دسته: خبر اصلی

  • عامل اصلی فاجعه انفجار معدن زغال سنگ در  طبس، بی‌کفایتی حکومت اسلامی در اداره ایران است.

     

    کشته شدن بیش از ۵۰ کارگر معدن و وضعیت نامعلوم ده ها کارگر زنده به گور در زیر کوهی از آوارها، یادآور زلزله طبس و صدها سانحه مرگبار کارگری دیگر است. اگر چه همه این فاجعه ها به ظاهر طبیعی هستند، اما چاره و راه حل انسانی برای پیشگیری دارند.

    امروزه سران دروغگوی دولتی و عوامل رشوه گیر و فاسد آن اعلام می کنند که انفجار معدن یک حادثه طبیعی است و هیچ ایرادی در کار گردانندگان و مسئولان نبوده است! در صورتی که شواهد نشان می دهند، برای جلوگیری از احتمال انتشار گازهای زیر زمینی و انفجار در معدن و خطرات ناشی از آن، اقدامات لازم صورت نگرفته بود و تونل‌ها وسایل ایمنی، هواکش و تهویه های لازم را نداشته‌اند. یکبار دیگر میبینیم که رژیم جمهوری اسلامی، کوچک ترین ارزشی برای جان کارگران قائل نیست.

    ما یقین داریم که کارگران ایران، دانشجویان و فرهنگیان… در سراسر کشور، این بی‌لیاقتی وزارت کار و اداره های دولتی و بخش خصوصی را بی پاسخ نخواهند گذاشت و به آن اعتراض خواهند کرد. با اعتراض یکپارچه همه آحاد و قشرها می‌توان با این وضعیت مقابله کرد و پرونده رژیم فاسد کنونی را برای همیشه در هم پیچید و از این بلایای ناشی از بی توجهی انسانی کاست و با سیاست های درست از تکرار آنها جلوگیری کرد.

    ما با اندوه فراوان، به از دست دادن هم وطنان کارگر و زحمت کش خود در این معدن شوم اعتراض میکنیم و با  بازماندگان و خانواده های آنان همدردی می کنیم و این فاجعه را به تمام ملت ایران تسلیت می گوئیم.

    ما از همه مردم ایران می خواهیم برای نجات زنده بگوران بکوشند و به یاری بازماندگان قربانیان بشتابند.

    ما آماده کمک رسانی از برون مرزی هستیم. از تمام نیروهای ملی و دموکراتیک و شخصیت های ایرانی در خارج از کشور درخواست می کنیم، ستادهای امداد رسانی تشکیل دهیم.

     

    جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران

    حزب جمهوری خواه سوسیال دموکرات و لائیک ایران

    ۲ مهر ماه ۱۴۰۳ برابر با ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۴

     

  • سال نو مبارک

    فرارسیدن بهار و نوروز

    پیام‌آور شکفتن گل‌ها و دستیابی به آزادی را

    به مردمان ایران تبریک می‌گوئیم

    نوروزتان خجسته و هر روزتان نوروز باد

     

    جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران

    28 اسفند 1402 – 18 مارس

  • ما ترور را محکوم می‌کنیم

    در ایران بار دیگر شاهد فاجعه‌ای هستیم که منجر به کشته و زخمی شدن ده ها نفر شده است. این واقعه دردناک درشهر کرمان و در محل یادبود قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس و یکی از طراحان عملیات تروریستی با کمک نیروی حزب الله در سوریه، عراق و لبنان، رخ داد و منجر به کشته‌شدن 89 نفر (تا این لحظه) و مجروح شدن ده‌ها نفر شد.

    حکومت استبدادی اسلامی ایران به سیاق سیاست همیشگی‌اش بازهم نشانه را به سوی اسراییل و امریکا گرفت. اما گفته می‌شود داعش مسئولیت این عمل جنایتکارانه را به عهده گرفته است.

    این اتفاق دردناک برای مردم یادآور حمله موشکی سپاه پاسداران به هواپیمای اوکراینی و کشته شدن ۱۷۹ سرنشین آن است. هنوز حافظه تاریخی مردم، واقعه سینما رکس آبادان، بمب گذاری در مشهد و تیراندازی و ترور در مجلس و شاهچراغ شیراز را فراموش نکرده است.

    حکومت ایران با استفاده از جو ایجاد شده، قصد سرپوش گذاشتن بر فشار و سرکوب، دستگیری‌های مداوم، زندان و اعدام را دارد.

    ما این حرکت تروریستی و کشته‌شدن انسان‌ها را محکوم کرده و عامل اصلی چنین حرکاتی را حکومت جمهوری اسلامی ایران می‌دانیم که با ایجاد بحران‌های مرگبار و زیان‌بار در استمرار حکومت سلطه‌گر خود کوشش می‌ورزد.

    شورای هماهنگی جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران

    ۶ ژانویه ۲۰۲۴ – 16 دی 1402

     

  • در گرامیداشت روز جهانی حقوق بشر

    به مناسبت سال‌روز اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر

    10 دسامبر 1948 – 19 آذز 1327

     

    بیانیه‌

    جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران

    هفتاد و پنج‌ سال از تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر توسط مجمع عمومى سازمان ملل متحد می گذرد. در این بیانیه حقوق اولیه انسانها در زمینه های گوناگون چون امور اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، مدنی و … روشن و مدون شده است.

    بسیاری از کشورهای جهان، از جمله دولت ایران، اعلامیه جهانی حقوق بشر را تصویب کرده اند، اما در عمل بسیاری از این کشورها بسیاری از مفاد آن را نقض و زیر پا می‌گذارند، چنانچه ما شاهد سرکوب، زندانی، اعدام و همچنین رانده شدن صدها هزار انسان از سرزمینهای خود هستیم.

    ایران اگرچه یکی از امضاء کنندگان اعلامیه جهانی حقوق بشر است، ولی نقض حقوق بشر توسط رژیم پهلوی و سپس جمهوری اسلامی همواره وجود داشته و نیز ادامه دارد. سرکوب اعتراض مردم به گران شدن بنزین در آبان ۱۳۹۸، یکی از خونین ترین و وحشیانه ترین سرکوب ها در تاریخ معاصر ایران است.

    خیزش انقلابی ۱۴۰۱ و کشته شدن مهسا (ژینا) امینی توسط گشت ارشاد جمهوری اسلامی، سرآغاز حرکتی عظیم در سراسر کشور بود که رعب و وحشت در قدرت استبداد حکومت دینی ایجاد کرد و منجر به دستگیری هزاران نفر و همچنین اعدام و کشته شدن صدها نفر شد.

    جمهوری اسلامی در یک سال اخیر با دستگیری های مداوم کنشگران مدنی، روزنامه‌نگاران، نویسندگان، دانشجویان، معلمان،هنرمندان، کارگران، وکلا و… سعی بر هرچه بیشتر امنیتی کردن جامعه و تمامی نهادهای اجتماعی می کند. هرچند کوشش حکومت در ایجاد فضای رعب و وحشت به شکلی توانسته است مردم را از خیابان دور نگه دارد، اما هر روز جسته گریخته و حتی به شکلی منظم (اعتراض بازنشستگان و کارگران) شاهد حضور، ابراز خشم و نفرت مردم نسبت به حکومت اسلامی هستیم.

    دراین میان با فشار و افشای ماهیت سرکوبگر حکومت توسط کنش گران در داخل و خارج از کشور، رژیم جمهوری اسلامی دست به آزادی چندین زندانی سیاسی زده است، از جمله توماج صالحی که برای خواندن ترانه ای انقلابی و نیز حمایت از خیزش ۱۴۰۱ یک سال در زندان در زیر شکنجه های جسمی و روحی بسر برده است، او را بدلیل افشاگری هایش دو هفته بعد دوباره دستگیر کردند. نرگس محمدی فعال حقوق بشر‌ و زندانی سیاسی که امسال برنده جایزه صلح نوبل شد، سالهاست که در زندان بسر می برد.

    در سایر کشورهای جهان نیز، ما هم‌چنان شاهد نقض حقوق بشر هستیم. چین که با بیشترین اعدام ها در سطح جهان، یکی از بزرگترین ناقضان حقوق بشر است. روسیه که نزدیک به دوسال است به کشور مستقل اوکراین تجاوز نظامی کرده و هنوز شهرها و مناطق مسکونی را مورد حمله های موشکی و پهپادی می کند و زندانهای او مملو از فعالان حقوق بشری، خبرنگاران و معترضین به جنگ است، همچنین در هند و … .

    در نزاع تاریخی بین اسرائیل و فلسطین، از یک طرف شاهد حمله و یورش تروریستی حماس به جنوب اسرائیل که منجر به کشته شدن بیش از ۱۲۰۰ نفر و به اسارت گرفتن بیش از دویست نفر، نظامی و غیر نظامی، زن و کودک اسراییلی شد هستیم، و از طرف دیگر شاهد حمله ارتش اسرائیل به نوار غزه تحت عنوان ʺدفاع از خود̏ با بمباران خانه ها و اماکن عمومی مانند بیمارستان ها که منجر به کشته شدن بیش از ده هزار نفر از جمله چند هزار کودک شد، هستیم. اما بیشتر رسانه ها و دولتهای غربی شاهد خاموش آن بودند و بخشا آن را تایید کردند. گوئی تنها آزار و کشته شدن کودکان و نوجوانان اسرائیل و به اسارت گرفتن آنان، بایستی مورد انزجار قرار گیرد و نه آزار و کشته شدن و به اسارت گرفتن تمام کودکان، نوجوانان و جوانان آن منطقه آشوب زده.

    در افغانستان پس از به قدرت رسیدن مجدد طالبان شاهد نقض وسیع حقوق بشر و به ویژه محرومیت زنان و دختران از رفتن به مدرسه، دانشگاه و کار هستیم. مردم بستوه آمده از قدرت گیری مجدد طالبان که به کشور همسایه پاکستان پناه آورده بودند، در چند ماه اخیر توسط این دولت اخراج میشوند و جهان در برابر این فاجعه سکوت کرده است.

    همچنین ما شاهد نقض حقوق بشر به صورت گسترده و ریشه ای در ترکیه، عربستان، سوریه، عراق، مصر٫ الجزیره و… هستیم. حتی در کشورهای دموکراتیک که بیش از همه ادعای دفاع از حقوق بشر را می‌کنند و انتظار بیشتری برای رعایت حقوق بشر از آنان است (اروپا، آمریکا…)، نقض حقوق بشر کمابیش ادامه دارد.

    جنبش جمهوري‌خواهان دموكرات و لائيك ايران، به مناسبت ۱۰ دسامبر، روز جهانی حقوق بشر در سراسر جهان، بار دیگر بر تعهد همه جانبه خود در دفاع و کوشش در تحقق پیمان جهانشمول حقوق بشر و ملحقات آن تاكيد می‌ورزد. در همین راستا نیز، بر اصل جدايى دولت از دين (لائیسیته)، به منزلهِ یکی از مضامین حقوق بشری، پای می‌فشارد و از تمام کنشگران حقوق بشری در سراسر جهان پشتیبانی می‌کند.

    جنبش جمهوري‌خواهان دموكرات و لاييك ايران

    4 دسامبر ۲۰۲۳

  • حمله حماس به اسرائیل و جنگ غزه

    موضعگیری

    جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران

    در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ (۱۵ مهر ۱۴۰۲)، سازمان اسلامی – تروریستی حماس (جنبش مقاومت اسلامی)، در یک تجاوز نظامی به جنوب خاک اسرائیل، در مرزهای شمالی و شرقی غزه، صدها تن از شهروندان اسرائیلی – زن، مرد، پیر، جوان و کودک – را به رگبار گلوله بست. بیش از ۱۰۰ تن از ملیتهای مختلف را اسیر و به گروگان گرفت. بیش از ۲۰۰ پسر و دختر شرکت کننده در جشنواره موسیقی سوپرنوا را با قساوتی فجیع به قتل رساند. هیچ چیز، مطلقن هیچ چیز، در دنیای بشری و متمدن، نمیتواند توجیه گر چنین بربریتی گردد.

    جنب جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران حمله و کشتار دسته جمعی و تروریستی حماس را شدیدا محکوم می‌کند و آن را یک جنایت جنگی و یک جنایت علیه بشریت می نامد.

     در پی حمله ی ۷ اکتبر، ما امروز، برای پنجمین بار در پانزده سال گذشته، شاهد فاجعه ای انسانی جدیدی در نوار غزه هستیم. ارتش اشغالگر اسرائیل به بهانه نابودی نیروهای حماس، چندین هزار هدف (ساختمانها و مجتمع های بزرگ مسکونی) را مورد بمباران ها سنگین خود قرار داده که نتیجه آن تا امروز، کشته شدن بیش دو هزار تن از مردم بیگناه غزه از جمله صدها کودک است. بیش از یک هفته است که دسترسی به آب، برق و مواد سوختی برای ۲،۳ میلیون مردم غزه مسدود شده و میرود تا هزاران تن از مردم این شهر پرجمعیت، به ویژه کودکان، زنان و سالمندان، را به نیستی، بی خانمانی و آوارگی کشاند. چنین پیداست که هدف دولت اسرائیل انتقام دسته جمعی از مردم غزه می باشد. هیچ چیز، مطلقن هیچ چیز، در دنیای بشری و متمدن، نمیتواند توجیه گر چنین بربریتی علیه ۲،۳ میلیون انسان بی گناه گردد.

     جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران حمله و تجاوز به جان، مال و کاشانه شهروندان غزه و قطع آب، برق و مواد سوختی بر روی آنان از سوی دولت و ارتش اسرائیل را شدیدا محکوم می‌کند و آن را یک جنایت جنگی می شمارد.

    به باور ما، نزاع تاریخی و دیرینه هفتاد ساله میان اسرائیلی ها و فلسطینی ها بر سر خاک در این منطقه، تنها از راه سیاسی و نه نظامی، از راه مسالمت آمیز و گفت و گو، از راه پایان دادن به کولونی سازیها و سرکوب مردم فلسطین در کرانه باختری رود اردن و محاصره غزه، از راه احترام متقابل، از راه به رسمیت شناختن موجودیت دو سرزمین مشخص و مجزای فلسطینی و اسرائیلی و بالاخره از راه تشکیل دو دولت مستقل، آزاد، دموکراتیک و لائیک، فرجام مناسب، صلح آمیز، انسانی و متمدنانه خود را میتواند پیدا نماید.

    در این سالها، رژیم جمهوری اسلامی ایران، تبدیل به یکی از پشتیبانان اصلی حماس و جهاد اسلامی در غزه، از منظر نظامی، مالی و سوق الجیشی شده است. این رژیم، که خود یک قدرت بزرگ تروریستی اسلامی و استیلا طلب در خاورمیانه است، تمام کوشش خود را برای احراز مقام رهبری دنیای اسلام و اعمال هژمونی و سلطه ی خود بر آن، در مقابل دیگر رقبا در منطقه، عربستان سعودی، قطر، ترکیه و،… به کار می برد.

    جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران بر این باور است که مردم آزادیخواه ایران، با پایان دادن به حاکمیت نکبت بار جمهوری اسلامی در داخل کشور و نقش مخرب هژمونی طلبانه ی آن در خاورمیانه، می تواند در شکل گیری راه حل های صلح آمیز در مناقشه تاریخی اسرائیل – فلسطین سهم خود را چون دوستداران مردم فلسطین و مردم اسرائیل ادا نماید.

     

    جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران

    15 اکتبر۲۰۲۳ – 23 مهر 1402

     

  • اهدای جایزه صلح نوبل ۲۰۲۳ به نرگس محمدی

     روزنامه لوموند، فرانسه، شماره‌ی پنجشنبه 12 اکتبر 2023. کاریکاتور از مانا نیستانی

     

    بیانیه‌ی

    جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران

    21 مهر 1402 – 13 اکتبر 2023

     

    جایزه صلح نوبل ۲۰۲۳ برای دومین بار به یک زن ایرانی تعلق گرفت. نرگس محمدی، مدافع حقوق بشر و مبارز مدنی که هنوز در زندان جمهوری اسلامی بسر می‌برد. زنی که دهه‌هاست دربرابر استبداد اسلامی و قوانین زن ستیزش ابستاده، مقاومت کرده و بهای آن را با چندین و چندبار به زندان رفتن پرداخته است.
    اهدای این جایزه به نرگس محمدی نشان از آشنایی جامعه جهانی به تاریخ مبارزات زنان و مردان ایران در راه آزادی و برابری دارد.
    بی شک نقش این زن مبارز و فعال حقوق بشر در خیزش بزرگ مهسا بی تاثیر نبوده. او یکی از مدافعان سرسخت آن بوده است.

    جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران اهدای این جایزه را به مبارزان، همه زندانیان سیاسی – عقیدتی و مدافعان حقوق بشر تبریک میگوید.

    جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران

  • به مناسبت سالروز مهسا (ژینا)

    بیانیه‌ی

    جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران

     

    خیزش انقلابی زن، زندگی، آزادی، که در اعتراض به کشته شدن مهسا (ژینا) امینی توسط گشت ارشاد جمهوری اسلامی شروع شد، روز ۲۵ شهریور (۱۶ سپتامبر) یکساله می‌شود و همراه خود خاطره هزاران تن از مبارزینی که زندگی خود را چه در ۴۴ سال گذشته و چه در طول جنبش مهسا برای کسب دموکراسی در ایران از دست دادند زنده می‌سازد.

    خروشی که با نام مهسا آغاز شد نه تنها دولت مستبد مذهبی، اقتدارگرا و تجدد‌ستیز را بیش از گذشته از اعتبار اجتماعی ساقط کرد، بلکه حوزه‌های اعتقادی شان را هم صریحا و مصرانه به چالش کشید، آنگونه که امروز حتی خودی‌هایی از میان این تجدد ستیزان، مانند اصلاح طلبان، را به جمع شکاکین و چالش‌گران کشانده است و از هر خانه‌ای صدایی مهسا مانند بگوش می‌رسد؛ صدایی که نه پوشاندنی است و نه خاموش شدنی.

    رهایی از فشار و سلطه و تبعیض دینی و اتنیکی، به ‌ویژه نسبت به زنان، جوانان و اقلیت‌های قومی، برای یک زندگی در آزادی، از خواسته های اصلی ˝جنبش زن، زندگی، آزادی˵ بوده و هست.

    با وجود این، باید از تورم لجام گسيخته، بى ارزش شدن پول ملی و بیکاری که كمر مردم را زير بار گرانی و نداری خم کرده و نرخ بالای تورم که اقتصاد کشور را در سراشیب سقوط قرار داده است هم به عنوان عوامل مهم نارضایتی مردم نام برد.

    گسترش و شدت اعتراضات، رادیکال بودن خواست‌های معترضین در خیابان‌ها که به کمتر از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی راضی نبودند، و یا دادن شعارهای رادیکال از پنجره خانه‌ها در ساعات شب که نوک و مرکز قدرت را نشان گرفته بود، باعث استیصال دولت و نیرو‌‌های سرکوبگر آن شده و رژیم بیش از هر زمان به سرنگونی و سقوط نزدیک شده بود.

    صدها کشته، هزاران زخمی و به بند کشیدن بیش از بیست هزار نفر، نتیجه خشونت لجام گسیخته نیرو‌های سرکوبگر جمهوری اسلامی می باشد.

    امروزه اگر چه اعتراضات خیابانی فرو کش کرده، اما به رغم تمام سرکوب‌ها، مبارزات مردم بویژه زنان و جوانان ادامه دارد. دختران و زنان با نافرمانی مدنی در مورد حجاب اجباری هرروز در حال مبارزه و به تمسخر گرفتن قوانین زن ستیز حجاب جمهوری هستند.

    وظیفه اپوزیسیون‌ جمهوری‌خواه، دموکرات و لائیک در خارج از کشور، پشتیبانی از جنبش انقلابی داخل و گسترش همبستگی بین‌المللی با آن و تلاش برای ایزوله کردن هر چه بیشتر رژیم جمهوری اسلامی در جهان است.

    جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران از تمام حرکت‌های اعتراضی روز ۱۶ سپتامبر، سالروز قتل ژینا، پشتبانی و حمایت می‌کند و در راستای سنت‌های خود، خواهان همکاری و همگرایی با روندهای جمهوری‌خواه در خارج از کشور بوده و هست. این امر، به ‌ویژه امروز، در شرایطی که جریان‌های اقتدارگرا و غیردموکرات، از طیف‌های مختلف سیاسی، با مشاهده برآمدن خیزش انقلابی در داخل کشور و احتمال فروپاشی نزدیکِ رژیم، سخت به تکاپو برای طرح شعارها و آلترناتیوهای خود افتاده‌اند، بیش از همه ضروری و مبرم می‌گردد.

    زن، زندگی، آزادی

    جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران

    9 سپتامبر ۲۰۲۳ – 18 شهریور 1402

     

  • در محکومیت درگیری مسلحانه بین دو حزب کرد

    اطلاعیه

    جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران

    در پی بروز اختلافات میان دو حزب کومله زحمتکشان کردستان ایران و حزب کومله کردستان ایران درگیری مسلحانه ای در اقلیم کردستان روی داد که منجر به کشته شدن دو تن و بستری شدن دو تن دیگر گشت .

    به گمان ما جای دیالوگ، تعامل، و تبادل گفتگوهای دموکراتیک با سلاح و خشونت جابجا شده است که مایه تاسف است. این امر موجب ناامیدی و دلسردی مردم مبارز ایران خواهد شد و بی‌اعتمادی از اپوزیسیون اش را دامن می‌زند.

    از این رو، جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران، احزاب، سازمان‌ها و کنشگران آزادی‌خواه، جمهوری‌خواه و دموکرات ایران را دعوت به موضع‌گیری و محکوم کردن این درگیری مسلحانه می‌کند.

    جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران، بدین وسیله، درگیری مسلحانه بین این دو تشکیلات سیاسی را شدیدا محکوم می کند. هیچ چیز، مطلقاً هیچ چیز، نمی‌تواند و نباید توجیه‌‌‌گر توسل به خشونت، قهر و اسلحه به جای دیالوگ، تعامل و تبادل گفتاری و دموکراتیک، در حل و فصل اختلافات سیاسی و تشکیلاتی بین احزاب و سازمان‌ها گردد.

    ما امید داریم که این سازمان‌ها با شناسایی آمران و عاملان این درگیری، شفاف سازی، روشن کردن علل درگیری و  یافتن راه حلی خردمندانه برای پایان دادن به اختلافات میان دو تشکیلات از بروز مجدد چنین اتفاقات خشونت بار و تاسف انگیز جلوگیری کنند.

     

    جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران

    7 ژوییه 2023 – 16 تیر 1402

     

  • گردهمایی سراسری دوازدهم جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران

    گردهمایی “زن زندگی آزادی”

     

    بیانیه سیاسی

    ۱- خیزش انقلابی زن زندگی آزادی، در اعتراض به کشته شدن مهسا (ژینا) امینی توسط گشت ارشاد جمهوری اسلامی، از ۲۶  شهریور در ایران آغاز شد و طی چهار ماه کمابیش با شدت و گستردگی ادامه پیدا کرد، این خیزش با طرح خواست اصلی‌ و محوریِ سرنگونیِ رژیم جمهوری اسلامی ایران، خیزشی بی‌‌سابقه و انقلابی در طول ۴۴ سال حاکمیت اسلامی در کشور ما بود. در جریان آن، بنا بر آمار نهادهای حقوق بشری بین‌المللی، بیش از ۵۰۰ نفر از معترضان خیابانی کشته شدند، بیش از ۱۴ هزار نفر از فعالان و معترضان دستگیر، ده‌ها نفر نفر محکوم به اعدام و چندین نفر نیز به دار آویخته شدند و از سرنوشت ده ‌ها تن دستگیر شده و زندانی نیز هیچ خبری در دست نیست. با وجود سرکوب و کشتار، اما این خیزش اعتراضیِ ضد دیکتاتوری و ضد دین سالاری در ایران تا کنون از پای ننشسته است چون ریشه در ژرفای جامعه‌ی ستمدیده ایران دارد. پی آمد بیش از چهار دهه نظام تبعیض آمیز دینی همراه با رانت خواری، دزدى و دروغ، قتل و غارت، ناكار آمدی و بى كفايتي حاکمان در حل کوچکترین مشكلات و مسایل جامعه و بالاخره سیاست های زن ستیز رژیم باعث خیزش انقلابی زن زندگی آزادی شد و مردمان اقوام و اقشار گوناگون و به ویژه تهیدستان کثیری را برای اعتراض به خیابان ها کشید و مرحله‌ی نوینی از رشد آگاهی و پیکار برای کسب آزادی و دموکراسی در ایران را بازگشود، که نویدبخش قیام‌های بزرگ در آینده ای نه چندان دور خواهد بود.

    ۲- این خیزش انقلابی نشان داد که خواست اصلی اکثریت بزرگ مردم ایران امروز، دست‌یافتن به آزادی و دموکراسی و پایان دادن به دین‌سالاری و تبعیض‌های گوناگونِ آن، از راه سرنگونی رژیم و نه اصلاحات غیر‌ممکنِ آن است. این خواست را معترضینِ کفِ خیابان با شعارهای خود: نه به دیکتاتوری!، نه به جمهوری اسلامی! و زنده‌باد آزادی!، روزها و شب‌ها بر زبان آوردند. جامعه‌ی ایران در اکثریت شکننده‌اش، از اقشار و طبقات مختلف، با این که در انبوه ملیونیِ خود به خیابان‌ نیامد، اما با شیوه‌ها و از راه‌های گوناگون با این خواستِ اصلیِ معترضان هم‌سویی، همراهی و همبستگی نشان داد.

    ۳- خیزش ۱۴۰۱ خیزشی خودجوش و خودانگیخته زنان و جوانان برای آزادی و رهایی از دیکتاتوری بود. با شعارها، خواست‌ها، ابتکارها و اقدام‌هایش، این جنبش از پیش‌سازماندهی و برنامه‌ریزی نشده بود و از سوی گروهی، دسته‌ای و یا جریانی، چه در داخل و چه در خارج از کشور، هدایت نمی‌گردید. این خیزش در جریان روند مستقل خود دارای تشکیلات و رهبری نبود، با این که در فرایند حرکت و گسترش خود، به گونه‌ای خودجوش، خودمحور و خودمختار، شکل‌ها و شیوه‌هایی از هماهنگی، همکاری، خبررسانی و سازماندهی‌های جنینی، موضعی، افقی و محلی میان خود را توانست، به رغم همه‌ی موانع و مشکلات ناشی از سرکوب‌، به وجود آورد.

     ۴– خیزش ۱۴۰۱ ذهنیت مبارزانی و مقاومتی جنبش های پیشین را چون تجربه و خاطره با خود به همراه داشت. این جنبش خیزش انقلابی را می توان ادامه‌‌‌ی جنبش‌های بزرگ اجتماعی پیشین در ایران، جنبش‌های صنفی، مدنی، سیاسی و هم‌چنین اعتصابات و اعتراضات گوناگون، از دهه‌ی ‌۸۰ تا کنون توضیح داد: جنبش ۱۳۸۸ در اعتراض به تقلب در انتخابات دهم ریاست جمهوری، جنبش دیماه ۱۳۹۶ در اعتراض به گرانی کالاها و مایحتاج عمومی، جنبش خرداد ۱۳۹۷ در رابطه با مشکلات اقتصادی، جنبش آبان ۱۳۹۸ در اعتراض همگانی به سهمیه‌بندی بنزین و سرانجام جنبش تابستان ۱۴۰۱ در اعتراض به بحران و کمبود آب. با این همه اما، خیزش زن زندگی آزادی، از سنخ و سرشت دیگری بود. ویژگی‌ِ اصلی، ممتاز و متمایز آن نسبت به جنبش‌های گذشته در ایران، از یکسو خواست رادیکالِ سیاسی، گفتمان غیردینی (حتی ضد دینی) و بی‌شک ضد دین‌سالاری و از سوی دیگر نقش بسیار برجسته زنان، جوانان، نوجوانان، دانشجویان و دانش‌اموزانِ آزادیخواه در خیزشی بود که از اقشار، طبقات، اقوام و از محلات مختلف در شهرها و شهرستان‌های بزرگ و کوچکِ ایران بر‌می‌خاستند.

    ۵– چند ویژگی‌ خیزش زن، زندگى، آزادی را اشاره می کنیم:

    شرکت و حضور گسترده زنان به گفته تحلیل‌گران بسیاری در مقایسه با اعتراضات پیشین قابل ملاحظه است. دلیل آن بی‌تردید مخالفت با حجاب اجباری و زن‌ستیزی حاکمیت اسلامی است که مردان و پسران جوان و نوجوان با شوری فراوان به پشتیبانی از این خیزش برخاستند. حتا در مناطقی چون سیستان و بلوچستان که به دلیل ویژه‌گی‌های فرهنگی به طور معمول زنان کمتر در حرکت‌های اجتماعی شرکت می‌کردند، این‌بار شاهد حضور چشم‌گیر آنان بودیم.

    پایین بودن سن معترضان، بنا به گزارش خبرگزاری‌های رسمی داخل کشور، حدود ۸۰ در صد بازداشتی‌ها نوجوانان و جوانانِ ۱۵ تا ۲۵ ساله بودند که با توجه به سهم ۱۳ در صدی جمعیت کل کشور، نشان از مشارکت فراوان جوانان در این خیزش انقلابی است.

    گسترش اعتراضات در تمام مناطق و استان‌های کشور و در بیش از ۱۴۰ شهر و شهرستان و بخش.  اعتراضات متعدد گروهی روزها و شب‌ها در نقاط مختلف هر شهر. تنها در تهران در بیست مکان مختلف، معترضان خیابانی ماموران سرکوب نظام، بسیجی‌ها و پاسداران را به استیصال کشاندند. اعتراضات در استان‌هایی چون سیستان و بلوچستان، کردستان و گیلان بیشتر و پی گیرتر از هر منطقه‌ی دیگر ایران ادامه پیدا کرد.

    به طور کلی و در یک کلام می توان گفت، در خیزش انقلابی ۱۴۰۱، خواست اصلیِ معترضان رهایی از فشار و سلطه و تبعیض دینی و اتنیکی، به ‌ویژه نسبت به زنان، جوانان و اقلیت‌های قومی، برای یک زندگی در آزادی بود. سایر خواست‌های اجتماعی و اقتصادی چون عدالت اجتماعی، برابری و معضلات معیشتی، صنفی، محیط زیستی، فقر، بیکاری، کم‌درآمدی، پائین بودن حقوق بازنشستگی، گرانی و غیره که در جنبش‌های اعتراضی سال‌های پیش مطرح می‌شدند، در این خیزش نیز البته هم‌چنان با شدتِ باز هم بیشتر به جای خود باقی مانده‌ و مطرح بوده‌اند. اما در این حرکت نوینِ بی‌سابقه، این ها همه به عنوان مطالبات اقتصادی، صنفی و مدنی، در پرتو یک خواست اصلی، تعیین‌کننده و شاخص که همانا پایان دادن به عمر دیکتاتوری و دست‌یافتن به آزادی بود و این را نیز معترضان تنها از راه سرنگونیِ تام و تمام رژیم جمهوری اسلامی امکان‌پذیر می‌شمردند.

    ۶- نهادها و انجمن‌های صنفی و مدنی در ایران در چند دهه اخیر، با این که از آزادی تشکل‌ و فعالیت برخوردار نیستند – چون شورای هماهنگی معلمان، اتحادیه بازنشستگان، سندیکای کارگران هفت تپه و شرکت واحد، کانون نویسندگان ایران، اتحادیه‌های دانشجویی و دیگر نهادهای هم‌سان – توانسته‌اند با اعتراض‌ها، اعتصاب‌ها و تحصن‌های مستمر و گسترده خود در اکثر نقاط کشور نقش مهمی در رشد جنبش‌های اجتماعی و آگاهی مبارزاتی و مقاومتی مردم ایفا کنند. این نهادها، در جریان خیزش انقلابی زن زندگی آزادی، هم‌راهی و هم‌سویی خود را با زنان و جوانان مبارز و آزادی طلب از راه‌های گوناگون نشان دادند و امروز نیز، در شرایط افت موقت اعتراضات، خاموش ننشسته‌‌اند و با هر امکان و وسیله‌ای به خیابان می‌آیند تا شعله خشم و نفرت مردمِ به ستوه آمده را زنده نگاه‌ دارند.

    ۷- شعار زن زندگی آزادی که به پرچم نمادین خیزش انقلابی ایران تبدیل شد، هویت مبارزه علیه نظام جمهوری اسلامی با دو خصوصیت اصلی‌ِ دین‌سالاری و ستم بر اقوام را نشان داد. زن‌ستیزی و تبعیض بر اقلیت‌ها به ‌ویژه بر اِتنی‌های ساکن ایران، بیان‌گر چیزی نیست جز دشمنی بنیادین حاکمیت اسلامی با زندگی انسان‌ها در آزادی، آزادگی و برابری با ویژگی‌های جنسیتی، فرهنگی و قومیِ شان. خیزش برخاسته از مرگ مهسا (ژینا)، با اعتراض زنان به حجاب اجباری، با از سر برداشتن روسری‌ها و آتش زدن آن‌ها آغاز شد و با شورش بخش‌های گسترده‌ای از اقشار مختلف اجتماعی، فرهنگی، هنری، ورزشی… و اقلیت‌های قومی، از کردستان تا بلوچستان با گذر از دیگر استان‌های ایران، برای رهایی از سلطه و ستم ادامه پیدا کرد.

    زنان ایرانی به طور فزاینده‌ای از محدودیت‌های زندگی شخصی و حرفه‌ای خود به تنگ آمده اند. آن‌ها با مجموعه‌ای از موانع قانونی، فرهنگی و مذهبی مواجه هستند که فرصت‌ها و آزادی آن‌ها را محدود می‌کند، از جمله محدودیت در خود مختاری شخصی,  پوشش، تحصیل و اشتغال. در درازای چهل و اندی سال تبعیض و زن‌ستیزی در جمهوری اسلامی، جنبش اجتماعی برای “زن، زندگی، آزادی” با میل به رفع این موانع و ترویج برابری و آزادی بیشتر برای زنان در ایران تقویت شده است. در حقیقت، خیزش زن زندگی آزادی محصول تغییرات اجتماعی و اقتصادی در کشور است. این تغییرات به خواسته های فزاینده برای آزادی و برابری بیشتر برای زنان و در نتیجه به یک جنبش اجتماعی بزرگ زنان در کشور ما انجامیده است. این جنبش همچنین تحت تأثیر تغییرات فرهنگی در ایران قرار گرفته است، زیرا نسل‌های جوان نقش‌های جنسیتی سنتی را رد و طرد می‌کنند و خواهان آزادی و برابری بیشتر هستند. در نهایت، جنبش اجتماعی برای « زن آزادی زندگی » در ایران، نمونه‌ای از قدرت جنبش‌های اجتماعی برای ایجاد تغییرات اجتماعی بنیادین و ایجاد شکل‌های جدید زندگی و به طور کلی خود جامعه است.

    زن زندگی آزادی در عین حال یک شعار فمینیستی در اوضاع و احوال جهانی است که امروزه با نابرابری جنسیتی و با اشکال مختلف خشونت‌ و تبعیض‌ علیه زنان، شهروندان و… رو به رو می‌باشد. این شعار در عین حال جهانشمول است چون مسأله آزادی زنان در دنیای امروز را طرح می‌کند. در دنیایی که از هر سو، آزادی‌های اساسی، دموکراسی، جمهوریت، حقوق بشر و اقلیت‌های اتنیکی، برابری و غیره بیش از پیش مورد حمله‌ی نیروهای استبدادگرا، خودکامه، نژادپرست، توتالیتر و پوپولیست قرار می‌گیرند. از این رو می‌توان به راستی درک کرد که چگونه شعار مرکزی خیزش انقلابیِ ایران مورد پذیرش و استقبال فراوان نیروهای فمینیست، دموکرات، آزادی‌خواه و ترقی‌خواهِ جهان قرار گرفت. با  توجه به نکات بالا می‌توان گفت خیزش “زن، زندگی، آزادی” دارای ویژگی‌‌های گفتمانی و فرهنگی‌ نوینی (غیر دینی) است که در سالهای اخیر در کوران مبارزات و خیزش‌های چند سال اخیر تدوین شده و مورد استقبال اکثریت مردم ستمدیده و جنبش‌های مدنی قرار گرفته و نمودهای آنرا می‌توان در اشکال مبارزاتی، ترانه‌های بیشمار انقلابی و شعار‌ها دید.

    ۸– اگر چه نابرابری و فشاری که بر زنان از همان فردای انقلاب ۵۷ و در درازای عمر نظام روا رفته ناگفتنی است، اگر چه جوانان از تحمیل سبک زندگی و محدودیت های واپسگرانه حکومت اسلامی بستوه آمده اند، اما انگيزه‌های دیگری نیز در خیزش اجتماعی اخیر تاثیر داشته ا‌ند. واقعیت این است که تورم لجام گسيخته، بى ارزش شدن پول ملى و بیکاری كمر مردم را زير بار گرانی و نداری خم کرده است. نرخ بالای تورم، اقتصاد کشور را در سراشیب سقوط قرار داده است. وزارت کار ایران در گزارش سالانهٔ خود، از رشد چشمگیر شمار مستمندان کشور خبر داده است، از سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۰ یک‌سوم جمعیت کشور به زیر خط فقر مطلق کشیده شده‌اند.

    در این میان، دولت براى حل مشكلات اقتصادی و نقدینگی خود و تأمين  بودجه كشور دست به حراج اموال عمومى تحت نام “مولد سازى” می‌زند، که حتا خلاف قوانين خود جمهورى اسلامى است. بنا بر فرمان رهبری و از بالاى سر مجلس، هیئت هفت نفره‌ای مرکب از بد‌نام‌ترين افراد حكومتى اختيار تام گرفته‌ است که با مصونیت کامل قضائی ثروت‌های متعلق به مردم كه بالغ بر صدها ميليارد دلار مى شود را قیمت‌گذاری کرده و به فروش رساند.

    ۹- کنشگران آزادی‌خواه ایران موظف‌اند، همراه با شعار زن زندگی آزادی و در تکمیل ضروری و اثباتی آن، شعارهای سیاسی – اجتماعیِ ایجابی خود را در اوضاع کنونی مطرح کنند. آن‌ها امروزه باید بر این حقیقت تاریخی درنگ کنند که در سیاست و در مبارزات اجتماعی، تنها با نفی‌ کردن کاری از پیش نمی‌رود و نخواهد رفت. در این جاست که اعلام موضعی ایجابی و اثبات‌گرا ضرورت پیدا می‌کند. مبارزه در چهارچوب شعارهایی صرفاً نفی‌گرا چون «نه به دیکتاتوری»، «نه به جمهوری اسلامی»… اگر هم‌راه و هم‌زاد نشود با بیان اثباتیِ یک طرح سیاسی‌- اجتماعیِ جایگزین، آشکار و ایجابی، در برابر جمهوری اسلامی و آلترناتیوهای ارتجاعی و اقتدارگرای دیگر، هیچ تغییری در اوضاع به وجود نخواهد آورد.  امروز، سه شعار ایجابی جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران عبارت‌اند از: نه به دیکتاتوری، آری به دموکراسی؛ نه به دین‌سالاری، آری به لائیسیته؛ نه به پادشاهی، آری به جمهوری.

    دموکراسی چون مشارکت مردمان در اداره‌ی امور خود، ممکن نیست مگر با استقرار آزادی‌های گوناگونِ بیان، اندیشه، عقیده، تشکل و تجمع. به‌ویژه آزادی مخالفت کردن، آزادی اعتراض، تظاهرات و اعتصاب؛ آزادی مطبوعات و رسانه‌های مستقل، آزادی فعالیت های مدنی… دموکراسی یعنی پلورالیسم و چندگانگی که با هر گونه مناسبات اقتدارگرا، دیکتاتوری، پادشاهی، فرد سالاری، دین‌سالاری، تک‌-حزبی، توتالیتر در تضاد قرار می‌گیرد. 

    لائیسیته چون جدایی دولت (سه قوای قانون‌گذاری، قضائی و اجرائی) و دین، برابری همه‌ی شهروندان مستقل از اعتقادات دینی یا غیر دینیِ‌شان را تضمین می‌کند. در لائیسیته، دین رسمی وجود ندارد، مذهب و دین امر خصوصی تلقی می‌شوند و هر فرد آزاد است که باورمند به دین ، بی‌دین یا ضد دین باشد.

    جمهوری در مقابل پادشاهی و سلطنت قرار می‌گیرد. در جمهوریت، سیاست، دولت، حکومت و به طور کلی اداره‌ی امور جامعه و کشور، امر عموم است و نه در انحصار فردی، دسته‌ای، شورایی، حزبی، طبقه‌ای و یا نمایندگانی حتا منتخب. جمهوری یعنی استقلال سه قوای اجرایی، قانون‌گذاری و قضایی. یعنی انتخابی بودن مقامات کشوری برای مدتی محدود و معلوم، از رئیس جمهور تا دیگر مسئولان دولتی، نمایندگان مجلس و غیره. جمهوریِ مورد نظر ما، با این که باید نگهبانِ یکپارچگی و تقسیم‌ناپذیریِ ایران باشد، اما به هیچ رو نباید تمرکزگرا باشد، با توجهی ویژه به شرایط یک سرزمین چند اتنیکی با زبان‌ها و فرهنگ‌های گوناگون و با خواست‌های‌ دموکراسی‌خواهانه و برابری‌طلبانه از سوی مناطق مختلف. شکل و مضمون کشورداری غیرمترکز در شکل‌هایی چون خودمختاری، فدرالیسم یا مجالس منطقه‌ای و استانی… در چهارچوب کشوری واحد را  مردم ایران از راه دموکراتیک و با تشکیل مجلس مؤسسانِ خود تعیین و تبیین خواهند کرد.

    ۱۰- جنبش‌های اجتماعی نوینِ کنونی در جهان، و هم‌چنین در ایرانِ امروز ما، با  نفی و رد تحزب سنتی که عموماً هیِرارشیک، قدرت‌طلب، انحصارطلب، دولت‌گرا، غیر دموکراتیک و اقتدارگرا‌ ست، در پیِ ابداع و ایجاد شکل‌های جدید و متفاوتی از سازماندهی و تشکل برای تغییرات بنیادیِ اجتماعی می‌باشند. چنین امری، به‌ویژه در رژیم‌های دیکتاتوری و استبدادی چون جمهوری اسلامی ایران، یعنی در نبود دموکراسی و آزادی، کار دشواری است، اما غیر ممکن نیست. این تشکل‌یابی‌های نوین می‌خواهند به صورت جنبشی، افقی، شبکه‌ای و غیر‌سلسله‌مراتبی عمل نمایند. دموکراتیک، مستقل از دولت و احزاب، خودمختار و خودگردان باشند و سرانجام متکی بر مجامع عمومیِ تصمیم‌گیرنده و اجرا‌کننده.

    ۱۱- کوشش مردم در خیزش اخیر، حفظ خصلت مسالمت‌آمیز اعتراضات و تظاهرات خیابانیِ‌ خود بوده است. اما حملات وحشیانه نیروهای انتظامی (پاسدار و بسیجی) به معترضان، در مواردی مردم را ناگزیر به دفاع از خود می‌کند، که نشانگر میزان خشم و نفرت انباشت شده نسبت به حکومتِ زور و سرنیزه است. با این حال، می‌دانیم که امر والای آزادی و دمکراسی در هر کشوری تنها از راه مبارزات مسالمت‌آمیز میسر و مطلوب است و نه با توسل به همان ابزاری که سلطه‌گران به کار می‌گیرند، یعنی قهر و خشونت. اما این را هم می‌دانیم، و دیباچه اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر (10 دسامبر 1948) نیز به آن اشاره دارد که بر ضد بیداد و ستم، انسان به عنوان آخرین چاره ناگزیر دست به قیام می‌زند.

    ۱۲– فکر ایجاد رهبری در خارج از کشور تلاشی بی‌ثمر و موهوم است. دست زدن  به ایجاد آلترناتیو‌هایی در خارج از کشور چیزی نخواهند بود جز سرهم کردن “رهبری”‌هایی کاذب، خودساخته، سایبری یا وکالتی… جدا از میدان اصلی اجتماعی و مبارزاتی و از بالا. این گونه بدیل‌سازی‌های بی ریشه و جدا از جامعه‌ی واقعی توسط احزاب،  افراد یا کنشگران تبعیدی، خواسته یا ناخواسته، برای به رسمیت شناختن خود، متکی به قدرت‌های خارجی خواهند شد و در نتیجه کمکی به جنبش داخل نخواهند کرد.

    گروه‌ها و سازمان‌های اپوزیسیونِ مترقیِ خارج کشوری بیش از هر چیز باید کوشش کنند که در درجه نخست در داخل کشور و در متن جامعه و جنبش‌های اجتماعی، به رغم همه‌ی مشکلات و محدودیت‌های ناشی از رژیم ترور و اختناق، حضور پیدا کنند و فعالیت نمایند. در خارج از کشور، وظیفه‌ی آن‌ها باید امر پشتیبانی از جنبش داخل کشور باشد. در کنار این وظیفه‌ی اصلی و مقدم، اما وظیفه‌ی دیگری در شرایط حساس کنونی، پیشِ پای جمهوری‌خواهان خارج از كشور قرار دارد از جمله مبارزه سیاسی و نظری با جریان‌های اقتدارگرا در اشکال مختلف راست و چپ، به‌ ویژه سلطنت‌طلبان و پادشاهی خواهان است. این دسته با ترفندهای گوناگون و از راه امکانات گسترده‌ی تبلیغاتیِ خود در خارج از کشور، خواهان احیای رژیم پادشاهی در ایران هستند و در این راستا از همکاری بخش‌هائى از جمهورى‌خواهان نیز برخوردار شده اند. از این روست که امروزه، شکل‌گیری هر چه گسترده، فعال و مستقل جمهوری‌خواهان در خارج از کشور در دفاع از جمهوریت و در نفی آلترناتیوهای اقتدارگرا و فردگرا چون پادشاهی و سلطنت اهمیت دوچندان می‌یابد.

    13- در خارج از کشور، همکاری، هم‌گرایی و اتحاد میان جریان‌های جمهوری‌خواه، دموکرات و لائیک / سکولار تنها در راستای وظیفه‌ی اصلی آن‌ها مبنی بر پشتیبانی و سازماندهی بیشترین همبستگیِ بین‌المللی با جنبش داخل کشور می‌تواند معنا داشته و تأثیرگذار باشد. هم چنان که امروزه ما شاهد همبستگی بی‌سابقه جامعه بین‌المللی، نهادها و دولت‌های دموکراتیک جهان با مبارزات آزادی‌خواهانه مردم ایران می‌باشیم.

    جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران در درازای تاریخ نوزده ساله‌اش همواره خواهان همکاری و همگرایی با روندهای جمهوری‌خواه در خارج از کشور بوده و هست. این امر، به ‌ویژه امروز، در شرایطی که جریان‌های اقتدارگرا و غیردموکرات، از طیف‌های مختلف سیاسی، با مشاهده برآمدن خیزش انقلابی در داخل کشور و احتمال فروپاشی نزدیکِ رژیم، سخت به تکاپو برای طرح شعارها و آلترناتیوهای خود افتاده‌اند، بیش از همه ضروری و مبرم می‌گردد. از دید ما، پذیرش چند اصل اساسی زیر می‌تواند شرط همکاری و همگرایی جمهوری‌خواهان قرار گیرد:  

    ۱- سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران ؛

    ۲- جمهوری، دموکراسی و جدایی دولت و دین؛

    ۳- استقلال و یکپارچگی ایران؛

    ۴- عدم وابستگی به قدرت‌های خارجی.

    ۱۴- جنبش سرنگون‌طلب ایران با رژیمی سر و کار دارد که یک قدرت بزرگ نظامی و اسلام‌گرا در خاورمیانه و در آستانه‌ی دست‌یافتن به سلاح اتمی است. جمهوری اسلامی ایران، برای حفظ بقأ خود، هم‌پیمان با دو قدرت بزرگ جهانی،‌ چین و روسیه، شده است و از حمایت تام و تمام این دو برخوردار است. گروه‌های اسلامگرا و تروریست در خاورمیانه – از طالبان افغانستان تا حزب‌الله لبنان با گذر از یمن، عراق، فلسطین و رژیم سوریه – همگی سخت مدافع جمهوری اسلامی ایران‌اند چون به پشتیبانی معنوی و مادی، سیاسی و نظامیِ او نیاز حیاتی دارند. از سوی دیگر، نیروهای دموکراتیک در سطح بین‌المللی (جامعه مدنی، احزاب، پارلمان‌ها، دولت‌ها…) نقشی نمی‌توانند و نباید به غیر از اعلام همبستگی خود با مبارزات داخل کشور و کوشش در منزوی کردن رژیم جمهوری اسلامی ایران در جامعه بین‌المللی ایفا کنند.

    برای ایزوله کردن هر چه بیشتر رژیم جمهوری اسلامی در جهان، اپوزیسیون ایران در خارج از کشور می‌تواند در راستای تحقق اهداف زیر مبارزه کند و دولت‌ها و پارلمان‌های دموکراتیک و نهادهای بین‌المللی را مورد خطاب و زیر فشار گذارد:

    ۱- قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لیست گروه‌های تروریستی؛

    ۲- کاهش روابط دیپلماتیک با جمهوری اسلامی تا سطح کاردار به تناسب تشدید سرکوب و نقض حقوق بشر در ایران.

    ۳- اخراج نمایندگان دولت جمهوری اسلامی از نهادهای بین‌المللی (زنان، حقوق بشر، سازمان بین‌المللی کار…)

    ۴- افزایش بسته های تحریمیِ هدفمند با افزایش فشار بر رژیم اسلامی و عواملش، و نه بر مردم؛

    ۵- کاهش همکارهای  اقتصادی – تجاری با جمهوری اسلامی تا پائین‌ترین سطح ممکن، برابر با تشدید نقض حقوق بشر در ایران.

    15یکی دیگر از وظایف اپوزیسیون آزادی خواه و ترقی‌خواه ایران در خارج از کشور، در جهت ایجاد یک همبستگی بین‌المللی گسترده با جنبش‌های اجتماعی، مدنی، صنفی و سیاسیِ داخل کشور، فراخواندن نهادهای مستقل و مترقی در کشور متبوع – چون سازمان‌های زنان، حقوق بشری و ضد شکنجه و ‌اعدام، نهادهای دفاع از روزنامه‌نگاران، نویسندگان و کنشگرانِ سیاسی و عقیدنیِ دربند، سندیکاهای کارگری، معلمان و غیره – به پشتیبانی فعال از مبارزات مردم ایران با برگزاری کارزارها و همایش‌های اعتراضی علیه جمهوری اسلامی و سیاست‌های ضد مردمی آن است.

    16- مردم ایران، تنها با تکیه به نیروی خود و مستقل از نیروها و قدرت‌های خارجی، تنها با ادامه و گسترش توانمندی خود، با تشکل‌پذیری خود در داخل کشور، توسط خود و به دست خود، در خودمختاری و خودسازماندهی، و سرانجام تنها با طرح خواست‌هایی ایجابی و اثباتی در راستای آزادی، جمهوری، دموکراسی و جدایی دولت و دین، قادر خواهد شد از راه ایجاد جنبشی پایدار، مقاوم و مداوم در برابر قدرت حاکمه، شرایط ایجاد قدرتی دوگانه و سرانجام فروپاشی رژیم جمهوری اسلامی را فراهم آورد. وظیفه اپوزیسیون‌ جمهوری‌خواه، دموکرات و لائیک در خارج از کشور، با ایجاد یک همکاری و هم‌گرایی بزرگ میان خود، پشتیبانی از جنبش انقلابی داخل و گسترش همبستگی بین‌المللی با آن است. جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران مصمم است که در این جهت عمل کند و عمل خواهد کرد.

     

    جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران

     ۴ ژوئن ۲۰۲۳ – 14 خرداد 1402

  • گردهمآیی سراسری دوازدهم جنبش‌ جمهوری‌خواهان‌ دموکرات‌ و لائیک ایران

    گزارش

    دوازدهمین گردهمایی سراسری جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران, همراه با میز گردی متشکل از چهار نهاد جمهوری خواهی, پیرامون بررسی خیزش انقلابی اخیر و وظایف اپوزیسیون جمهوری خواه خارج از کشور, در شهر بروکسل در روزهای ۲، ۳ و ۴ ژوئن برگزار شد.

    محور اصلی این گردهمایی, بررسی شرایط سیاسی ایران پس از آغاز ʺخیزش زن, زندگی، آزادی” و چگونگی و شکل پشتیبانی ایرانیان خارج از کشور در تداوم آن بود. از آن میان طرح و بررسی وظایف جمهوری خواهان دمکرات بعنوان جمعی که نسبت به دیگر نظرات، نظراتی نقادانه تر و قابل تعمق تری دارند مورد نقد قرار گرفت.

    پیشنهادهای ارائه شده از طرف نشست به مضمون زیر بود :

    ۱- کوشش در جهت ایجاد زمینه های عملی برای ایجاد یک فروم جمهوری خواهی به منظور همراه کردن این جمع به هم‌اندیشی و هم‌بینشی نزدیک‌تر؛ 

    ۲- کوشش در زمینه فراهم ساختن امکانات لازم جهت بازگشایی گفتمان های نظری از طریق میزگرد ها ؛

    ۳- کوشش در جهت فراهم ساختن شرایطی برای فعالیت های عملی مشترک بر اساس پروژه های مورد توافق.

    در پایان، یک بیانیه سیاسی جهت نقد و بررسی به گردهمایی ارائه شده بود که پس از بحث و گفتگو بین همراهان به تصویب رسید. این بیانیه به نقد و بررسی همه جانبه خیزش انقلابی ۱۴۰۱ ˝زن، زندگی، آزادی˶ پرداخت و راه کارهایی را برای همگرایی جمهوری خواهان در پشتیبانی از مبارزات مردم ایران ارائه داد.

    جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران امیدوار است با شرکت در متحول شدن این راه بردها, به زمینه های پیوند ارگانیک بین فعالیت های جمهوری خواهان دموکرات و خواهان جدایی دین و دولت، در پشتیبانی از مبارزات مردم  ایران، کمک رسانی کرده و گامهای موثری در این زمینه بر دارد.

    شورای هماهنگی جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران

    5 ژوئن 2023 – 15 خرداد 1402