی برای خویشاوندان دستگیر و کشته شدگان.6، ما خواهان حق آزادی اتحادیه ها و آزادی بیان که تنها از طریق یک انتخابات آزاد ممکن خواهد بود، می باشیم. مردم ایران باید بتوانند بدون ترس و تعقیب و زندانی شدن عقاید خویش را بیان کنند.7، جنبش های اجتماعی ایران باید از حق اعتراض و اعتصاب و تحصن مسالمت آمیز برخوردار بشوند.8، باید جهت تحقیقات و بررسی در مورد قتل ها و کشته شدن های وحشیانه در نوامبر 2019، نمایندگان بین المللی مستقل به ایران فرستاده شوند.  9، حق بیان و آزادی عقیده و اندیشه، حق تجمع و اعتراضات مسالمت آمیز، حق اعتصاب و حق آموزش از طریق سازمان های مستقل بر مبنای منشور جهانی حقوق بشر10، اجازه مسافرت گزارشگران رسمی جامعه بین الملل برای بررسی نقض مداوم حقوق بشر بویژه سرکوب وحشیانه اعتراضات مسالمت آمیز در نوامبر 2019  11،  176 نفر انسان بیگناه درسقوط هواپیمای مسافر بری اکرائینی قربانی منافع رژیم جمهوری اسلامی شدند. تا کنون تنها دروغ و اطلاعات نادرست و فریب از سوی جمهوری اسلامی بیان شده است. وابستگان قربانیان بسیار ناراحت هستند که آنها هیچ اطلاعاتی کسب نمی کنند و حتی در برخی موارد تهدید هم میشوند. انسان باید خودش را بجای دنبال کردن منافع اقتصادی در موقعیت این خانواده ها قرار دهد. مردم ایران نیاز به دخالت خارجی در امور کشورشان ندارند اما خفقانی که رژیم حاکم در ایران ایجاد کرده است تنها در جهت اثبات قدرتش است. از صلح و ثبات و امنیت منطقه صحبت می شود اما ما می گوییم که صلح در منطقه در صورتی برقرار می شود که رژیم جمهوری اسلامی دیگر وجود نداشته باشد. در این صورت دیگر برای کشورهایی مانند آمریکا هیچ بهانه ای برای ماندن در منطقه و درگیر شدن در جنگ وجود نخواهد داشت.مردم ایران خواهان صلح هستند و جنگ نمی خواهند و خواهان تسلیحات اتمی نیستند. به همین دلیل ما از شما و دولت فدرال آلمان و دولت ایالت و احزاب آن درخواست داریم، هر تلاشی که می توانید انجام دهید تا مردم ایران بتوانند نظرات خویش را برای آزادی و دموکراسی بدون خطر برای زندگیشان و زندان و دستگیری و شکنجه بیان نمایند.

     

  • نگاهی به وارسی و چشم انداز شعارهای اعتراضی درایران طی ماه‌های آبان، آذر و دی 98

    امیر جواهری لنگرودی

    بهمن98 برابر ژانویه 2020

    amir_772@hotmail.com

     

    طی سال های گذشته درمواقع گوناگونی،من با جمع آوری شعارهای جنبش های اجتماعی مردمان جامعه ما،به انتشارآن مبادرت ورزیدم *.انجام این کاربرایم با تحلیل روخداد های اجتماعی متباین می گردد.  

    شعارها درنوع خود به شناخت عوامل وخصلت ها وویژگی های حرکت اجتماعی می انجامد وبه ما کمک می کند که دریابیم که مردم برسرچه مطالباتی خم می گردند وچه گروه های مختلفی را نمایندگی می کنند وموقعیت شرایط عینی وذهنی جامعه رابرما روشن وآشکارمی سازند.

    برای خوانش متن در اینجا کلیک کنید

  • ایالات متحده آمریکا و اسرائیل، فلسطین و فلسطینی ها را لگد مال می کنند…

    سیلون سیپل

    عضو هیئت تحریریه پیشین لوموند و نویسنده، اوریان بییست و یکم، 30 ژانویه 2020

     

    ترجمه بهروز عارفی

     

    با صحنه نمادینی روبرو هستیم: ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در کنار بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل و در غیاب فلسطینی ها ، یعنی ذی نفعان اصلی مسئله، «طرحِ قرن» خود را اعلام کرد. واقعیت این است که این طرح ابتدائی ترین حقوق فلسطین ها را به ریشخند می گیرد، حقوقی که در سطح بین المللی به رسمیت شناخته شده اند.

    اعلام « توافق قرن» از سوی دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در سه شنبه 28 ژانویه  که قرار است «صلح  فراگیر» به اسرائیلی ها و فلسطینی ها عرضه کند، کسی را غافلگیر نکرد. خطوط برجسته ی محتوای آن بتدریج آشکار شده بود. از جمله جارِد کوشنِر، داماد دونالد ترامپ و تهیه کننده اصلی متن آن، با همدستی رون دِرنِر سفیر اسرائیل در واشینگتن، در کنفرانس بحرین در ژوئن 2019 از آن پرده برداشته بود. همان گونه که روزنامه هاآرتص یادآوری کرده، این پیمان «به صورتی نوشته شده که فلسطینی ها آن را رد کنند. و شاید لُب کلام این طرح در همین نهفته است» (1).

    با بررسی مطبوعات مردم پسند اسرائیل و نیز گوش دادن رادیوهای اسرائیلی در روز چهارشنبه، می توان فهمید که جامعه اسرائیل در لحظه ای از سرخوشی همگانی به سر می برد که با احساس ابرقدرتی و مصونیت همراه است. شاید از زمان پیروزی نظامی در جنگ ژوئن 1967 و فتح سرزمین های فلسطین، مصر و سوریه،  نظیر آن را به خود ندیده باشد. با ترامپ، حقوق بین المللی در ردیف افکار کهنه و منسوخ قرار گرفته و از این روست که اسرائیلی ها او را این قدر دوست دارند.

    این پیمان به دنبال دو سال فقدان کامل ارتباط بین کاخ سفید و حکومت اسرائیل از یک سو، و تشکیلات خودگردان فلسطین که قاعدتا باید امضا کننده سوم این طرح باشد، از طرف دیگر منتشر می شود. از سوی دیگر، ترامپ پیش از انتشار علنی آن، بدون هیچ شگفتی، فقط از بنیامین نتانیاهو و رقیب اش در صحنه سیاست داخلی اسرائیل، (ژنرال) بنی گانتس رهبر مخالفان دعوت کرده بود که در پایتخت آمریکا حضور داشته باشند.

     چه اهمیتی دارد(who cares) ؟

    فلسطینی ها کوچکترین حق ابراز نظر در مورد این طرح را نداشتند. در زمان مقتضی از آن ها خواهند خواست که در مورد طرح اسرائیلی-آمریکائی نظر دهند. اگر آن را پذیرفتند، چه خوب. اگر با آن مخالفت کردند، دیگر چه بهتر، زیرا بهای این کار را خواهند پرداخت. چه اهمیتی دارد (who cares) ؟ همان طوری که میکائل کوپولوُو، رئیس یک اندیشکده (تینک تانک) یهودی مترقی آمریکائی، «فوروم سیاست اسرائیل» (Israel Policy Forum)، می نویسد « طرح ترامپ یک تئاترپوچ و ابلهانه است ». از همان آغاز، همه روند این طرح، مثل یک همکاری آمریکائی-اسرائیلی هدایت شده که هدف آن، تحمیل فرمان سرهم بندی شده به فلسطینی هاست که  در غیاب و علیه آنان تهیه شده است.

    محتوای این طرح، بدون تردید به همه انتظارهای اردوگاه استعماری اسرائیل پاسخ می دهد. حتی قرار نیست یکی از 230 شهرک استعماری (کولونی) هم در سرزمین های اشغالی برچیده شود. دولت واقعی فلسطینی در افق دیده نمی شود، بلکه سرزمینی است  در هشت قسمت مجزا و بدون ارتباط با یکدیگر در کرانه باختری رود اردن (برای آینده ی  سرزمینیِ غزه، به غیر از واگذاری دو ناحیه کوچک (مینی) توسعه صنعتی و کشاورزی در صحرای نِگِو، هیچ چیز پیش بینی نشده). این مجموعه مینی-بانتوستان هائی را پیرامون شهرهای عمده تشکیل می دهند، آن گونه که قصد و نیت (و طرح) اسرائیلی ها آن را اقتضا کند. همه چیز در این طرح فقط به تمایلات اسرائیل پاسخ می دهد. برای عدم ایجاد مزاحمت نسبت به «یک پارچگی سرزمینی» اسرائیل، جهت ارتباط بین بانتوستان ها، پل ها و تونل هائی (بدون تردید، زیر کنترل اسرائیل) خواهند ساخت. آخرسر، از نگاه اسرائیلی ها، آن ها به عمده ی خواسته های شان رسیده اند: این طرح پیش بینی می کند که فورا دره اردن  را در تمامیت آن و نیز دیگر ناحیه های کرانه باختریِ پیرامونِ محدوده ی  بزرگ شهرک ها را به اسرائیل ضمیمه کنند. این الحاق از هم اکنون بر روی نقشه هایی که دولت ترامپ ارائه داده است، ثبت شده است.

    در مجموع اسرائیل 35 تا 38 درصد از خاک کرانه باختری را غصب می کند.

    « توافق قرن» (یا به قولی «معامله قرن») ، کرانه باختریِ تکه تکه شده و تکیده بر روی 15 درصد از سطح خاک اولیه فلسطین را سخاوتمندانه به فلسطینی ها می دهد. جزئیات این طرح در مدت چهارسال قابل مذاکره است و البته نه خطوط راهنمای آن. اگر فلسطینی ها آن را رد کنند – که این کار را قبلا کرده اند-  این الحاق ها برای اسرائیل باز هم آسان تر خواهد شد. نتانیاهو بارها در این جهت تعهد کرده است. بنی گانتس، رقیب او، با شور و حرارت از این ایده پشتیبانی می کند.  جمعیت یهودی اسرائیل از الحاق سرزمین های فلسطینی به  طور گسترده ای حمایت می کند.

     مستعمره سازی ای از این پس، قانونی !

    در این طرح، البته که بیت المقدس فقط پایتخت اسرائیل باقی می ماند، فلسطینی ها مجبورند به پایتختی «در حوالی آن» قناعت کنند. اما در مورد آوارگان [فلسطینی]، راه بردی برای «جبران خسارت» تهیه خواهد شد، بدون این که توضیحی در این مورد داده شده باشد، و البته به هیچ کدام از این آوارگان اجازه بازگشت، حتی به سرزمین های فلسطینی اشغالیِ کنونی، داده نخواهد شد و اسرائیل سلطه «امنیتی» یک جانبه خود را همچنان حفظ خواهد کرد.

    در مقابل همه هدیه های ترامپی، اسرائیل در پایان چهارسال، «شهرک های غیرقانونی» را برخواهد چید. یادآوری کنیم که در سال 2017، قانونی از مجلس اسرائیل گذشته که تقریبا کلیه شهرک های موسوم به «وحشی» یا «غیرقانونی» را به شرطی که از روی «حسن نیت» ساخته شده باشند، «قانونی» اعلام کرده است. از طرف دیگر، اگر فلسطینی ها طرح را بپذیرند، اسرائیل تعهد خواهد کرد که در مدت چهار سالِ گذار، بر روی زمینی که به آن ها اختصاص یافته، شهرکی نسازد. البته این نکته مفروض است که سرزمینی که اسرائیل ضمیمه  کرده، به روی شهرک سازی  که آمریکا  آن را «قانونی» می شمارد، باز خواهد بود.

     عضویت در سازمان جهانی صهیونیستی چطور ؟

    آخرسر، اسرائیل باید بپذیرد که فلسطینی ها بتوانند سرزمین غیرنظامی شده، با مرزهای داخلی و خارجی زیر کنترل اسرائیل و بدون دیپلماسی مستقل را «دولت فلسطین» بنامند (طرح ترامپ مدعی ست که متکی بر «راه حل واقع بینانه دو دولت» است). شکل بندی دولت پیشنهادی ترامپ با آن چه اسرائیلی ها  از مدت ها پیش، «کمتر از یک دولت» می نامند، مطابقت دارد. تازه جای تعجب نیست که این اعلام استقلال فلسطین نیزبه تمایل خوب وبد اسرائیل بستگی خواهد داشت. پیش بینی شده که تشکیلات خودگردان در این مدت باید تکلیف حماس را روشن کند تا «به روشنی نشان دهد که تروریسم را نفی می کند». در غیراین صورت، نیمچه دولت وابسته ای که به آن ها پیشنهاد می شود، واقعیت نخواهد یافت !

    نتانیاهو برای اطمینان از این که چنین دولتی هرگز به واقعیت نخواهد پیوست، افزوده است که تشکیلات خودگردان باید اسرائیل را به عنوان دولت یهودی به رسمیت بشناسد.  هیچ بعید نیست که اگر این خواست اسرائیل پذیرفته شود، می توان تصور کرد که پس از پذیرش آن، و علاوه بر آن اسرائیل ، از تشکیلات خودگردان بخواهد که به سازمان جهانی صهیونیستی نیز بپیوندد…

    برای متعادل ساختن این طرح عجیب و غریب، مطابق با واژه هائی که نتانیاهو همواره طرفدارش بوده، صلح اقتصادی دهن پرکنی به فلسطینی ها پیشنهاد کرده اند. اگر آن ها فرمان آمریکائی-اسرائیلی را بپذیرند، در یک دوره ده ساله، از کمک مالی 50 میلیارد دلاری بهره مند خواهند شد. این کمک برای پشتیبانی از «اقتصاد فلسطین و کشورهای عرب مجاور» اختصاص یافته، پنج میلیارد دلار آن برای ایجاد «دالانی» بین غزه و کرانه باختری مصرف خواهد شد. این کمک مالی برای جبران مطالبات ملی که  فلسطینی ها از دست خواهند داد، در نظر گرفته شده است.

    در اسرائیل، از چند هفته پیش، بحثی درباره چگونگی انضمام سرزمین های تقدیمی ترامپ در گرفته است. آیا نتانیاهو این سرزمین ها را پیش از انتخابات 2 مارس ضمیمه خواهد کرد یا نه ؟ او خواهان این کار است، زیرا فکر می کند که به خاطر شعفی که کشور را فراگرفته، چنین کاری از نظر انتخاباتی برای او بسیار مفید واقع خواهدشد. اگر او به چنین کاری دست زند، این الحاق از دره رود اردن فراتر خواهد رفت، چرا که این ناحیه خشک است و جمعیت کمی دارد (53 هزار فلسطینی و 8هزار مهاجر اسرائیلی) ولی  منطقه ای «استراتژیکی» (راهبردی) است و 22درصد سرزمین کرانه باختری را تشکیل می دهد ؟

    نگرانی های دولت اردن

    رقیب نتانیاهو، گانتس مدت هاست که با این الحاق موافق است. اما ملک عبدالله، پادشاه اردن از پیامدهای چنین عملی بر ثبات پادشاهی اش بسیار نگران است، زیرا 45 درصد جمعیت آن فلسطینی هستند. او تهدید کرده که در چنین صورتی، پیمان صلح با «دولت یهود» را لغو خواهد کرد (2). ارتش اسرائیل نیز از پیامدهای احتمالی این کار در کشور اردن هراس دارد. علاوه بر آن، اگرچه گانتس، ترامپ را «دوست حقیقی»  اسرائیل معرفی و از طرح او تمجید کرده است ، اما با الحاق دره اردن پیش از انتخابات 2 مارس مخالف است. او قول داده در صورت رسیدن به نخست وزیری «از فردای آن روز، طرح را اجرا خواهد کرد». این نکته ها، وضعیت صحنه سیاسی اسرائیلی را به وضوح نشان می دهد، جائی که دو رقیب بر سر این دعوا می کنند که کدام یک از الحاق های آتی بیشتر بهره مند خواهد شد.

    در این رهگذر، مشاهده می کنیم که واقعیتی به فراموشی سپرده شده است. مفهوم الحاق چیست ؟

    الحاق بیت المقدس (اورشلیم) و جولان نمونه هائی هستند که نشان می دهد پس از انضمام ناحیه های جدید کرانه باختری به اسرائیل، چه وضعی پیش خواهد آمد. روز بعد از جنگ ژوئن 1967، اسرائیل بیت المقدس شرقی را ضمیمه کرد و این الحاق با قانونی در روز 30 ژوئیه 1980 در مجلس اسرائیل رسمیت یافت که آن را در «قانون های بنیادی» اسرائیل، که برای این کشور ارزش قانون اساسی را دارد، ثبت کرد. فلسطینی ها از چهل سال پیش دوفاکتو (درعمل) در بخش ضمیمه شده ی شهر بیت المقدس زندگی می کنند و امروز چهل درصد جمعیت شهر را تشکیل می دهند و با این که از نظر قضائی در اسرائیل زندگی می کنند و از قانون اسرائیلی تبعیت کرده به آن دولت مالیات می پردازند، هرگز اجازه رای دادن در انتخابات مجلس به آنان داده نشده است.

    وضع در مورد دشت جولان نیز به همین منوال است. هنگامی که اسرائیل ضمیمه می کند، خاک و سنگ را ضمیمه می کند (که «یهودی» می شوند) اما نه انسان هائی را که بر روی این خاک زندگی می کنند. این ها از هر حق سیاسی محروم می مانند.  فراموش نکنیم، ما در قرن 21 هستیم …

    دست کم وضع این الحاق ها روشن است: در زمینه حقوقی، این ضمیمه ها را در چارچوب تبعیض بین شهروندانِ قدرتِ «الحاق گر» و مردم  سرزمین های ضمیمه شده ثبت می کنند.

     برای کسب آرای اوانجلیست های آمریکائی

     در هفته گذشته، ترامپ اعتماد به نفس زیادی داشت. فلسطینی ها چه خواهند کرد ؟ « شاید در مرحله نخست، پاسخ آنان منفی باشد، اما در واقع، [این طرح] برای آن ها بسیار مثبت است». (3) ترامپ که گمان می برد با فشار آمریکا موفق به کشاندن ایران برای مذاکره مجدد درباره انرژی هسته ای نظامی خواهد شد، قصد دارد فلسطینی ها را نیز وادار به قبول طرح خود زیر فشار کند. به هر حال، این طرح بیشتر برای جلب نظر موافق رای دهندگان اوانجلیست (انجیلی مذهب ها) تهیه شده تا یافتن راه حلی برای منازعه فلسطین-اسرائیل. تا کنون،  تشکیلات فلسطینی نشانه ای از تسلیم نشان نداده است. اما، ترامپ خلع سلاح نمی شود: در مرحله بعدی، کسی چه می داند ؟

    باوجود این، در فلسطین، به این طرح به مثابه آخرین میخی نگاه می کنند که بر تابوت قراردادهای متوفای اسلو(اوت 1993) می کوبند. دست کم در آن پیمان ها، درحرف و بدون اشاره به دولت فلسطین در آینده،  از «حقوق قانونی و سیاسی دوجانبه» دو ملت سخن گفته می شد و در صدد ایجاد «صلحی عادلانه، پایدار و کلی و همچنین سازشی تاریخی» بودند. ترامپ و نتانیاهو، دو دوزه بازی نمی کنند، «توافق قرن» آن ها به فلسطینی ها فقط خوراکِ عدس پیشنهاد می کند. و اگر رد کنند، باید به نان و آب قناعت کنند.

    وخیم ترین شرایط از سال 1939

    با این ترتیب، بدون  آگاهی دقیق از آینده ای که در انتظارشان است، بخش فزاینده ای از مردم فلسطین  به ماندگاری «راه حل دو دولت» که امکان وجود دولت فلسطین پایدار را می داد، اعتقادی ندارند. «راه حل واقع بینانه دو دولت» ترامپ، تشکیلات خودگردان  را  که هم اکنون  نیز قدرت واقعی ندارد، در شرایطی غیرممکن قرار می دهد. این تشکیلات هیچ گونه امکان مقاومت در برابر سیاست اسرائیل را ندارد، اسرائیلی که هر روز، زمین ها را غصب می کند، افراد را تغییر مکان می دهد، و آن ها را زیر چماق اشغال نگه می دارد. تنها سوال اصلی که مطرح می شود، این است که پس از تهی شدن محتوای تاریخی سازمان آزادی بخش فلسطین، و دفن کامل ایده عمده آن یعنی «راه حل دو دولت»، کدام خط سیاسی از درون جامعه فلسطینی بیرون خواهد آمد ؟ توسل به حدس و گمان در مورد آینده آن بی معناست. اما، مسلم است که فلسطینی ها در سخت ترین شرایط سیاسی از سال 1939، پس از سرکوب شورش بزرگ علیه اشغال بریتانیا قرار دارند.

     انحلال ناممکن تشکیلات خودگردان

    در این اوضاع، دامنه فعالیت تشکیلات خودگردان چه می تواند باشد ؟ نبیل ابو رُدینه سخنگوی آن پیشنهاد کرده که اگر طرح به هیچکدام از مطالبات اساسی فلسطینیان در مورد «حقوق به حق» آنان پاسخ نمی دهد، «ما از اسرائیل خواهیم خواست که مسئولیت کامل خود را به مثابه قدرت اشغالگر به عهده گیرد» (4) آیا این به این معناست که تشکیلات خودگردان تا اعلام انحلال خود پیش خواهد رفت، تا اسرائیل را مجبور کند اداره امور مدنی فلسطین را مانند دوره 1967 تا 1994 به عهده گیرد ؟

    انحلال تشکیلات خودگردان، اسرائیل را در وضعی بسیار دشوار قرار خواهد داد. اما، این کار برای فلسطینی ها نیز مشکلات عدیده ای ایجاد می کند.  زیرا، وجود این تشکیلات به کمک های مالی بین المللی جهت پرداخت حقوق ماهیانه صدها هزار کارمند فلسطینی (معلمان، کارکنان بخش بهداشت و بیمارستان ها و غیره)، و نیز امداد به خانواده های «شهیدان»، قربانیان مبارزه با اسرائیل حقانیت می دهد. خانم لیلا شهید، سفیر پیشین فلسطین در اتحادیه اروپا می گوید: «من فکر نمی کنم که چنین کاری تحقق یابد. این کار، یک اشتباه، یک جنون سیاسی خواهد بود». برعکس، او ادامه می دهد که «تهدید واقعی که ابو ردینه بیان کرده، لغو همکاری امنیتی نهادهای فلسطینی با نیروهای اسرائیلی ست». مراجع قضائی سازمان آزادی بخش فلسطین، چندین بار این الغاء را تصویب کرده اند. و مدت هاست که مردم فلسطین خواهان آن هستند. لیلا شهید معتقد است که برای محمود عباس، آخرین بازمانده از بنیان گذاران الفتح که پیر، بیمارو نامحبوب است، پایان دادن به این همکاری، نوعی  دهن کجی،  و «آخرین حربه» اش خواهد بود.

    اما، عباس همیشه از امضای آن خودداری کرده است. دلیل آن اینست که هزینه این کار را برای فلسطینیان بسیار بالا می داند، چرا که به دنبال آن به یقین، محدودیت های بسیار سخت و فلج کننده ای بدتر از شرایط امروز در انتظارشان خواهد بود، به ویژه در مورد رفت و آمدشان – از جمله برای رهبران فلسطین. فلسطینی ها می گویند که «عباس  نخواهد توانست دفترکارش را ترک کند».  اما، ترامپ نیز در آن صورت، به پس مانده کمک های ناچیز آمریکا به فلسطینی ها خاتمه داده و بر اتحادیه اروپا فشار خواهد آورد که کمک های مالی خود را قطع کند. اما، هزینه ی چنین تصمیمی برای ارتش اسرائیل قابل اغماض نیست، زیرا فرماندهان آن می دانند که همکاری با نیروهای امنیتی فلسطین، دستِ کم در کرانه باختری، تا چه اندازه برای آنان مفید است.

     از سوی جامعه عرب، اتفاقی نخواهد افتاد

    با این تفاصیل، یک مسئول فلسطینی با حفظ هویت می گوید که تهدید قطع همکاری امنیتی با نیروهای اسرائیلی را باور ندارد،  او می افزاید که این همکاری فقط به مبارزه با تروریسم اسلامگرا محدود نبوده و از تشکیلات خودگردان نیز در مقابل اهالی که این تشکیلات را تحقیر می کنند، محافظت می کند. «رهبران فلسطین به همان میزان از اسرائیل می ترسند، که از دشمنی جمعیت خود ». از این نقطه نظر، ادامه همکاری امنیتی با اسرائیل، از خود رهبران فلسطینی نیز محافظت می کند. و او می افزاید: نخستین پیامدهای «طرح صلح» ترامپ، تحکیم آن جناح از فلسطینیان است که همواره به راه های دیپلماتیک به دیده ی تردید نگاه کرده اند. «ترامپ شاهراهی در مقابل حماس باز می کند».  در اوضاع کنونی، نگاه این رهبر فلسطینی، با بدبینی تیره و تار همراه است. «تشکیلات خودگردان تقاضای نشست اضطراری جامعه عرب را خواهد داد که پس از نشست بیانیه ای اهانت آمیز منتشر خواهد کرد. و سپس … سپس هیچ…  به دستور روز خواهند پرداخت.»

    برعکس، در آینده، باید امیدوار بود که جنبش جدیدی در بین مردم فلسطین ظهور خواهد کرد و شاید زودتر از آن که فکرش را می کنیم. جنبشی که پرسشی بسیار هستی شناختی تر از آن چه تا کنون موجب هراس اسرائیلی ها شده بود، در برابر آن ها مطرح خواهد ساخت: و آن عبارت است از مطالبه ی حقوق برابر. در کشوری که هم اکنون، بین دریا و رود اردن، جمعیت یهودی اسرائیلی و جمعیت فلسطینی برابر است (هر طرف شش و نیم میلیون نفر)، و اهالی فلسطینی از حقوق بخش دیگر برخوردار نیست، این مطالبه ی برابری حقوق یعنی «یک نفر، یک رای» ، در دراز مدت، امکان دارد به مثابه تنها راه ممکن برای خروج از این جنگ ابدی و سلطه ی مردمی بر مردمان دیگر تلقی شود.

    https://orientxxi.info/magazine/collusion-entre-israel-et-les-etats-unis-sur-le-dos-des-palestiniens,3584

     

    پاورقی ها:

    Amir Tibon, Noa Landau, « Trump ‘Deal of the Century’ was written in a way so the Palestinians would reject it. Maybe that was the plan », Haaretz, 27 janvier 2020.

     

  • کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان ایران از ٢٤ تا ٢٦ ژوئن٢٠٢٠ در فرانکفورت

    فراخوان

     

    سی و یک‌مین کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان ایران، در روزهای جمعه ٢٤ تا یک‌شنبه ٢٦ جولای٢٠٢٠، در شهر فرانکفورت آلمان، برگزار خواهد شد.

    نقش شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی در عرصه‌های مختلف جنبش زنان

    از کسانی که مایل هستند حول موضوع کنفرانس مطلبی ارایه دهند و در پنج سال اخیر در کنفرانس‌های بنیاد سخن‌رانی نداشته‌اند، دعوت می‌کنیم چکیده‌ای از پژوهش منتشر نشده‌ی خود و حداکثر تا ٣٠٠ کلمه را تا پایان روز ۱۵ فوریه ٢٠٢٠، به آدرس abstract@iwsf2020.de  ارسال کنند.

    توجه داشته باشید که در پذیرفتن مقالات با محتوی برابر، الویت با انتخاب زنان خواهد بود.

     

    کمیته‌ی برگزاری سی و یک‌مین کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان ایران – فرانکفورت

    ۱۰ آبان ۱۳۹۸ (1 نوامبر 2019)

     

      

    فراخوان بخش هنری

     

    سی و یک‌مین کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان ایران، در روزهای جمعه ٢٤ تا یکشنبه ٢٦ جولای ٢٠٢٠ در شهر فرانکفورت آلمان برگزار خواهد شد. در کنار سخن‌رانی‌ها، میزگردها و بحث و گفت‌وگوها، نمایش‌گاه آثار تجسمی و تصویری و اجرای هنرهای نمایشی هم‌واره یکی از پایه‌های کنفرانس­های بنیاد پژوهش­های زنان ایران بوده است. از این جهت از هنرمندانی که در حوزه­‌های مختلف هنرهای تجسمی، تصویری، صنایع دستی و نمایشی فعال می‌باشند، خواهش‌مندیم که با ارایه آثارشان به این مراسم جلا بخشند.

    از هنرمندانی که مایل هستند آثارشان در نمایش‌گاه کنفرانس معرفی شوند و یا داوطلب اجرای هنرهای نمایشی می‌باشند، دعوت می­کنیم که به هم‌راه شرح مختصری از اثرشان چند قطعه عکس نیز تا پایان روز ۱۵ فوریه ٢٠٢٠، به آدرسart@iwsf2020.de  ارسال دارند.

    در انتخاب کارهای هنری، زنان در اولویت قرار خواهند داشت.

    کمیته‌ی برگزاری سی و یک‌مین کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان ایران

     

     

    برگرفته از نشریه‌ی زنان : گاه‌نامه شماره 96 دسامبر 2019