نویسنده: admin

  • میز گرد مشترک سیاسی

     به مناسبت سالروز انقلاب ۵۷

     

     

     

    • ویژگی های استبدادزای انقلاب ۵۷ ایران
    • سخنران: شیدان وثیق از جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران

     

    • شرایط سیاسی-اجتماعی ایران بعد از ۴۳ سال حاکمیت جمهوری اسلامی
    • سخنران: حسین موسویان از جبهه ملی ایران

     

    • وظایف نیروی های جمهوری خواه و لائیک در فردای ایران
    • سخنران: فرهنگ قاسمی از حزب جمهوری خواهان سوسیال دموکرات و لائیک ایران

     

    جمعه ۴ مارس، ساعت ۲۰:۰۰ به وقت اروپای مرکزی

     

    جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران

    حزب سوسیال دموکرات جمهوری خواه و لائیک ایران

    جبهه ملی ایران

     

    آدرس:

    Zoom

    https://us02web.zoom.us/j/86149546512?pwd=dFR5NkNBM0Z6UU5lVEJkK1hoSG9FQT09

    Meeting-ID: 861 4954 6512

    Kenncode: 610165

     

  • جشن جنبش دادخواهی را هر چه وسیعتر بر گزار کنیم – نشست دوم

    محاکمه حمید نوری، چهره نظام جمهوری اسلامی، در شهر استکهلم به ماه های پایانی اش نزدیک میشود. به یادمانده ها و بازگویی های شاهدان و شاکیان ِ «کشتار زندانیان سیاسی و مشارکت نظام اسلامی در جنایت علیه بشریت» و به ویژه جان بدر بردگان ِ کشتارهای دهه ی ۶۰، لحظه ها و دقایق ِ حیات  زندانی را برای دادگاه و گزارشگران آن نقش بندی میکند . گفتگوها و خاطره ها، گاه، بغض های فروخفته ای را وا می غلتاند و گاه، غرشی خشمگین ولی در گلوگاه مانده را به جا می گذارد. هر آنچه که بازگو میشود، استبداد نظام جمهوری اسلامی  را می نمایاند و آنچه را که کتمان میشود، به دادخواهی میکشاند. به باور ما، هر روز این دادگاه، خود حکم عدالتخواهی و پژواک انسانیت ِ انسان است. که این خود پیروزی بزرگی است. از اینرو پیشنهاد برگزاری جشنی سراسری در راستای دادخواهی طرح گردید.  

     در اجرای برگزاری این جشن، سر انجام، نشستی تدارکاتی در روز ۲۰ فوریه با شرکت ۲۷ نفر از کشورهای سوئد، آلمان، فرانسه، بلژیک و هلند در فضای مجازی انجام شد. این نشست پس از گفتگوهای مقدماتی کمیته ای را مسئول اطلاع رسانی برای دعوت به رایزنی و مشورت در چگونگی برگزاری این جشن که موقتا با نام “جشن جنبش دادخواهی” یاد میشود انتخاب کرد. بی شک، موفقیت این پروژه در  گرو شرکت گسترده علاقمندان به دادخواهی و عدالت است. نشست بعدی در روز یکشنبه ۲۷ فوریه ساعت ۱۹ تا ۲۱ به وقت اروپای مرکزی در اتاق زوم بر قرار میشود (لینک ورود در پایین این متن است). 

    با شرکت خود این جشن را هر بیشتر  سراسری و همگانی کنیم.

     

    کمیته موقت جشن جنبش دادخواهی

     

     نشست دوم – تدارک برای برگزاری جشن جنبش دادخواهی

     (یکشنبه ۲۷ فوریه ۲۰۲۲ از ساعت ۱۹:۰۰ تا ۲۱:۰۰ به وقت اروپای مرکزی)

    اتاق زوم از ساعت ۱۸:۳۰ باز میشود

     https://us02web.zoom.us/j/88413135835?pwd=TzRUYzloTG02bVlLRHdiWUpUcEdRUT09

     

  • انقلاب دیرهنگام

    انقلاب سال ٥٧ ایران

    هرمز هوشمند

    متدولوژی: رویدادهای تاریخی را می توان به دو صورت کلان یا نگاه خرُد بررسی و تحلیل کرد. این مقاله تحلیلی تاریخی است با نگاه کلان برای روشن شدن روندهای اصلی انقلاب سال ٥٧.  اما این به معنی کم کردن از ارزش نگاه خرُد در رویدادهای تاریخی نیست. هر دو روش برای تبیین کلیت وقایع تاریخی ضروری است.  بخش اول روایت از دوران تاریخی انقلاب است و بخش دوم به رفتار نیروهای سیاسی واجتماعی در برخورد با انقلاب سال ٥٧ میپردازد.

    بخش اول: دوران

    انقلاب ایران در سال ١٣٥٧ به طور عمده ماهیتی ضد کلونیال داشت. این را میتوان از شعارهای اصلی ان یعنی “استقلال و آزادی” که شعار اول آن بود استنتاج کرد. ایران هیچگاه یک کشور کلونیال کلاسیک نبوده،  اما متاثر از نفوذ کشورهای بزرگ اروپائی و از میانه قرن ٢٠ بطورعمده کشورایالات متحده امریکا بود. در قرن ٢٠ بزرگترین مبارزه ضد کلونیالیزم اروپائی با خشونتی بی سابقه در تاریخ بشرشکل گرفت.  شروع اوج گیری این مبارزه را میتوان به جنگ جهانی اول و پیامدهای ان  مرتبط دانست. جنگ جهانی اول معروف است به جنگ امپریالیستی قدرت های بزرگ اروپایی برای تقسیم جهان.

    انقلاب اکتبراز ویرانه های جنگ جهانی اول به وقوع پیوست و روسیه تزاری، حلقه ضعیف قدرت های بزرگ اروپایی، از مدار کشورهای “کلونیال اروپائی” بیرون آمد. این انقلاب ازهمان ابتدا با شعار “تمام قدرت به شوراها” درصدد انتقال قدرت از نخبگان سیاسی روسیه تزاری به نیروهای خارج از قدرت در روسیه بود. همچنین ظهورملت هایی خارج ازقلمروقدرت جهانی، یعنی اکثرکشورهای تحت سلطه قدرت های اروپائی را با ادعای بزرگ آغازانقلاب سوسیالیستی جهانی علیه سرمایه داری جهانی نوید می داد. 

    بسیاری جنگ جهانی دوم را ادامه جنگ جهانی اول می دانند. یکی از روایت های اصلی آن جنگ، تلاش المان ها برای تسخیرسرزمین اسلاوها بود. آلمانی ها این جنگ را با بیان نیاز به فضای بزرگترزندگی (Lebensraum) برای نژاد برترآریائی دربرابر نژاد پست تراسلاوها، توجیح وسازمان دادند. نژادپرستان نازی  آلمانی روایت برتری طلبانه خود را با الهام از روایت غالب کلونیالیزم که دوگانگی تمدن و وحشی گری بود گرفتند و با معرفی”علم نژادها” روایت کلونیالیزم را گسترش دادند. اگر جنایات کشورهای کلونیال با منطق متمدن کردن بومیان وحشی توجیه می شد(۱)، نازی ها با استفاده از”علم داروینیسم اجتماعی”  جنایات خود را با میدان دادن به نژاد برتر آریائی توجیه میکردند.  بخش مهمی از بزرگترین جنایات تاریخ بشریت در پرتو این دوگانگی ها به ویژه با استفاده از ابزار و تکنولوژی مدرن سازماندهی شده است.

    در برابر این روایات، روایت دیگری در دوران مدرن گسترش یافت که مبتنی بر مبارزه طبقاتی بود. در این روایت، ساختار اجتماعی که اختراع بشری است و مبتنی برعوامل طبیعی یا بیولوژیکی نیست، مبنای مبارزه قرار گرفت. این روایت به طور خلاصه هیرارشی اجتماعی را مورد هدف قرار می دهد، یعنی حاکم در برابرمحکوم که انقلاب اکتبر براین مبنا استواربود. این روایت باعث شد تا نیروهای بسیار گسترده تری از مردم در سراسر جهان متحد شوند.  ناگفته نماند که در شوروی رابطه حاکم و محکوم شکل گرفت که با روایت مبارزه طبقاتی توجیه می شد و خود را در مقابل روایت های دیگر قرارداد و نظم کهنه استعمار را تهدید کرد.

    از آغاز انقلاب اکتبر در روسیه، شکل این مبارزه به تدریج تغییر کرد. انقلاب بلشویکی ابتدا با جنگ داخلی مواجه شد که در آن  کشورهای امپریالیستی با وارد کردن نیروی نظامی به نفع نیروهای ضد انقلاب هدف شکست انقلاب را داشتند. با پیروزی انقلابیون در روسیه، اتحاد جماهیر شوروی دراتحاد با اکثرجنبش های رهائی بخش در کشورهای تحت سلطه قدرت های بزرگ اروپائی، به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، مبارزاتی پیگیررا سازمان دادند. این اتحاد درعمل برای حفظ اتحاد جماهیر شوروی اجتناب ناپذیرشد.

    برای درک بهتر مبارزات استقلال طلبانه در قرن ٢٠ باید به گذشته برگشت ودراین رابطه انسان نیاز به تقسیم زمان به دوران های مختلف دارد که کاری است اختیاری.  به گفته هگل هر دورانی دارای یک “زایتگایست” (Zeitgeist) و یا به گفته فوکو “اپیستیم” (Episteme) است. اگربخواهیم “زایتگایست” عمده سیاسی قرن ۲۰ را خلاصه کنیم، می توان ان را “دوران مبارزات رهائی بخش ملی و پایان توفق و حاکمیت ۵۰۰ سال کلونیالیزم اروپائی” نامید. اخرین نبرد سرنوشت ساز این دوره شکست ایالات متحده و متحدانش در برابر مبارزان استقلال طلب ویتنام در اتحاد با “بلوک شرق” و نیروی های ضد کلونیال جهانی و به ویژه جنبش جوانان ضد جنگ در ایالات متحده واروپا بود(٢).  پایان “نمادین” این دوره زمانی است که در سال ۱۹۹۴ در افریقای جنوبی نژادپرستان سفیدپوست اروپایی دولت را به بومیان آن کشور واگذارکردند.  نزدیک به ۵۰۰ سال پس ازاولین سفر کریستفر کلمب به قاره امریکا درسال ۱۴۹۲ دوران کلونیالیزم خشن وغارتگر اروپائی با شعار متمدن کردن وحشی های بومی آغاز شد (۱) و در سال ۱۹۹۴ ناقوس مرگ ان زده شد. 

    نیمه دوم قرن بیستم دوره مبارزه پیگیرکشورهای به اصطلاح “توسعه نیافته” علیه بلوک غرب به رهبری ایالات متحده بود. انقلاب ایران ٤ سال بعد از شکست امریکا درویتنام در سال ١٣٥٧ به پیروزی رسید. شعارمحوری نیروهای مذهبی مخالف رژیم شاه “استقلال آزادی جمهوری اسلامی” بود و ازطرف نیروهای چپ وملی “استقلال آزادی عدالت اجتماعی” بود. در این دو شعار هم هماهنگی و هم تضاد دو نیرومشهود است. غیراز شعار”جمهوری اسلامی” دیگر شعارهای انقلاب ٥٧ برخواسته از”زایتگایست” دوران مبارزات جنبش های رهائی بخش بود. اکثرمعترضین به نظم موجود درجهان از این شعارها پیروی می کردند. آنچه در ایران تازگی داشت شعار «جمهوری اسلامی» بود، که البته این شعارشامل عوامل داخلی و خارجی است.

     با پیروزی نیروهای استقلال طلب درجنگ ویتنام، قدرقدرتی “بلوک غرب” ضربه ای کاری خورد ودرنتیجه نیروهای استقلال طلب درجهان سوم امیدوارشدند. درعین حال، امکان مداخله مستقیم نظامی ایالات متحده درمبارزات آزادیبخش را هم محدود کرد. به همین دلیل برای موفقیت جنبش‌های آزادی ‌بخش، کمک «بلوک شرق» و نیروهای وابسته به آن نقش برجسته خود را از دست دادند. این امکانی شد که نیروهای مذهبی که نقش کمرنگتری به خاطرروایت غالب مدرنیته درمبارزات رهای بخش داشتند، بتوانند نقش برجسته تری پیدا کنند.  نگاه استقلال طلبانه این نیروبا تکیه برسنت گامی به عقب ازدید مدرنیته بود.  چپ سکولار و نیروهای ملی خواهان تغییر در چارچوب مدرنیته بودند و به آینده می نگریستند. نیروی مذهبی با نگاه به گذشته وبا استفاده ازابزارمدرن قدرتی را ساخت که امروز درجمهوری اسلامی ایران شاهد آن هستیم، تلفیقی ازملی گرائی و دیدگاه مذهبی با استفاده ازابزارمدرن که معجونی است جدید.

    شکست امریکا درویتنام منجر به تغییردر سیاست خارجی امریکا شد. ترس آمریکا از نفوذ فزاینده شوروی در کشورهای جهان سوم دو چندان شد، درحدی که شاهد حمایت ایالات متحده از نیروهای جهادی اسلامگرا در افغانستان در برابر شوروی بودیم. ایالات متحده برای کنترل نفوذ «بلوک شرق» در تحولات سیاسی کشورهای جهان سوم تحت نفوذ خود، درصدد رفرم ساختارهای دیکتاتوری ازجمله در ایران برآمد. 

     ایران در اتحاد با ایالات متحده و “بلوک غرب” به عنوان ژاندارم منطقه نفت خیز خاورمیانه، با روی کار آمدن دولت کارتر در سال ١٩٧٦ میلادی که یکسال پس ازشکست امریکا درویتنام بود، تحت تاثیرسیاست خارجی جدید امریکا قرارگرفت. ایالات متحده همیشه در ایران از نیروهای مدرن مخالف شاه که ترکیبی از ناسیونالیست ها، چپ ها و به طور کلی نیروهای سکولاربودند هراس داشت.  قبل از روی کار آمدن خمینی و روحانیت در ایران، نیروهای مدرن آن زمان که شامل آمریکا، رژیم شاه، ناسیونالیست ها و اپوزیسیون چپ میشد، امکان قدرت گیری نیروهای مذهبی را، به دلیل روایت مدرنیته، دست کم گرفتند. حتی خود خمینی هم تحت نفوذ روایت مدرن کشورداری، ابتدا قدرت را به نیروی ملی-مذهبی بازرگان سپرد. اوهم به توانایی روحانیت برای اداره کشوراعتماد نداشت ولی درپروسه قدرتگیری ارام ارام به نتیجه خلاف ان رسید.  این نگاه  نیروهای مدرن، ازامریکا گرفته تا رژیم شاه ومخالفین مدرن، بود که مقاومت دربرابرنیروی مذهبی را کم کرد و خطررا ازابتدا درست ندید.  ناگفته نماند که پس از گذشت ٤٣ سال حاکمیت روحانیت، هنوزاین نگاه یعنی ناتوانی روحانیت درکشورداری دربخش عمده ای از مخالفین جمهوری اسلامی غالب است که منجربه ندیدن منشا قدرت این رژیم می شود.

    دوران مبارزات ضد کلونیال وجنبش‌های آزادی‌بخش همانطور که اشاره شد، در سال ۱۹۹۴ درافریقای جنوبی به پایان رسید.  انقلاب سال ٥٧ دراواخر این دوران پیروز شد و عمدتاً متاثر از اهداف و شعارهای ان دوره بود. درحالیکه دوران جدیدی درحال شکل گیری است، جمهوری اسلامی هنوز با شعارها و سیاست های ان دوره عمل میکند که مشکلات زیادی را برای مردم ایران ایجاد کرده است.  به همین دلیل میتوان انقلاب سال ٥٧ ایران را “انقلاب دیرهنگام” نامید.

    بخش دوم: رفتارها

    به گفته هراکلیوس فیلسوف یونانی، «نمی توان در یک رودخانه دو بار شنا کرد» به این معنی است که تاریخ تکرار نمی شود. اگر به نظر می رسد که تاریخ در حال تکرار است، به این دلیل است که غرایزو نیازهای اساسی که رفتارانسان اولیه را از زمان پارینه سنگی شکل داده است، به طور چشمگیری تغییر نکرده اند. درحالیکه شرایط پیرامونی انسان ها دائماً در حال تغییر است، اما رفتار ما در مواجهه با شرایط جدید به ویژه دربحران ها تفاوت چندانی نکرده است.

    در زمان های عادی “تمدن” لایه نازک بررفتارهای اولیه ما درضمیرخود اگاه ما می گذارد، اما در شرایط بحرانی، متناسب با شدت بحران، این لایه به سرعت ازبین می رود وان رفتارهای اولیه پارینه سنگی که بخشاً درناخود آگاه ما وجود دارند به مرور زمان رومی ایند.  البته این بدان معنا نیست که همه یکسان رفتارمی کنند، اما اکثریت قریب به اتفاق مردم رفتار نسبتاً هماهنگی دارند.

    نمونه برجسته ان پس از بحران اقتصادی سال  ١٩٢٩ در دهه ٣٠ دراروپا مشاهده شد که منجر به جنگ جهانی دوم شد و چیزی حدود ٥٠ میلیون انسان در “متمدن” ترین کشورهای جهان کشته شدند، کشتاری که در تاریخ بشر بی سابقه است.

    انسان حیوان اجتماعی است و نمی تواند غذای خود را به صورت فردی تامین کند و ازابتدا تا به امروز مجبور بوده است که غذای خود را به صورت اجتماعی تامین کند. به همین دلیل درضمیرناخوداگاه اش امنیت را درپیوند با گروه حس میکند ودرنتیجه رفتارخود را بطورعمده درهمخوانی با گروه تنظیم میکند. اما با پیشرفت تکنولوژی و ساختارهای اجتماعی این امکان داده شده است که ظاهرا خود را بی نیاز به دیگران حس کند.

    اما درشرایط بحرانی، دنباله روی ازجمع (herd mentality) میتواند درضمیرناخوداگاه ما، متناسب با شدت بحران تحریک شود وامکان فکرمستقل را از ما سلب کند. نمونه بارز آن را میتوان دررفتارمردم درانقلاب ٥٧ مشاهده کرد. کسانی که ان دوران را بخاطردارند، بیاد دارند که درماه های اخرانقلاب، موضع میانی داشتن بین انقلاب ورژیم شاه بسیاردشواربود، برای موضع میانی گوش شنوائی هم نبود.

    رفتارمذهبی ناشی ازنیازانسان به تعلق داشتن به گروه است، این یکی ازِ رفتارهای اولیه ما است.  دردوران مدرن هم ما مذهب مدرن داریم “مذهب مدنی”(٤ )، که به ما اجازه میدهد که همان رفتاردینی را درمضمون مدرن  داشته باشیم. دوگانکی مطلق خوب و بد را که همان دوگانگی فرشته و شیطان دینی است درنزد بسیاری ازنیروهای مدرن وافراد غیرمذهبی می بینیم. درحالیکه واقعیت همیشه پیچیده و خاکستری است، تمایل به ساده کردن به دوگانه مطلق خوب و بد برای خیلی ها جذاب است.

    رفتار دنباله روی ازجمع (herd mentality) را میتوان امروزه در نیروهای سیاسی خارج و داخل کشورمشاهده کرد. اگرقبل ازانقلاب روایت جنبش های رهائی بخش در ایران با رفتاری دنباله روانه ازجمع ومذهبی گونه همه را به خود جذب میکرد، امروزه دررابطه با دمکراسی خواهی و حقوق بشر با همان رفتاردینی ومقدس گونه دراکثرافراد و سازمان ها مواجه هستیم.

    این تصورکه درزمان انقلاب رفتارها را بتوان با اراده افراد و یا گروه های درگیردرایران برخلاف روایت غالب عوض کرد، به همان اندازه غیرواقعی است که  تصورکنیم تحول اراده گرایانه میتواند روایات دموکراسی خواهی و حقوق بشری غالب امروزین را متحول کند.  اگر قرار باشد تحولی در این روایات رخ دهد، در یک فرآیند پراتیک تاریخی امکان پذیر است.

    هگل فیلسوف قرن ١٩ المان مقوله ای دارد با نام “ضرورت و احتمالات”(٤) (Notwendigkeit und Kontingenz) که میتوان دررابطه با انقلاب ٥٧ ازآن استفاده کرد. هرلحظه تاریخی گذشته و آینده ای دارد. گذشته دربرگیرنده وقایعی است که آن  لحظه تاریخی را تبدیل به ضرورت میکند درحالیکه آینده با احتمالات زیادی روبروست. انقلاب ٥٧ هم احتمالات زیادی داشت، اینکه جمهوری اسلامی ازان بیرون امد به وقایع بسیاری وابسطه بود که خلاصه کردن ان صرفا به رفتارافراد ویا گروهائی که شرکت داشتند، چه موافق و چه مخالف، ساده کردن ان است.

    انقلاب ٥٧ را میبایست تاریخی ارزیابی کرد و وقایع ضروری اش را روشن کرد. به عنوان مثال، برخی از وقایع مهمی که ضروری بودند را میتوان انقلاب مشروطه و شکست سیاسی ان با قدرت گیری رضا شاه، انقلاب اکتبر، پیروزی انقلاب چین کودتای ٢٨ مرداد، پیروزی انقلاب کوبا و شکست امریکا درجنگ ویتنام نام برد. بدون گنجاندن تاثیرات این رویدادها در تحلیل کلان انقلاب، با نگاه صرف خرُد میتوان به تحلیلی یک طرفه، ناقص و گاه غیرواقعی رسید.

    ٢٠ بهمن  ١٤٠٠

    9 February 2022

    زیرنویس و لینک ها:

    ١ – کلونیالیزم و وحشیگری

      https://www.youtube.com/watch?v=E1Fj8kqeO_M

    ٢ – جنگ ویتنام

      https://www.youtube.com/watch?v=hoWUwFv1-cU&list=PLRjujuQak2ByF1RVd34zy23JKU_AjZB5U

    ٣ – مذهب مدنی       

    http://www.robertbellah.com/articles_5.htm

     https://www.youtube.com/watch?v=p2WsKuhRcFo

    ٤ – هگل “ضرورت و احتمالات”   

    https://www.youtube.com/watch?v=kdc8y5QDBTk

     

  • ایران: معلمان مبارزات خود را تشدید می کنند

    بیانیه سندیکاهای فرانسه 

    در ایران، توده های مردم سقوط بی‌رحمانه سطح زندگی، تشدید نابرابری‌های اجتماعی، تشدید سرکوب پلیسی و قضایی را متحمل می شوند. اما، شاهد بسیج های بسيار مهمی توسط اقشار مختلف حقوق بگيران و بازنشستگان هستیم.

    معلمان، با بسیج های وسیع خود، مهر خود را بر صحنه اجتماعی کشور زدند. به استناد شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان ایران، یک چند تجمعات اعتراضی در روزهای 10، ۱1، 12 و 23 دسامبر ۲۰۲۱ در سراسر کشور برگزار شدند. این مبارزات توسط بسیج های دیگر، با ابعادی وسیع تر، دنبال شدند. در روزهای 20 و 30 ژانویه یک تحصن  دو روزه، و 11000 تحصن در 213 شهر، عمدتاً در مدارس برگزار شد. هم چنین در 31 ژانویه تظاهرات اعتراضی در خیابان ها و در مقابل ادارات وزارت آموزش و پرورش برگزار شدند.

    با وجود تهدیدات و فشارهای وارده از سوی مقامات حکومتی، تظاهرکنندگان از طریق سردادن شعارها مطالبات خود را از جمله افزایش حقوق و مستمری بازنشستگی بیان کردند.

    در شیراز هزاران تظاهر کننده حتی خواستار استعفای وزیر آموزش و پرورش کشور شدند. در کرمان بر روی باندرولی نوشته شده بود: «آخوندها نباید وارد مدارس شوند»، شعاری در ابراز مخالفت با طرح رژیم اسلامی مبنی بر مأموریت و دخالت بیشتر روحانیون در مدارس.

    در سقز در کردستان معترضان خواستار آموزش زبان مادری در مدارس شدند – ایران کشوری چند قومیتی است اما رژیم اسلامی همانند رژیم سلطنتی قبلی فقط زبان فارسی را به عنوان زبان رسمی به رسمیت می شناسد و تدریس زبان مادری در مدارس ممنوع است. اخیراً رژیم  زهرا محمدی، معلم کُرد را به خاطر تدریس به زبان مادری، به جرم «تشکیل گروهک علیه امنیت کشور» به 5 سال زندان محکوم کرده است.

    نکته چشمگیر در این تظاهرات ها، از یک سو شرکت معلمان بازنشسته است با شعار « شاغل، بازنشسته، اتحاد، اتحاد!»، و از سوی دیگر حضور و حمایت پدران و مادران دانش آموزان در آن ها.

    نیروهای امنیتی رژیم به دستگیری معترضان پرداختند. در فهرست ناکامل ارائه شده توسط شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان ایران، به این اسامی برمی خوریم: شعبان محمدی، محمدعلی زحمتکش، اصغر امیرزادگان، قهرمان حاتمی، احمد حیدری، داودی، احمدی. باید افزود که جعفر ابراهیمی از اعضای کمیته مدیریت شورای هماهنگی نیز که به چهار سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده بود به تازگی حکم وی تایید شده است.

    شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان ایران، در قطعنامه ای که در 31 ژانویه به مناسبت این تجمعات اعتراضی منتشر کرد، نسبت به آموزش نابرابر، خصوصی سازی آموزش، افت سطح آموزش عمومی و سقوط سطح زندگی معلمان و سایر اقشار زحمتکش و کارگران به شدت اعتراض می کند. قطعنامه همچنین مخالفت قاطع با بودجه ریاضتی ارائه شده توسط دولت به مجلس را ابراز می دارد و خواست های خود را چنین یادآور می شود:

      –  افزایش حقوق شاغلان و مستمری بازنشستگان

      –  متوقف ساختن خصوصی سازی آموزش و پرورش،

      –  آموزش رایگان با کیفیت بالا،

    –   افزایش حقوق کارکنان خدماتی مدارس

    –   پایان دادن به غارت صندوق ذخیره فرهنگیان

     –  تضمین امنیت شغلی در آموزش و پرورش کشور.

    –   پایان دادن به پیگرد قضایی معلمان

     –  آزادی زندانیان

    قطعنامه بار دیگر بر اراده راسخ معلمان در تسلیم نشدن در برابر سرکوب و ادامه مبارزه برای خواسته های خود تاکید دارد..

    فعالان اتحادیه های کارگری در ایران برای مقابله با سرکوبی که با آن مواجه اند به حمایت بین المللی نیاز دارند.

     

    پاریس، ۲۴ فوریه ۲۰۲۲

                                                                                                                            

      کنفدراسیون دموکراتیک فرانسوی کار (س اف د ت)                                    

     کنفدراسیون عمومی کار (س ژ ت)                                                          

     کنفدراسیون متحده سندیکایی (اف. اس. او)                                  

     اتحاد سندیکایی همبستگی (سولیدر)                                         

     اتحاد ملی سندیکاهای مستقل (او ان اس آ)                                      

  • «در این جا، طبقه متوسط تقریبا وجود ندارد»

    تظاهرات روزانه علیه گرانی زندگی در ایران

    افزایش قدرت خرید در رأس مطالبات قرار دارد،

    در حالی که کشور ، زیر تحریم های بین المللی قرار داشته و با تورم 40 درصد روبروست.

    از غزال گلشیری، لوموند، 2 فوریه 2022

    برگردان:  بهروز عارفی

     

    کارمندان، معلمان، کارگران، پرستاران، رانندگان اتوبوس، قضات و حتی نگهبانان زندان …

    در ایران، روزی نیست که هزاران نفر در میدانی یا مقابل یک ساختمان اداری برای افزایش دستمزد و حقوق و بهبود شرایط زندگی شان تظاهرات نکنند.

    در روزهای اخیر، بازنشستگان وزارت ارتباطات، معلمان و کارگران بار دیگر در خیابان های تهران، اردبیل (شمال-غربی)، کرمانشاه و سنندج (غرب)، همدان(غرب)، یا در مشهد (شمال شرقی) به تظاهرات خیابانی پرداختند.

    به عقیده محمد حبیبی، سخنگوی انجمن صنفی معلمان ایران، کثرت تظاهرات درمورد وضعیت اقتصادی، پیش از هر چیز، نتیجه ی «بی لیاقتی رهبران  است که باید فساد نظام یافته را هم بر آن افزود».  این معلم در یک گفتگوی تلفنی از تهران می گفت: «سیاست های منطقه ای (تهران با همسایگان) موجب تحریم های بین المللی شده که بر زندگی روزمره مردم تأثیر می گذارد. یک لایه کوچک از جامعه از این اوضاع سودِ اقتصادی  می برند، در حالی که اکثریت اهالی، ازجمله کارگران و معلمان حتی ازامکانات حداقل برای زندگی برخوردار نیستند».

    از زمان خروج یک جانبه آمریکا از برجام در سال 2018 در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ، جمهوری اسلامی مورد تحریم های امریکا قرار گرفته است. از آن هنگام، تومان، پول ایران 82 درصد از ارزش خود را از دست داده است و تورم از 30% به 40% رسیده است.

    بی ثباتی فوق العاده

    در حالی که خط فقر برای یک خانواده چهار نفره حدود 400 یورو در ماه تعیین شده، چندین اقتصاددان کشور در مطبوعات  تأیید می کنند که دست کم 55% از 81 میلیون نفر جمعیت کشوردر وضعیت بی ثباتی فوق العاده قرار دارند.

    یک معلم تازه کار به طور متوسط ، سه و نیم میلیون تومان حقوق ماهیانه می گیرد (110 یورو) که پیش از بازنشسته شدن،  به10 میلیون تومان (320 یورو) خواهد رسید. افزایش سالیانهء حقوق در آغاز هر سال (فروردین) حتی برای جبرانِ افزایش قیمت ها کافی نیست: اکنون، تورم سالیانه بیش از 40% است. در نیمه های ژانویه، معلمان در 80 شهر ایران گردهمایی برگزار کردند. تظاهرات قبلی در 13 دسامبر 2021 در 103 شهر انجام شده بود. در بوشهر، صدها معلم برای درخواست افزایش حقوق بازنشستگی به میزانِ حقوق معلمان شاغل، در مقابل استانداری تجمع کردند. عبدالرضا امانی فر، معلم بازنشسته و عضو پیشین انجمن صنفی معلمان توضیح می دهد که «اوضاع اقتصادی ما هر روز بدتر می شود و به نظر می رسد که مقامات هیچ برنامه ای برای رفع مشکل ندارند. در این جا، طبقه متوسط وجود ندارد. کفگیرِ ما به ته دیگ خورده. »

    این بازنشسته ی تقریبا شصت ساله با حقوق بازنشستگیِ 2/7 میلیون تومان (232 یورو) قادر به تأمین هزینه ماهیانه اش نیست. عبدالرضا امانی فر می گوید: « من هر ماه در بازپرداخت وام های بانکی تأخیر دارم. مجبورم از دوستانم قرض بگیرم». او چهار پنج بار در ماه به تهران می رفت؛ اکنون، از نظرمالیِ  امکان رفتن به پایتخت را ندارد. با تأسف می گوید: «حتی یک بار در سال…». اعضای خانواده چهارنفری او دیگر امکان رفتن به رستوران یا «حتی خریدن کتاب را نیز ندارند».

    دست مان به گوشت، ماست و شیر نمی رسد…

    در روز 13 ژانویه، کامران ساختمانگر، کارگر ساختمان نیز در تظاهرات معلمان در شهر خودش،  سنندج شرکت کرده بود. این کارگرعضو سندیکا در همه فعالیت ها شرکت می کند و با فعالان دیگر در ارتباط است. امروز، آنان خواهان بهره مندی از یک بیمه تکمیلی و حق بیکاری و نیز افزایش حداقل حقوق هستند. «سال گذشته، حداقل حقوق در حرفه ی ما فقط 23% افزایش یافت. این میزان کافی نیست». این کارگر،  همسر و پسرش مجبورند از خرید گوشتِ قرمز، شیر یا ماست که غیرقابل دسترس هستند، صرفِ نظر کنند. کامران ساختمانگر در ارتباط واتساپی توضیح داد «هر سه یا چهار ماه یک بار، کمی مرغ یا ماهی می خوریم. دیگر نمی توانیم، قیمت ها خیلی گران شده اند. در این جا، هزینه ی زندگی به دلار است، و حقوق ما به تومان. قیمت یک بسته پنیر 30 هزار تومان است یعنی 5 برابر گران تر از یک سال پیش».

    به عقیده ی علی کدیور، استاد جامعه شناسی و مطالعات بین المللی در کالج بوستون (ماساچوست)، بر تعداد این گردهمایی ها افزوده شده است، چرا که «اعتماد مردم به نهادهای سیاسی منتخب مثل مجلس یا شوراهای شهر که در گذشته کمابیش جامعه را نمایندگی می کردند، از بین رفته است». میزان عدمِ مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری سال 2021، 2/51% و در آخرین انتخابات مجلس در سال 2020، 4/57 % بود.  علی کدیور ادامه داد «در چنین وضعیتی و در حالی که اوضاع اقتصادی کشور مرتباً وخیم تر می شود، جامعه کوشش می کند راه های دیگری برای طرحِ مطالبات بیابد و تظاهرات یکی از آن هاست».

    «استراتژیِ موثر»

    اما، این اعتراض ها بدونِ تلافی نمی مانند. امروز، ده ها معلم و کارگر به خاطر فعالیت های صنفی -سندیکائی در زندان به سر می برند. محمد حبیبی از کانون صنفی معلمان به اتهام «اجتماع به قصد اقدام علیه امنیت ملی» از 2017 تا 2020 در زندان بود. کامران ساختمانگر نیز در سال 2019، تقریبا سه ماه  در سلول انفرادی گذرانده است. در اواسط این ماه (فوریه) او باید برای گذراندن محکومیت شش ساله «به اتهام اقدام علیه امنیت ملی» خود را به زندان معرفی کند.

    در حال حاضر، سرکوب علیه این گردهمایی ها به اندازه سرکوب های امواج تظاهرات در نوامبر 2019 وحشیانه نیست. علی کدیور توضیح می دهد که «این جنبش ها با مطالبات دقیق به خوبی سازمان یافته اند و هرگز از خطوط قرمز از جمله [انتقاد علیه] علی خامنه ای، رهبرگذر نمی کنند ».  و ادامه می دهد «به علاوه، آنان استراتژی موثری را دنبال می کنند، که عبارت است از مذاکره  با مسئولان سیاسی در عین حال که در فضای عمومی به مبارزه ادامه می دهند».

  • تدارک برای برگزاری جشن دادخواهی

    نشست مجازی جهت رایزنی و تدارک برای برگزاری جشن دادخواهی 

    امید که با حضور کنشگرانه و ارائه راه کارهایی که پیشنهاد می‌شود بتوان جشن دادخواهی که پژواک پیروزی دادخواهی علیه استبداد نظام جمهوری اسلامی است را در شهر و کشور خود برگزار کنیم.

     

    نشست نخست

     تدارک برای برگزاری “جشن دادخواهی”  

    یکشنبه ۲۰ فوریه ۲۰۲۲

    از ساعت ۱۹:۰۰ تا ساعت  ۲۱:۰۰ 

    به وقت اروپای مرکزی

     

    برگزاری نشست از طریق زوم

    Join Zoom Meeting

    https://us02web.zoom.us/j/82889373208

    Meeting ID: 828 8937 3208

  • «عفو بین الملل» آپارتایدِ اسرائیل را بررسی می کند

    ژان استِرن

    برگردان: بهروز عارفی

     

    عفو بین الملل، که سازمانی برای دفاع از حقوق انسانی است بر نظام بی رحمی می تازد که در اسرائیل، در سرزمین های اشغالی و غزه بر اهالی فلسطینی یا آوارگان تحمیل می شود.  این نقطه عطف بزرگی برای عفو بین الملل است که خواهان دادرسی در دیوان جنائی بین المللی شده است. این کار ضربه ای سخت بر حکومت اسرائیل نیز هست. در زیر به این گزارش می پردازیم:

    نخستین لرزه هنگامی رخ داد که سازمان حقوقدانان اسرائیلیِ «یِش دیم» در سال ۲۰۲۰ برای توصیف سیستمِ دموکراتیک  خودخوانده که تا آن زمان از زیر ذره بین تحلیل های سیاسی واقع بینانه در امان مانده بود، از واژه «آپارتاید» استفاده کرد. یک سازمان غیر دولتی دیگر اسرائیلی، بت سِلِم در سایه‌ی این نزدیکی، در ژانویه ۲۰۲۱  با شکافتن بیشتر شیار اعلام کرد، زمان آن رسیده است که بگوئیم: «نه به آپارتاید از کرانه های رود اردن تا مدیترانه». از همان اوریل ۲۰۲۱، «دیده بان حقوق بشر» از این دو سازمان غیر دولتی پیروی کرد. بااین وجود، این سازمان فقط از آپارتاید در مورد سرزمین های اشغالی و غزه یاد کرده و تبعیض های ویژه ی فلسطینیان اسرائیلی را از آن تفکیک می کرد. گزارشی که عفو بین الملل در روز سه شنبه اول فوریه ۲۰۲۲ منتشر کرد بسیار فراتر از آن می رود و از واژه ی آپارتاید در مورد  همه فلسطینی ها بدون توجه به محل زندگی و وضعیت آنان استفاده می کند.

    برای نخستین بار، عفو بین الملل، یکی از مهم ترین سازمان های مدافع حقوق انسانی و نیز یکی از محتاط ترین  آن ها در گزینش واژه ها برای توصیفِ اوضاع، در گزارشی که حتما سروصدا خواهد کرد و روز سه شنبه اول فوریه ۲۰۲۲ منتشر  شد، معتقد است که «آپارتایدِ اسرائیل علیه جماعت فلسطینی،  نظام سلطه جوئی ستمگرانه بوده و جنایتی است علیه بشریت». این بیانیه جنبه تاریخی خواهد داشت چرا که بدون تمایز، اوضاع زنان و مردان فلسطینی را بررسی می کند «که در اسرائیل و نیز سرزمین های اشغالی فلسطین زندگی می کنند و نیز وضعیت پناهندگانی را که به کشورهای دیگر انتقال یافته اند.»

    امتناع  ازتکه تکه کردن فلسطینی ها  و رد این نکته که گویا منافع آنان برحسبِ محل سکونت شان تغییر می کند، یک انقلاب چشمگیر  در زبان ارتباطات انسانی-دیپلماتیک بین المللی بشمار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌رود. این امر از استدلال های درازمدت شماری از فلسطینیان (و بسیاری دیگر) در مورد وحدت خلقی که در اثر ایجاد دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ پاره‌‌پاره شده الهام می گیرد.

    شروع دوباره از نو

    این سند فشرده ستم اسرائیل بر فلسطینی ها و ساز و کارآن را توضیح می دهد. گزارش عفو بین الملل حاصل کاری طولانی، ده ها گفتگو، تحلیل و بررسی صدها سند و عمدتاً در مورد مقطع زمانی ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱، نتیجه ی ماه ها تلاش کاملاٌ محرمانه است: این گزارش حامل دگرگونی سیاسی با اهمیتی است. این سند همچنین دارای میزان قابل ملاحظه ای اطلاعات درباره واقعیت های زندگی  فلسطینان است، چه در غزه و کرانه باختری و چه در بیت المقدس و حیفا… و اغلب برای درک بهتر ریشه های  سیاستی که در سال های اخیر، از سوی چندین مورخ با تبارها و منشأ های گوناگون، تداوم آن به روشنی توضیح داده شده است ، به منشاء های آن مراجعه می کند.  در این مورد نیز، عفو بین الملل از آغاز شروع می کند.

    در بهار ۲۰۱۶، یولی نواک، مدیرکل یک سازمان متعلق به کهنه سربازان ارتش اسرائیل به نام «سکوت را بشکنیم» که شهادت های مربوط به زیاده روی های نظامیان اسرائیلی در سرزمین های اشغالی را جمع آوری می کند (۱)، به عنوان هشدار به من می گفت: «درست برخلاف آنچه تصورش را داشتند، رخ داد ». از سوی دیگر، عفو بین الملل از گزارش های «سکوت را بشکنیم» و نیز سازمان های غیردولتی دیگر (ان جی او) اسرائیلی و فلسطینی در بررسی خود استفاده کردند. سرانجام این گزارش ها بازتابی را که شایسته شان بود، یافتند.

    آنچه رخ می دهد، خیلی ساده این است که soft power  قدرت نرم اسرائیلی (و متحدان متعدد آن از هر قماشی و از هر قاره ای، از لوس آنجلس تا دوبی) در خفه کردن صداهای مخالف، ابتدا در فلسطین و همچنین در اسرائیل، نزد یهودیان و نیز عرب ها شکست خورد. برعکس، زبان ها به حرف در آمده اند. با این اقدام بسیار قاطع عفو بین الملل، استفاده از واژه آپارتاید درباره اسرائیل با بمباران ها مواجه نخواهد شد، گرچه نباید دچار توهم شد، از جمله در فرانسه. با این همه، این جهشی بزرگ به جلو است که عفو بین الملل در سطح جهانی عرضه می کند.

    جنایتی علیه بشریت

    گزارش ۲۱۱ صفحه ای عفو بین الملل بازداشت های اداری، ضبط زمین ها و ساختمان ها، قتل های غیرقانونی، انتقال های اجباری، محدودیت در رفت و آمدها، جلوگیری از آموزش را تجزیه و تحلیل می کند. این گزارش بر شمار زیادی از سندها، در مکان های مختلف کشور، در دره رود اردن و غزه تکیه می کند. این گزارش مجموعه ای از اطلاعات را گرد آورده که امکان می دهد تا سازمان بتواند از نظامی که اسرائیل برپا کرده، ارزیابی دقیقی داشته باشد.  از جمله، در این گزارش، «عامل  های سازنده» یک سیستم آپارتاید از جنبه حقوق بین المللی کاملا شناسائی شده است. از نگاه عفو بین الملل، «این سیستم  با تجاوزهایی که پیرو منشور رم و کنوانسیون درباره آپارتاید ، جنایت علیه بشریت می نامد، تداوم یافته است». آنیِس کالامار، که از سال ۲۰۲۱ دبیرکل جدید این سازمان دفاع از حقوق انسانی است  ، تأکید می کند:

    گزارش ما گستردگی واقعی رژیم آپارتاید اسرائیل را برملا می سازد. چه در نوار غزه، در بیت المقدس، در الخلیل (هبرون)، چه در اسرائیل، با جماعت فلسطینی مثل یک گروه نژادی پست تر رفتار می شود و آنان به طور منظم از حقوق خود محرومند. عفو بین الملل «از دیوان جنایی بین الملللی می خواهد تا در چارچوب بررسی کنونی اش در سرزمین های اشغالی فلسطین  مصادیق جنایت آپارتاید را در نظر گیرد و از همه دولت ها می خواهد که با تکیه برقواعد جهانشمول افراد متهم به جنایت آپارتاید را به دادگاه بکشانند»

    نظامی که از سال ۱۹۴۸ برقرار است

    در گزارش  عفو بین الملل، جزئیات «سیستم آپارتاید» توضیح داده شده  و شایسته است که بخشی از آن را بیاوریم:

    «سیستم آپارتاید با تأسیس اسرائیل در ماه مه ۱۹۴۸ به وجود آمد و حکومت های اسرائیل، بدون توجه به گرایش حزب حاکم، یکی پس از دیگری،  در طول ده ها سال آن را در سراسر سرزمین های زیر کنترل خود ایجاد  و حفظ کردند. اسرائیل گروه بندی های مختلف فلسطینی ها را واداشته تا  مجموعه های متفاوتی از قانون  ها، سیاست ها و عملکرد تبعیض آمیز و طرد و اخراج در زمان های متفاوت  را تحمل کنند. این کار پاسخ به تسخیر سرزمین هایی بود که ابتدا در سال ۱۹۴۸ و سپس  در ۱۹۶۷ به انجام رسید، آن گاه که اسرائیل بیت المقدس شرقی را الحاق کرده و بقیه کرانه باختری رود اردن و غزه را به اشغال در آورد. در درازنای دهه ها، ملاحظات جمعیتی و ژئوپولیتیکی اسرائیل سیاست های مربوط به فلسطینی ها را در هر کدام از این سرزمین ها شکل داده است. »

    «هرچند که سیستم آپارتایدِ اسرائیل در ناحیه های تحت کنترل واقعی آن به شکل های گوناگونی تظاهرمی کند، هدف همیشگی اسرائیل ستم و سلطه بر فلسطینیان به سود اسرائیلیان یهودی بود که بر طبق حقوق مدنی اسرائیل و بدون توجه به محل سکونت شان هر کجا که باشد، ممتاز شمرده می شوند. این سیستم برای حفظ اکثریت قاطع  یهودیان طرح ریزی شده است که بتوانند حداکثر استفاده و دسترسی به سرزمین ها و زمین غصب شده یا زیر کنترل خود را داشته باشند و در عین حال حقِ اعتراض فلسطینی ها نسبت به سلب مالکیت زمین و دارائی های شان را محدود کنند. این سیستم در همه نقاطی که اسرائیل بر سرزمین ها و زمین ها یا اعمال حقوق فلسطیتی ها کنترل واقعی دارد، به اجرا در می آید. نتیجه ملموس آن را در حقوق، در سیاست و در عمل می بینیم و در گفتمان دولت از زمان تأسیس آن تا کنون به چشم می خورد.»

    تبعیض نژادی و شهروندی درجه دو

    این گزارش بر تبعیض های کلی اشاره می کند وگرنه در جاهای مختلف به شیوه های گوناگون عمل میکند که حالت تعدیل دارد.

    جنگ های  ۱۹۴۷ تا ۱۹۴۹ و ۱۹۶۷، رژیم نظامی کنونی اسرائیل در سرزمین های اشغالی فلسطین و ایجاد نظام قضائی و اداری مجزا در سرزمین، جماعت فلسطینی را منزوی کرده و از اهالی یهودی اسرائیل جدا کرده است. جمعیت فلسطینی از منظر جغرافیائی و سیاسی قطعه قطعه شده و برحسب موقعیت و محل سکونت ، قربانی درجه های متفاوتی از تبعیض است.

    […]

    اکنون، شهروندان فلسطینیِ اسرائیل از حقوق و آزادی های بیشتری نسبت به همتایان خود در سرزمین های اشغالی فلسطین برخوردارند و از سوی دیگر، زندگی روزمره زنان و مردان فلسطینی  با توجه به این که ساکن غزه باشند یا کرانه باختری رود اردن، بسیار متفاوت است. با این همه، پژوهش های عفو بین المللی نشان می دهد که مجموعه اهالی فلسطین تابع سیستم واحدِ مشابهی هستند. رفتاری که اسرائیل با فلسطینیان در سراسر سرزمین ها دارد به یک هدف مشخص پاسخ می دهد: امتیاز و اولویت دادن به زنان و مردان یهودی اسرائیلی در تقسیم زمین ها و منابع، و کاهش حضور فلسطینی ها و دسترسی آن ها به زمین ها. از نگاه عفو بین الملل،  سیستم واحد و مشابه برپایه ی تبعیض نژادی و وضعیت شهروندی درجه دواستواراست. روشن است که این تنزل رده بندی با سلب مالکیت همراه است و گزارش بر «اجرای گسترده و ظالمانه ی مصادره ی زمین ها علیه جمعیت فلسطینی» و «از سال ۱۹۴۸» به بعد بر ویرانی صدها خانه و بنای فلسطینی تاکید می کند. همچنین، این گزارش به سرنوشت خانواده های محله های فلسطینی  بیت المقدس شرقی اشاره می کند که کولون های [مستعمره نشینان] اسرائیلی آنان را با تصرف خانه های شان «با پشتیبانی کامل حکومت اسرائیل» مستاصل کرده  اند.

    آنیِس کالامار خلاصه می کند که عفو بین المل از همه کشورهایی که دارای روابط خوب با اسرائیل هستند ، از جمله چند کشور عربی و آفریقائی، می خواهد که دیگر،  از سیستم آپارتاید پشتیبانی نکنند. برای خروج از این «سیستم» که عفو بین الملل مستندش کرده، «واکنش بین المللی نسبت به آپارتاید نباید به محکوم کردن های عام  و عذر و بهانه محدود شود. می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بایست مسئولیت ما را درباره ریشه های سیستم روشن کند، زیرا بدون این کار، جمعیت فلسطینی و اسرائیلی در چرخه بی پایانی از خشونت  که جان های بسیاری را گرفته گرفتار خواهند ماند.»

    «هویتِ من با این تاریخ، به پایان رسید»

    یولی نواک با داستان دیگری و از راه های دیگری به همان نتیجه ای رسیده است که آنیس کالامار. او که ۴۰ سال دارد در سال ۲۰۱۷ کارش را در Breaking the Silence «سکوت را بشکنیم» ترک کرد تا به سفری طولانی از ایسلاند تا آفریقای جنوبی برود. او در افریقای جنوبی با کسانی ملاقات کرد که با آپارتاید مبارزه کرده بودند و  کوشش کرد تا «ترس» این و آن را درک کند. اما، او به ویژه آپارتاید را در کشور خودش درک کرد. یولی نواک در زندگینامه ی مفصلی که روزنامه لیبرال، هآرتص در شماره ۲۸ ژانویه ۲۰۲۲ منتشر کرده، ادامه می دهد «از همان آغاز، ساختار سیاسی برای حفظ اکثریتی از یهودیان پایه گذاری شده بود، و به این معنی، این سیستم ضددموکراتیک بود. هویت یابی من با این تاریخ به پایان رسید».

    خانم یولی نواک در کتابی که منتشر کرده، سال های جهنمی، عاصی شدن های روزمره، نومیدی اش را از کشف این حقیقت که یکی از کارمندان «سکوت را بشکنیم» مامور شین بت، سازمان مخفی داخلی اسرائیل  بود،  توصیف می کند. ابتدا او گمان می برد که «این بابای کمی عجیب و غریب، تک رو، غم انگیز» همه چیز او را می داند، «دری وری های» بی مزه او را، ولی بعد می فهمد که دموکراسی مقابل چشمانش فرو می پاشد. آن گاه، او در می یابد که قرارداد او با کشورش به نوعی «مشروط بوده: تا زمانی که اطاعت می کردم. موقعی که از مطلبی خوشش نمی آمد، سیستم به مخالفت با من بر می‌‌‌‌خاست. به من می گفتند: “اگر تو ضد اشغال هستی و اگر فکر می کنی که باید به خاطر اوضاع غزه تظاهرات کرد، آن وقت تو از ما نیستی”».

    او در می یابد که صحبت از اپارتاید در مورد اسرائیل یک حقیقت است. و اگر از جنبه روانشناختی و سیاسی، تحمل آن برای شماری از اسرائیلی ها دردناک است،  مدت های درازی است که برای میلیون ها فلسطینی دردناک تر است. برای هر کدام از دو طرف، پشتیبانی های بین المللی، اگر بدون ساده لوحی دوبار برقرار شوند، مورد استقبال واقع خواهند شد.

     

    اوریان 21، اول فوریه 2022

     

    پانوشته ها:

    ۱ – La Chronique d’Amnesty International, numéro 354, mai 2016.

     

    مقاله اصلی:

    https://orientxxi.info/magazine/amnesty-international-disseque-l-apartheid-d-israel,5346

     

  • حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در ایران

     

     

    فراخوان

    انسانهای آزادیخواه و  وجدانهای بیدار: 

    به حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی که به دنبال قتل بکتاش آبتین شروع گردید و در اعتراض به وضع اسفبار زندانهای جمهوری اسلامی و برای آزادی زندانیان سیاسی ، عقیدتی و دو تابعییتی در ایران؛

    به آکسیون روز  چهارشنبه ۹ فوریه ۲۰۲۲ در مقابل ساختمان عفو بین الملل در شهر آمستردام، که در ذیل این فراخوان آورده شده، بپیوندید. امید که حضور گرمتان مایه دلگرمی زندانیان دربند در ایران باشد.

    کمیته حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در ایران

    Keizersgracht 177, 1016DR

    Amsterdam

  • گردهمآیی در پاریس برای بزرگداشت بکتاش آبتین

    و

    اعتراض به جنایت رژیم جمهوری اسلامی ایران

     

    بکتاش آبتین (۱۳۵۳-۱۴۰۰)

     

    انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وعقیدتی در ایران- پاریس

    برگزار می‌کند!

     

    بکتاش آبتین شاعر، نویسنده و فیلم‌ساز در پی ابتلا به کووید که حاصل روزهای زندان بود، جانش را با اهمال عمدی زندانبانان جمهوری جهل و جنایت از دست داد. بر کسی پوشیده نیست که این یک جنایت دولتی‌ست که امروز با اطلاعیه سازمان زندان‌ها به تحریف بیشرمانه حقیقت مرگ بکتاش ابتین دست زده‌اند.

    و با اطلاعیه جدید کانون نویسندگان ایران جان کیوان صمیمی دیگر عضو زندانی کانون که به مکان نامعلومی انتقال داده‌شده نیز در خطر است و همچنان تعدادی از زندانیان سیاسی در اعتراض به مرگ دولتی بکتاش ابتین به اعتصاب غذای نامحدود دست زده‌اند. ضمن اینکه می‌توان زندانیان دو تابیعتی را نیز به این مجموعه بی انتهای نقض حقوق بشر رژیم منحوس اضافه نمود!

    برای بزرگداشت بکتاش آبتین و خاطره او و در اعتراض به حنایت جدید این رژیم منحوس گرد هم می‌آییم.

    انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی درایران-پاریس از ایرانیان آزاده و دوستداران ادب و فرهنگ دعوت می‌کند که با حضور خود و روشن کردن شمعی به یاد بکتاش ابتین مخالفت خود را با این جنایت دولتی و در حمایت از آزادی بی قید و شرط کیوان صمیمی و در حمایت از اعتصاب زندانیان سیاسی در بند ابراز نمایند.

    گردهمایی روز یکشنبه ۳۰ ژانویه از ساعت ۱۵ تا ساعت ۱۷

    در میدان باستیل

    Dimanche 30 janvier 15h-17h

    Place de la Bastille cote Arsenal 

    Envoyé de mon iPad

  • متحدانه صدای دادخواهان در بند باشیم!

     

    اعتصاب های همگانی در نقاط مختلف کشور فراگیر شده است. تعداد اعتصاب کنندگان غذا در زندان ها برای دفاع از حقوق زندانی و انسانی هر روز بیشتر می گردد.

    مردم معترض سرکوب، زندانی و شکنجه می شوند. زندانیان از حقوق اولیه یک زندانی، مانند تشکیل یک دادگاه عادلانه و بیطرف محرومند و به زندان های طویل المدت در سیاه چال ها و سلول های انفرادی مخوف محکوم می شوند. زندانیان از حقوق اولیه یک زندانی مانند حق بهداشت و پزشکی، ملاقات، ورزش، غذا و هواخوری برخوردار نیستند.

    گرچه اعتصاب غذا به نوعی خودکشی شبیه است، اما یک زندانی که روز به روز به سوی مرگ هدایت می شود، برایش راهی به جز اعتصاب غذا نمی ماند. زندانیان سیاسی در ایران در هر لحظه با شعار یا مرگ یا زندگی روبرو هستند و روزانه ده ها بار هیولای مرگ را در برابر خود می بینند.

    اعتصاب غذا آخرین تلاش یک زندانی است تا به وضع موجود اعتراض کند و صدایش را به بیرون از زندان برساند. با این که بنا بر قوانین بین المللی، در هر کشوری دادگستری، قوه قضاییه، دولت و زندانبانان، مسئولان جان زندانیان می باشند، اما در ایران، سیستم ضد مردمی و دیکتاتوری رژیم اسلامی، علاوه بر اعدام ها، از راه های گوناگون دیگری مانند وادار به اعتصاب غذا یا نگاه داشتن زندانیان در شرایط کرونایی، دام مرگ تدریجی یا مرگ سفید را در راه زندانیان می گستراند. ما شاهد مرگ ده ها زندانی به این شیوه ها بوده ایم که مرگ (قتل) دردناک بکتاش آبتین آخرین آن ها تا به امروز بوده است.

    هم اکنون در اعتراض به شرایط اسفناک زندان ها تعدادی از هموطنان ما در زندان های ایران دست به اعتصاب غذا زده اند. نام تعدادی از اعتصاب غذا کنندگان از این جمله است، حمید حاج جعفر کاشانی، محمود علی تقی، سینا بهشتی، محمد ابوالحسنی، امیر حسین مرادی (۳)، علی اصغر حسنی راد،مهدی دارینی ، پیمان پورداد، معین حاجی زاده، حبیب افکاری، وحید افکاری و تعداد بسیاری از دادخواهان خارج از زندان ها…!

    سردمداران حکومت اسلامی نه تنها به دادخواهی زندانیان، بلکه به خواسته های ملت ایران نیز کوچکترین اهمیتی نمی دهند. عزیزان در بند ما باید سلامت بمانند و روز محاکمه این جنایت کاران را در دادگاه های مردمی و بین‌المللی ببینند.

    حکومت اسلامی ایران از همان روزهای نخست بر سر کار آورده شدن (همانند هم سرنوشت خود، طالبان در افغانستان)، تا به امروز دست به یک کار کثیف دیگری هم می زند که همانا گروگان گیری شهروندان خود در زیر نام دو تابعیتی ها است. رژیم می خواهد از این راه به کشورهای دیگر اعمال زور کند، تروریست های زندانی خود را با گروگان هایش مبادله کند.

    در اعتراض به جنایت های ننگین حکومت اسلامی و در حمایت از اعتصاب غذا کنندگان در زندان ها، چند تن از  فعالان سیاسی و حقوق بشری نیز در برابر مقر گفتگوهای برجام در وین دست به تحصن و اعتصاب غدا زده اند. ما نیز به همراه دوستان عزیز متحصن در وین از خواسته های دادخواهانه همه زندانیان سیاسی پشتیبانی می کنیم. ما خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران، از جمله گروگان های در بند و در خطر اعدام و هموطنان دو تابعیتی می باشیم. ما مانند همیشه نقض فاحش و آشکار حقوق بشر در ایران و گروگان گیری شهروندان را به شدت محکوم می کنیم. ما خواهان قطع شکنجه و لغو مجازات اعدام در ایران هستیم. ما بر این باوریم که احترام به اعلامیه جهانی حقوق بشر در ایران باید در صدر گفتگوهای کشورهای مذاکره کننده با ایران در وین باشد.

    زندانی سیاسی آزاد باید گردد!

    شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران

    ۲۷ ژانویه ۲۰۲۲ برابر ۷ بهمن ۱۴۰۰

    امضاء:

    ۱ – انجمن جمهوریخواهان ایران – پاریس

    ۲ – انجمن جمهوری خواهان آلمان و هلند

    ۳ – انجمن حقوق بشر و دموکراسی برای ایران – هامبورگ

    ۴ – انجمن فرهنگی ایران و سوئیس – ژنو

    ۵ – بنیاد اسماعیل خویی

    ۶ – مادران پارک لاله – دورتموند

    ۷ – حامیان مادران پارک لاله – هامبورگ

    ۸ – حامیان مادران پارک لاله – فرزنو

    ۹ – زنان برای آزادی و برابری پایدار

    ۱۰- شبکه همبستگی ملی فرزنو – کالیفرنیا

    ۱۱- شورای هماهنگی جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران

    ۱۲- فدراسیون اروپرس

    ۱۳- کانون مدافعان حقوق بشر کردستان

    ۱۴- کمیته همبستگی برای حقوق بشر درایران – نروژ

    ۱۵- کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی – پاریس

    ۱۶- کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – شیکاگو

    ۱۷- کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – هجا

    ۱۸- کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

    ۱۹- نهاد «همه حقوق بشر، برای همه، در ایران»

    ۲۰- همبستگی جمهوری خواهان ایران (هجا) – مونترال

    ۲۱- همبستگی برای حقوق بشر در ایران – کلگری