نویسنده: admin

  • گزارش سازمان عفو بین‌المللی از تعداد کشته‌شدگان در ایران

    19 نوامبر 2019

    سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید بر اساس ویدئوهای تائید شده و شهادت شاهدان عینی و همچنین اطلاعات کسب شده از سوی کنشگران حقوق بشر بیش از ۱۰۰ تن در اعتراض به گرانی و سهمیه بندی بنزین در ایران جان باخته‌اند

    در این گزارش آمده که از آغاز تظاهرات در ۱۵ نوامبر، “دست کم ۱۰۶ تن در ۲۱ شهر به دست نیروهای امنیتی کشته شده‌اند”. این سازمان غیردولتی اعلام کرده که برخی از گزارش ها حاکی از کشته شدن حدود ۲۰۰ تن است. این درحالیست که هنوز آمار رسمی در این خصوص از سوی مقامات ایران اعلام نشده است.

    بر اساس گزارش عفو بین الملل استان های خوزستان با ۳۲ کشته و کرمانشاه با ۳۰ کشته بیشترین شمار جان باخته را در این اعتراض ها داشته است.

    این گزارش می افزاید ویدئوهای ارسال شده از ایران نشان می‌دهد که نیروهای امنیتی از “گلوله جنگی، ماشین های آبپاش، باتوم و گاز اشک آور برای متفرق کردن معترضان” استفاده کرده‌اند. در گزارش عفو بین‌الملل به سخنرانی آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، اشاره شده که از معترضان با نام “اشرار” یاد کرده و می‌افزاید که او به نیروهای امنیتی برای سرکوب اعتراض‌ها “چراغ سبز” نشان داده است.

     

     

    فیلیپ لوتر، مدیر پژوهش خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان عفو بین‌الملل، گفته “تداوم و اصرار بر استفاده از قوه قهریه علیه تظاهرات مسالمت‌آمیز، مصونیت سیستماتیک برای نیروهای امنیتی که معترضان را کشته‌اند و تهدیدهای بیان شده از سوی مقامات ارشد نگرانی‌های جدی” برانگیخته است. مدیر پژوهش خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان عفو بین الملل خواستار پایان فوری “سرکوب وحشیانه و مرگ بار” در ایران شده است.

    سازمان عفو بین الملل همچنین از مقامات ایران خواسته تا به حق آزادی تجمعات مسالمت آمیز و آزادی بیان احترام گذشته و دسترسی به اینترنت دوباره فراهم شود. این سازمان از مسدود کردن “تقریبا کامل” اینترنت در ایران به عنوان “محدود کردن جریان اطلاعات درباره سرکوب” یاد کرده است.

    عفو بین‌الملل در این بیانیه مطبوعاتی ضمن اشاره به مسدود شده خیابان ها از سوی معترضان یادآور شده که ویدئوهای تائید شده از سوی این سازمان نشان می دهد که “پلیس ضد شورش شیشه های خودروها را می‌شکنند؛ و این اتفاق در حالی است که رانندگان در درون خودروها هستند.”

    این گزارش به استناد شاهدان عینی و تائید ویدئوهایی که عفو بین الملل آن را دیده می افزاید که “تک تیراندازان از بالای پشت بام ها و یک هلیکوپتر به سوی جمعیت شلیک می کنند”.

    شمار کشته شده هایی که به تائید سازمان عفو بین الملل رسیده 

    استان  شهر  شمار جان باختگان
    خوزستان آبادان ۲
    خوزستان اهواز ۲
    خوزستان بندر ماهشهر و حومه ۱۴
    خوزستان بهبهان ۸
    آذربایجان غربی بوکان ۴
    تهران بومهن ۲
    اصفهان اصفهان ۱
    تهران اسلامشهر ۱
    کرمانشاه جوانرود ۱۴
    البرز کرج ۴
    کرمانشاه کرمانشاه ۱۶
    خرمشهر خرمشهر ۳
    کردستان مریوان ۹
    خوزستان رامهرمز ۶
    تهران رباط کریم ۴
    فارس صدرا ۱
    کردستان سنندج ۱
    تهران شهریار ۱
    فارس شیراز ۶
    کرمان سیرجان ۱
    تهران تهران ۱

    مدیر پژوهش خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان عفو بین‌الملل گفته “حتی اگر اقلیت کوچکی از معترضان دست به خشونت بزنند، پلیس باید همواره خویشتنداری کرده و از فشاری که به طور محدود نیاز است استفاده بیشتری نکند بلکه باید متناسب و قانونمند در پاسخ به خشونتی باشد که با آن رو به رو هستند.”

    سازمان عفو بین‌الملل می گوید “چند شاهد عینی گفته‌اند که نیروهای امنیتی اجساد و مجروحان را از خیابان ها و بیمارستان ها بیرون برده‌اند.”

    در این گزارش آمده: “در الگویی که با اقدامات گذشته همخوانی دارد، نیروهای امنیتی و اطلاعاتی از تحویل اجساد بسیاری از قربانیان به خانواده هایشان خودداری کرده یا خانواده ها را مجبور به دفن سریع عزیزانشان بدون انجام آزمایشات مستقلی کرده است که دلایل و شرایط مرگ را مشخص می‌کند.”

     

     

    سازمان عفو بین الملل خواستار “اقدام فوری” جامعه بین الملل از جمله سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا برای مسوول دانستن مقامات ایران درباره “کشتار غیرقانونی و سرکوب خشونت بار آزادی بیان و تجمع مسالمت آمیز” شده است.

    اعتراض های خیابانی در شماری از شهرهای ایران از جمعه شب ۲۴ آبان و همزمان با اعلام افزایش قیمت بنزین آغاز شد. کمتر از یک روز پس از آغاز این اعتراض ها اینترنت در ایران قطع شد. علی ربیعی، سخنگوی دولت و محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات قطع اینترنت را به دستور شورای امنیت کشور عنوان کرده اند.

    غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضائیه از بازداشت برخی از افرادی خبر داده که “برای شبکه‌های خارجی مبادرت به تهیه و انتشار فیلم می‌کردند”. در تصاویری که از برخورد نیروهای امنیتی با معترضان ارسال شده شلیک به سوی معترضان به وضوح دیده می شود.

    دفتر حقوق بشر سازمان ملل متحد نیز از به کار بردن گلوله جنگی از سوی نیروهای امنیتی ایران علیه معترضان به شدت ابراز نگرانی کرده و از مقام‌های ایران خواسته در توسل به زور خویشتنداری نشان دهند. روپرت کلویل، سخنگوی حقوق بشر سازمان ملل گفته که این سازمان گزارش‌هایی مبنی بر کشته شدن ده‌ها نفر در اعتراض‌های چند روز گذشته در ایران دریافت کرده و افزود که حجم تلفات “قطعا بسیار جدی” است.

     

  •  از شورش مردمان ایران علیه رژیم خودکامه پشتیبانی کنیم!

    رژیم جمهوری اسلامی، به یک‌باره و بدون آگاهی قبلی، در شامگاه 24 آبان، افزایش سه برابری قیمت بنزین را اعلام کرد. این مصوبه در شرایطی به اجرا در می آید که نرخ تورم رسمی از مرز 43 % فراتر رفته و حقوق کارگران و کارکنان کفاف یک چهارم هزینه یک خانوار را هم نمی‌کند. بیش از 70 % بازنشستگان زیر خط فقر زندگی می‌کنند. بنا به آمار منتشره، تنها در دو سال گذشته توان خرید اقشار و طبقات پائین جامعه با کاهش بیش از 70 % رو به رو بوده است. مردم می‌دانند که افزایش 300 % قیمت بنزین به عنوان عمده ترین عامل انرژی حمل و نقل، پیامدی جز گرانی، تورم، بیکاری و سقوط هر چه بیشتر قدرت خریدشان را ندارد. همچنین سرانجامی جز افت حجم تولید و عمیق تر شدن رکود اقتصادی همراه با ورشکستگی ساختارهای تولیدی به بار نمی آورد.

    گر چه روحانی همصدا با خامنه ای و دیگر سران نظام جمهوری اسلامی فریبکارانه، این دستبرد بی شرمانه به معیشت مردم را اقدامی در جهت بهبود اوضاع فلاکت بار اکثریت جامعه عرضه می کنند. حافظه همگانی هنوز پوچی وعده‌های آب و برق رایگان، تقسیم پول نفت و اخیرن وعده بسته حمایتی روحانی در استان کرمان را از یاد نبرده اند.

    پس از 40 سال تجربه زندگی در رژیم تمامیت خواه مذهبی، برای مردمان ایران پوشیده نیست که این دستبرد به سفره و جیب خالی مردم، ترفند گستاخنه دیگری برای تامین کسر بودجه ناشی از ناکارائی، فساد حاکم بر اقتصاد کشور و نیز تضمینی برای ادامه توسعه طلبی پر هزینه و تنش آفرین در منطقه و جهان است.  و این در حالی است که امروز بیش از پیش دزدی ها و اختلاس های نجومی افسار گسیخته بی کم و کاست ادامه دارند. تنها مزد بگیران و تهی دستان شهر و روستا هستند که مجبورند مثل همیشه بار سنگین تصمیم های ویرانگر رژیم را به دوش کشند.

    اعلام مصوبه افزایش 300 % (لیتری سه هزار توامان) قیمت بنزین جرقه ای شد بر خرمن نارضائی ها و سر‌خوردگی های تل انبار شده مردم که دیگر توش و توانی برایشان باقی نمانده و راهی جز برآشفتن علیه این بی‌عدالتی‌ها را ندارند.

    چندین روز است که خیابان‌های شهرهای کوچک و بزرگ سراسر کشور شاهد موج اعتراض های مردمی شده و همچنان ادامه دارند. این اعتراضات که در آغاز با مخالفت به افزایش قیمت بنزین آغاز شد، دیری نپائید که کلیت رژیم و خامنه ای و روحانی در تیر رس انزجار و خشم توده ها قرار گرفتند.

    موج تظاهرات اعتراضی گسترده مردمی روز های گذشته که در بیش از صد شهر کشور  برگزارشد و معترضین خواهان گرفتن حقوق پایمال شده خود شدند مانند گذشته با یورش مزدوران نهادهای سرکوب رو در رو گردید. حکومت به جای پاسخ به مطالبات دموکراتیک و به حق مردم، صفوف اعتراض های به حق و مسالمت آمیز را با حملات وحشیانه نیروهای پلیسی، آمنیتی و یگان های ضد شورش  به خشونت کشید. بنا به گزارش رسانه ها، طی این درگیری های خونین، بیش از 40 نفر جان باخته اند و صدها نفر زخمی و تعداد زیادی دستگیر شده‌اند. در برخی از مناطق کشور رژیم با اعلام شرایط  اضطراری، به نوعی حکومت نظامی برقرارکرده و با قطع خطوط ارتباطی اینترنتی، مذبوحانه تلاش دارد از پیوند و گسترش اعتراضات جلو گیری کند و مانع رسیدن اخبار خواست های به حق مردم به گوش جهانیان شود. خامنه ای و سران سلطه فاشیستی مذهبی، معترضین را طبق آداب و رسوم همیشگی خود، با تهمت های “ تخریب “ و “ ناامنی “ به “ ضد انقلاب و دشمنان ایران “ نسبت داده و ارگان های سرکوب قضائی واطلاعات“ برخورد با اشرار را وظیفه “ خود اعلام کرده‌اند.

    •  جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران با پشیبانی قاطع از خواست های دموکراتیک و به حق خیزش های مردمی، دستگیری، سرکوب و کشتار مردم را به شدت محکوم می کند و اعتراض، نافرمانی مدنی، شورش و قیام در برابر خودکامگان سرکوبگر نظام جمهوری اسلامی را حق مسلم و غیر قابل انکار مردمان ایران می‌داند.
    • جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران برون رفت از نابسامانی، فقر، بیکاری، جنگ و سرکوب را در گرو براندازی رژیم و برچیدن نظام جمهوری اسلامی از طریق استقرار جمهوری، دموکراسی و جدائی دولت و دین در ساختاری غیر متمرکز/ فدرالی، برپایه منشور جهانی حقوق بشر می‌داند.
    • جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران به منظور همصدائی و همگامی برای تعمیق همبستگی با مبارزات مردمان ایران و برای دستیابی به آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی، نیروهای مترقی در سراسر جهان را فرا می خواند که برای پشتیبانی از خواست های به حق جنبش اعتراضی بپاخیزند. اپوزیسون مترقی باید در کارزارهای خود با افشای جنایت های جمهوری اسلامی و بسیج افکار عمومی جهان و جلب پشتیبانی جامعه جهانی و احزاب آزادی خواه و نیروهای بشر دوست فشارهای لازم برای تحقق خواست های مردم را فراهم کند.

    زندانی سیاسی آزاد باید گردد

    سرنگون باد جمهوری اسلامی

    برقرار باد جمهوری، دموکراسی، جدائی دولت و دین

    شورای هماهنگی جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران

    28آبان 1397/ 18 نوامبر 2019

  • گل‌های یادبود جانباختگان دهه ۶۰ شکوفه زدند و غنچه دادند

    نزدیک به سه دهه از کشتار دسته‌جمعی زندانیان سیاسی به دست دژخیمان جمهوری اسلامی می‌گذرد. در طی این دوران، یاران و خانواده‌های جانباختگان، همواره در غم و اندوه از دست دادن عزیزان شان در زیر سخت ترین ضربات روحی و روانی به سر برده اند. آنان برای یافتن کوچک‌ترین نشانی از فرزندان خود، به تمام ادارات رجوع کرده و خاک خاوران ها، دیگر گورستان ها و گورهای دسته‌جمعی را با چنگ و دندان خویش شخم زده اند.

    یادمان نمی رود که مسئولان زندان ها، پس از ماه ها اعدام، خانواده‌ها را احضار کرده، بی آنکه آرامگاه فرزندانشان را بگویند، پول تعداد تیرهایی را که قلب و جان آنان را سوراخ کرده بودند، می‌گرفتند و ساعت و عینک جان باخته را می‌دادند و به مادران داغدار قوطی شیرینی تعارف می کردند. رژیم فاسد جمهوری اسلامی به مرده های این مبارزان هم رحم نکرد.

    امروز یکی از آدم کشان جنایتکار الله، به نام حمید نوری، معروف به حمید عباسی، به عنوان حلقه کوچکی از این زنجیر مرگ، در سوئد دستگیر و در چنگ عدل و داد گرفتار شده است.

    این کار بزرگ که برای نخستین بار در عمر ننگین رژیم ایران اتفاق افتاده است، به کوشش فرزندان دلیر و جان به سالم بردگان از مرگگاه خمینی، آقایان ایرج مصداقی و کاوه موسوی و تعدادی از ایرانیان آزادی خواه داخل کشور رخ داده است.

    با سپاس از همه ایرانیانی که موفق شده اند، در بازداشت یکی از جانیان اسلام ناب محمدی به دادستانی و دادگستری سوئد کمک کنند، جا دارد به مادران، پدران، همسران، فرزندان، خواهران و برادران همه جانباختگان در این دوره ۴۰ ساله عمر ننگین حکومت ضد انسانی، شادباش بگوییم.

    ما از همه آنانی که به دستان یا به دستور این شکنجه گر، آسیب دیده اند و می‌توانند در دادگاه استکهلم شهادت بدهند، درخواست می کنیم، جدا از اختلافات سازمانی و حزبی و ایدئولوژیکی، به وظیفه انسانی خود عمل کرده و با هم همکاری کنند تا تکه‌های پازل جنایات رژیم در کنار هم چیده شوند.

    از همه هم وطنان در سراسر جهان می‌خواهیم که به این موضوع مهم حساس باشند و روند دادگاه را دنبال کرده با کمک‌های مالی خود برای هزینه‌های وکلا و رفت و آمد های شاهدان، کوشندگان این پرونده، به ویژه آقایان مصداقی و موسوی را تنها نگذارند.

     

  •  آذربایجان را از شعارهای منحرف پاک کنیم!

    فرزندان بابک خرم دین، ستار خان، باقر خان، حیدر عمواقلی و احمد کسروی… که با خون خود نهال آزادی و استقلال ایران را آبیاری کرده اند، هر گز اجازه نخواهند داد عده‌ای ناآگاه به دلیل نفرت از جمهوری اسلامی، نام آذربایجان، سنگر آزادی و قیام و یکپارچگی ایران را با شعارهای انحرافی، نسنجیده، تفرقه انداز و کینه توزانه نسبت به هم وطنان کرد ما لکه دار سازند و خود را به حکومت عقب‌مانده خلافت عثمانی اردوغان یا خمینی بدون عبا و عمامه بچسبانند.

    ورزش برای ایجاد و بالا بردن دوستی‌ها و زندگی مسالمت آمیز مردمان گوناگون دنیا در کنار هم است. ورزشکاران، مربیان و تماشاچیان هر گز ورزش را سیاسی نمی کنند. روح ورزش مبارزه با تبعیض است. ورزشگاه ها جاهای مقدسی هستند که نژادپرستی و کشت تخم کین و نفرت را در آن ها، جایی نیست.

    شعارهای انحرافی چند نفر نادان و منحرف و مزدور را به حساب مردم آذربایجان نگذاریم.

    «جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران» هر گونه عمل ناشایست سمپاشی توهین و نفرت به ملیت ها و قوم های ایرانی و جهانی را شدیداً محکوم می کند.

    شورای هماهنگی جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران

    ۲۴ آبان ۱۳۹۸ برابر با ۱۴ نوامبر ۲۰۱۹

  • اعلامیه در همبستگی با مبارزات مردم ایران

    هیئت هماهنگی همبستگی برای آزادی و برابری در ایران

     

    برکن ز بن این بنا، که باید

    از ریشه بنای ظلم برکند

    زین بی‌خردان سفله بستان

    داد دل مردم خردمند

    مردم آزادی خواه ایران!

    حاکمیت مستبد و واپسگرای جمهوری اسلامی چهار دهه پیش با تصاحب انقلاب مردمی ایران و با وعده رایگان نمودن آب و برق و….. بر سر کار آمد، اینک بعد از چهار دهه، نه تنها آب و برق رایگان نشده، بلکه آمار فقر، بیکاری، تورم فساد و اعتیاد سر بە فلک کشیدە است. ایران اینک رکورد دار اعدام، شاخص فلاکت، فساد سیستماتیک دولتی، تن فروشی و فروش اعضای بدن، خودکشی و خودسوزی، در سطح منطقه و در مواردی حتی در جهان است.

    جاه طلبی و لجاجت های ابلهانه خامنه ای به عنوان سرکرده این نظام واپسگرا و قرون وسطائی در رابطه با برنامه های اتمی و موشکی و دخالت در کشورهای دیگر از طریق مزدور پروری از یکسو میلیاردها دلار از ثروت مردمان ایران را بر باد دادە و از سویی دیگر ایران را در سطح جهان  در انزوای کامل سیاسی و اقتصادی قرار دادە است و بین کشورهای همسایە نیز علی رغم موقعیت خاص تاریخی و فرهنگی، رژیم حاکم بر ایران بە منفور ترین نظام حاکم در منطقە بدل گشتە، تا جایی کە نمود آن را در اعتراضات مردم عراق و لبنان و … بە وضوح شاهد هستیم.

    سیاستهای سودجویانه حاکمان جمهوری اسلامی، اقتصاد کشور را بە ورطە نابودی کشاندە و دولت در کنترل امور بە بن بست رسیدە است، با ادامە این روند حاکمان ناتوان از تامین مخارج خود خواهند بود، در چنین شرایطی نظام در آخرین تلاشش برای تامین هزینەهای خود و ایادیش با افزایش سیصد درصدی قیمت بنزین دست درجیب مردم بی بضاعت نمودە، تا با هزینە کردن از جیب آنان چند صباحی دیگر بەعمر منحوسش ادامە دهد، غافل از اینکە کاسە صبرمردمان ایران دیر زمانیست کە لبریز شدە و آتش خشمشان مترصدد جرقەای است تا بساط جور ظالمان را بسوزاند.

    طی روزهای گذشتە افزایش ناگهانی قیمت بنزین بهانەایی شد تا مردم جان بر لب رسیده ایران در اقصی نقاط کشور یکبار دیگر بپاخیزند و حقوق پایمال شدە شان را مطالبە نمایند، اما رژیم بجای تمکین به خواستهای مردم با به خشونت کشاندن اعتراضات مدنی و سرکوب آنها سعی در فرافکنی و ارتباط دادن آن با قدرت های خارجی است، اخبار منتشر شدە حکایت از کشتە شدن دە ها و زخمی شدن صدها نفر از مردم با شلیک مستقیم نیروهای مزدور رژیم دارد، سرکوب ها در مناطق حاشیەایی ایران  بسیار خشنتر بودە وبخشهایی از کردستان، آذربایجان و شهرهای عرب نشین عملا ملیتاریزە شدە و حکومت نظامی برقرار است.

    در روزهای اخیر حاکمان جمهوری اسلامی ارتباطات شبکه های اینترنتی را قطع کرده اند، تا شاید از ارتباط مردم با دنیای خارج و رسیدن اخبار به گوش جهانیان مانع شوند، همچنین خامنه‌ای صبح یکشنبه ۲۶ آبان از افزایش قیمت بنزین دفاع کرد و این اقدام را ” تصمیم سران قوا به پشتوانه کارشناسی” دانست و تاکید کرد از آن پشتیبانی می کند و این تصمیم “طبعا باید اجرا شود”.

    همبستگی برای آزادی و برابری در ایران ضمن اعلام پشتیبانی قاطع ازخیزش اخیر مردم ایران، سرکوب و کشتارمردم بی پناە را بشدت محکوم میکند و بر این باور است کە تنها راه نجات جامعه ایران از جنگ، آشوب و نابسامانی، سرنگونی جمهوری اسلامی وتحقق حاکمیت مردم در یک نظام سیاسی فدرال منطبق بر موازین شناختە شدە حقوق بشری است، و بر همین مبنا بر این باور است که:

     ۱ـ همبستگی هرچە بیشتر مردم در همە نقاط ایران و تدوام اعتراضات مسالمت آمیز آنها تا بزانو درآمدن نظام جمهوری اسلامی و تحقق خواست هایشان، حق مسلم مردم است.

    ۲ـ  حاکمیت باید بە خشونت ها پایان دهد و بە حق حاکمیت مردم تمکین کند، آمران و عاملان کشتار مردم باید بعنوان عاملان جنایت علیه بشریت در دادگاه صالح مردمی محاکمە شوند. جمهوری اسلامی از هیچ گونه مشروعیتی برای ادامه حاکمیت در ایران برخوردار نیست و سرنگونی اش حق مسلم و طبیعی مردمان ایران است.

    ۳ـ اپوزیسیون جمهوریخواه، دموکرات و آزادیخواه خارج از کشور با همصدایی و همگرایی هرچە بیشتر صدای رسای مردم بپاخاستە ایران باشد و با صدور بیانیه های مشترک وبرگزاری تجمعات اعتراضی در مقابل سفارتخانە های جمهوری اسلامی و مراکز شهرها در کشورهای اروپایی بە پشتیبانی مردم، متحدن بپردازد.

    ۴ـ مجامع جهانی و بین المللی می بایست با افزایش فشار بر نظام جنایت کارجمهوری اسلامی، مانع از برخورد قهرآمیز و سرکوب خونبار اعتراضات مسالمت آمیز مردم شوند و حاکمیت ضد مردمی در ایران را مجبور به تمکین به خواست مردم کنند.

    همبستگی برای آزادی و دموکراسی در ایران باورمند به دموکراسی، آزادیهای اجتماعی و حق حاکمیت مردمان ایران است. از این رو جمهوری اسلامی را سدی در راه پیشرفت و تحقق حقوق مردم و آینده ای بهتر برای نسلهای آینده ایران می داند.

    هیئت هماهنگی همبستگی برای آزادی و برابری در ایران

    ۲۶ آبان ۱۳۹۷ـــ ۱۷ نوامبر ۲۰۱۹

  • پیروز باد جنبش دمکراسی خواهانه مردم ایران

     

     

    یکبار دیگر خیزش جدید مردمی علیه چمهوری اسلامی در ایران شکل میگیرد. دربیش از 50 شهر، توده های مردم در اعتراض به گرانی بنزین و تداوم استبداد و ناعدالتی بپا خواسته اند. آنها با توجه به وجود محرومیت و تنگدستی در میان اکثریت جامعه، بویژه در میان کارگران و تهی دستان، افزایش سه برابریِ قیمت در بنزین را غیر قابل تحمل دیده، در روزهای 24 و 25 آبان (24 و 25 نوامبر) شورش حق طلبانه خود را در برابر استبداد و استثمار آغاز نمودند.. برخی از نهاد های حکومتی و بخصوص موسسات مالی و بانکی به آتش کشیده شده و مردم در برخی از شهر ها خاموش کردن خودروها و عدم خرید بنزین را فریاد میزنند.

    مسئولین نظام و از جمله رئیس جمهور حسن روحانی ، ریاکارانه افزایش قیمت را به نفع اقشار تهی دست میداند و نیروهای انتظامی به سرکوب تظاهر کنندگان پرداخته اند. اما جنبش اعتراضی با طرح شعارهائی همچون “بنزین گرانتر شده، فقیر فقیر تر شده”، “دیکتاتور حیا کن، مملکت را رها کن” با حضور گسترده در خیابان ها، بستن معابر و روشن کردن آتش با خشونت حکومتی مقابله میکنند. شکی نیست که مردم ایران، آگاه به وجود خیزشهای آزادیخواهانه و عدالتجویانهِ مردمی در منطقهِ خاورمیانه و در همبستگی با اهدافِ مترقی از سوی خلق های جهان، در برچیدن جمهوری اسلامی در راستایِ ایحاد جامعهِ دمکراتیک و انسانی پیروز میشوند.

    کمیته دفاع از مبارزات مردم ایران-شیکاگو

    dadvar@comcast.net

    17 نوامبر 2019  

  • در دوره‌ی بی عدالتی، زندانی و غیر زندانی بودن «اهمیتی» ندارد

     مصاحبه

    نسرین ستوده

    زندانی سیاسی ، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر

    با نشریه‌ی فرانسوی لوبس L’Obs

    نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، در مصاحبه‌ای مکتوب با یک نشریه فرانسوی در خصوص وضعیت کنونی در ایران گفته است، در دوره بی عدالتی زندانی و غیر زندانی بودن «اهمیتی» ندارد.
    نسرین ستوده در این گفت‌وگو که پنجشنبه در تازه‌ترین شماره هفته‌نامه لوبس، چاپ پاریس به چاپ رسیده در خصوص وضعیت زندان ۱۷ ماهه خود گفته است: «در ایران، چه در داخل یک زندان زندگی کنیم چه در خارج از آن، همیشه محبوس هستیم […] شاید فکر کنید که اغراق می‌کنم، اما زمانی که نگرانی ما فقدان عدالت در جامعه است، داخل زندان بودن یا خارج از آن، اهمیتی ندارد.»
    به گفته هفته‌نامه لوبس مصاحبه با وکیل مدافع حقوق بشر زندانی در ایران به صورت مکتوب انجام شده است.
    نسرین ستوده به اتهام‌های «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، فعالیت تبلیغی علیه نظام، عضویت موثر در گروهک غیرقانونی و ضد امنیتی کانون مدافعان حقوق بشر، لگام (حذف اعدام) و شورای ملی صلح، تشویق مردم به فساد و فحشا و فراهم آوردن موجبات آن و ظاهر شدن بدون حجاب شرعی در محل شعبه بازپرسی، اخلال در نظم و آسایش عمومی و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» جمعاً به ۳۳ سال حبس و تحمل ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شده است. با این حال طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی در ایران از این مدت ۱۲ سال آن «قابلیت اجرا دارد».

     نسرین ستوده از زندان اوين :مجازات ها خيلي سنگين تر از قبل شده است

    نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، در مصاحبه‌ای مکتوب با یک نشریه فرانسوی در خصوص وضعیت کنونی در ایران گفته است، در دوره بی‌عدالتی زندانی و غیر زندانی بودن «اهمیتی» ندارد.

    نسرین ستوده در این گفت‌وگو که پنجشنبه در تازه‌ترین شماره هفته‌نامه لوبس، چاپ پاریس، به چاپ رسیده در خصوص وضعیت زندان ۱۷ ماهه خود گفته است: «در ایران، چه داخل زندان زندگی کنیم چه در خارج از آن، همیشه محبوس هستیم […] شاید فکر کنید که اغراق می‌کنم، اما زمانی که نگرانی ما فقدان عدالت در جامعه است، داخل زندان بودن یا خارج از آن، اهمیتی ندارد.»

    به گفته هفته‌نامه لوبس مصاحبه با وکیل مدافع حقوق بشر زندانی در ایران به صورت مکتوب انجام شده است.

    نسرین ستوده در ادامه این مصاحبه گفته است: «من نمی‌توانم حسرت آزادی‌ام را بخورم، زیرا جامعه ایران چنین آزادی را تجربه نمی‌کند. تحمل کار کردن به عنوان یک وکیل زن در دادگاه‌های قضایی غیرمنصفانه، زجرآورتر از تحمل زندان است.»

    نسرین ستوده با تاکید بر این که فضای سیاسی کنونی ایران «رادیکال» شده و مجازات‌‌ها نیز خيلي «سنگین‌تر» از قبل شده، اضافه کرده است: «در بند زنان سیاسی زندان، تعدادی از آنان به جاسوسی متهم هستند، امری که تازگی دارد.»

    این فعال حقوق بشر همچنین در بخش دیگری از این گفت‌وگو در پاسخ به این پرسش که دلیل اصلی آخرین بازداشت او چه بوده، به امضا کردن «طومار برای درخواست یک رفراندوم درباره حکومت جمهوری اسلامی، در کنار دیگر فعالان داخل و خارج از کشور» اشاره می‌کند.

    نسرین ستوده اضافه کرده است که «به عنوان یک وکیل، دفاع از چندین دختر خیابان انقلاب» را پذیرفت که معترض به حجاب اجباری در جمهوری اسلامی ایران بودند. عضویت در کمپین لگام (لغو گام به گام اعدام) نیز یکی از فعالیت‌هایی است که خانم ستوده به عنوان دلیل بازداشت خود بر‌شمرده، اما تاکید کرده که این «حق» او بوده که درباره این فعالیت‌ها با رسانه‌ها گفت‌وگو کند.

    این وکیل زندانی تاکید کرده‌است : «بر اساس قانون، هیچ کدام از این فعالیت‌ها جرم نیست، اما قدرت در ایران اینها را تحمل نمی‌کند، و به خود اجازه می‌دهد کسانی را که دست به چنین فعالیتی بزنند، به صورت غیرقانونی تحت تعقیب قرار دهد.»

    نسرین ستوده در پاسخ به این که چرا مسئله حجاب برای حکومت ایران به این اندازه بنیادین است، گفته که این سوال را باید از جمهوری اسلامی پرسید که «چرا بقای خود را با این سماجت، بر چنین اصلی بنا نهاده است.»

    او سپس درباره هم‌بندهایش گفته که با گیتی پورفاضل، یک وکیل دیگر در یک بند است که ۷۵ سال دارد و به خاطر دفاع از قربانیان نقض حقوق بشر زندانی شده است.

    نسرین ستوده اضافه کرده که خیلی از هم‌بندی‌هایش زنانی هستند که به دلیل مبارزه علیه حجاب اجباری به زندان افتاده‌اند: «ما اکنون ۴۴ زندانی زن در یک بند هستیم. یک رقم بی‌سابقه از هشت سال پیش که این بند ساخته شده است.»

    نسرین ستوده با تاکید بر این که فضای سیاسی کنونی ایران «رادیکال» شده و مجازات‌‌ها نیز «سنگین‌تر» از قبل شده، اضافه کرده است: «در بند زنان سیاسی زندان، تعدادی از آنان به جاسوسی متهم هستند، امری که تازگی دارد.»
    دلایل بازداشت
    این فعال حقوق بشر همچنین در بخش دیگری از این گفت‌وگو در پاسخ به این پرسش که دلیل اصلی آخرین بازداشت او چه بوده، به امضا کردن «طومار برای درخواست یک رفراندوم درباره حکومت جمهوری اسلامی، در کنار دیگر فعالان داخل و خارج از کشور» اشاره می‌کند.

     

  • جنبشهای سرتاسری و اعتراضات مردمی در عراق و لبنان و پیامد‌های آن در ایران

    امین بیات

    مردمان هر دو  کشور بخصوص جوانان از زن و مرد  که متحد و یکپارچه  به خیابان  آمده اند، و شعار اولیه اشان علیه دولتهای حامی فساد، رشوه خواری و دزدیدن ثروت مردم ، رواج  بیکاری  و فقر روز افزون بوده اند، امروز اما تبدیل به شعار  تغییر بنیادی و گذراز هر دو هیئت حاکمه رژیمهای فاسد، رسیده اند.

    جوانان معترض و فداکار از جان گذشته از زن  و مرد  عراقی  و لبنانی  به  درستی پی  به عملکرد  دخالتگرانه ی  عوامل جمهوری اسلامی و بخصوص  سپاه قدس  در امور داخلی کشورشان، برده اند، و محور اصلی شعار  های  آنان  مستقیما  رهبران  فاسد ، دزد و دخالتگر  جمهوری اسلامی را نشانه گرفته اند  و خواهان خروج  سپاه  قدس  و عوامل سرکوبگر آنها از عراق و لبنان، شده اند، اما این کل ماجرا نیست.

    مزدوران ، قلم بدستان و جنگ طلبان  و متجاوزین به  حقوق مردم  ایران  کیهان تهران  خطاب به  مردم عراق که  ” بروید و سفارت آمریکا را تصرف کنید” ، مواجه شد با  روزی که سفارت  آمریکا  در تهران  به  تصرف مشتی تروریست در آمد که هنوز پس از سالها مردم ایران ازعواقب آن رها نشده اند، اما مردم عراق آگاهانه جواب مثبت به نویسندگان کیهان تهران  دادند  و بجای تصرف سفارت آمریکا، کنسولگری  جمهوری اسلامی را تصرف کردند وآنرا به  آتش کشیدند ، و بر سر در آن نوشتند که، تعطیل شد.

    در حقیقت سیاست چپاول وحراج ثروت ملی مردم ایران و بذل و بخشش و مصرف آن در عراق و لبنان  با آرزوی تسلط سپاه قدس تروریست وحزب الهی برجان ومال عراقیها و لبنانیها وجه المسالحه قرار گرفتن  دولتهای مزبور بوسیله عوامل  سرمایه  و اسلامیستها با وعده  و پرداخت پول به آنها، جواب منفی به  دست  اندر کاران جمهوری اسلامی و سپاه قدس داد، و موجب شکست مفتضحانه آنها در افکارعمومی مردم عراق ولبنان، جهان و بخصوص مردم ایران گشت، و زبان  زد خاص و عام گردید. هزینه کردن سالها  ثروت ملی ایرانیان توسط  جمهوری اسلامی  برای ساختن بیمارستان،مدرسه ، خانه و جاده ، گنبد طلا و قاچاق اسلحه و… در کشورهای عراق، سوریه، لبنان و یمن نیز نتوانست از میزان خشم مردم این کشورها نسبت به جمهوری اسلامی بکاهد بلکه این اعتراضات  “احیای تمدن اسلامی” رانقش بر آب کرد.

    سر دمداران حزب الهی ایران عقب مانده با  توجیه  وقیحانه ی ،اشتباهات خود، چه درمورد تصرف سفارتخانه های خارجی (آمریکا،انگلیس ،عربستان) و نه پذیرفتن بارمسئولیت منفی اینگونه بحران آفرینیها ، که سنگینی بار آن بر دوش مردم از لحاظ اقتصادی،بیکاری، فقرو ورشکستگی کمر شکن است، اما آنها به شانتاژ های خود ادامه میدهند. در طی چهل سال  حکومت ننگین ملاها بار ها به سفارت خانه های کشور های دیگر حمله کردند و با صدای بلند از تریبون های رسمی کشور از این رفتار شنیع دفاع هم کردند. سیاست های توسعه طلبانه جمهوری اسلامی در منطقه با شکست مواجه شده است، ما ایرانیها ازعملکرد مردم عراق نسبت به تصرف کنسولگری جمهوری اسلامی وآتش زدن پرچم جمهوری اسلامی و لگد مال کردن عکسهای  سید علی و خمینی، نه اینکه ما را نا راحت نکرد بلکه  به آنها  اعتراض  هم نداریم و حتی خوشحال هم نشدیم ، زیرا نه آن کنسولگری خانه ما بود، و نه آن  پرچم خرچنگی حزب الهی  پرچم ایرانیا ن، بود، اما با پرچم  آتش زدن  و از دیوار سفارت  بالا رفتن هیچ  ملتی به رفاه  و آزادی نرسیده ، نمونه ی بارز این ماجراجوئی توسط  تروریستهای حزب الهی جمهوری اسلامی اتفاق  افتاد و هنوز هم  تاوان  آنرا  مردم   ایران پس میدهند.

    فساد روز افزون در جمهوری اسلامی و مافیای قدرت در هر دو جناح ساختگی  ادامه دارد، اما قوه قضائیه ادعا میکند که علیه آن در حال مبارزه میباشدو این در حالیست که خود شریک دزدها است،و به بر گزاری  نمایشهای دروغین بعنوان بر گزاری دادگاههائ مفاسد اقتصادی از تلویزیون ایران پخش میکنند، و دراین ارتباط به تسویه حسابهای داخلی می پردازند، در حقیقت برای انحراف افکار عمومی جنگ حیدری نعمتی راه انداخته اند.

    با بر رسی اینکه جنگ داخلی در سوریه که ایران آتش بیار معرکه آن بود وباعث کشتار هزاران جوان سوریه ای  شد و اکنون در حالت آرامش نسبی  و آتش بس  بسر میبرد، افکار عمومی در  سوریه  و دست اندر کاران جنگ  داخلی  در سوریه میگویند نیروهای خارجی باید از سوریه بیرون بروند، دلیلشان هم این است که این نیروها  چه  از لحاظ  سیاسی و اقتصادی، نظامی سوریه را به این روز انداخته اند که فقر، بیکاری و خانه خرابی ،آوارگی به اوج  خود رسیده که نتیجه جنگ داخلی است ، اما  این آتش بیاران جنگ  داخلی  در سوریه اکنون دست اندر کار دخالت و دامن زدن به جنگ داخلی درعراق و لبنان شده اند ، برای تحقق اهداف شوم خود، در یکطرف آمریکائی  ها  و شرکاء جهت گسترش سلطه ی خود بر چاه های نفت پافشاری میکنند و از جانب دیگر روسیه در تلاش معاش   و ایران در جهت گسترش  امپراطوری اسلامی، میباشند.

    اعتراضات  در  لبنان و عراق  بطور گسترده  و فضاینده در حال  پیشروی تارسیدن به خواسته هایشان که در راس آنها گذر از حاکمیتهای وابسته است، میباشد، رویدادهای مختلفی که امروز درعراق  و لبنان باعث نفوذ روز افزون ایران گردیده  و باعث  نزدیکی سپاه  قدس    با  نیروهای حزب الله و تروریست  شده، ایستادن  مردم  جلوی نفوذ ایران  و جلو گیری از نیروهای حزب الهی داخلیشان درتغییر و تحولات داخلی دولتهایشان بوضوع دیده میشود.

    روی هم رفته اعتراضات درعراق و لبنان به تضعیف  حزب الله  و نیروهای مسلح آنها در پوشش  “حشدالشعبی”     و “سپاه پاسداران”، “حزبالله لبنان” شده است، والبته قابل ذکر است که دولت عراق و کردهای درون دولت عراق نیز در کشتار نزدیک به سیصد نفر، نیزسهیمند.

    اما افزایش اعتراضات درعراق ولبنان موجب این نیز شده که سپاه پاسداران چاره اندیشی کند  و دامنه ی  دخالت     در عراق و لبنان را افزایش  داده و به فساد  و سوء مدیریت و همچنین  دخالت در قدرت  دولتی ، مطالبات  بحق مردم عراق و لبنان را منحرف سازند و سعی میکنند که سیاست جنگی حاکم  بر سوریه را در عراق و لبنان پیاده  کنند ، یعنی ایران بعنوان حامی شیعیان در عراق  صف آرائی  در مقابل سنی ها  انجام دهند و البته مردم  بخوبی دست این جانیان را خوانده اند.

    سپاه پاسداران با حراج ثروت ملی مردم ایران و بذل و بخشش آن بین “حشدالشعبی” عراق  و “حزب الله ” لبنان   و همچنین حوثی های یمن ، چنین وانمود میکنند که اختیار وعنان این نیروها  دردست سپاه تروریستی قدس است  و میتواند در این سه کشور بوسیله آنها اهداف خود را به کرسی بنشانند  و بسرکوب  مردم  معترض همت گمارد، مردم عراق  و لبنان به این امر آگاهند و در مقابل نیروهای متحد و سرگوبگر سپاه قدس  در کشورهای خود عمل میکنند، وبدنبال کسب خواستهای دمکراتیک  خود در میادین بزرگ شهرها ایستاده اند و گول وعده های دروغین    را نمیخورند.

    آمریکائیها درعراق ولبنان خواستار تغییر این دولتها و به سرکار گماردن دولتهای جدید ووابسته تربخود میباشند، در حقیقت همسوئی ظاهری با تظاهر کننده گان در تغییر دادن دولتها همگامند اما  تفاوت خواسته ها  از زمین  تا آسمان است مردم  طالب آزادی، استقلال  و حکومتهای ملی و غیر  وابسته و لائیک هستند  و خواهان قطع دست بیگانه ازسلطه بر نفت کشورشان میباشند واما آمریکائیها میخواهند با پیاده کردن نیرو تمام نفت منطقه را بچاپند.

    عراقیها و لبنانی ها در یافته اند که جمهوری اسلامی ایران در این چهل سال سرنوشت مردم  ایران را به  تباهی کشید،البته اپوزیسیون و مردم ایران هم  در این امر شریکند، که بهر حال در جو ترور وخفقان حاکم بر جامعه ی  بعد از انقلاب ، نیروهای مردمی و سازمانهای مردمی نتوانستند بوظیفه خود عمل  کنند، و گول امیال دروغین و ریاکارانه مذهبیها را خوردند.

    علت و علل اصلی به پا خواستن مردم ایران و بخصوص در حال حاضر عراق و لبنان  علیه دولتهای خود:

    مردمان این کشورها بطور کلی خواهان توقف ثروت ملی در داخل کشورشان، مصرف آن در خدمت عامه و برای  بهتر زندگی کردن میباشند، که در حال حاضر توسط دولتهای ایران ، عراق و لبنان چپاول میشود.

    مردم عمدتا علیه ساختارهای نا مناسب قومی و مذهبی بپا خواسته اند، زیرا دریافته اند که مذهب و دخالت آن در دولت و زندگی خصوصی مردم، موجب جلو گیری از تشکیل یک دولت مدرن و لائیک میشود.

    سئوال اینجاست که آیا اگر این دولتها بر کنار شوند، آیا جایگزین مناسب در این کشور ها موجود است؟

    امروزه البته تبلیغات سوء توسط افراد منفعت پرست مالی وکسب قدرت ، چنین وانمود میکنند که عوام را بفریبند البته با عوامفریبی مختص بخود که اگر این رژیمها بر چیده شوند جانشینی ندارند و اوضاع بد تر میشود.

    در حال حاضر نا برابری ،بیعدالتی،بیکاری ظلم و تعدی در این کشور ها به اوج خود رسیده است، کیفیت زندگی ،شرایط زیستی بسیار پائین،فساد دولتی همه جا گیر ، نا کار آمدی دولتمردان بوضوح دیده میشود.

    البته در موارد بر شمرده خیلی مسائل بین المللی و داخلی در بوجود آمدن این شرایط دخیل هستند.

    نئولیبرالیسم با ابزار کافی وتبلیغات وسیع با سرمایه های هنگفت، نظم اینگونه جوامع  را بهم  ریخته  و در ایجاد فساد عمومی و دولتی بسیار فعال و کوشا  است، با برنامه ی ریاضت اقتصادی و پیاده  کردن آن با تهدید  و زور بعنوان متد های جدید برای” رفاه اقتصادی عمومی”، مردم را به گروگان ودرخیلی مسائل گرفتارکرده ، تا  اندکی  رفاه توسط دست نشاندگان خود ایجاد کنند و درعوض کل ثروت ملی مردم این کشور ها را از جمله نفت ، گازو…  رااز آن خود کنند و منافع و درآمد هنگفت  آنرا به  زور ببرند، حاکمان دست نشانده  و آگاه به نا کار آمدی را  بر   قدرت بگمارند  تا نان بخور و نمیر بمردم بدهند و اصل داستان را از آن خود کنند.

    البته فقرو فلاکت و بیکاری با برنامه از قبل تنظیم شده در کشور های صنعتی هم امکان پذییر است ، مانند  شرایط حاکم بر اکثریت مردم  فرانسه که  توسط  دولتمردان آنها  رواج  یافته  و مردم  فرانسه در قلب اروپا ومرکز”تمدن  جهانی”هم گرفتار و بیکارند ،جوانها ازرفاه نسبی بی بهره اند،البته قابل مقایسه با جوانان ایران ،عراق و لبنان که بین 30 تا 40 درصد بیکارند و امید به آینده را  در طول زمان  در سیستم های خود از دست داده اند و به خط  فقر و حتی زیر خط فقر  رسیده اند، نمیباشند.

     در کل مردم اصلاحات  سیاسی و رفاه همراه آزادی میخواهندو در اصل ولی در اثر عملکرد سرمایه داری  و دخالت آنها در امورات داخلی کشورهای مزبور کار را به آنجا کشانده اند که مردم را به این نتیجه رسانده اند که این دولتها اصلاح پذیر نیستند ، همچنانکه درایران نشد و سالها سر مردم و بخشی از اپوزیسیون را به این وسیله گرم کردند و گول زدند، و دیری نخواهد کشید که  زبانه های آتش اعتراضات  و خشم مردم عراق و لبنان به ایران صرایط خواهد کرد و تار و پود اسلام سیاسی را در هم خواهد پیجید.

    بهر حال بر خلاف نظر فرصت طلبان، اپوزیسیون  چپ، مترقی ، ملی و دمکرات ایران از  زنان و مردان آب  دیده و سیاسی تشکیل شده است و البته هر فرد در زندگی سیاسی هم مرتکب خطاهای نا خواسته بوده است ، بایدخطا ها را بر شمرد و گوش زد هم کرد ، ونباید آنها را تکرار نمود، بلکه بصورت تشکل های مختلف و با برنامه های متفاوت  باید مسئولیت  خطاهای گذشته را پذیرفت، و در کلیت  جلب اعتماد جنبشها را فراهم نمود که  بسیار در شرایط فعلی  مهم میباشد.

    از آنجا که  رژیم جمهوری اسلامی و شبیه آن در عراق و لبنان دیگر مشروعیت  سیاسی  و اجتماع  و مذهبی در میان مردمان این کشور ها ندارند و اعتبار نداشته اشان را بطور کلی  از دست داده اندو به زیر صفر رسانده اند ،

    پس اپوزیسیون در کل دارای هژمونی آنهم متفاوت میباشند و در شرایط مشخصی و بطور نسبی اما مستقل میتوانند و باید در کنار مردم قرار بگیرند و جنبشها را بسمت دمکراسی، آزادیخواهی  و رسیدن به عدالت و… سمت و سو دهندو مشترکا برنامه قابل پیاده شدن و همسو برای آینده ایران پیشنهاد کنند.

    مردمان ایران ،لبنان و عراق باید خود باور باشند و این مهم را تبیلغ کنند و به نیروی پرقدرت و لایزال خود اعتماد کافی داشته باشند و در مقابل به پوشالی بودن قدرت دولتها ی فاسد،هم نظر و متحد برای بر چیدن آنها همگام شوند.

    مشروعیت معنوی و اخلاقی را دولتمردان مذهبی درایران و دولتهای فرقه ای مذهبی درلبنان وعراق از دست  داده اند  و بهمین دلیل مشروعیت خود را با زور ، ترور ، خفقان ، شکنجه  و زندان  و تهدید  معترضان  به هدف  قرار دادن گلوله و کشتار آنها  به جو خفقان دامن میزنند،جوامع مزبور و در کل مردمان معترض در صحنه  مبارزه  باید جلوی نفوذ و کشتارتوسط نظامیان را بگیرند و بدانند که هیچ  قدرتی نمیتواند در مقابل اکثریت متحد مردم  مقاومت کند ، “پاسداران و بسیجی” و حزب الهی،”حشدالشعبی” و “حزب اله لبنان” که جای خود دارند.

     

    امین بیات

    06.11.2019                                                                                                                                 

    Bayat.a@freenet.de

    https://www.facebook.com/amin.bayat9

      

     

     

     

     

     

     

  • با دروع به دنیا آمدید، زیر دروغ هم دفن خواهید شد.

    حسن بهگر

    گرچه دروغ در سیاست امر متداولی شده است اما وقتی آیت الله ها با حکومتی دینی مسلط می شوند آنچنان مرز وقاحت و دروغ را درمی نوردند که گوبلز باید در برابر آنها زانو بزند و شاگردی کند. دروغ گفتن ، پنهان کردن، تحریف یا انکار حقایق، از ابزار اولیه حکومت جمهوری اسلامی از بدو تأسیس بوده است. ولی آنجا کار به افتضاح و رسوایی می کشد که می خواهند به مصدق تهمت بزنند. حقایق و اسناد در مورد مصدق و مبارزات او به قدری روشن است که انکار آن ممکن نیست و ملت ایران هم از زمانی که او را شناخته، به این تشبثات به دیده ی تحقیر نگاه میکند. بزرگی مصدق چون خار در چشم حاکمان دروغگو و سالوس فرورفته و هرچه می کنند دردشان علاج نمیشود و هیچوقت هم نخواهد شد. بالاخره هم میراث داران مصدق آنها را از صحنه بیرون خواهند راند. خودشان هم به این آگاهند.

    جایی که بهبهانی ها و کاشانی ها در مقابل خیانت آشکار به ملت ایران دستمزد از بیگانه گرفته اند و دولتمردان حکومت اسلامی تا گردن در منجلاب فساد غرق شده اند، تحمل چهره ی درخشان مصدق برایشان دشوار است. چشم خفاش است و نور آفتاب. همه ی هم جمهوری اسلامی مصروف این شده که بگوید اگر ما خائنیم و دزدیم، اگر اختلاس می کنیم و اگر تظاهر به مبارزه با بیگانگان می کنیم و در پنهان دستمان در دست همان بیگانگان است، چیز جدیدی نیست، همه همینطور بوده اند.

    محکمه ی تاریخ، بلبشوی انقلاب اسلامی نیست که بتوان مردم را به این راحتی گول زد. داوری مردم چیز دیگری است و خوب می دانند کشورما هرگز حکومت چنین دزدان سرگردنه و بی وطنی را تجربه نکرده بوده است. مردم این گروه عمامه بسرانی که از آتش زدن سینما رکس آبادان آغاز کردند تا تمام ایران را آتش بزنند دیگر خوب می شناسند. از آن روز که خمینی گفت خدعه کردم و همه شعارهای فریبنده ی خود در پاریس را انکار کرد ، آنجایی که به دروغ مدعی شد مصدق ، طلبه ها را کشته و به اسلام سیلی زده است، بر همه روشن شد که هر دروغی می تواند بگوید.

    مردم این دسته ی قطاع الطریق را هیچگاه با مصدق مقایسه هم نمی کنند، چه رسد که بخواهند به دروغ های اینها در باره ی مصدق، اعتنا نمایند. همان قدر مصدق را به درستکاری می شناسند که آخوندها را به نابکاری. حالا اینها وقاحت را به جایی رسانده اند که به مصدق تهمت هم می زنند! به این خیال که حرفی را که خودشان هم باور ندارند، دیگران باور خواهند کرد!

    به تازگی نیز رسانه های وابسته به دربار خلافت، باز لجن پراکنی علیه مصدق را آغاز کرده اند و صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز در این میان مخبر خود را به خیابان فرستاده تا با طرح این پرسش غلط که آیا می دانید مردم تنگستان را که در مبارزه با اشغال انگلیس بودند چه کسی سرکوب کرده؟ کنجکاوی مردم را تحریک کند و وقتی مخاطبان اظهار بی اطلاعی کردند، به دروغ نام مصدق را به عنوان سرکوب کننده ذکر کند!

    مقصود از این تحریف و دروغ آشکار چیست؟ آیا حاکمان فکر می کنند که با این صحنه سازی ها چهره ی مصدق خدشه دار شده و دیگرکسی از او یاد نخواهد کرد و به دنبال خمینی و خامنه ای، این قاتلان تشنه بخون ملت راه خواهند افتاد؟ مردم را از خودتان نادان تر تصور کرده اید، ولی واقعاً چطور تصور کرده اید که از شما نادان تر هم ممکن است پیدا شود؟

    حالا ببینیم واقعیت قضایا چیست.

    مصدق پس از سقوط کابینه وثوق الدوله هفتم تیرماه 1299 با کشتی از بندر مارسی عازم ایران شد و به شیراز وارد شد. در این هنگام حدود شش سال از کشته شدن رئیس علی دلواری این مرد مبارز می گذشت زیرا او در 11 شهریور 1294 کشته شده بود. خود مصدق در باره ی انتصابش به والیگری فارس می گوید :« ورودم به شیراز تصادف نمود با ناامنی هایی که در بعضی نقاط فارس ، مخصوصاً خطه آباده – شیراز بروز کرده بود، فرمانفرما استعفا داده بود و دولت این مأموریت را به هرکس تکلیف می نمود، چون برای برقراری امنیت پول و استعداد می خواست، والی هنوز تعیین نشده بود […] ا ز تمام طبقات و احزاب و دسته جات به تلگرافخانه رفتند و انتصاب مرا به آن ایالت از نخست وزیر پیرنیا مشیرالدوله درخواست کردند. او به من تلگراف نمود شرایط خود را برای تصدی این خدمت پیشنهاد کنم […] به دولت تلگراف کردم اگر رجال متنفقذ (ایالت ) متعهد شوند ( نه از کسی چیزی بگیرند، نه چیزی به من بدهند) من نه پول می خواهم نه قوا، و از ماهی شش هزارتومان حقوق ایالتی هم دوهزاتومان در هرماه، آن هم برای مخارج شام و ناهار و پذیرایی دستگاه ایالتی، بیشتر نخواهم گرفت […] در جواب این تلگراف ، دولت اظهار امتنان نموده و من شروع بکار کردم…»

    (برگرفته از غلامرضا نجاتی – مصدق سالهای مبارزه و مقاومت – نخستین سال های زندگی پوشینه یک رویه 6»

    پس مسأله دلیران تنگستان ورئیس علی دلواری و مبارزان علیه انگلیس در آن زمان مطرح نبود بلکه مسأله کم کردن شر راهزنان مطرح بود. مصدق شش ماه مصدر امور بود و بنابه همه شواهد و اسناد خدمات مهمی در استقرار امنیت و جلوگیری ازراهزانی ها و باج گیری مالکین و متنفذین محلی انجام داد. هیچ شکایتی در تمام این سال ها از مصدق نشد. چطور پس از گذشت نزدیک به 100 سال این به این کشف نایل شده اند؟ اگر در کشور کوچکترین آزادی بود جا داشت مردم بابت این جعل تاریخی سقف را بر خبرگزاران سر صدا و سیما خراب کنند.

    پلیس جنوب در هنگامه ی جنگ اول جهانی به بهانه ی ناامنی در جنوب ایران توسط انگلیس تأسیس شد. دخالت پلیس جنوب به بهانه استقرار امنیت، مخل آرامش مردم شده بود و با مزاحمت ها و توقیف اتومبیل ها و باغ های مردم یکی از مشکلات بزرگ بشمار می رفت. جلوگیری مصدق از دخالت قوای پلیس جنوب در استقرار امنیت است که دستاویزی برای منادیان تبلیغات خمینی فراهم کرده است. ماجرا را از زبان خود مصدق در پاسخ به ماژور هوور کنسول انگلیس را که می خواهد به بهانه اینکه کالاهای تجاری و تدارکاتی توسط راهزنان ربوده می شود بخوانیم :

    «وقتی که شما پلیس جنوب را مأمور تنبیه تنگستان بکنید بر منفوریت آن‌ها افزوده می‌شود. تنگستانی ها اگر شرارت می‌کنند من تصدیق می­‌کنم. اگر بعضی از آن‌ها راهزنی می‌کنند من تصدیق دارم. [ولی] اگر آن‌ها را پلیس جنوب تنبیه کند جزء شهدای وطن‌پرست‌ها می‌شوند!! و من راضی نیستم. ولی اگر من که والی هستم آن‌ها را تنبیه کنم به وظیفة خود عمل کرده‌ام و کار صحیحی کرده‌ام! گفت توضیحات شما مرا قانع کرد شما کار خودتان را بکنید من از شما تشکر می‌کنم! بعد از چند روز من تنگستان را امن کردم و (ماژور هوور) از من تشکر کرد! این سابقه است که من با ماژور هوور قنسول انگلیس دارم…». (کی استوان، موازنهُ منفی جلد اول، صفحهُ ۲۳٫)

    این بهترین پاسخ محترمانه و دیپلماتیکی بود که یک سیاستمدار ایرانی می توانست در آن زمان به یک قوای اشغالگر خارجی بدهد.

    این دروغ های شرم آوری که می بافند، قصه های خواب آوری است که برای پیروان خود می گویند تا از حلقه خواب زدگان بیرون نروند. غافل از اینکه حقایق تاریخی قابل کتمان نیست. واقعیت آن چیزهای مضحکی نیست که ماموران امنیتی سالهاست است که تولید می کند و ریش را به سبیل وصل می کنند. این دروغگوهایی که اگر هم بر حسب تصادف کلمه ای راست بگویند، کسی باور نمی کند، افتاده اند به چاق کردن دروغ ها.

    دینداران در طول حیاتشان دروغ های بسیار گفته اند. در عصری که مردم سواد نوشتن و خواندن نداشتند و قلم در دست آنها بود و بسیاری موهومات را بجای حقایق بخورد مردم داده اند و این سابقه ای دراز دارد. قدیم از این کارها منتفع شده اند اما در روزگار نو چنین شانسی ندارند. ملایان تاریخسازی می کنند و دروغ های خود را با پول نفت، نه تنها در ایران بلکه در جهان و منطقه، می پراکنند. دروغ های شاخدار می گویند و کوروش و تمدن قبل از ورود اسلام را منکر می شود ولی کیست که باور کند تاریخ ایران با حمله اعراب به سرزمین ما آغاز شده است.

    بازنویسی تاریخ اولین دلمشغولی آنها بوده تا بلکه برای خود اعتبار و آبرویی دست و پا کنند. فقط دروغ روی دروغ گذاشته اند تا رسیده اند به اینجا. بالاخره هم مردم ایران زیر همین دروغ ها دفنشان خواهند کرد.

    حسن بهگر

    پنجشنبه ،۱۶ آبان ۱۳۹۸

    2019November  7

    برگرفته از سایت ایران لیبرال

  • هادى جفرودى ما را ترك گفت

     

     

    باقر مرتضوى

    قلب مهربان رفيق هادى جفرودى در سوم نوامبر ٢٠١٩ در پاريس از طپش بازايستاد. هادى در چهارم مرداد ١٣١٨ در شهر رشت در يك خانواده مرفه بدنيا آمد. در دبيرستان اسدآبادى و بعد اديب تهران تحصیل کرد و ديپلم گرفت. در همين زمان بود كه با مسائل سياسى آشنا شد. بسیاری از اعضای خانواده‌اش به حزب توده ايران گرایش داشتند. او نيز نخست به سوى این حزب روى آورد. بعد از كودتاى ٢٨ مرداد وارد سازمان دانش آموزى حزب توده ايران شد و فعاليت تشكيلاتى خود را در اين سازمان ادامه داد. هادى دراين باره مى‌گويد: “دبيرستان اسدآبادى و اديب تهران که من آنجا درس مى‌خواندم، پايگاه بچه‌هاى چپ و توده‌اى بود…محيط خوبى بود؛ یک محيط سياسى مناسب براى جوانان آن دوره. تحت تأثير حزب توده بودیم و آموخته بودیم که مبارزه کنیم و اين مبارزه را در كار روزمره، مثل شعارنويسى و پخش اعلاميه، در شب‌ها به كار مى‌بستيم. حزب اگرچه ديگر فعاليت نداشت، ولى اعضای باقيمانده آن در ايران حوزه‌هاى پراكنده داشتند.”

    هادى پس از گرفتن ديپلم از دبيرستان اديب در سال ١٣٤٠ براى ادامه تحصيل رهسپار شهر هانوفر آلمان شد و در دانشگاه فنى این شهر ثبت­نام نمود. از آنجاكه سوداى جهانی ديگر در سر داشت، رشته فنى را رها نمود و در شهر مونيخ در رشته فلسفه ثبت نام كرد.

    هادی از بدو ورود به شهر هانوفر وارد صفوف كنفدراسيون محصلين و دانشجويان ايرانى (اتحاديه ملى) شد و با تمام نيرو در فعاليت‌هاى مبارزاتى و فرهنگى كنفدراسيون فعال گرديد. با اوج اختلافات در جنبش كمونيستى ايران و شدت گرفتن اختلافات نظرى بين رهبرى و كادرها و اعضاى حزب توده ايران، هادى جفرودى در كنار معترضين به حزب توده قرار گرفت. او همراه و هم‌سو با رفقا فروتن، قاسمى و سغائى در بنيان‌گذارى سازمان ماركسيستى – لنينيستى توفان نقش پُر رنگى داشت. عضو هيئت تحريه نشريه توفان و همچنین عضو رهبرى سازمان توفان گرديد.

    هادى در سال ١٣٤٧ دست از تحصيل كشيد و براى پياده كردن نظرات سياسى خویش در ميان توده‌هاى مردم كشورش، به ايران بازگشت. وى با حوصله و گام­هاى آهسته ولى با عزمی راسخ در سازماندهى نيروهاى مترقى در مبارزه عليه رژيم شاه همت گماشت. در همین رابطه در سال ١٣٤٩ به تور گشتى‌هاى ساواك گرفتار آمد. بازداشت شد و در دادگاه به ده سال زندان محكوم گرديد.

    هادى در زير شكنجه‌هاى ساواك ايستاد و هرگز به افكار و انديشه‌هاى كمونيستى‌اش پشت نكرد. او با اوج گرفتن مبارزات مردم ايران در روزهای انقلاب، از زندان رژيم آزادى‌كش شاه آزاد گرديد و دگربار در ميان مردم به مبارزه در راه اهداف انقلابى خویش ادامه داد. هادى از زماني‌كه وارد صفوف حزب توده گرديد تا زمان مرگ، در نوامبر ٢٠١٩ در راه آرمان­هاى كمونيستى‌اش دست از مبارزه بر نكشيد.

    هادى اعتقاد داشت براى ساختن ايرانى آباد و آزاد، براى عدالت اجتماعی بايد كمونيست‌های ايران متحد گردند و حزب واحد كمونيستى ايجاد كنند. فرقه‌گرائى و مبارزه‌ جدا از هم راه به جایى نخواهد برد. و بهمين دليل بود كه دست به تشكيل سازمان “پيوند در جهت وحدت كمونيست­های ايران” زد و در اين راه فعاليت نمود.

    فقدان رفيق هادى عزيز را به خانواده، دوستان و هم­رزمانش تسليت مى­گويم.

    نامش جاودان و راهش پر رهرو باد.

    باقر مرتضوى

    كلن هفتم نوامبر ٢٠١٩