دسته: بیماری کرونا

  • اِدگار مورَن : این بحران وامی‌دارد که ازخودبیگانگیِ روزمرّگیِ را زیرسؤال بریم

     

    مصاحبه کننده: نیکولا تروئونگ

    (لوموند – 19 آوریل 2020)

    برگردان به فارسی: بهروز عارفی- تقی تام

     

    متن اصلی به فرانسه در فرمات پی دی اف 

    در این جا کلیک کنید

     

    « این بحران ما را وامی‌دارد که درباره‌ی سبک زندگیِ‌مان و نیازهایِ حقیقیِ‌‌مان که ازخودبیگانگیِ روزمرّگی آن‌ها را پنهان می‌سازند، از خود سؤال‌کنیم »

     

    ادگار مورَن

    این بحران، می بایست روحیات ما را که مدت هاست در چنگ “بی درنگ” و”بلافاصله” محصورشده است، باز کند. از نگاه جامعه شناس و فیلسوف، مسابقه برای سودآوری  که همچون کمبودهائی  در طرز تفکر ما تلقی می شود، مسئول فاجعه های بی شمارِ  انسانی است که پاندمی کوید-19 به بار آورده است.

    ادگار مورن، متولد 1921، عضو مقاومت فرانسه، جامعه شناس و فیلسوف، اندیشمند  فرارشته ای و انظباط ناپذیر، دارای دکترای افتخاری از سی و چهار دانشگاه در پهنه گیتی، از 17 مارس در آپارتمان خود در شهر مونپُلیه، همراه با همسرش صباح ابواِسالم، جامعه شناس در قرنطینه (حصر) به سر می برد.  از محل سکونتش، در خیابان ژان ژاک روسو، نویسنده کتاب “راه” (2011) و “میهن زمین (1993) که اخیرا “خاطرات به ملاقات من می آیند” (انتشارات فایار، 2019) را در بیش از 700 صفحه منتشر کرده، که در آن روشنفکر خاطره ی  داستان ها، ملاقات ها و قوی ترین “فریبندگی های” زندگی اش را روایت کرده و نوع جدیدی از قرارداد اجتماعی را بازتعریف کرده است ، همراه با چند اعتراف، بحران کلی که او را “فوق العاده برانگیخته” تحلیل می کند.

    آیا پاندمیِ مربوط به این نوع کوروناویروس قابل پیش بینی بود؟

    همه آینده نگری های قرن بیستم که با پیوندزدن جریان های زمان حال به آینده ، آتیه را پیشگوئی می کردند، در هم ریخته است. با این همه، همچنان به پیش بینی 2025 و 2050 ادامه می دهند، در حالی که از درک 2020 ناتوان اند. تجریه فوران های پیشامد غیرمنتظره در تاریخ هرگز در وجدان ها رسوخ نکرده است. حال آن که بروز رویدادغیرقابل پیش بینی، قابل پیش بینی بود، ولی نه ماهیت آن. لذا، اصل اخلاقی همیشگی من چنین است: «در انتظار غیرمنتظره باش»

    به علاوه، من از جمله کسانی بودم که فاجعه های پشت سرهم را پیش بینی می کرد و آن ها را نتیجه ناگزیرافسارگسیختگی کنترل نشده جهانی شدن فنی-اقتصادی، از جمله در اثر پیامدهای خرابیِ زیستِ کره (بیوسفِر) و فرسایش جامعه می دانست. ولی من هرگز فاجعه ویروسی را پیش بینی نکرده بودم. با این که در این زمینه، پیشگوئی چون بیل گِیت هم وجود داشت که در کنفرانسی در آوریل 2012، از بلائی فوری برای بشریت صحبت کرد که نه  هسته ای بلکه بهداشتی بود. او با شیوع اپیدمی ابولا، که خوشبختانه به سرعت مهار شد، اعلام خبر خطر جهانی ویروسی با قدرت شیوع سریع را می دید و اتخاذ تصمیمات ضروری برای پیشگیری های لازم از جمله داشتن تجهیزات مناسب بیمارستانی را پیشنهاد می کرد. اما، به رغم این هشدار عمومی، نه در ایالات متحده آمریکا و نه در جاهای دیگر، هیچ اقدامی صورت نگرفت. زیرا، راحتی فکر و خیال و عادت، از هشدارهای مزاحم نفرت دارند.

    عدم آمادگی فرانسه را چگونه می توان توضیح داد؟

    در بسیاری از کشور ها، از جمله فرانسه، استراتژی اقتصادی متکی بر ذخیره سازی صفر، جایگزینی ذخیره بهداشتی ما در مورد ماسک، لوازم تست و دستگاه های تنفسی در انبارها شد؛ این امر به اضافه دکترین لیبرالی نگاه تجارتی به بیمارستان و کاهش تجهیزات، به فاجعه اپیدمی کنونی کمک کرد.

    این بحران ما را در برابر کدام امر غیرمترقبه قرار می دهد؟

    این اپیدمی فستیوالی از نامعلوم  ها را برای ما آورده است. ما از منشاء ویروس اطمینان نداریم: آیا بازار غیربهداشتی ووهان منشاء آن است یا آزمایشگاه مجاور آن؟ ما حتی نمی دانیم که این ویروس چه دگردیسی دارد و یا در موقع شیوع چه دگردیسی  هائی می تواند داشته باشد؟  ما هنوز نمی دانیم چه زمانی ویروس فروکش می کند و یا این که به صورت بومی باقی خواهد بود. ما نمی دانیم که تا چه زمانی و تا چه میزانی، در اثر قرنطینه، ما با مانع، محدودیت و جیره بندی روبرو خواهیم بود. ما نمی دانیم پیامدهای سیاسی، اقتصادی، ملی و جهانی محدودیت های ناشی از  حصر چه خواهد بود. ما نمی دانیم که آیا باید منتظر بد تر از این هم باشیم یا وضعیتی بهتر خواهیم داشت، و یا مخلوطی از این دو: ما به سوی نامعلوم های دیگر می رویم.

    آیا این بحران بهداشتی جهانی، بحرانی ناشی از پیچیدگی جهان است؟

    شناخت ها به صورتی تصاعدی تکثیر می شوند، در نتیجه از ظرفیت انطباق ما با این شناخت ها فراتر می رود، و به ویژه چالش غامضی را طرح می کند: چگونه با این شناخت ها مواجه شویم، آن ها را انتخاب کرده و با گنجاندن نامعلوم ها، این شناخت ها را به صورتی مناسب سازمان دهیم. از نظر من، یک بار دیگر، این امر کمبود های شیوه شناختی را که به ما تلقین شده،  نشان می دهد و موجب می شود که ما آن چه را که جداناپذیر است از هم جداکرده و آن چه را که به صورت یک اصلِ واحد و در عین حال متنوع، شکل می دهد، به یک عنصر کاهش دهیم. در واقع، ظهور برق آسای دگرگونی های سریع که با آن روبرو هستیم، این است که هر چیزی که به نظر ما ازهم جدا می آمد، به هم مرتبط شده اند، زیرا یک فاجعه بهداشتی، همه آن چه را که انسانی ست، یک باره به صورت زنجیره ای به فاجعه تبدیل می کند.

    این نکته تراژیک است که اندیشه جداکننده و کاهنده در تمدن ما حکم رانَد و سکان سیاست و اقتصاد را در دست داشته باشد. این کمبود فوق العاده، به خطاهای تشخیص ، پیشگیری و همچنین به تصمیم های ناهنجار منتهی می شود. من می افزایم که حرصِ سودآوری پیش سلطه گران و رهبران ما به اقتصادهای گناهکار منجر می شود، نظیر مورد بیمارستان ها و توقف تولید ماسک در فرانسه. به عقیده من، کمبودها در طرز تفکر ما، در کنار سلطه ی بی چون و چرای حرص لگام گسیخته برای سودآوری،   مسئول فاجعه های بیشمار انسانی است که از فوریه 2020 رخ داده است.

    ما دارای بینش یکسانی از علم بودیم. حال آن که، هر روز بر بحث و مجادله در مورد اپیدمی و تناقضات درمانی آن افزوده می شود. آیا دانش زیست درمانی (بیومدیکال) یک میدان نبرد جدید شده است؟

    این امرحقانیت دارد که قدرت حاکمه علم را برای مبارزه با اپیدمی در اختیار بگیرد. زیرا، شهروندان که ابتدا خاطرجمع بودند، به ویژه به خاطر شیوه درمانی پرفسور رائول، سپس دریافتند  که پزشکان نظریه های متفاوت و حتی متضادی دارند. شهروندان آگاه درمی یابند که برخی از دانشمندان بزرگ با صنایع داروسازی منافع مشترک دارند، صنایعی که در وزارت خانه ها و رسانه ها لابی نیرومندی دارند که قادرند برای تمسخر ایده های ناسازگار، کارزار به راه اندازند.

    به یادآوریم پرفسور مونتانیه را که همراه با چند نفر دیگر، در مقابل دانشمندان و صاحب منصبان فضل فروش علم، همراه با چند نفر دیگر ویروس VIH، یعنی ایدز را کشف کرد. زمان آن رسیده که درک کنیم که دانش فهرستی از حقیقت های مطلق نیست (برخلاف دین)، ولی نظریه های آن  به مرور زمان با کشف های جدید فرو می ریزند. در راس دانشگاه ها، تئوری های پذیرفته شده، گرایش پیدا می کنند که به دگم تبدیل شوند. و کسانی که خلاف جریان شنا کرده اند ،  از پاستور گرفته تا انیشتن، و نیز افرادی چون داروین و کریک و واتسون( کاشفان مارپیچ مضاعف DNA)، هستند که موجب پیشرفت علم می شوند. به این معنی که جر و بحث ها نه فقط  خلاف قاعده نیستند، بلکه برای این پیشرفت ضروری هم هستند. یک بار دیگر در ناشناخته، هر پیشرفتی که در اثر آزمون و خطا و همچنین با نوآوری هائی که در اثر انتخاب راه دیگری پیش آمده است، ابتدا  قدر آن را ندانسته  و یا رد کرده اند. ماجرای درمانی ویروس نیز چنین است. نوش دارو می تواند زمانی پدیدار شود که اصلا انتظارش را نداریم.

    فوق تخصصی شدن فوق العاده که عبارت است از چفت و بست و طبقه بندی دانش های تخصصی به جای این که رابط آنان باشند، به علم آسیب فراوان رسانده است. به ویژه پژوهشگران مستقل  از همان آغاز اپیدمی، همکاری کردند، که اکنون این کار بین آسیب شناسان و پزشکان جهان گسترش یافته است. علم با ارتباطات زنده است و هر سانسوری آن را متوقف می کند.  همچنین، ما باید در عین حال که عظمت دانش معاصر را می بینیم، ضعف هایش را نیز ببینیم.

    ما در چه شرایطی می توانیم از بحران سود ببریم؟

    در رساله ام “درباره بحران” (انتشارات فلاماریون)، تلاش کردم نشان دهم  که یک بحران، فراتر از بی ثباتی و بی اعتمادی که ایجاد می کند، به خاطر نقص و ناتوانی در تنظیم سیستمی که بحران در آن آشکار می شود، ناگزیر برای حفظ ثبات اش، جلو تغییر مسیر (واکنش یا پس خورد منفیNegative Feedback ) ایستاده یا آن را پس می راند. این کج روی ها (واکنش یا پس خورد مثبتPositive Feedback ) به گرایش های فعال تبدیل می شوند، که اگر توسعه یابند، سیستم در بحران را به عدم تنظیم و بلوکه کردن تهدید خواهند کرد. در نظام های زنده و به ویژه اجتماعی، توسعه ی پیروزمند کجروی هائی  که به گرایش تبدیل شده، به دگرگونی های پس رونده یا پیش رونده یا حتی انقلاب منجر خواهد شد.

    در یک جامعه، بحران به دو فرایند متضاد منجر می شود. اولی، در جستجوی راه حل های جدید، تخیل و خلاقیت برمی انگیزد. دومی، یا جستجوی بازگشت به ثبات گذشته است، یا توسل به رستگاری یا مشیت الهی ، و همچنین افشا یا قربانی کردن یک مقصر. این مقصر ممکن است مرتکب اشتباهی شده باشد که ایجاد بحران کرده یا می تواند یک مقصر خیالی باشد که به عنوان سپر بلا باید از میان برده شود. البته، ایده های انحرافی و حاشیه ای  به صورت درهم و برهم شایع می شوند: مانند بازگشت  به اقتدار، دولت رفاه، دفاع از بخش دولتی در مقابل خصوصی سازی، بازگشت تولید به کشور خود، جهانی‌سازی زدایی (deglobalization)، ضد نئولیبرالیسم، ضرورت اتخاذ یک سیاست جدید. برخی شخصیت ها و برخی ایدئولوژی ها را به مثابه مقصر معرفی می شوند. ما همچنین به خاطر کمبودهای قدرت حاکمه ، شاهد شکوفائی شکل های  نوینی ازهمبستگی هستیم: تولید آلترناتیو در مقابل کمبود ماسک در شرکت هائی که خود را با تولید کالای جدید هماهنگ می کنند، یا تهیه ماسک در خیاطی های آزاد، تجمع تولیدکنندگان محلی در یک مکان، تحویل مجانی کالا در محل سکونت، همیاری متقابل بین همسایگان، پخش غذای مجانی به افراد بی خانمان و نگهداری از کودکان؛ علاوه برآن، قرنطینه در شرایط عدم آزادی خروج از خانه،  چاره جوئی از طریق مطالعه، موسیقی و تماشای فیلم، توانائی های خودسازماندهی (اتو اورگانیزاسیون) را برمی انگیزد. بدین ترتیب، بحران، خودمختاری و قدرت ابتکار افراد را تقویت می کند.

    آیا شاهد خودآگاهی واقعی در سطح جهان هستیم؟

    امیدوارم که اپیدمی استثنائی و مرگباری که شاهد آن هستیم، وجدان های ما را به این نکته آگاه کند که ما نه فقط  قهرمانان یک ماجرای انسانی باورنکردنی هستیم، بلکه همچنین در جهانی نامطمئن و تراژیک زندگی می کنیم. این باور که رقابت آزاد و رشد اقتصادی داروی هر درد اجتماعی است، این حقیقت را نادیده می گیرد که چنین باوری،  این تراژدی تاریخ بشری  را تشدید کرده است. جنون ناشی از سرخوشی فراانسانی (ترانس اومانیسم)، اسطوره ضرورت تاریخیِ  پیشرفت و نیز اسطوره ی  مهار نه فقط طبیعت به دست انسان، بلکه همچنین مهار سرنوشت او را با این پیشگوئی که انسان به فناناپذیری رسیده و با هوشمندی مصنوعی همه چیز را کنترل خواهد کرد، به اوج خود می رساند. در حالی که ما چیزی جز اسباب بازی/بازیگر، توانگر/ اسیر، قدرتمند/رنجور نیستیم.  اگر ما با پیرشدن، می توانیم مرگ را به عقب بیاندازیم، هرگز نخواهیم توانست حوادث مرگبار را که در آن تن ما له خواهد شد، از بین ببریم. ما هرگز نخواهیم توانست خود را از شر باکتری ها و ویروس ها که دائما در حال دگردیسی هستند تا در مقابل داروها، آنتی بیوتیک ها، آنتی ویروس ها و واکسن ها مقاومت کنند، خلاص کنیم.

    آیا پاندمی بر  انزوای خانگی و انزوای ژئوپولیتیک سرعت نبخشیده است؟

    اپیدمی جهانیِ  کروناویروس،  بحران بهداشتی به راه انداخته (که در کشور ما با وخامتی وحشتناک همراه است) ، که  با قرنطینه موجب خفقان اقتصادی، دگرگونی شیوه زندگی از برون گرائی به طرف خارج، به درون گرائی در خانه  شده و جهانی سازی را دچار بحران خشونت باری  کرده است. جهانی سازی نوعی وابستگی متقابل ایجاد کرده بود،  اما این وابستگی به هم، با همبستگی همراه نبود. بدتر از آن، این وابستگی در واکنش، انزوای قومی، ملی ودینی ای را ایجاد کرده بود که در دو  دهه نخست این قرن، شدیدتر نیز شده است.

    آن گاه، در غیاب نهادهای بین المللی و حتی اروپائی که بتوانند با همبستگی در عمل، به اقدام عملی دست زنند، دولت های ملی گوشه گیری پیشه کردند. حتی در این رهگذر، جمهوری چک ماسک های ارسالی برای ایتالیا را دزدید، ایالات متحده یک محموله ماسک فرانسه را به طرف کشور خود برگرداند. در نتیجه، بحران بهداشتی، زنجیره ای از بحران ها ایجاد کرد که به هم پیوسته بودند. این بحران کلان یا اَبَر بحران از  مسائل وجودی (اگزیستانسیِل) تا سیاسی و نیز اقتصادی، از مسائل فردی تا جهانی  و از جمله خانوادگی، منطقه ها و دولت ها را فراگرفته است. خلاصه، یک ویروس فوق العاده ریز در یک شهر گمنام چین یک دگرگونی جهانی به راه انداخته است.

    حواشی این انفجار جهانی کدامست؟

    بسان پدیده ای عالم گیر، این بحران سرنوشت  مشترک همه افراد بشر را در رابطه با سرنوشت بیواِکولوژیک کره زمین برجسته کرده است؛ این بحران به طور هم زمان بحران بشریت را، که قادر نیست برای خود بشریتی درست کند، تشدید می کند. همچون بحران اقتصادی همه دگم های حاکم بر اقتصاد را متزلزل ساخته، آینده ما را با تشدید کمبود و هرج و مرج تهدید می سازد. بسان بحرانی ملی، بی کفایتی های سیاستی را آشکار می نماید که از سرمایه به ضرر کار حمایت می کند و اقدامات پیش گیرانه و احتیاطی را فدای افزایش سود آوری و رقابت می سازد. مانند یک بحران اجتماعی، نابرابری های بین کسانی که در مساکنی کوچک مملو از بچه ها و پدر و مادرشان زندگی می کنند، وآنان که توانستند به اقامت گاه های ییلاقی شان در مناطق سبزبگریزند، را به شکل خیره کننده ای در مقابل چشم مان قرار داد.

    بسان بحرانی تمدنی، ما را وادار کرد تا کمبود همبسگی، و مصرف گرائی مسمومی که تمدنمان به ارمغان آورده است را درک کنیم، و از ما می خواهد به یک سیاستِ تمدن فکر کنیم( به کتاب سیاستِ تمدن که در سال 1997 با سامی نعیر نوشته اشاره دارد). این بحران، همچون بحرانی روشنفکری، می بایست سوراخ سیاه عظیمی را در هوشمندی ما آشکار سازد که پیچیدگی های آشکار دنیای واقعی را از چشم ما مخفی می کند.

    بسان بحرانی وجودی( اگزیستانسیل)، ما را وادار میکند شیوه زندگی مان را به زیر سوال ببریم، در باره نیازهای حقیقی و آرزو های حقیقی مان که درزیر  از خود بیگانگی زندگی روزمره مخفی شده، از خود پرسش کنیم. بین تفریحاتی از آن قبیل که پاسکال تعریف می کند و ما را را از حقیقت وجودمان دور می کند و آن نوع خوشبختی که از خواندن، شنیدن یا دیدن یک شاهکار، که ما را وا می دارد تا رودررو به سرنوشت انسانی مان نگاه کنیم، تفاوت بگذاریم. و به ویژه، این بحران بایستی روحیات ما را که از مدت ها پیش در قرنطینه مسائل فوری و فوتی ، ثانوی و پیش پا افتاده قرار داشت ،  به سوی مسائل اساسی و بنیادی بگشاید: مسائلی چون عشق و دوستی برای شکوفا شدن فردی مان، تجمیع و همبستگی «منِ» ما در «ما» ها، ویا سرنوشت بشریت که هرکدام از ما ذره ای از آن است. خلاصه، قرنطینه جسمی، می بایست به گشایش روحیات ما یاری رساند.

     قرنطینه چیست و چگونه آن را می گذرانید؟

    تجربه تحمیل  قرنطینه خانگی طولانی مدت به یک ملت، تجربه ای بی مانند است. قرنطینه گتوی ورشو به ساکنان آن اجازه گردش در گتو را میداد. قرنطینه در آن گتو به معنی آمادگی برای مرگ بود ولی قرنطینه ما نوعی دفاع از زندگی است. من قرنطینه را در شرائط ممتازی تحمل کردم، آپارتمانی در طبقه هم کف با باغچه ای که توانستم از رسیدن بهار لذت ببرم، از حمایت همسرم صباح برخوردار بودم، همسایه های خوبی داشتیم که خرید هایمان را انجام می دادند، با نزدیکانم، با دوستان وکسانی که دوستشان دارم تماس داشتم، مطبوعات و رادیو تلویزیون از من نظر می خواستند ، که من می توانستم با اسکایپ جواب دهم. ولی از اول می دانستم که بسیاری از خانه های تنگ و کوچک، به سختی جا برای خانواده های پر جمعیت دارند، همینطور اشخاص تنها و بدون سرپناه از قربانیان این قرنطینه هستند.

    اثرات یک قرنطینه طویل مدت چه می توانند باشند؟

    می دانم که  قرنطینه در درازمدت، هر روز بیش از پیش به عنوان یک مشکل تلقی می گرد. ویدئو نمی تواند برای مدتی طولانی، جانشین رفتن به سینما شود، تبلت نمی تواند در دراز مدت جای رفتن به کتابفروشی را بگیرد. اسکایپ و زوم، تماس جسمانی نیست، جرینگ جرینگ صدای لیوان هائی که به هم میزنی چیز دیگری است. غذای خانگی، هرچند عالی، میل به رستوران رفتن را از بین نمی برد. فیلم های مستند تمایل رفتن به مکان ها برای دیدن مناظر، شهر ها و موزه ها و نیز اشتیاق بازدید از ایتالیا و اسپانیا را از بین نمی برد. وقتی انسان به بر آوردن نیازهای ضروری محدود شود، تشنه چیز های غیر ضروری خواهد شد. امیدوارم که تجربه این قرنطینه، مسافرت های تفریحی ، سفر به بانکوک برای آوردن سوغات و تعریف از آن برای دوستان  را تعدیل کند.هم چنین امیدوارم مصرف گرائی، یعنی مسمومیت مصرف گرا و اطاعت ازمحرک های تبلیغاتی را به نفع مواد خوراکی سالم و خوشمزه، به نفع فراورده های بادوام و نه  یک بار مصرف، کاهش دهد. اما، محرک های بیشتری لازم است، و نیز آگاهی وجدانی تازه برای این که در این زمینه یک انقلاب صورت گیرد. باوجود این، امید است که دگرگونی شروع شده ، شتاب بیشتری گیرد.

    آنچه را که « دنیای پس از این»، می نامند، به نظر شما چه خواهد بود؟

    پرسش نخست این است که ما شهروندان و هیئت های حاکمه ازتجربه  این قرنطینه چه چیزی را نگاه خواهیم داشت. فقط بخشی از آن را؟ همه چیز فراموش خواهد شد ، به فراموشی سپرده شده  یا به فولکلور خواهد پیوست؟ آن چه که بسیار محتمل به نظر می رسد این است که فنون دیجیتال( دورکاری، کنفرانس از راه دور، اسکایپ، تشدید استفاده از انترنت)، که توضیح جنبه های مثبت و منفی آن موضوع این گفتگو نیست، به خاطر قرنطینه بیشتر شیوع خواهد یافت. به موضوع اصلی بر گردیم. خروج از قرنطینه آغازدوران خروج از اَبَر- بحران خواهد بود یا وخیم تر شدن آن؟ رونق یا رکود؟ بحران عظیم اقتصادی؟ بحران جهانی مواد غذائی؟ دنبال کردن جهانی شدن یا به سوی خودکفائی رفتن؟

    آینده جهانی شدن چه خواهد بود؟ آیا نئولیبرالیسم متزلزل شده مجدداً سکان را بدست خواهد گرفت؟ آیا ملت های عظیم،  بیش از گذشته با هم به مخالفت برخواهند خاست؟ آیا منازعات مسلحانه، که در بحران کنونی اندکی تخفیف یافته، به وخامت خواهند گرائید؟ یا این که شاهد جهش رهائی بخش همکاری بین المللی خواهیم بود؟ آیا، همان گونه که اندکی پس از جنگ جهانی دوم رویداد، شاهد پیش رفت های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خواهیم بود؟ آیا ناظر ادامه و تشدید بیدارشدن همبستگی خواهیم بود که در جریان قرنطینه پدید آمد؟ همبستگی نه تنها با پزشکان و پرستاران، بلکه  همچنین با آخر صفی ها، رفتگران، باربران وکار گران انبارداری، کارکنانی که خرید هامان را به منازل  ما می آورند و صندوقداران فروشگاه ها، که بدون آن ها نمی توانستیم به زندگی خود ادامه دهیم، در حالی که می توانستیم  ازسر سندیکای کارفرمایان و بورس پاریس( شاخص cac40) بگذریم؟ آیا فعالیت های پراکنده و متعدد همبستگی و اتحاد که پیش از اپیدمی وجود داشت، وسعت خواهد گرفت؟   کسانی که از قرنطینه خارج خواهند شد، دو باره همان دور کرونومتره، پر شتاب ، خودخواهانه و مصرف گرا را از سر خواهند گرفت؟ یا اینکه جهش تازه ای در جهت یک زندگی دوستانه و دوست داشتنی به سمت تمدنی خواهیم داشت که در آن شعر زندگی سروده خواهد شد، که در آن «من» در «ما» شکفته خواهد شد؟

    قادر نیستیم بدانیم که بعد از  قرنطینه، آیا رفتار ها و ایده های نوین پَر خواهند کشید تا آن جا که حتی انقلابی در سیاست و اقتصاد را موجب شوند، یا نظمی که متزلزل شده، دوباره به حال اول بر خواهد گشت. می توانیم به شدت هراسناک باشیم از این که به عقب گردی که در بیست سال اول این قرن داشتیم، دو باره بازگشت کنیم (یعنی به بحران دموکراسی، فساد و عوامفریبی پیروزمند، نظام های نوخودکامه، رشد ناسیونالیسم، بیگانه هراسی و راسیسم). درصورتی که راه جدیدی در عرصه های سیاسی-اکولوژیک-اقتصادی-اجتماعی یافت نشود که براحیاء انساندوستی(اومانیسم)  مبتنی باشد، همه این اشکال بازگشت به عقب( یا در بهترین حالت در جا زدن) امکان پذیر می گردد. این راه به رفرم های متعدد واقعی ، نه اصلاحات بودجه ای، بلکه به اصلاحاتی در تمدن، در جامعه و اصلاحات در زندگی نظر دارد. این راه می تواند جمع اضداد( آن گونه که در کتاب «راه» یاد آور شدم) باشد: «جهانی شدن»(برای آن چه احتیاج به همکاری دارد) و « سازماندهی جدید اقتصاد جهانی (deglobalization)»( برای ایجاد استقلال مواد غذائی و بهداشتی و نجات زمین ها از تبدیل به کویر شدن)؛ «رشد» (اقتصادی در مورد نیازهای اساسی ، اقتصاد پایدار، کشاورزی مزرعه ای یا بیو) و« کاهش رشد»(اقتصاد کالاهای بی اهمیت، فریبنده و یکبار مصرف)؛ «توسعه»( آنچه که مربوط به تولیدات بهزیستی، بهداشت و آزادی است) و«محدود سازی» (آن چه مربوط به همبستگی جماعتی است)

    شما پرسش هائی را که کانت مطرح می کند میدانید- چه می توانم بدانم؟ چه باید بکنم؟ به چه چیز می توانم امیدوار باشم؟-، این ها همان  پرسش های زندگی شما بوده و هستند. در مقابل امر پیش بینی نشده  چه گرایش اخلاقی(اتیک) باید اتخاذ کرد؟ 

    دوران پس از اپیدمی دورانی نا متعین خواهد بود که نیروهای شر و خیر، هردو رشد خواهند کرد. نیروهای خیر هنوز ضعیف و پراکنده اند. سر انجام بدانیم که  غلبه شرمعلوم نیست و ممکن است که نا محتمل تحقق یابد. بدانیم که در نبرد سترگ و خاموش نشدنی بین خدای عشق و قدرت خلاقه( اروس در اساطیر یونانی-م) و خدای مرگ(تاناتوس) ، طرف خدای عشق و قدرت خلاقه را گرفتن ، نیروبخش و سالم است.

    مادر شما ، لونا، خود به آنفلوآنزای اسپانیائی مبتلا شده بود. کتاب اخیر شما که با آسیب دیدگی پیش از تولد آغاز می شود، می خواهد به ما نشان دهد که چه کسی به شما نیروی زندگی ، ظرفیت فوق العاده مقاومت در برابر مرگ، را بخشده است. آیا این شور و هیجان زندگی را حتی در قلب این بحران جهانی همچنان حس می کنید؟

    آنفلوآنزای اسپانیائی موجب عارضه ای در قلب مادرم شد که پزشکان او را از داشتن فرزند منع کردند. او دوبار سقط جنین کرد، بار دوم موفق نشد ولی فرزندش که بند ناف به گردنش پیچیده بود، به حالت خفگی، تقریبا مرده به دنیا آمد. من شاید در زهدان مادرم  قدرت مقاومتی یافته ام که همچنان در من باقی مانده است.

    اما در طول تمام زندگی، جز با کمک دیگری نتوانسته ام زندگی کنم، از قابله ای که نیم ساعت قبل از اینکه اولین جیغ را بکشم، با سیلی مرا به زندگی باز گرداند، سپس در دوران مقاومت، در بیمارستان (هپاتیت [التهاب کبد] و سل)، تا صباح، همراه و همسرم. حقیقتی است که «شور زندگی» مرا ترک نکرده است؛ حتی در دوران بحران جهانی افزایش نیز یافته است. همه بحران ها محرک من بوده اند، و این یکی که عظیم است ، محرک عظیمی برای من است.

    https://www.lemonde.fr/idees/article/2020/04/19/edgar-morin-la-crise-due-au-coronavirus-devrait-ouvrir-nos-esprits-depuis-longtemps-confines-sur-l-immediat_6037066_3232.html

    توضیح مترجمان:

    در فرانسه، واژه ای که برای ضرورت در خانه ماندن در دوران شیوع ویروس کرونا مورد استفاده قرار می گیرد Confinement است  که معنی آن، از جمله “محبوس بودن”، “محدود” و “محصور” بودن  و در محل مشخصی ماندن است. در انگلیسی از واژه lockdown استفاده می کنند که از جمله  “اقمت اجباری افراد در محل مشخص” و”تعطیلی”  معنی می دهد.

    در ترجمه مقاله، به جای واژه Confinement ، همان طوری که در رسانه های فارسی زبان معمول شده، از واژه قرنطینه استفاده کرده ایم.

  • یورگن هابرماس: در این بحران، ما باید با دانشِ آشکارِ نادانی خود اقدام کنیم.

     

     

    یورگن هابرماس، فیلسوف آلمانی، در گفتگویی با روزنامه‌ی فرانسوی لوموند، به تاریخ 10 آوریل 2010، نتایج اخلاقی و فکری اپیدمی جهانی کووید-١٩ را می‌شکافد و بیش از هر همه بر این تآکید می‌ورزد که “ما باید دست به عمل زنیم، با این دانش واضح که نادان هستیم”.

     

    متن کامل مصاحبه به زبان فرانسه با فرمات پی دی اف

    در این جا کلیک کنید

     

    پرسش اصلی از نظر هابرماس چنین است: آیا ما حاضریم که به خاطر رونق مادّی و اجتناب از فجایع اجتماعی ناشی از بحران اقتصادی، شمار مرگ و میر بیشتری را بپذیریم؟ 

     روزنامۀ لوموند در نخستین سؤال از هابرماس می‌پرسد: این بحران بیماری جهانی از نظر اخلاقی، فلسفی و سیاسی چه به ما می‌آموزد؟ هابرماس پاسخ می‌دهد: “از نظر فلسفی، می‌بینیم که این اپیدمی جهانی، اندیشیدن را نزد همه تقویت کرده. نوع تفکری که تاکنون منحصر به کارشناسان بود، حالا نزد مردم عادی بیشتر شده: هر کس باید تصمیم بگیرد و دست به عمل بزند، آنهم با آگاهی از ندانستن خود”

    هابرماس تأکید می‌کند که دولت‌ها و یا کارشناسان همه چیز را در مورد ویروس کرونا نمی‌دانند. دولت‌ها کاملاً آگاهند که متخصصان ویروس‌شناس که به آنها مشاوره می‌دهند دانسته‌های محدودی دارند و بنابراین باید با اتکاء به همین دانسته‌های محدود تصمیم‌گیری کنند. شهروندان نیز این وضعیت را به خوبی می‌بینند. هیچوقت مردم به این روشنی ندیده بودند که تصمیم‌گیری سیاسی در شک و تردید و “ندانستن” انجام می‌شود. به باور هابرماس “شاید این تجربۀ کم‌سابقه تأثیری بر آگاهی عمومی داشته باشد”.

    چالش‌های اخلاقی اپیدمی

    هابرماس در ادامۀ گفتگو با لوموند، گوشزد می‌کند که به طور کلی “حق هر انسان برای زیستن و برخوردار بودن از سلامتی جسمی” یک اصل بنیادین است که مثلاً در قانون اساسی آلمان هم ذکر شده است. اما شرایط کنونی، گاه شبیه به وضعیت جنگی است: پزشکان گاه ناچار می‌شوند که گزینشی عمل کنند و اصل “برابری درمانی و بهداشتی” را زیر پا بگذارند. مثلاً مجبور می‌شوند که به بیمار جوان‌تر الویت بدهند. هابر ماس می‌افزاید: “ولی حتی در مواردی که بیمار سالخورده داوطلبانه از حق خود می‌گذرد – که این رفتاری تحسین‌آمیز است – باز هم باید پرسید: یک پزشک چگونه می‌تواند زندگی یک انسان را ارزش‌گذاری کند؟”

    هابرماس بدون اینکه پزشکان را محکوم کند، می‌گوید که در این نوع داوری یا ارزش‌گذاری نباید واقعیت را از چشم پزشک، که از سوی بیمار نگریست. هابرماس در عین حال تأیید می‌کند که در “شرایط فاجعه‌بار”، پزشک چارۀ دیگری ندارد و باید تا جایی که ممکن است فقط با اتکاء به معیارهای حرفه‌ای و علمی تصمیم بگیرد.

    بازگشت به وضعیت عادی: چالشی دیگر

    هابرماس به دوران پایانی اپیدمی نیز می‌اندیشد و در اینجا نیز چالش اخلاقی و سیاسی بزرگی می‌بیند. تصمیم به خروج از شرایط اضطراری و به‌راه انداختن چرخ اقتصاد، الزاماً خطرهایی در پی دارد: از جمله بعید نیست که بیمارستان‌ها ناگهان به حد اشباع برسند و شمار تلفات افزایش یابد. هابرماس می‌گوید: “مسئولان سیاسی وقتی از یکسو به زیان‌های اقتصادی و اجتماعی فکر می‌کنند و از سوی دیگر به تعداد تلفاتی که می‌تواند قابل جلوگیری باشد، باید از وسوسۀ تفکر ابزاری و فایده‌گرا (اوتیلیتاریستی) بپرهیزند”.

    پرسش اصلی از نظر هابرماس چنین است: آیا ما حاضریم که به خاطر رونق مادّی و اجتناب از فجایع اجتماعی ناشی از بحران اقتصادی، شمار مرگ و میر بیشتری را بپذیریم؟

    اتحادیۀ اروپا و اصل همبستگی

    یورگن هابرماس که سخت طرفدار اتحادیۀ اروپاست و تاکنون مطالب زیادی در این باره نوشته، معتقد است که تنها راه‌حل عملی، ایجاد یک “صندوق مشترک کرونا” در سطح اروپایی است تا کشورهایی که اقتصاد شکننده‌تر و یا بدهی‌های بیشتر دارند، بتوانند از پس هزینه‌های کمرشکن مقابله با اپیدمی برآیند. او به شدت از مخالفت‌های دولت آلمان با این صندوق انتقاد می‌کند و به وزیر اقتصاد فرانسه توصیه می‌کند که مبادا نظریات آلمانی را بپذیرد.

    هابرماس می‌گوید که وی  و یارانش (گروهی از روشنفکران) آنگلا مرکل و وزیر اقتصاد آلمان را در این مورد مؤاخذه کرده‌اند. هابرماس تأسف می‌خورد که نگرش‌های ناسیونالیستی و خودخواهی‌های ملی‌گرایانۀ دولت آلمان مانع همبستگی بیشتر اروپایی‌ها می‌شود. او می‌گوید: “اگر امانوئل ماکرون در روابط با آلمان تنها یک خطا کرده باشد، همانا نادیده گرفتن میزان ناسیونالیسم آنگلا مرکل است”.

    هابرماس درپایان گفتگو با روزنامۀ لوموند بار دیگر اصرار می‌ورزد که تنها راه منطقی برای اروپا، تأکید بر دموکراسی و اتحاد است و تنها “چنین شهامتی است که می‌تواند ما را از این بن‌بست پسادموکراسی برهاند”.

    تلخیص از رادیو ار اف ای

  • کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل اعدام کودک مجرمین در ایران را محکوم می‌کند

    میشل بچله، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، در اطلاعیه‌ای به تاریخ 22 آوریل از ژنو، اعدام کودک مجرمین در ایران را محکوم کرده است. در این اطلاعیه آمده است:

    «این واقعیت که دو تن از این کودک مجرمین، که در سه هفته گذشته جانشان را از دست داده‌اند، در اعتراضات ناشی از ترس شیوع کووید-19 در زندان‌ها شرکت داشته‌اند، نگرانی شدید نسبت به احتمال تسریع اعدام سایر زندانیان محکوم به مرگ که در این اعتراضات شرکت کرده‌اند را ایجاد می‌کند»

    متن کامل به صورت پی دی اف

  • کمک تیم کرونا ـ مالتزه به هایم های پناهندگی در شهر ماینس – آلمان

    این تیم در ماینز مامور رسیدگی به مبتلایان به کرونا است و برای جلوگیری از شیوع سریع ویروس، انتقال مبتلایان به قرنطینه های مخصوص را ترتیب می دهد. بدین ترتیب آنها تعهد کامل خود را در این بحران، برای مهار شیوع ویروس نشان می دهند.

     

    پل لسای از سوی سردبیر محلی روزنامه آلگماینه

    ماینز – آلمان

     

    این یکی از صحنه های غیرواقعی و در عین حال روزمره ای است که در حیاط خانه فرهنگ ها در ورمزر اشتراسه ارائه می شود. علاوه بر مبلمان و صندلی های چوبی، که در واقع شما را به استراحت در آفتاب دعوت می کنند، پنج مرد با تجهیزات حفاظتی کامل بر تن دیده می شوند که مجهز به ماسک تنفسی، عینک ایمنی، دستکش پلاستیکی وروپوش مخصوص می باشند. در واقع، قرار بود نخستین جشنواره بزرگ در همین روزها در این حیاط برگزار شود، اما مطمئناً اکنون همه چیز فرق می کند و امسال. بهروز اسدی، رئیس امور پناهندگان مالتزه، تیم کرونا را در اطراف خود جمع کرده است و جلسات توضیحی ترتیب می دهد زیرا وضعیت جدی است. در هایم پناهندگی روبروی خانه فرهنگ ها، اولین مبتلایان به کرونا خود را نشان دادند. بدین طریق اولین مورد جدی پیش روی تیم ـ کرونا قرار گرفت. آنها خانواده های مبتلا به ویروس را در یک وسیله نقلیه مخصوص به قرنطینه اختصاسی برای این کار در خیابان گونزنهایم منتقل نمودند. اسدی می گوید”ما امروز دو مبتلای دیگر را به قرنطینه منتقل کردیم. در مجموع در کنار 17 مبتلای قبلی موجود در قرنطینه مجموعا 71 نفر از ساکنین هایم خیابان وایزنایو به قرنطینه خیابان گونزنهایم منتقل شده اند”.

    برای تست پزشکی که بتواند گستردگی شیوع ویروس را تخمین بزند و همچنین پیش گیری ازهمه گیر شدن ویروس کرونا، اعضای تیم کرونا: دنیز کی، کیوان ملکی، ابراهیم کاکولی و علی علیزادره در خانه فرهنگها به عنوان سرپرست، لجستیست یا سرایدار کار می کنند.وقتی از کیوان پرسیده شد که آیا او قصد شرکت دارد، او سریعاً در آنجا بود و گفت “بالاخره، همبستگی از همه چیز مهمتر است. اگرهمه فقط از خودشان مراقبت کنند، هیچ کس دیگر نمی تواند به کسی دیگرکمک کند.” با این وجود، نگرانی در مورد امکان آلوده شدن “همه جا است”. فرد 31 ساله دیگری می گوید: “مطمئنا، آدم در خانه فرزندانی نیز دارد.” کار با پناهندگان به رغم شرایط دشوار اما خوب پیش می رود.” طبیعتا همواره مشکل زبان وجود دارد اما آدمها بسیار خوب همکاری می کنند و با وضعیت خیلی خوب و صریح کنار می آیند”. ” تنها کار با این لباس های محافظتی کمی مشکل و سخت است”. ” من خیلی خوشحالم که هنوز هوا 30 درجه نیست. چون همین حالا هم با این لباس خیلی گرممان می شود. تجهیزات حفاظتی هم به زودی کمیاب می شوند”. همکار وی کیوان ملکی هم نیز تأکید کرد که وقتی از او سئوال شد که او هم حاضر به شرکت در تیم است وی فورا پاسخ مثبت داد. این مرد 62 ساله می گوید: “ما باید تلاش کنیم که کمک کنیم.” بالاخره مردم خانواده ما هستند”.  اسدی می گوید ، پیش بینی می شود که در روزهای آینده دو تن دیگر از کارمندان برای تقویت اقدامات حفاظتی به گروه بپیوندند. همچنین افرادی بودند که از کاربا تیم خودداری کردند. “البته من این را می فهمم و تفاهم دارم.” برای او اکنون مسئله در کنار هم بودن مهم است و او دراین  تیم افرادی را پیدا کرده است که می تواند به آنها اعتماد کند. او می گوید “مسئله ای که ما را نگران می کند کمبود وسایل و البسه حفاظتی است زیرا این وسائل بسختی پیدا می شوند و آنچه که ما داریم تنها برای چند روز دیگر کافی است” و از این روی او امیدوار است که بزودی این وسائل بدست آنها برسد”.  “ما در جبهه هستیم”این تیم بیشتر در مواردی وارد عمل می شود که مجبور شوند افراد مبتلا رااز محل اسکان پناهندگان به قرنطینه منتقل نمایند. علاوه بر این، اعضای تیم مراقبت ساکنین در خانه های قرنطینه در گنزنهایم را هم بعهده دارند، برای آنها لوازمی را که احتیاج دارند خریداری می کنند، تا این آدمها بتوانند در داخل قرنطینه بمانند و بیرون نروند. اسدی می گوید: “اما ما نیز به دیدارآنها به داخل قرنطینه می رویم، با آنها صحبت می کنیم. البته با لباس محافظ مناسب. زیرا آنها باید بدانند که ما برای آنها آنجا هستیم و تنها نیستند.” او و تیمش به صورت 24 ساعته در دسترس بیماران مبتلا به ویروس می باشند. خوشبختانه ساکنین قرنطینه تا کنون بیماری در بدنشان پیشرفت سختی نداشته است و انتظار می رود پس از پایان قرنطینه به اسکان عادی  خود برگردند. اسدی توضیح می دهد: “ما در خط مقدم هستیم.” توضیح مترجم:درکنار عملیات بشر دوستانه و انسانی تیم آقای اسدی عده ای از پناهندگان و اعضای فوروم دمکراتیک شهر ماینس با سازماندهی مالتزه و مدیریت بهروز اسدی به دوختن ماسک حفاظتی مجانی برای ساکنین هایم ها هم مشغولند. آفرین بر همه این انسانهای شریف و مدافع انسانیت    

     

    برگردان بفارسی ناهید جعفرپور

  • کشتار ده‌ها نفر در زندان‌های جمهوری اسلامی ایران به دست مآموران حکومت

    عفو بین‌الملل

     

    سازمان حقوق بشری “عفو بین‌الملل” در گزارشی که روز پنجشنبه (۹ آوریل) منتشر کرده، مقام‌های ایران را متهم می‌کند که در دوران شیوع اپیدمی کرونا، حدود ۳۶ نفر را در زندان‌های ایران به قتل رسانده‌اند.

    به نظر عفو بین‌الملل در جریان سرکوب اعتراض زندانیان ده‌ها نفر کشته شده‌اند. به گفته این سازمان مدافع حقوق بشر حکومت ایران که قادر به حفظ سلامت زندانیان در برابر کرونا نیست، باید به سرعت و بدون قید و شرط آنها را آزاد کند.

    در هفته‌های گذشته اعتراضاتی در زندان‌های ایران، از بیم گسترش ویروس کرونا در زندان‌ها، روی داد که نیروهای حکومتی با اعمال قهر و خشونت با آن روبرو شدند.

    سازمان حقوق بشری “عفو بین‌الملل” در گزارشی که روز پنجشنبه (۹ آوریل) منتشر کرده، مقام‌های ایران را متهم می‌کند که در دوران شیوع اپیدمی کرونا، حدود ۳۶ نفر را در زندان‌های ایران به قتل رسانده‌اند.

    دست‌کم در هشت زندان ایران، هزاران زندانی معترض بودند که با گسترش ویروس کرونا جان آنها به خطر افتاده است و مسئولان به وضع آنها بی‌توجه هستند. گردانندگان زندان‌ها به جای شنیدن اعتراضات، به یاری مأموران امنیتی به شدت آنها را سرکوب کرده، دهها نفر را به قتل رسانده و عده بیشتری را زخمی کرده‌اند.

    دایانا الطحاوی، معاون دفتر خاورمیانه و شمال آفریقای سازمان “عفو بین‌الملل” گفته است: «مقام‌های ایران به جای رسیدگی به خواسته‌های منطقی زندانیان آنها را به قتل می‌رسانند تا صدای اعتراض آنها به گوش کسی نرسد».

    او ضمن تأکید بر این که تأمین سلامت از حقوق اساسی زندانیان است، خواستار تشکیل یک هیئت مستقل برای تحقیق درباره تعرضات غیرقانونی مأموران جمهوری اسلامی شده است.

    سازمان “عفو بین‌الملل” از سران جمهوری اسلامی خواسته است که هرچه زودتر و بدون قید و شرط تمام زندانیانی را آزاد کنند که تنها به خاطر ابراز مخالفت مسالمت‌آمیز دستگیر شده و به زندان‌های درازمدت محکوم شده‌اند.

    این سازمان حقوق بشری تأکید دارد که همچنان هزاران نفر در زندان‌های ایران در معرض ابتلا به کووید۱۹ قرار دارند.

    اعتراض به گسترش کرونا در زندان‌ها و سرکوب خشن آن

    در هفته‌های گذشته و با گسترش ویروس کرونا برخی از گروه‌های مدافع حقوق بشر از ابتلای شماری از زندانیان ایران به بیماری کرونا گزارش دادند.

    بسیاری از زندانیان و خانواده‌های آنها فریاد اعتراض برداشتند. در شماری از زندان‌ها اعتصاب غذا به راه افتاد. بسیاری از زندانیان اعتراض داشتند که حکومت ایران با این که قادر به حفظ سلامت زندانیان نیست، باز هم از آزاد کردن اغلب آنها خودداری می‌کند و در نتیجه جان آنها را به خطر می‌اندازد.

    سازمان حقوق بشری “عفو بین‌الملل” با استناد به گزارش‌های موثق از چندین مورد اعمال قهر علیه زندانیان در روزهای ۳۰ و ۳۱ مارس پرده برداشته است.

    بنا به گزارش‌ها نیروهای امنیتی از جمله در سپیدار و شیبان، دو زندان اهواز، برای خفه کردن اعتراض زندانیان نیروی قهریه به کار برده‌اند. در همین راستا فرمانده پلیس استان خوزستان اعتراف کرده است که افراد سپاه پاسداران و نیروهای مسلح بسیج در سرکوب خشن اعتراضات نقش داشته‌اند.

    پست‌های ویدیویی که در شبکه‌های اجتماعی پخش شده از اعتراضات در دو زندان نامبرده و سرکوب خشونت‌آمیز آنها حکایت دارند.

    گفته می‌شود که به دنبال اعتراضات بسیاری از زندانیان به اماکنی نامعلوم منتقل شده‌اند، تا احتمالا صدای شکنجه یا قتل آنها به گوش کسی نرسد.

    به گفته خانواده‌های افراد محبوس در زندان سپیدار مأموران برای سرکوب اعتراضات، علاوه بر استفاده از گاز اشک‌آور، به سوی زندانیان تیراندازی کرده، عده زیادی را زخمی و دست‌کم ۱۵ نفر را به قتل رسانده‌اند.

    به گفته خانواده‌های زندانیان مقتول، آنها چند روز پس از اعتراضات اجساد بستگان خود را از زندان تحویل گرفته‌اند، درحالیکه به آنها گفته شده است که زندانیان به خاطر مصرف مواد مخدر درگذشته‌ا‌ند.

    در جریان حوادثی مشابه در زندان شیبان نیز، به گفته منابع سازمان عفو بین‌الملل، بیش از ۲۰ نفر جان خود را از دست داده‌اند.

    دانیال زین‌العابدینی، یکی از افرادی است که هفته گذشته در شرایطی مبهم در زندان جان باخت. او به خاطر قتلی که پیش از رسیدن به سن قانونی ۱۸ سالگی مرتکب شده بود، به اعدام محکوم گشته بود.

    این جوان در اعتراضاتی که در زندان مهاباد به پا شده بود، شرکت داشت. پس از سرکوب اعتراضات مأموران در ۳۰ مارس او را به زندان میان‌دوآب در استان آذربایجان غربی منتقل کردند. او در تماسی تلفنی به تاریخ ۳۱ مارس با اعضای خانواده‌اش از بدرفتاری مأموران خبر داده و از آنها یاری خواسته بود.

    در سوم آوریل مأموران در تماسی تلفنی با خانواده دانیال مدعی شدند که او در زندان خودکشی کرده و از خانواده او خواستند که برای تحویل جسد به زندان مراجعه کنند. خانواده این زندانی ادعای مسئولان را رد کرده، می‌گویند که جسد قربانی پوشیده از جراحت و زخم است. سازمان حقوق بشری “عفو بین‌الملل” با بررسی عکس‌هایی که از جسد دانیال زین‌العابدینی به دست آورده، اطمینان دارد که او بر اثر شکنجه جان باخته است.

  • جان زندانیان در خطر است! – به دفاع از آزادی زندانیان و حق حیات آنان برخیزیم!

    کانون پشتیبانی از مبارزات مردم ایران – وین


    هفته‌ی گذشته اعتراضات و شورش‌های گسترده‌ای در چندین زندان کشور از جمله در خرم آباد، الیگودرز، تبریز، سقز، همدان، شیراز، اهواز و … صورت گرفت. این اعتراضات در برخی از زندان‌ها از جمله اهواز، منجر به درگیری شدید با زندانبانان و قتل و زخمی نمودن تعدادی از آنان توسط زندانبانان جمهوری اسلامی شد. اعتراضات زندانیان بیانگر نگرانی آن‌ها از وضعیت حاکم بر زندان‌ها و خطر شیوع بیماری در آن هاست. این نگرانی را خانواده‌های زندانیان نیز دارند. سرکوب اعتراضات زندانیان بار دیگر نشان داد که در جمهوری اسلامی هیچ حقی به رسمیت شناخته نمی شود. هر اعتراض مردم فقط یک پاسخ دارد و آن هم سرکوب و قتل و کشتار است. شیوع ویروس کرونا در کشور طی ماه‌های اخیر ابعاد فاجعه‌باری یافته‌است. ، روزانه صدها تن به بیماری کووید ۱۹ مبتلا می شوند. هر چند ابعاد ابتلا به بیماری روشن نیست. رژیم جمهوری اسلامی از همان آغاز در فکر انجام اقدامات پیشگیرانه نبوده و با بی توجهی به تاثیرات مرگبار اشاعه‌ی این ویروس، عملا کشور ما را به یکی از کانون های این بیماری در منطقه تبدیل کرده‌است. آمار قربانیان کرونا در ایران با توجه به اخباری که از اقصی نقاط کشور می رسد، به‌مراتب بیشتر از آمار رسمی اعلام شده است. سران رژیم اگر چه زیر فشار مردم مجبور شده‌اند، دانشگاه‌ها، مدارس، کارخانه‌ها، تجمعات، نماز جمعه‌ها و مراکز مذهبی را تعطیل کنند، اما برای اقشار زحمتکشی که زیر فشارهای اقتصادی و برای کسب درآمدی ناچیز مجبور به ترک خانه‌های خود و کار در شرایط ناسالم می باشند، کمک قابل اعتنائی را در نظر نگرفته‌اند، بر عکس در نظر دارند با لغو شرایط نیمه قرنطینه و عادی سازی اوضاع کشور، بخش وسیعی از مردم را وارد چرخه‌ی تولید کنند و هم چنان از انجام اقدامات جدی‌تر برای جلوگیری از اشاعه‌ی کرونا و دفاع از سلامت مردم طفره‌ می‌روند. در چنین شرائطی زندان‌های جمهوری اسلامی، که در شرائط عادی هم از حداقل بهداشت و درمان لازم برای حفظ جان زندانیان برخوردار نیستند، یکی از کانون‌های اصلی خطر اشاعه‌ی کرونا هستند. با فراگیرشدن کرونا و امکان شیوع آن در محیط بسته‌ی هر کدام از زندان‌های جمهوری اسلامی، جان زندانیان در معرض خطر جدی است. مهار این بیماری در فضای متراکم زندان‌ها غیر ممکن است. رژیم با آگاهی از این واقعیت، عملا با امتناع از آزادی زندانیان و یا مرخصی دادن به آن‌ها در شرائط بحرانی کنونی، زندان‌ها را به قتلگاه زندانیان تبدیل می‌کند. جمهوری اسلامی مدعی است که حدود ۱۰۰ هزار تن از زندانیان را آزاد کرده‌است. ولی این آزادی شامل زندانیان سیاسی، عقیدتی، مطبوعاتی و فعالان مدنی نشده‌است. کسانی که با اتهامات دروغین محکوم به زندان‌های طویل المدت شده اند، آزاد نشده‌اند و جز معدودی حتی به مرخصی هم فرستاده‌ نشده‌اند. اما به‌فرض درستی این رقم، هنوز حدود ۱۰۰ هزار تن در زندان‌های رژیم هستند. که جرم اکثر از آن‌ها در حدی نیست که رژیم نتواند آن‌ها را آزاد کند و یا حتی به مرخصی بفرستد. آزادی زندانیان در شرائط کنونی برای حفظ جان آنان حیاتی است و نگرانی زندانیان و خانواده‌های آنان از وضعیت سلامت بستگانشان و خواست آزادی آنان به‌جا و به‌حق است. کانون پشتیبانی از مبارزات مردم ایران سرکوب زندانیان معترض را به شدت محکوم نموده، از آزادی فوری و بدون قید و شرط زندانیان سیاسی دفاع می کند. ما در عین حال، آزادی و یا مرخصی تمامی زندانیانی را که آزادی آن‌ها خطری متوجه جامعه نمی‌کند، ضروری می دانیم. زندانیان باید مثل دیگر شهروندان کشور از امنیت جانی و امکانات پزشکی، درمانی و بهداشتی متناسب با بحران فعلی برخوردار باشند. ما سازمان‌ها و نهادهای مدافع حقوق بشر را به دفاع از حق حیات همه‌ی کسانی که در زندان‌های جمهوری اسلامی در معرض خطر اپیدمی و مرگ قرار دارند، فرامی‌خوانیم.

     

    کانون پشتیبانی از مبارزات مردم ایران

     ۲۰ فروردين ۱۳۹۹ – ۸ آپريل ۲۰۲۰

     

  • قرنطینه، بحران اقتصادی و افزایش خشونت علیه زنان

    تنیده شدن محیط بسته با بیکاری، خشونت خانگی را فزونی بخشیده است

     

    پانته‌آ بهرامی

    شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۹ برابر با ۱۱ آوریل ۲۰۲۰

    آمار خشونت‌ها علیه زنان در آمریکا در مقایسه با هفته گذشته، دو برابر شده است

    دوران قرنطینه می‌تواند بشدت به خشونت خانگی علیه زنان دامن زند. گزارش‌ها از اکثر کشورهای جهان در همین دو ماهه اخیر، نشان از افزایش خشونت خانگی دارد. علل متفاوتی باعث این فزونی است. 

    عامل نخست، ماندن در محیط دربسته به مدت طولانی است که تنش‌ها، اختلاف‌ها، و تقابل غرورها و اختلاف سلیقه‌ها را افزایش می‌دهد. عامل دوم، نگرانی از وضعیت معشیت، هراس از آینده، بیکاری و ترس از ابتلا به بیماری واگیر است که آن نیز تنش‌های خانوادگی را بیشتر می‌کند. از آنجا که زنان اغلب حلقه ضعیف‌تر حلقه خانواده و جامعه هستند، بیشتر در معرض تعرض جنسی و جسمی قرار می‌گیرند؛ به ویژه در کشورهایی که مردم و زنان از پشتیبانی‌های ویژه از سوی دولت‌ها برخوردار نیستند. خشونت خانگی در زمان قرنطینه چنان شدت یافته است که به یکی از دغدغه‌ها و اولیت‌های جدی سازمان ملل تبدیل شده است. سازمان بهداشت جهانی شایع‌ترین موارد نقض حقوق بشر در دنیا را از آن زنان می‌داند، زیرا از هر سه زن یک نفر مورد خشونت جسمی یا جنسی قرار می‌گیرند. در گزارش سازمان ملل تحت عنوان «پیشرفت زنان جهان»، خطرناک‌ترین مکان برای زنان، خانه آنها اعلام شده است. بیش از نیمی از زنانی که به قتل می‌رسند، توسط اعضای خانواده‌های خود کشته می‌شوند.

    افزایش ۳۰ درصدی خشونت خانگی در فرانسه

    هفته گذشته پلیس فرانسه از افزایش ۳۲ درصدی خشونت‌های خانگی علیه زنان خبر داد. تاکنون دو زن (در همین پیوند) کشته شده‌اند. این خبر تکان‌دهنده، دولت فرانسه را واداشت که راه‌کارهایی برای آن جست‌وجو کند. دولت فرانسه ۲۰ هزار شب اتاق در هتل‌های کشور اجاره کرده است تا زنان در دوران قرنطینه بتوانند تحت مراقبت ویژه قرار گیرند. افزون بر آن، مارلن شیابا، وزیر برابری جنسیتی آن کشور، حدود ۲۰ مرکز مشاوره در فروشگاه‌های مواد غذایی ایجاد کرده است تا زنان ضمن خرید بتوانند از آن کمک‌ها استفاده کنند و بتوانند از خود در برابر خشونت‌های خانگی مراقبت کنند.

    هشدار درمورد افزایش قتل زنان در ترکیه

    در سال ۲۰۱۹ کارزار «به خشونت علیه زنان خاتمه دهیم»، گزارش تکان دهنده‌ای مبنی بر آن که در آن سال ۴۷۴ زن به قتل رسیده‌اند، منتشرکرد. بر مبنای آن گزارش، سه چهارم قربانیان توسط همسران، همسران سابق، برادرها یا مردان خانواده‌شان به قتل رسیده بودند. این رقم در ده سال اخیر در آن کشور بی‌سابقه بوده است. به این دلیل، جانان گوللو، رئیس اتحادیه انجمن‌های زنان ترکیه، ضمن اظهار نگرانی از افزایش خشونت‌ها، می‌گوید:«ترکیه کشوری است که در آن زنان به خاطر تقاصای طلاق به قتل می‌رسند… ما درکشوری زندگی می‌کنیم که در آن مردان وقتی از رئیس خود عصبانی می‌شوند، زنان را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند.»  او از دولت خواسته است تا بسته‌های اضطراری اقدام و پیشگیری را برای زنان فراهم کند. البته تاکنون از سوی دولت و نهادهای دولتی حرکتی برای حمایت ویژه از زنان دیده نشده است.  در مورد زنان ترکیه باید به دو مورد دیگر نیز اشاره کرد. نخست، زنانی که به علت خشونت، خانه‌ها را ترک کرده‌اند و تنها یا با کودکان‌شان زندگی می‌کنند و به علت شرایط بد اقتصادی و تشدید بیکاری، از پشتیبانی خانواده بی‌بهره‌اند و خود نیز بیکار شده‌اند. دوم، آن که برخی از مردان زندانی که به علت احتمال تکرار حرکات خشونت‌آمیز، به حکم دادگاه می‌بایست فاصله‌ای را با قربانیان خود حفظ کنند، اکنون به خاطر شرایط فعلی از زندان‌ها آزاد شده‌اند و به خانه‌های خود بازگشته‌اند و این موضوع می‌تواند به افزایش خشونت در زمانی که آنها مجبورند باهم زندگی کنند، دامن بزند.

    خشونت و راه‌حل خانه‌های زنان آلمان

    مجله «اِما» چاپ آلمان، می‌نویسد: «این یک موضوع جدید نیست. از هر چهار مرد، یکی همسرش را کتک می‌زند. حالا در قرنطینه و در دفتری که درخانه دارد، وقت بیشتری برای خشونت دارد. اما جامعه و سیاست در مقابل چه می‌کنند؟» وزیر زنان آن کشور، فرانسیسکا گیفی، همراه با إدارات مرتبط با امور زنان در ۱۶ ایالت تصمیم گرفته‌اند زنان را حمایت کنند و آنها را درهتل‌ها و خانه‌های خالی جای دهند؛ هر چند، قبل از کرونا هم این قبیل مکان‌ها مملو از زنانی بود که به پناه‌گاه نیاز دشتند. وزیر زنان آلمان معتقد است، اکنون جای وقت تلف کردن و موانع بوروکراتیک نیست؛ زنان باید بتوانند خیلی راحت در تماس تلفنی موقعیت خود را توضیح دهند و جایی برای فرار بیابند یا راه‌های غیرمعمول و بوروکراتیک را تجربه کنند. تجربه نشان داده است که در محیط‌های تنگ، خشونت مردانه افزایش می‌یابد. ۱۲۲ زن تنها در سال ۲۰۱۹ به قتل رسیده‌اند.

    در همین چند ماه اول امسال، ۵۱ نفر در آلمان به دست همسران یا همسران سابق خود کشته شده‌اند؛ هر دوروز یک زن. در چنین شرایطی، «خانه‌های زنان» آلمان به کمبود امکانات مالی دچارند. «مرکز اطلاعات خانه‌های زنان»، می‌گوید: «ما مشکلات زیادی داریم، زیرا بسیاری از خانه‌های زنان به دلیل کمبود جا افراد جدید را نمی‌پذیرند.» حتی قبل از شیوع کرونا، سال گذشته خانه زنان در شهر بن به ۴۴۲ زن  به خاطر نبود جا پاسخ منفی داده است. ایفا رایسه که ۳۵ سال تجربه فعالیت در خانه‌های زنان دارد، معقتد است که احتمالا بسیاری از زنان به علت هراس از واگیری کرونا به خانه‌های زنان نمی آیند. وقتی مردان تمام مدت در خانه هستند، اوضاع خراب‌تر است و زنان باید بین کتک خوردن و آلودگی به ویروس یکی را انتخاب کنند. اما خبر خوش این است که وزیر زنان، استفاده از هتل‌ها را پیشنهاد داده است و یک هتل‌دار در تماس تلفنی با خانه زنان در شهر بن، گفته است حالا که اتاق‌ها خالی است، حاضر است هتل را در اختیار زنانی بگذارد که مورد خشونت قرار گرفته‌اند.

    افزایش اختلافات خانوادگی در دوران قرنطینه در ایران

    آمار اختلاف زوج‌ها در ایران در دوران قرنطینه سه برابر شده است. این خبر را بهزاد وحیدنیا، مدیر کل مشاوره و امور روانشناختی بهزیستی ایران اعلام کرده است. در دوران شیوع همه‌گیری بیماری کووید ۱۹، میزان تلفن‌های روزانه زنان به این مرکز از حدود ۱۵۰۰ به چهارهزار تماس افزایش یافته است که نشان از شدت‌گیری مشکلات خانوادگی دارد. فراموش نکنیم که در ایران، همه کسانی که مورد خشونت قرار می‌گیرند، وضعیت خود را گزارش نمی‌دهند. افزون بر آن، حتی قبل از کرونا نیز بحران اقتصادی، بیکاری و مشکل معیشت روزانه وجود داشته است و شرایط فعلی، می‌تواند زنان را بسیار آسیب‌پذیرتر کند، زیرا از نظر اقتصادی به همسران یا خانواده وابسته هستند. بحران‌های مالی و اقتصادی، همان گونه که در ۲۰۰۸ شاهد آن بودیم، خشونت علیه زنان را افزایش می‌دهد و حالا در وضعیت قرنطینه، تهدیدها  و خشونت‌ها علیه زنان به‌شدت تشدید شده است. 

    دوبرابر شدن خشونت‌های خانگی در آمریکا

    بنا برآمار«زنان مورد خشونت قرار گرفته» که  در پورتلند منتشر می‌شود، آمار خشونت‌ها علیه زنان در آمریکا در مقایسه با هفته گذشته، دو برابر شده است. در ‌گزارشی که دکتر «اریکا فراسر» از دوران قرنطینه منتشر کرده است، از تشدید رفتار خشونت‌آمیز در برابر کارگران جنسی در شهر سیاتل، مرکز ایالت واشنگتن، از زمان شیوع کرونا خبر داده است. 

    سه برابر شدن خشونت‌های خانگی در چین

    بنابر گزارش ون فاو، بنیانگزار یک سازمان غیرانتفاعی علیه خشونت خانگی در چین، در ماه فوریه خشونت‌های خانگی که از سوی زنان گزارش شده است، درمقایسه با سال گذشته سه برابر شده است.  بر اساس این گزارش‌ها، ۹۰ درصد این خشونت‌ها به دوران قرنطینه برمی‌گردد. در ایالت هوبی، به پاسگاه پلیس در فوریه ۲۰۱۹ حدود ۴۷ گزارش داده شده است، در حالی که  آمار فوریه امسال ۱۶۲ مورد بوده است. این تفاوت، دقیقا حاکی از سه برابر شدن موارد خشونت است. افزون بر آن، آلکس ویشنوسکی، مسئول بخشی فمینیستی بنیاد روزا لوکزامبرگ، معتقد است که این افزایش نه فقط به خاطر قرنطینه، بلکه به علت وضعیت بد اقتصادی، کنترل شدید دولتی، و نیز عدم امکان مسافرت و اجبار به ماندن در خانه رخ می‌دهد. وضعیت نابسامان اقتصادی که در بحران اقتصادی ۲۰۰۸ رخ داد، نیز میزان خشونت‌های خانگی را بالابرد. بنابر گزارش «یوکید»، برخی از خانه‌های زنان در این کشور به بی‌خانمان‌ها واگذار شده است. پس از برچیدن قرنطینه در چین که هفته گذشته رخ داد، شمار زوج‌های متقاضی طلاق نیز به شدت افزایش یافته است. 

  • کرونا در ایران؛ سیاست فرسایشی حکومت در قبال زندانیان سیاسی

    گسترش کووید ۱۹ باعث نادیده گرفتن وضعیت زندانیان سیاسی شده‌ است

     

    پانته‌آ بهرامی

    چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ برابر با ۸ آوریل ۲۰۲۰

     

    سازمان زندان‌های ایران زیر نظر قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران، به ریاست ابراهیم رئیسی فعالیت می‌کند –

    در دورانی بسر می بریم که تسلط ویروس کووید ۱۹ بر زندگی روزانه و درگیری با مشکلات قرنطینه، مسائل جامعه از جمله موضوع زندانیان سیاسی را به حاشیه رانده است. حتی رسانه‌های مسلط نیز دغدغه‌های اصلیشان با کرونا گره خورده است و کمتر توجهی به زندانیان دارند. قوه قضاییه ایران تحت فشارهای داخلی و بین المللی مجبور به عقب نشینی شده و به بخشی از زندانیان عادی مرخصی داده است. سخنگوی قوه قضاییه اعلام کرده به ۸۵ هزار زندانی مرخصی داده است. این مرخصی اما شامل همه زندانیان سیاسی نشده بلکه کسانی که حکمشان زیر ۵ سال باشد. بنابراین بخش بزرگی از زندانیان سیاسی در حالی‌که کرونا نه تنها در ایران بلکه در همه جای دنیا غوغا کرده و وضعیت زندان‌ها غیر بهداشتی و خطرناک است، همچنان در زندان مانده اند.

    پیشنهادی که برخی از کنشگران از جمله زندانیانی مثل جعفر عظیم زاده، فعال کارگری می کنند آزادی همه زندانیان تا پایان قائله کروناست، زیرا زندان محل تولید نیست و امکانات بهداشتی نیز ندارد. برای مثال آلبانی همه زندانیان کشور را آزاد کرده است. در زمانی که گفته می شود تجمع باعث سرایت بیماری می شود، بنابراین احتمال اینکه هم زندانیان و هم زندا‌ن‌بانان در معرض این ویروس قرار گیرند بسیار زیاد است. جعفر عظیم زاده درنامه ۱۴ فروردین خود اشاره کرده که در اتاق ۸۰ نفره تنها با دو ماسک بسر می برند. پرسش این است: چرا حکومت اسلامی تن به آزادی زندانیان سیاسی نمی دهد؟ و چه گروه‌هایی را آزاد نمی کند؟

    زنان در بند

    مریم اکبری منفرد از سال ۸۸ تنها به دلیل تماس تلفنی با خویشاوندانش در کمپ اشرف در زندان بسر می برد و به ۱۵ سال زندان محکوم شده است. از افرادی است که قوه قضاییه حاضر نشده به او مرخصی بدهد. زینت جلالیان در زندان خوی است. او تنها زندانی زن سیاسی محکوم به ابد است. این زن کرد متولد ۱۳۶۱ است و تاکنون به مرخصی نرفته است. با همه فشارها حاضر به مصاحبه تلویزیونی نشده و گفته: «نه تنها خود شکنجه شده ام بلکه شاهد اهانت، شکنجه و از همه بدتر شاهد اعدام ١٠ نفر از هم‌بندی‌هایم بوده‌ام. آیا دردی بزرگتر از این هست؟ تازه این ظالمان از من می‌خواهند ابراز پشیمانی کنم، مگر ممکن است منی که این همه ظلم و زور را با چشمانم دیده ‌ام اظهار پشیمانی کنم؟»

    یاسمن آریایی فعال حقوق زنان و دختر منیره عرب شاهی فعال مدنی به همراه صبا کردافشاری از کنشگران معترض به حجاب اجباری هستند که حکم‌های بسیار سنگین گرفته اند. آنها درزمان انتقال به دادسرای اوین با سرو دست کبود و شکسته مجبور به امضای کیفر خواستی شدند که روی آن نوشته شده بود: «ما اغتشاش‌گر و شورش‌گر هستیم و حتی امکان تبدیل به قرار وثیقه نیز برای ما مقدور نیست.»

    وکلا و دانشجویان زندانی

    نسرین ستوده وکیل سرشناس در زندان اوین است که با نامه‌های متعدد وضعیت اسفبار زندان را افشا کرده و گفته در زندان از ماسک و دستکش خبری نیست. وی ادامه داده: «نهادهای نظامی‌ و اطلاعاتی که با تحمیل مدیریت‌های ستیزه‌جویانه‌شان، امنیت کشور را برهم زده‌اند، همچنان بر ادامه حبس زندانیان سیاسی در شرایط  پرمخاطره کنونی اصرار می‌ورزند».

     فروزان یزدانی پور دانشجوی دانشگاه تهران در فوریه امسال در منزل خود دستگیر شد. هنوز از علت بازداشتش خبری نیست.

    منتقدین به مذهب

    سهیل عربی فارغ التحصیل عکاسی است که درسال ۹۲ به خاطر انتشار مطالبی در نقد مذهب از سوی ماموران قرارگاه ثارلله سپاه پاسدارن دستگیر شد. به قول خودش نسلی که نمی‌خواهد دیگر نسل سوخته باشد. سهیل عربی تنها به خاطر اندیشه و قلمش زندانی است، عملی برخلاف حکومت انجام نداده، تنها آن را مورد نقد قرار داده است. او ابتدا به اعدام وسپس به هفت سال ونیم زندان محکوم شد. او در زندان فشافویه و به خاطر اعتراض به وضعیت خود هم اکنون در اعتصاب غذا بسر می برد.

    فعالان حقوق بشر و مدنی

    آتنا دائمی کنشگر مدنی، مشکوک به بیماری ام اس است. قوه قضاییه حتی حاضر نشده به او مرخصی بدهد. سعید شیرزاد، فعال حقوق کودکان چند ماه بیشتر به محکومیت اش باقی نمانده است. همواره ازرفتنش به مراکز درمانی جلوگیری شده و اکنون در زندان رجایی شهر است. گلرخ ایرایی و آرش صادقی با اینکه اسمشان در لیست مرخصی بوده از دادن مرخصی به آنها ممانعت کرده اند. آرش صادقی اولین دستگیری اش به خاطر اعتراض به نتایج انتخابات ۸۸ بوده، سه بار دستگیر و آخرین بار به ۱۹ سال محکوم شده است. او از بیماری سرطان رنج می برد، از بازوی راستش یک غده سرطانی را بیرون آورده اند. به دلیل عدم اجازه ادامه معالجه در بیرون زندان بازوی راستش بی حس ومتورم شده است.  مینا احدی فعال حقوق بشر معتقد است، حکومت نوعی انتقام جویی از زندانیانی که حاضر به مماشات با جمهوری اسلامی نیستند را پیشه کرده است.

    کنشگران کارگری

    جعفر عظیم زاده دبیر هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران، به خاطر فعالیت‌های صنفی به ۱۷ سال حبس تعزیری محکوم شده است. او می نویسد: “راه‌های ورود و گسترش ویروس کرونا به زندان به راحتی باز است و در صورت بروز و گسترش این ویروس، ما به جای تلفات دو درصدی با تلفات ۷۰ تا ۸۰ درصدی و یک فاجعه انسانی روبرو خواهیم بود.”

    آموزگاران زندانی

    محمد حبیبی از آموزگارانی است که هفت سال و نیم حکم دارد. از رسیدگی پزشکی و ملاقات محروم است. ملاقات‌های زندان متوقف شده است. شیوا محبوبی سخنگوی کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی می گوید، زمانی که در زندان ها به شدت تراکم جمعیت حاکم است و مسائل بهداشتی رعایت نمیشود، افزون بر آن زندانبانان به بیرون رفت و آمد می کنند، عملا ندادن ملاقات به زندانیان بی معنی است. محمد حسین سپهری معلم فیزیک است که  به اتهام شرکت در فعالیت‌ها وتجمعات فرهنگی بازداشت شده است. اصغر سپهری برادر او در تویتر خود نوشته  که محمد حسین سپهری  کرونا گرفته است. علائم کرونا در او از ۹ فروردین پیدا شده و ۱۴ فروردین او را به همراه دیگر زندانیان بیانیه ۱۴نفره (بیانیه ای که امضاکنندگان آن خواستار استعفای خامنه ای شده بودند) به اطلاعات برده اند و اکنون در انفرادی است. او از خدمات پزشکی محروم است و لازم است فوری به بیمارستان منتقل گردد. هاشم خواستار نماینده معلمان و یکی از امضا کنندگان بیانیه ۱۴ فعال سیاسی است. او در سال ۱۳۹۸ دستگیر شد. محمد نوری زاد، جواد لعل محمدی و حوریه فرج زاده همگی درمقابل دادگاه انقلاب مشهد دستگیر شدند. هاشم خواستار در زندان وکیل آباد مشهد باممنوعیت تلفن و ممنوعیت ملاقات روبروست، با این وصف می گوید: «بر سرمواضع برحقم ایستاده‌‌ام.»

    شورش و فرار از زندان ها

    در زندان‌های بسیاری شورش صورت گرفته است. برای این زندانیان مردن از کرونا ویا کشته شدن در زمان فرار تفاوتی ندارد. از جمله در زندان سقز، نزدیک به ۸۰ نفر فرار کردند. این شورش‌ها در خرم آباد و الیگودرز نیز صورت گرفت. در زندان عادل آباد شیراز هنگام فرار پنج نفر کشته شدند. درزندان تهران بزرگ یا فشافویه، تبریز، یزد و قزل‌حصار همدان، مهاباد و دو زندان اهواز یعنی سپیدار و شیبان نیز شاهد این شورش ها بودیم. به نظر می رسد که زندانبان ها نیز در این شورش ها همکاری کرده اند و برخی از آنان بنا بر اخبار مطبوعات داخلی دستگیر شده اند.

    درمجموع وضعیت زندانها در زمان شیوع بیماری کرونا بسیار اسفبار است. شیوا محبوبی می گوید حکومت برای برخی از زندانیان وثیقه‌های سنگین مقرر کرده و خانواده‌ها قادر به تامین آن نیستند. وی اضافه می کند: «۲۰۰زن در زندان رضاییه دست به اعتصاب غذا برای آزادی در وضعیت کرونا زدند. در زندان رجایی شهر ملاقات نمی دهند ولی هیچگونه پیش‌گیری از ابتلا به بیماری کرونا در زندان وجود ندارد.» در ماه مارس ۱۰۰ نفر از زندانیان اوین و فشافویه دست به اعتصاب غذا زدند و خواستار آزادی به خاطر کرونا بودند. به نظرمی رسد بهترین راه حل آزادی زندانیان تا پایان قائله کرونا است، همانگونه که برخی از کشورها از جمله آلبانی انجام داده و همه زندانیان را آزاد  کرده اند.

     

  • گزارشاتی از فرار زندانیان در ایران برای نجات از خطر کرونا

     

     

    • تیراندازی و کشته شدن یک زندانی

    پنج شنبه 29 اسفند در زندان پارسیلون شهرستان خرم‌آباد زندانیان شورش کردند و ۲۳ نفر آنها موفق به فرار از زندان شدند. مطابق برخی گزارش‌ها ماموران زندان به سمت زندانیان تیراندازی کرده و دست‌کم یک نفر آنها کشته شده است.

    خبرگزاری ایرنا کشته شدن یک زندانی بر اثر تیراندازی را تکذیب کرده است. با این حال محمود ثمینی، معاون سیاسی امنیتی استانداری لرستان در جمع خبرنگاران کشته شدن یک زندانی و مجروح شدن یک نفر دیگر را تائید کرده است. او می‌گوید یکی از زندانیان هم دستگیر شده است.

    یک روز پس از حادثه زندان پارسیلون، در زندان الیگودرز، یکی دیگر از شهرستان‌های لرستان نیز زندانیان شورش کردند اما ظاهرا کسی از آنها نتوانسته فرار کند.

     

    • شورش و درگیری در زندان الیگودرز  روز اول فروردین

    زندانيان زندان مركزی اليگودرز با گرفتن اسلحه سربازان اقدام به شورش و تير اندازی كردند.

    با حضور اعضای شورای تامين و نيروهای انتظامی اوضاع تحت كنترل قرار گرفت.

    یک روز قبل از شورش زندان الیگودرز، ۲۳ زندانی از زندان پارسیلون خرم آباد گریختند. گفته می‌شود یک زندانی به ضرب گلوله ماموران کشته شده و یک زندانی دیگر هم زخمی شده است.

    – دراولین ساعات بامداد یکشنبه 2 فروردین 1399 زندانیان در زندان شهر مهاباد دست به شورش زدند!

    زندانیان با زندانبانان درگیر شدند و در جریان این شورش دهها زندانی موفق به فرار شدند!

    زندانیان در حالی دست به شورش زدند، که بارها به مسئولین بخاطر شرایط مرگ و زندگی در زندان هشدار داده بودند.

    بی‌توجهی مسئولین زندان به خواست و مطالبات زندانیان و عدم امکانات بهداشتی، درمانی، تغذیه در ساعات بامداد امروز با شورش زندانیان پاسخ گرفت. زندانیان بخش‌هایی از زندان را به آتش کشیدند. نیروهای نظامی منطقه را نظامی کرده اند و همچنین صدای شلیک گلوله همچنان در سطح شهر به گوش می‌رسد. بر اساس این گزارشات دهها زندانی موفق به فرار شدند. جان و زندگی زندانیان در خطر جدی است.

     

    • آتش سوزی و شورش در زندان همدان و فرار دهها زندانی

     زندانیان زندان همدان دست به شورش زده و شماری از آنها موفق به فرار شدند.

    روز شنبه 1 فروردین ، زندانیان زندان الوند همدان شورش کرده و دهها تن از آنان موفق به فرار شدند.

    ساعت ۲ بعدازظهر روز شنبه 1 فروردین ،زندانیان اقدام به آتش زدن بندها کرده و با زندانبانان درگیر شدند. در این درگیری تعدادی از زندانیان فرار کردند. ماموران زندان به روی زندانیان آتش گشودند که آمار دقیقی از تعداد کشته ها و فراری ها در دست نیست.

     زندانیان زندان همدان برای حفاظت جان خود در برابر شیوع ویروس کرونا و عدم اعطای مرخصی و آزادی موقت اقدام به درگیری با زندانبانان و آتش زدن بندها کردند. آتش سوزی در زندان به حدی بود که دود از روستاهای اطراف مشاهده می‌شد و صدای تیراندازی به گوش می رسید.

     

    • اعتصاب غذای ٢٠٠ زن زندانی در زندان ارومیە پس از مرگ یکی از زندانیان بر اثر ابتلا بە کرونا

      ٢٠٠ زندانی زن محبوس در زندان مرکزی ارومیە از روز شنبە 1 فروردین ،بە نشانە اعتراض بە نبود امکانات و خدمات بهداشتی در بند زنان و همچنین مخالفت مسئولین با آزادی موقت آنها پس از شیوع ویروس کرونا در این زندان، دست بە اعتصاب غذا زدەاند. تمامی زنان محبوس در بند زنان، نهار روز شنبە را تحویل نگرفتە و آن را بە زمین ریختە و اعلام کردەاند تا زمانی کە از حق آزادی موقت برخوردار نشوند، بە اعتصاب خود ادامە خواهند داد.

     اعتصاب این زندانیان پس از مرگ یکی از زنان محبوس در بند زنان با نام ”فاطمە علیزاده“ ٥٣ سالە و اهل کرمانشاه بر اثر ابتلا بە ویروس کرونا بودە است. فاطمە علیزادە یک روز قبل از مرگ، حال جسمی وخیمی داشته است و علی رغم مطلع کردن کادر درمانی، هیچ کدام از آنها برای درمان وی اقدام نکردەاند.

    – روز پنج‌شنبه 29 اسفند زندانیان دو بند از زندان تبریز در اعتراض به اجرای تبعیض‌آمیز بخش‌نامه عفو و دادن مرخصی به زندانیان و عدم رعایت قرنطینه برای جلوگیری از شیوع ویروس کرونا شورش کردند که با دخالت نیروهای یگان ویژه نیروی انتظامی سرکوب شدند.

    در ناآرامی‌های زندان تبریز بخشی از ساختمان به آتش کشیده شده و مطابق فیلم‌هایی که ساکنان برج‌های اطراف در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده‌اند صدای تیراندازی نیز به گوش رسیده است.

    بهروز مهدوی، فرماندار تبریز ضمن تائید آتش‌سوزی در زندان، آن را جزئی خوانده و گفته ناآرامی‌ها تلفات جانی نداشته و با دخالت ماموران انتظامی اوضاع زندان آرام شده است.

     

    • امروز پنجشنبه ۷ فروردین99  صدای تیراندازی از داخل زندان تبریز شنیده می‌شود و دود زیادی نیز به هوا بلندشده است.

    طی اطلاعی که تا این لحظه از داخل زندان به بیرون درز کرده است شورش در زندان مرکزی تبریز ابعاد تازه ای به خود گرفته است.

    تا لحظه تنظیم گزارش در ساعت ۱۹:۴۵ روز پنجشنبه ۷فروردین۱۳۹۹ ، چندین نفر از زندانیان بند ۹ با خلع سلاح کردن ۲ سرباز ، اقدام به تیراندازی نموده و سایر زندانیان را گروگان گرفته اند و اجازه ورود و خروج به هیچ شخصی را نمی دهند

    در بند ۳ گانه زندانیان با جمع کردن پتو و تشک های زندانیان در انتهای سالن و حیاط زندان ، آنها را آتش زده اند و دود غلیظ خروجی از زندان ناشی از آتش بوجود آمده از این بند است.

    طی اطلاعات غیر رسمی که تا این لحظه توسط مسئولین ذیربط تایید و یا تکذیب نگردیده در این درگیری ها یک نفر کشته شده است و تعدادی از زندانیان موفق به فرار از زندان شده اند. در بندهای مختلف زندان از جمله بند ۷ درگیری هایی بین مقامات امنیتی زندان و زندانیان در حال رخ دادن است.

    نیروهای گارد ویژه استان آذربایجان هم اکنون در درب اصلی و محوطه داخلی زندان مستقر شده اند و بیرون زندان به شدت تحت مراقبت می باشد.

    طی روزهای اخیر بعلت شیوع کرونا و انتشار اخبار بیماری چند تن از زندانیان زندان تبریز نگرانی های محبوسین و خانواده های شان تشدید شده و درخواست مکرر زندانیان مبنی بر دریافت مرخصی تا اتمام خطر بیماری کرونا با مخالفت مسئولین زندان و مقامات قضایی روبرو گردیده است و این مسئله اصلی ترین دلیل بروز شورش امروز در زندان از طرف زندانیان اعلام شده است.

     

    • شورش مجدد در زندان تبریز شب یازدهم فروردین  به دنبال پخش خبر دروغین به مرخصی فرستادن زندانیان بی خطر .زندانیان شعار داده اند”بی شرف، بی شرف” ما بی خطر هستیم و هنوز در زندان

     

    • شورش در زندان مرکزی شهرستان سقز در استان کردستان و فرار دستە جمعی زندانیان محبوس در زندان این شهر در زندان شهر سقز شورشی رخ داده و در نتیجه ی آن بیش از ۸۰ زندانی از زندان این شهر فرار کرده اند.  یک روز پیش از این شورش زندانیان در زندان تبریز سرکوب شد. قبل تر ۲۳ زندانی از زندان خرم‌آباد فرار کرده بودند.      شیوع کرونا باعث نگرانی گسترده زندانیان شده است. تعدادی از زندانیان در حین فرار ماشین‌های عبوری از مسیر را به زور و با تهدید سرنشینان با چاقو از آنها گرفته و از محل گریخته‌اند. شاهدان همچنین گفته‌اند که تعدادی از زندانیان فراری از کوچه‌های مقابل زندان وارد شهر سقز شده‌اند.
    • پس از شورش در زندان‌های مهاباد، همدان، سقز و تبریز امشب زندانیان زندان عادل‌آباد شیراز که از زندان‌های بزرگ ایران به شمار می‌رود دست به شورش زدند.

    برخی منابع از فرار ۱۰۰۰ زندانی خبر داده‌اند. زندان عادل آباد شیراز بیش از ۱۰ هزار زندانی را در خود جای داده است.

    به قتل رسیدن دست‌کم ۵ زندانی براثر شلیک ماموران به زندانیان در زندان شیراز در جریان سرکوب شورش شب گذشته.

    اسامی ۴ تن از زندانیان:

    افشین کاظمی، حسین احمدی، علی رنجبر، مجتبی غلامی.

    هویت نفر پنجم  هنوز مشخص نگردیده است.

    هم‌چنین بیش از ۳۰ زندانی نیز زخمی شده‌اند.

    11فروردین99 – ناآرامی در زندان مرکزی یزد

    شبکه حقوق بشر کردستان از وقوع اعتراض و درگیری میان زندانیان و ماموران در زندان مرکزی یزد، در پی افزایش نگرانی‌ها از شیوع کرونا، خبر داد.

    بنا به گزارشی که این سازمان حقوق بشری روز چهارشنبه ۱۳ فروردین‌ماه منتشر کرده بیش از هزار زندانی در زندان مرکزی یزد در اعتراض به ادامه برگزاری اجبارآمیز مراسم مذهبی و نماز و همچنین عدم موافقت مسئولان با مرخصی زندانیان دست به اعتراض زدند.

    طی این اعتراض‌ها، تعدادی از ماموران با زندانیان درگیر شدند که منجر به مجروح شدن دست‌کم پنج زندانی شده است. و زندانیان  خشمگین نیز دست به مقاومت زده پنجره‌های بند زندان را شکستند.

    این هشتمین مورد وقوع اعتراض در زندان‌های ایران در پی افزایش نگرانی‌ها درباره شیوع کرونا میان زندانیان است.

    • کشتار در زندان‌های اهواز

    در‌ پی اعتراضات دو روز گذشته در زندان‌های سپیدار و شیبان اهواز، که به دلیل عدم اعزام زندانیان به مرخصی در شرایط شیوع کرونا در کشور صورت گرفته بود، حداقل سه نفر از  زندانیان در جریان اعتراضات زندان سپیدار اهواز کشته شده‌اند.

    – هويت بعضى از كشته شدگان زندان سپيدار اهواز

    در تيراندازى و آتش سوزى زندان سپيدار طبق گفته يكى از مأموران زندان سپيدار 18 نفر كشته شدند. خانواده ها خيلى نگران هستند و تلاش آنها جهت روشن شدن كشتار در زندان هاى سپيدار و شيبان تا كنون بى نتيجه مانده است. هويت بعضى از كشته شدگان به شرح زير است:

    ١-محمد تامولى طرفى 25 ساله، فرزند لفته ، از اهالى شهر بستان كه در سال 1397 بازداشت شده است و در حال گذراندن حكم 7 ساله در زندان سپيدار اهواز

    ٢-سید رضا خرسانی(مغينمى)38 ساله و متاهل از اهالی دشت آزادگان شهر خفاجيه

    ٣-محمد سلامات از اهالی کوی مشعلی شهر اهواز

    ٤-شاهين زهيرى از اهالى شهر محمره(خرمشهر) كه به اتهام قتل در زندان سپيدار در حبس است

    – زندانیان زندان شیبان اهواز برای نجات جان خود دست به شورش زدند.

    گزارشها حاکی است که، از داخل زندان صدای تیراندازی شنیده می شود. همچنین در تماسی از جانب بستگان زندانیان با زندانیان خبر رسیده که ماموران زندان بسوی زندانیان گاز اشک آور نیز شلیک کرده اند.

    زندانيان به دليل نبود امكانات بهداشتى و شيوع ويروس كرونا اعتراض كردند وبه طرف آنان تيراندازى و گاز اشك آور شليك می شود.

    در این زندان تا کنون ۳ زندانی به ویروس کرونا مبتلا شده اند و زندانیان بخاطر مخالفت با مرخصی از زندان دست به شورش و آتش زدن بخش هایی از زندان کرده اند.

    جلوی زندان شیبان اهواز ، مردم جلوی آمبولانس را گرفته اند

    به گزارش یک نیروی يگان ويژه انتظامی در اهواز،موتور سواران یگان ويژه با اسلحه وینچستر به داخل زندان مركزى اهواز وارد شدند و با شلیک به طرف زندانیان شمارى از آنان را كشته و زخمى كردند

    شورش زندانیان همچنان ادامه دارد و به یک شورش سراسری زندانها تبدیل شده است.

    • شورش مجدد در زندان تبریز شب یازدهم فروردین به دنبال پخش خبر دروغین به مرخصی فرستادن زندانیان بی خطر .زندانیان شعار داده اند”بی شرف، بی شرف” ما بی خطر هستیم و هنوز در زندانیم.
    • بحران کرونا؛ اعتراض و درگیری زندانیان در زندان سپیدار اهواز

    روز دوشنبه ۱۱ فروردین ماه ، شماری از زندانیان محبوس در زندان سپیدار اهواز دست به اعتراض زده و با نیروهای کادر زندان درگیر شدند. در روزهای گذشته و امروز نیز هرانا از درگیری های مشابهی در زندان های عادل آباد شیراز، سقز، الوند همدان، مهاباد، تبریز، پارسیلون خرم‌آباد و الیگودرز خبر داده بود. این بحران در پی افزایش نگرانی زندانیان در رابطه با شیوع ویروس کرونا و تاخیر در بررسی پرونده‌های زندانیان برای اعزام آنها به مرخصی، شکل گرفته است. در همین خصوص عبدالله طباطبایی دادستان کل استان اردبیل که به همراه هئیتی برای پیگیری وضعیت مرخصی زندانیان از برخی بندهای زندان این شهر دیدار کرده بود خطاب به یکی از زندانیان سیاسی در این زندان گفته است «نفس کشیدن زندانیان امنیتی و سیاسی نیز حرام است چه برسد به مرخصی آنها».

    *          *          *

    خطر زیاد شیوع کرونا در زندان‌ها

    با تائید رسمی شیوع ویروس کرونا در ایران نگرانی درباره سرایت آن به محیط‌های پرجمعیت و بسته‌ای چون زندان‌ها و پادگان‌ها افزایش یافته است.

    موقعیت زندان‌ها به دلیل تعداد زیاد زندانیان و ناممکن بودن اجرای تدابیری مانند قرنطینه و فاصله‌گذاری اجتماعی یا رعایت بهداشت و شست‌وشوی مرتب دست با صابون بسیار بحرانی‌تر از پادگان‌ها است.

    دستگاه قضائی جمهوری اسلامی ۱۳ اسفند ماه اعلام کرده بود که با مرخصی بیش از ۵۰ هزار زندانی به دلیل شرایط کشور و شیوع کرونا موافقت کرده است. ظاهرا در این فاصله تعداد دیگری از زندانیان نیز به مرخصی آمده‌اند اما اغلب زندان‌های ایران همچنان با ازدحام زندانیان و کمبود مراقبت‌های بهداشتی روبرو هستند.

    جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران چندی پیش تعداد زندانیان ایران را بیش از ۱۸۹ هزار نفر اعلام کرده بود. تقی رستم‌وندی، رئیس سازمان امور اجتماعی تیرماه سال پیش این آمار را ۲۴۰ هزار نفر عنوان کرد.

    تا کنون درباره شیوع ویروس کرونا در زندان فشافویه و اوین گزارش‌هایی منتشر شده که باعث نگرانی خانواده زندانیان سیاسی در این زندان‌ها که مشمول مرخصی نشده‌اند بوده است.

    در مورد ابتلای شماری از زندانیان به کرونا گزارش‌های متفاوتی منتشر شده و در مواردی برخی از زندانیان یا خانواده آنها از این موضوع خبر داده‌اند. با این حال تا کنون به طور رسمی آماری در این زمینه منتشر نشده است.

    بر پایه آمار وزارت بهداشت تا نیمروز هشتم فروردین ۳۲ هزار و ۳۳۲ مورد ابتلای قطعی به بیماری کووید ۱۹ در ایران شناسایی شده و در مجموع ۲ هزار و ۳۷۸ نفر بر اثر آن جان سپرده‌اند. روند شناسایی موارد ابتلای جدید در روزهای گذشته شدت گرفته است و این تعداد در ۲۴ ساعت منتهی به نیمروز جمعه هشتم فروردین نزدیک به سه هزار نفر بوده است.

     

  • همزمان در برابر کرونا و جمهوری اسلامی

    بهروز سورن

    حقیقت این است که خامنه ای برخورد شخصی با همتای آمریکایی اش نمیکند بلکه رفتار او تبلور فاسدترین و خشن ترین طیف حاکمیت است که انباشت سرمایه و بقای قدرت خود را تا کنون بر بحران سازی و دامن زدن به بحرانهای خانمانسوز در داخل و خارج کشور یافته است. این طیف جنایتکار و غارتگرهمانطور که در چهل سال گذشته نشان داده اند, منافع و بقای حاکمیت خود را حتی بر قربانی کردن میلیونها انسان شریف و زحمتکش در کشورمان, ارجح میشمارند, حاضرند از روی اجساد بهترین انسانها بگذرند و از هیچ کوششی در جهت نقض آشکار حقوق بشر فرو نگذاشته اند

    ***

    این سوال که در برابر هجوم وحشیانه ویروس کرونا به بشریت و تحت سلطه استبداد حاکم چه باید کرد در برابر همگان قرار گرفته است. مردم کشورمان تنها نگران شیوع این بیماری خطرناک نیستند بلکه در امتداد ان با رژیمی سرو کار دارند که کوچکترین قوائد  انسانی را در این برهه خطرناک مراعات نمیکند. از حمایت های بین المللی از جمله پزشکان بدون مرز گرفته تا حمایت های مالی و ارسال اقلام مختلف از سوی کشورهای دیگر. این منش و روش امروزه مورد نقد قرار گرفته است که خامنه ای در برخورد با این شرایط خطرناک که میتواند دهها هزار قربانی بدنبال داشته باشد با همتای خود در آمریکا برخوردهای شخصی میکند.

    حقیقت این است که خامنه ای برخورد شخصی با همتای آمریکائیش نمیکند بلکه رفتار او تبلور فاسدترین و خشن ترین طیف حاکمیت است که انباشت سرمایه و بقای قدرت خود را تا کنون بر دامن زدن به بحرانهای خانمانسوز در داخل و خارج کشور یافته است. این طیف جنایتکار و غارتگرهمانطور که در چهل سال گذشته نشان داده اند, منافع خود را حتی بر قربانی کردن میلیونها انسان شریف و زحمتکش در کشورمان, ارجح میشمارند, حاضرند از روی اجساد شریفترین انسانها بگذرند و از هیچ کوششی در جهت نقض آشکار حقوق بشر فرو نگذاشته اند.

    دریافت حمایت های بین المللی در مواجهه با بلایای طبیعی و از جمله فجایع منتج از شیوع بیماری ویروسی کرونا از ابتدایی ترین حقوق هر ملتی در هر کجای دنیاست و این همبستگی عمومی شامل ملل دیگر نیز در زمان مقتضی خواهد شد.

    همانطور که می بینیم و میدانیم امیدی به این نظام برای مواجهه با این فاجعه همه گیر که در ایران بیشتر قابل مشاهده است, نیست. خصوصا آنکه پس لرزه های طوفان سهمگین و کشنده این ویروس با اغماء و رکود اقتصادی بسیار بیشتر در انتظار است. آنچه باقی میماند همیاری و همبستگی مردمی است که در چهل سال گذشته علیرغم سرکوب ها و تحمیق ها بیدار مانده اند و حس انساندوستی و پشتیبانی از همنوع خود را از دست نداده اند. روحیه فداکاری کادر درمانی بیمارستانها و ارسال همزمان ویدئو های رقص که نوعی مقاومت مدنی نیز محسوب میشود از جمله عواملی است که هدفمند برای بالا بردن  ضریب روحی مردم کشورمان بشمار می آید. همانطور که آمیخته ای از اشک و لبخند است.

    ناگفته پیداست که چشمداشت به حمایتهای بین المللی بواسطه حضور دهها نهاد واسطه حکومتی و پتانسیل غارت و چپاول دولتمداران و وابستگان آنها در این نهادها, بیهوده است اما خطر کرونا پشت درب ها ایستاده است. امروز افشاگری علیه این نهادها و دستهای ناپاک آنها میبایستی بموازات اقدامات یاری رسانی به مبتلایان تداوم یابد تا شاید قطره ای از این کمک ها یاری رسان قربانیان این شرایط ناعادلانه قرار گیرد. در چنین اوضاعی و در هیچ وضعیتی نباید حمایت های مردمی به شماره حسابهای نجومی وابستگان حکومتی و ارگانهای مذهبی واریز گردد. همه پشتیبانی های مالی و لجستیکی خود را مستقیما به نهادهای خود انگیخته و خودگردان محلی تحویل دهید.

    فراموش نکنیم که این حاکمیت همواره در شرایط بحرانی مسئولیت را از سر خویش باز کرده است و آنرا به مردم و افراد خیر!! واگذار کرده است. همین حاکمیت در زمان دریافت کمک های میلیونی از خارج کشور دست واسطه ها و وابستگان خویش را برای غارت و چپاول این دریافتی ها باز گذاشته و سپس محمولات دریافتی در بازار سیاه بفروش رفته است. دست شستن از وعده و وعیدهای این حاکمان ابتدائی ترین شرط برخورد آگاهانه با این بحرانی است که میتواند دهها هزار قربانی ببلعد.

    تشکیل شوراهای مشارکتی محلی و مجازی در مرحله سازمانیابی و سازماندهی و اتکا به ابتکارات خلاقانه و تبلیغات پیشگیری‌های ضروری از جمله در خانه ماندن و حفظ فاصله در صورت خروج ضروری از خانه و بهره بردن از تجهیزاتی همانند ماسک و دستکش و مواد ضد عفونی تنها راه برون رفت از مهلکه کنونی بنظر می رسد.

    از آنجایی که نهادهای خود رو و مردمی بطور کلی مورد سرکوب حاکمیت قرار گرفته اند و هم اکنون فعالین ان با محکومیت های نجومی مسئولین قوه قضایی مواجه شده اند , لازم است که نهادهای محلی در حد امکان بشکل مخفی تشکیل و به اقدامات خود جامه عمل بپوشانند. نا گفته پیداست که این نهاد ها میتوانند در روند فراگیری خود بخشی از قدرت اجتماعی را بی نیاز از ارگانهای حکومتی در دست توانای خود بگیرند. شرط لازم و ضروری این اقدام حفظ فاصله از هر گونه وابستگی به نهادهای حکومتی و ارگانهای مذهبی در محلات است.

    حمایت عمومی از این نهادهای محلی با دایره جغرافیایی محدود و ارسال مستقیم کمک های مالی, مواد درمانی و بهداشتی, تجهیزات ضد عفونی قطعا با استقبال همگانی مواجه خواهد شد. چگونگی تشکیل این نهادها تجویزی نیست اگر چه تجربیات پیشین میتواند یاری دهنده باشد.

    برآورد نیازها, جمع آوری اطلاعات محلی و یاری رسانی به سالمندان و کودکان کار

    آموزش تهیه ماسک در خانه که امروزه در اروپا نیز تبلیغ گسترده میشود

    چرخش مجازی قوائد علمی مقابله با ویروس کرونا و آموزش

    این همه تمرین بازپس گیری کنترل شهری و روستایی از نهادهای فاسد رژیم در اینده است.

    25.3.2020