نویسنده: admin

  • برنامه‌ریزی برای تشدید سرکوب بهائیان در ایران

     

     

    سندی محرمانه

     برنامه‌ریزی برای تشدید سرکوب بهائیان و دیگر اقلیت‌های دینی در ایران

     

    بیانیه‌ی مشترک

    فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر

    جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران

     

     

    جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران نسخه‌ای از جمع بندی جلسه‌ی «خیلی محرمانه» در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۹۹ شهر ساری مرکز استان مازندران را دریافت کرده است که در آن کمیسیون بلندپایه‌ی دولتی تصمیم‌هایی برای افزایش قابل توجه سرکوب اقلیت‌های دینی ناپذیرفته در قانون اساسی جمهوری اسلامی ، به ویژه پیروان آیین بهائی ، گرفته است.

     

    مصادره‌ی زمین‌های ۲۷ خانواده‌ی بهائی کشاورز روستای ایول که در محدوده‌ی اداری شهر ساری قرار دارد ، در تاریخ ۲۲ مهر ۱۳۹۹ شاید یکی از نتایج فوری این جلسه باشد.

    بر اساس این سند ، جلسه‌ی «کمیسیون اقوام ، فرق و مذاهب» در ساری با شرکت نمایندگان ۱۹ سازمان امنیتی و اطلاعاتی دولتی در مورد «بررسی آخرین وضعیت دراویش و فرقه ضاله بهائیت» برگزار شد.

    این جلسه در مورد «کنترل دقیق تحرکات فرقه ضاله بهائیت و دراویش» و «برنامه ریزی در حوزه‌ی دستگاه‌های فرهنگی و آموزشی» تصمیم‌هایی گرفت.

    علاوه بر این ، شرکت کنندگان تصمیم گرفتند کلیه‌ی فعالیت‌های پیروان آیین بهائی را به دقت کنترل کنند و به مسئولان آموزش و پرورش برای شناسایی و نظارت بر دانش آموزان بهائی و «جذب آنان به دین اسلام» رهنمود بدهند.

    عبدالکریم لاهیجی ، رئیس جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران و رئیس افتخاری فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر ، گفت:

    «این اقدام‌ها نشان دهنده‌ی افزایش آزار دولت ایران علیه پیروان آیین بهائی است. دولتمردان در مغایرت با تعهدهای بین‌المللی حقوقی کشور ، این پیروان را مرتد می‌دانند، دین آنها را ممنوع می‌کنند و عمل به آیین بهائی را اقدام ضاله می‌دانند

    جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران (LDDHI) و فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر (FIDH)جامعه‌ی بین‌المللی را فرا می‌خوانند تا در دیدارهای دو جانبه و چند جانبه با دولتمردان ایران از آن‌ها رعایت حق آزادی دین یا عقیده را بر اساس تعهد‌های حقوقی ایران در ماده‌ی ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی که ایران عضو متعاهد آن است ، بخواهند.

    پس‌زمینه
    آیین بهائی در قانون اساسی ایران به رسمیت شناخته نشده است. بیش از ۲۰۰ تن از پیروان آن پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ اعدام شده و بعضی دیگر از پیروان آن به قتل رسیده‌اند. پیروان آیین بهائی به خاطر اعتقاد خود مورد آزار قرار می‌گیرند ، بازداشت می‌شوند ، پیوسته در معرض آزار قضایی و پیگرد غیرعادلانه قرار دارند و گاهی قربانی قتل‌های فرا قضایی می‌شوند. [۱] پیروان آیین بهائی از آموزش عالی محروم هستند و در مدارس مورد آزار قرار می‌گیرند. استخدام آنها در بخش دولتی ممنوع است و کسب و کار خصوصی آنها در معرض انواع فشارهای غیرعادلانه‌ی حقوقی قرار دارد و در نتیجه اقدام‌های ظالمانه‌ی اداری تعطیل می‌شود. علاوه بر این ، دولتمردان فشار شدیدی بر شرکت‌های خصوصی که پیروان آیین بهائی را استخدام کنند وارد می‌آورند.

     

     

    برگرفته از تارتمای فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر FIDH

     

  • بیانیه به مناسبت ۸ مارس روز جهانی زن

    شبکه سندیکائی جهانی همبستگی و مبارزه 

     

    در این روز جهانی، ما موظفیم که بلندگوی کسانی باشیم که می رزمند و جان خود را به خطر می اندازند.

    در ایران دو روز زن برگزار می شود: 16 دسامبر، روز تولد فاطمه، دختر پیامبر، که توسط حکومت سازمان داده می شود، در حالی که فعالان حقوق زنان 8 مارس روز جهانی زن را جشن می گیرند.

    در 8 مارس 1979، ده ها هزار زن برای حقوق و آزادی های خود به خیابان ها ریختند. آن ها پس از مشارکت گسترده در قیام، با شرکت در تظاهرات در این روز، مخالفت خود با رژیم ضدانقلاب سازمان یافته به رهبری آیت الله خمینی، که زنان از اولین اهداف سرکوب آن بودند، ابراز داشتند.

    تبعیض علیه زنان مغایر با کنوانسیون حقوق بشر سازمان ملل است.

    در سال 2003 دو لایحه برای الحاق ایران به کنوانسیون “منع تبعیض علیه زنان” و کنوانسیون “منع شکنجه و سایر مجازات های بیرحمانه”، توسط  شورای نگهبان انقلاب رد می شوند.

    در اثر فشارهای جامعه بر رژیم، حکومت لایحه ای با عنوان “تأمین امنیت زنان در برابر خشونت” در ۳ ژانویه 2021 تصویب می کند. این لایحه به مراتب پائین تر از استانداردهای بین المللی است، زیرا به همه جنبه های خشونت زنان نمی پردازد، از جمله ازدواج کودکان و تجاوز جنسی مرد نسبت به همسرش.

    با این وجود، این یک گام به جلو است و می تواند نقطه شروعی باشد برای برقراری مجازات در مورد خشونت علیه زنان، و تازه این لایحه باید به تصویب پارلمان محافظه کار هم برسد.

    در ایران این قانون تعزیرات جمهوری اسلامی است که وضعیت زنان را تنظیم می کند. این قوانین، که شامل مجازات های بدنی بسیار خشن است، به قدرت سیاسی اجازه می دهد که تا خشونت علیه زنان را تشویق کند، حتی تا مرحله  جان باختن آن ها. معیارهای این دولت مردسالار بر بدن زنان كنترل اِعمال می كنند و زنان را به خاطر زن بودن شان ذاتاً مظنون و مقصر مفروض می پندارد.

    مبارزه زنانی که در زیر بازگو می شوند، خشونت این رژیم مردسالار زن ستز را بازگو می کنند:

    یاسمن آریانی، چندین بار به جرم دفاع از حقوق خود محکوم شد.

    در اوت 2018، او در طی تظاهراتی در تهران همراه با سایر فعالان دستگیر شد. در 8 مارس 2019، هنگامی که او و مادرش در داخل مترو تهران، بدون حجاب، و علیه حجاب اجباری در بین مسافرین مثرو گل توزیع می کردند و شعار “من بی حجاب، و تو با حجاب” سر می دادند، بار دیگر دستگیر شدند.

    آن ها هر كدام به 16 سال زندان محكوم شدند. در پی بسیج های بین المللی و هم چنین پحش گسترده ویدئویی در شبکه های اجتماعی، محکومیت آن ها به 9 سال کاهش می یابد.

    طبق گزارش سازمان “ابتکار عمل زنان نوبل”، یاسمین « در زندان در شرایط وحشتناکی به سر می برد… او در سلول انفرادی محبوس بوده، خانواده اش حق تماس با او را نداشته و او را تهدید کرده اند که چنان چه در برابر دوربین فیلمبرداری از کرده خود اظهار ندامت نکتد، سایر اعضای خانواده اش را نیز دستگیر خواهند کرد».

    گلرخ ابراهیمی ایرایی، نویسنده و مدافع حقوق، فعال علیه مجازات سنگسار در ایران.

    در اکتبر 2016، به دنبال کشف یک جزوه انتقادی در باره سنگسار، به هنگام بازرسی خانه اش، به ۶ سال زندان محکوم می شود.

    او از ژانویه 2017 در زندان به سر می برد. شرایط زندان غیرقابل تحمل است. در هنگام بازجویی با چشم بند، تهدید به مرگ می شود. او هم چنین مجبور به شنیدن لگد زدن نگهبانان به شوهرش و فریادهای ناشی خفه کردن او در سلول مجاور می شود.

    ریحانه جباری، یک دکوراتور 20 ساله، متهم به قتل یک مأمور سابق امنیت که به او تجاوز جنسی کرده بود.


    در 25 اکتبر 2014 ، وی را به جرم کشتن متجاوز با چاقو، مجرم شناخته و اعدام کردند. در مکاتبات متعددی که از درون سلول زندان داشته، شرایط زندان و تعدش را بازگو می کند. وی درباره محاکمه خود می نویسد: «التماس نکردم، من حتی یک قطره اشک هم نریرختم، زیرا به قانون اعتماد کردم. اما من به بی تفاوتی نسبت به جنایت متهم شدم

    زهرا اسماعیلی از خشونت خانگی رنج می برد. وی برای دفاع از خود شوهرش را به قتل می رساند.

    شوهرش، یک مقام ارشد امنیتی، مرتباً او را کتک می زد. زهرا به اعدام محکوم شد. در 17 فوریه 2021، در حالی که شاهد به دار آویختن 16 مرد قبل از خودش بود، سکته مغزی می کند و می میرد. جسد بی جان او را دار می زنند.

    بدون رهایی واقعی و کامل زنان، هیچ آینده ای برای دموکراسی در ایران وجود ندارد.


    همبستگی با زنان ایران!

     

     

  • به مناسبت ۸ مارس روز جهانی زن

     

    وضعیت زنان در ایران

    در این روز جهانی، ما موظفیم که بلندگوی کسانی باشیم که می رزمند و جان خود را به خطر می اندازند.

    در ایران دو روز زن برگزار می شود: 16 دسامبر، روز تولد فاطمه، دختر پیامبر، که توسط حکومت سازمان داده می شود، در حالی که فعالان حقوق زنان 8 مارس روز جهانی زن را جشن می گیرند.

    در 8 مارس 1979، ده ها هزار زن برای حقوق و آزادی های خود به خیابان ها ریختند. آن ها پس از مشارکت گسترده در قیام، با شرکت در تظاهرات در این روز، مخالفت خود با رژیم ضدانقلاب سازمان یافته به رهبری آیت الله خمینی، که زنان از اولین اهداف سرکوب آن بودند، ابراز داشتند.

    تبعیض علیه زنان مغایر با کنوانسیون حقوق بشر سازمان ملل است.

    در سال 2003 دو لایحه برای الحاق ایران به کنوانسیون “منع تبعیض علیه زنان” و کنوانسیون “منع شکنجه و سایر مجازات های بیرحمانه”، توسط  شورای نگهبان انقلاب رد می شوند.

    در اثر فشارهای جامعه بر رژیم، حکومت لایحه ای با عنوان “تأمین امنیت زنان در برابر خشونت” در ۳ ژانویه 2021 تصویب می کند. این لایحه به مراتب پائین تر از استانداردهای بین المللی است، زیرا به همه جنبه های خشونت زنان نمی پردازد، از جمله ازدواج کودکان و تجاوز جنسی مرد نسبت به همسرش.

    با این وجود، این یک گام به جلو است و می تواند نقطه شروعی باشد برای برقراری مجازات در مورد خشونت علیه زنان، و تازه این لایحه باید به تصویب پارلمان محافظه کار هم برسد.

    در ایران این قانون تعزیرات جمهوری اسلامی است که وضعیت زنان را تنظیم می کند. این قوانین، که شامل مجازات های بدنی بسیار خشن است، به قدرت سیاسی اجازه می دهد که تا خشونت علیه زنان را تشویق کند، حتی تا مرحله  جان باختن آن ها. معیارهای این دولت مردسالار بر بدن زنان كنترل اِعمال می كنند و زنان را به خاطر زن بودن شان ذاتاً مظنون و مقصر مفروض می پندارد.

    مبارزه زنانی که در زیر بازگو می شوند، خشونت این رژیم مردسالار زن ستز را بازگو می کنند:

     

    یاسمین آریانی، چندین بار به جرم دفاع از حقوق خود محکوم شد.

    در اوت 2018، او در طی تظاهراتی در تهران همراه با سایر فعالان دستگیر شد. در 8 مارس 2019، هنگامی که او و مادرش در داخل مترو تهران، بدون حجاب، و علیه حجاب اجباری در بین مسافرین مثرو گل توزیع می کردند و شعار “من بی حجاب، و تو با حجاب” سر می دادند، بار دیگر دستگیر شدند.

    آن ها هر كدام به 16 سال زندان محكوم شدند. در پی بسیج های بین المللی و هم چنین پحش گسترده ویدئویی در شبکه های اجتماعی، محکومیت آن ها به 9 سال کاهش می یابد.

    طبق گزارش سازمان “ابتکار عمل زنان نوبل”، یاسمین « در زندان در شرایط وحشتناکی به سر می برد… او در سلول انفرادی محبوس بوده، خانواده اش حق تماس با او را نداشته و او را تهدید کرده اند که چنان چه در برابر دوربین فیلمبرداری از کرده خود اظهار ندامت نکتد، سایر اعضای خانواده اش را نیز دستگیر خواهند کرد».

     

    گلرخ ابراهیمی ایرایی، نویسنده و مدافع حقوق، فعال علیه مجازات سنگسار در ایران.

    در اکتبر 2016، به دنبال کشف یک جزوه انتقادی در باره سنگسار، به هنگام بازرسی خانه اش، به ۶ سال زندان محکوم می شود.

    او از ژانویه 2017 در زندان به سر می برد. شرایط زندان غیرقابل تحمل است. در هنگام بازجویی با چشم بند، تهدید به مرگ می شود. او هم چنین مجبور به شنیدن لگد زدن نگهبانان به شوهرش و فریادهای ناشی خفه کردن او در سلول مجاور می شود.

     

    ریحانه جباری، یک دکوراتور 20 ساله، متهم به قتل یک مأمور سابق امنیت که به او تجاوز جنسی کرده بود

    در 25 اکتبر 2014 ، وی را به جرم کشتن متجاوز با چاقو، مجرم شناخته و اعدام کردند. در مکاتبات متعددی که از درون سلول زندان داشته، شرایط زندان و تعدش را بازگو می کند. وی درباره محاکمه خود می نویسد: «التماس نکردم، من حتی یک قطره اشک هم نریرختم، زیرا به قانون اعتماد کردم. اما من به بی تفاوتی نسبت به جنایت متهم شدم

     

    زهرا اسماعیلی از خشونت خانگی رنج می برد. وی برای دفاع از خود شوهرش را به قتل می رساند.

    شوهرش، یک مقام ارشد امنیتی، مرتباً او را کتک می زد. زهرا به اعدام محکوم شد. در 17 فوریه 2021، در حالی که شاهد به دار آویختن 16 مرد قبل از خودش بود، سکته مغزی می کند و می میرد. جسد بی جان او را دار می زنند.

     

    بدون رهایی واقعی و کامل زنان، هیچ آینده ای برای دموکراسی در ایران وجود ندارد.


    همبستگی با زنان ایران!

     

  • نوروزتان شاد

     

     

     

    جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک لیران

     

     

  • بررسی مفهوم “لائیسیته”، نقش و کاربرد آن در ایران

     

    میز گرد سیاسی

     جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران

    سخنران: فرهنگ قاسمی

    شنبه ۲۷ مارس، ساعت 19:30 به وقت اروپای مرکزی

     

    آدرس:

    Zoom

    Meeting-ID: 644 867 8452

    https://us02web.zoom.us/j/6448678452

  • بیانیه همبستگی با همکاران مبارز سندیکایی در ایران که تحت فشارو سرکوب قرار دارند

     

    به سرکوب جنبش سندیکایی در ایران پایان دهید!

    آزادی تمامی دستگیرشدگان و فعالین سندیکایی در ایران!

    برای حق فعالیت آزاد سندیکایی و سازمانیابی !

     

    ما بعنوان اعضای سندیکا در حینی که همواره در سال‌های گذشته همبستگی کامل خود را با مبارزات کارگران در ایران اعلام نمودیم، اما بطور همزمان شاهد سرکوب وحشیانه این خیزش های کارگری نیز بوده ایم. از این رو ما اعضای سندیکاهای بخش خدمات، صنایع فلزکار، مواد غذایی، رستوران‌ها، هتل ها و سندیکای فرهنگیان و معلمان در منطقه راین ماین (واقع در استان هسن از کشور آلمان). اقدام به تشکیل گروهی سندیکایی جهت دفاع از خواست فعالیت آزاد سندکایی و سازمانیابی کارگران نمودیم. ما در سازمانهای سندیکایی خودبرای جلب وسیع و گسترده همبستگی با کارگران ایران و تحقق خواستها و مطالبات آنها بر علیه رژیم جمهوری اسلامی که نقض تمامی حقوق و آزادیهای دمکراتیک را در دستور کار خود قرار داده است، تلاش میکنیم. اسفناکتر اینکه نه تنها همکاران ما در جریان مبارزات و اعتصابات سندیکایی خود مورد سرکوب شدید قرار میگیرند، بلکه بخش اعظم سندیکاهای مستقلی که آنها تشکیل داده اند نیز عمدتأ برسمیت شناخته نمی شوند و حتی گزارش رسانی آزاد هم عملأ میسر و امکان پذیر نیست. صدها نفر از کارگران اعتصابی در سال گذشته دستگیر و بازداشت شده اند و تعداد زیادی از آنها مورد آزار و شکنجه )ضربات باتون( قرار گرفته اند. اعضای خانواده آنها تحت فشار قرار داده میشوند و در بسیاری از مناطق وضعیت بهداشتی آنان بویژه به دلیل بحران کرونا وخیم تر شده است.

    جعفر عظیم زاده، رئیس هیئت مدیره “اتحادیه آزاد کارگران ایران” بدلیل فعالیتهای سندیکایش بارها به زندان محکوم شده است. او بعنوان اعتراض به دستگیری و محکومیت غیر قانونی و خودسرانه اش از طرف رژیم در دوران حبس خود مرتبأ اقدام به اعتصاب غذا نموده است. علیرغم اینکه او دوران حبس خود را به اتمام رسانده بود وحتی حکم ترخیص او از زندان بطور کتبی و رسمی ابلاغ گردیده بود، “اداره اطلاعات” سپاه پاسداران بدون هیچگونه توضیحی او را به زندان رجایی شهر در کرج انتقال داد. او در آنجا به سلول انفرادی منتقل گردید. از آنجایی که او مدت طولانی در اعتصاب غذا بسر برده بود، این امر موجب ضعف جسمانی شدید او شد وعملأ منجر به ابتلای او به بیماری کرونا کردید. ما خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط جعفر عظیم زاده و تمامی کارگرانی هستیم که بخاطر فعالیتهای سندیکایی خود در حبس بسر میبرند.

    اسماعیل عبدی و محمود حبیبی، نیزدو معلمی هستند که بدلائل سیاسی در زندان بسر میبرند و دوران حبس خود را مانند تمامی زندانیان سیاسی دیگر در شرایطی بسیار خطرناک سپری میکنند. حتی سندیکاهایی که در نتیجه مبارزات کارگران بطور رسمی تأیید و برسمیت شناخته شده اند مانند سندیکای شرکت واحد – سندیکای کارگران شرکت اتوبوس رانی شهری تهران و حومه )که عضو اتحادیه بین المللی شرکتهای ترابری وحمل ونقل نیز میباشد( ، هنگامی که کارگران این سندیکا در اوائل سال ۲۰۲۰ وقبل از آن با شرکت در مراسم اول ماه مه )روز جهانی کارگر(جهت دستیابی به مطالبات و خواستهای خود به میتینگ های اعتراضی دست زده بودند، مورد خشونت و سرکوب شدید از طرف نیروهای امنیتی رژیم قرار گرفتند. رهبزان آنها مانند رسول طالب مقدم دستگیر و شکنجه شدند و بدین طریق اعتصابات سندیکایی توسط رژیم بطور وحشیانه ای سرکوب گردید. تظاهرات مستقل کارگران در روز اول ماه مه توسط “سپاه پاسداران” منحل گردید و رهبران آن دستگیر شدند. همچنین در مورد حرکتها و جنبشهای مدنی در ایران نیز، رژیم با اعمال شدیدترین شیوه های سرکوب با آنها برخورد میکند. کمااینکه زنان برای برابری و تساوی حقوق و حذف و لغو ضوابط و قوانین قرون وسظایی در ایران مبارزه میکنند. از نمونه های برجسته اعتصابات کارگری در ایران میتوان به اعتصابات کارگران شرکت نیشکر هفت تپه اشاره کرد. موج اخیراین اعتصابات که در تابستان سال ۲۰۲۰ شکل گرفته بود، متجاوز از ۲۰ روز تداوم یافت. در ماه سپتامبر سال ۲۰۲۰ دادگاه سپیده قلیان، یکی از فعالین زن جنبش کارگری، که برای حقوق کارگران مبارزه میکرد را به ۱۰ سال حبس و اسماعیل بخشی، فعال دیگر جنبش کارگری را به ۱۰ سال و ۶ ماه حبس و ۷۰ ضربه شلاق محکوم کرد. جرم آنها صرفأ این بود که آنها در حرکتهای اعتراضی که بخاطر عدم پرداخت حقوقهای معوقه کارگران هفت تپه شکل گرفته بود، شرکت فعال داشتند.

    همچنین میتوان به مورد اعتصاب قاطعانه کارگران شرکت فولاد اهواز اشاره کرد. همانند کارگران هفت تپه، کارگران شرکت ماشین سازی هپکو اراک نیز بر علیه سیاست خصوصی سازی این کارخانه مبارزه کردند و مورد ضرب و شتم و برخورد شدید نیروهای امنیتی و پلیس قرار گرفتند. این موارد صرفأ نوک تیز مبارزات مقاومت جویانه کارگران بر علیه سیاستهای رژیم جمهوری اسلامی ایران میباشند. هنگامی که همکاران ما در ایران مجبور میشوند علیرغم اعمال فشار و سرکوب شدید از سوی رژیم، جهت پیشبرد و تحقق خواستها ومطالبات خود دست به اعتصاب بزنند، این موضوع از یکسو بیانگر میزان شهامت و شجاعت آنها و از سوی دیگر نشانی از میزان ناامیدی و ناتوانی آنها در تقابل با وضعیت موجود میباشد که برای بقاء و تأمین حداقل معیشت خود مبارزه میکنند. نه تنها سطح حقوق و درامد کارگران بقدری نازل و پایین است که آنها با توجه به میزان فزاینده تورم، بسختی میتوانند زندگی کنند، بلکه حتی غالبأ آنها بایستی ماههای متوالی منتظر پرداخت حقوقهای خود باشند. آمار فاجعه بار بیکاران در جامعه که جای خود دارد و نیازی به صحبت راجعه به آن نیست. در شرایطی که گزارشات مربوط به افزایش سرسام آور ابعاد وحشتناک فساد و جنایات اقتصادی حاکمیت همواره فزونی میابد، بیش از نیمی از جمعیت کشور در زیر خط فقر بسر میبرند. بر اساس اطلاعات موثق هزاران نفر در ایران بدلائل فعالیتهای سیاسی و یا سندیکایی در زندان بسر میبرند.

     

    ما بر علیه سرکوب وحشیانه شدیدأ اعتراض داریم و از دولت ایران خواستار موارد ذیل هستیم:

    * آزادی فوری تمامی همکارانمان، کارگرانی که تنها جرم آنها اقدام به اعتصاب و یا شرکت در تظاهرات برای مطالبات برحق خود بوده است!

    * تضمین فعالیت آزاد سندیکایی در ایران که مطابق مفاد کنوانسیون سازمان جهانی کار دولت ایران نیز این قرارداد را امضاء کرده است و بایستی به آن پایبند باشد.

    حق آزادی بیان، آزادی تجمعات و تشکلها!

    ما اعضای سندیکاها در آلمان خواستار پرداخت فوری حقوقهای معوقه کارگران و همچنین برسمیت شناختن حق اعتصاب برای آنها هستیم!

    ما از مبارزه همکارانمان در ایران بر علیه خصوصی سازی شرکتها و کارخانجات دولتی حمایت و پشتیبانی میکنیم!

     

    گروه سندیکایی  منطقه راین ماین

    ( برای فعالیت آزاد سندیکایی و تشکل در ایران)

     

    این تشکل از طرف سندیکای معلمین فرانکفورت، اتحاد سندیکاهای بخش خدمات فرانکفورت و همچنین سندیکای کارگران فلزکار در فرانکفورت حمایت و پشتیبانی میگردد.

     

    فرانکفورت

    ۳ مارس ۲۰۲۱

     

    pgseniorinnen@gew-frankfurt.de    : آدرس تماس

    H, Becker    : مسئول حقوقی – مطبوعاتی

    Fontanestrasse 20, 60431 Frankfurt am Main

  • هشت مارس، روز جهانی زن، بر تمام زنان آزاده جهان گرامی باد!

     

     

     

     

    جنبش جمهوری‌خوان دموکرات و لائیک ایران

    8 مارس، روز جهانی زن را به تمامی زنان آزاده، رهایی‌خواه و برابری طلب تبریک می‌گوید

    8 مارس 2021

  •  «قساوت نفرت‌انگیز نظام قضائی» جمهوری اسلامی ایران

     

    عفو بین‌الملل:

    شلاق زدن هادی رستمی، زندانی محکوم به قطع انگشتان دست، نشانۀ «قساوت نفرت‌انگیز نظام قضائی ایران است».

     

    عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای شلاق زدن هادی رستمی را که در زندان ارومیه به اتهام سرقت در انتظار قطع انگشتان دست خویش است، محکوم کرد و آنرا نشانۀ «قساوت نفرت‌انگیز نظام قضائی ایران» دانست. این سازمان در بیانیۀ خود که روز چهارشنبه ۱٧ فوریه منتشر شد از مقامات ایران خواست مجازات وی را فوراً لغو کنند و او را که به دلیل اقدام به خودکشی در وضعیت سلامتی نامطلوبی قرار دارد مورد معالجه قرار دهند.

    عفو بین‌الملل در بیانیه خود در بارۀ هادی رستمی یادآوری می‌کند که وی از سوی «دادگاه کیفری آذربایجان غربی در نوامبر ۲۰۱۹ در پی محاکمه‌ای آشکارا ناعادلانه بر اساس اعترافاتی که با شکنجه اخذ شده بود، به قطع چهار انگشت دست محکوم کرد». بر همین اساس وی «در اواخر سال ۲۰۲۰، در حالیکه در زندان بسر می‌برد، به اتهام برهم زدن نظم زندان به ۶۰ ضربه شلاق و ۸ ماه زندان محکوم شد».

    این احکام بنوشتۀ عفو بین‌الملل «به دلیل اعتراضات آرام وی به شرایط غیر انسانی حبس و تهدیدات مکرر به اجرای قریب الوقوع حکم قطع انگشتان دست» صادر شده است. او، بر همین اساس، «در حال حاضر در پی دو اقدام تازه برای خودکشی، وضعیت سلامتی نامطلوبی دارد».

    خانم دیانا الطحاوی، معاون عفو بین‌الملل برای خاورمیانه و شمال آفریقا، با اشاره به وضعیت هادی رستمی تاکید کرد که مجازاتِ «وحشیانۀ شلاق زدن یک زندانی بیمار و خودکشی‌گرا یادآور غیرانسانی بودن نظام قضائی ایران است که شکنجه و دیگر رفتارهای زشت را جایز می‌شمارد». او یادآوری کرد که مقامات ایران «با خودداری عامدانه از ارائۀ خدمات پزشکی مورد نیاز هادی رستمی که نتیجۀ دو اقدام وی به خودکشی است و با قرار دادن او در موقعیت تهدید هر لحظه به قطع انگشتان دست، او را به گونۀ دیگری مورد شکنجه قرار می‌دهند».

    عفو بین الملل از «مقامات ایران می‌خواهد فوراً مجازات قطع انگشتان دست را که علیه هادی رستمی صادر شده، لغو نمایند و محاکمۀ منصفانۀ دیگری بدون تشبث به مجازات‌های بدنی برای او تدارک بینند. آنان همچنین باید خدمات لازم برای تامین سلامتی جسمانی و روانی او را در خارج از زندان فراهم سازند».

    عفو بین الملل یادآوری می‌کند که «مسئولان زندان، اطلاعات و دادسرای زندان ارومیه، در ماه‌های اخیر، بارها هادی رستمی را احضار و وی را به دلیل رسانه‌ای کردن وضعیت افراد محکوم به قطع انگشت، مورد شماتت و تهدید قرار داده‌اند.

    هادی رستمی، بر اساس گزارشاتی که عفو بین‌الملل بدست آورده، در ۱۸ ژانویه گذشته با خوردن ذرات خورد شده شیشه تلاش کرده به حیات خود پایان دهد. بر اساس همین اطلاعات، او به دلیل وجود قطعات شیشه در دستگاه گوارشی خود، همچنان دچار دردهای شدید و خونریزی است، اما مسئولان از انتقال وی به خارج زندان برای انجام معالجات لازم خودداری می‌کنند.

    عفو بین‌الملل از جامعه جهانی می‌خواهد «با اعمال فشار بر مقامات ایران، آنان را به رعایت حقوق بشر و خودداری از اجرای حکم قطع انگشتان هادی رستمی و دیگر افرادی که همین مجازات در بارۀ آنها صادر شده است، خودداری نمایند».

    این سازمان یادآوری می‌کند که علاوه بر هادی رستمی، پنج تن دیگر به نام‌های مهدی شرفیان، مهدی شاهیوند، کسری کرمی، شهاب تیموری آینه و مرداد تیموری آینه به همین مجازات محکوم شده‌اند.

    عفو بین‌الملل یادآوری می‌کند که شلاق زدن و قطع انگشتان در حقوق بین‌الملل جنایت تلقی می‌شود و از همین رو در بند ٧ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی که ایران امضاء کنندۀ آنست، ممنوع اعلام شده است.

    به نقل از رادیو ار اف ای RFI

    17 فوریه 2012

    .

     

  • در پشتیبانی از مبارزات مدنی هموطنان بلوچ

    اعلامیه جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران

    بعد از به خاک و خون کشاندن کولبران کرد، زحمتکشانی که با مایه گذاشتن از تن و جانشان برای تامین حداقل معیشت خود در ازای مبلغ ناچیزی، بارهای سنگین را از راه های صعب‌العبور کوهستانی حمل می‌کنند، حالا نوبت سوخت‌بران بلوچ است تا با گلوله‌ی پاسداران جمهوری اسلامی به خاک و خون کشیده شوند.

    بلوچستان یکی از محروم‌ترین مناطق ایران است. چه در دوران حکومت پهلوی و چه در رژیم جمهوری اسلامی کمترین توسعه‌ی اقتصادی و سرمایه‌گذاری در این منطقه صورت نگرفته است، به‌طوری که مردم بلوچستان و دیگر مناطق مرزی ایران حتا از کمترین امکانات رفاهی برخوردار نمی‌باشند. محرومیت‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و غیره، هم‌راه با مشکلات طبیعی هم‌چون خشک‌سالی‌های متوالی، گرمای شدید و کمبود آب باعث فقر و بیکاری مردمان این سرزمین شده است.

    عدم رعایت حقوق جامعه مدنی مصرح در اعلامیه جهانی حقوق بشر و دزدی‌ها و چپاول منابع کشور، اتخاذ بودجه‌های هنگفت برای نهادها و انجمن‌های بی‌شمار مذهبی و در عین حال سیاست‌های تجاوزگرانه و آشوب‌گرانه در منطقه‌ی خاورمیانه و رقابت‌های جنگ‌طلبانه، باعث هدر دادن ثروت‌ها و منابع ملی کشور شده و جامعه را با معضلات عظیم سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی روبرو کرده است. پیامدهای چنین سیاست‌هایی در چهار دهه گذشته، باعث عدم توسعه‌ی اقتصادی، گسترش بیکاری، گرانی و فقر در تمام ایران شده است، به‌ویژه در مناطق مرزی چون بلوچستان، سیستان، کردستان و خوزستان که از ثروت‌هایی سرشار برخوردار ‌می‌باشند. رژیم جمهوری اسلامی در ادامه‌ی چنین سیاست‌هائی ثابت کرده است که نه خواست تغییراتی را دارد و نه بهبود وضعیت اسفبار مردم این مناطق جزو اولویت‌های سیاسی‌اش می‌باشد.

    جوانانی که اکثراً بیکار هستند و هیچ آینده‌ای هم پیش روی خود نمی‌بینند، به‌ناچار دست به کارهای کاذب و خطرناک چون حمل و نقل قاچاق مواد سوختی می‌زنند، تا بلکه از این راه حداقل معیشت زندگی خود و خانوادهِ‌شان را تامین کنند.

    سپاه پاسداران جمهوری اسلامی خود یکی از بزرگترین قاچاقچیان در ایران و منطقه است و به‌دور از هر کنترلی دست به حمل و انتقال کالای قاچاق از جمله مواد سوختی در منطقه می‌زند. ازین‌رو، سپاه، این زحمتکشان را که از روی ناچاری دست به قاچاق مواد سوختی می‌زنند، رقیب خود می‌داند و آن‌ها را به گلوله می‌بندد.

    منطقه “بم پشت” از توابع شهرستان سراوان در روز‌های چهارم و پنجم اسفند ماه ۱۳۹۹ شاهد فاجعه به قتل رساندن بیش از ده نفر از این جوانان گردید. هم‌اکنون مردمِ جان به لب رسیده و زحمتکش بلوچستان که از جنایات و زورگویی‌های جمهوری اسلامی خشمگین و درمانده شده‌اند به خیابان‌ها آمده و به اعتراض و مخالفت با برخورد غیرقانونی، ضدانسانی و نامتعارف نیروهای انتظامی دست زده‌اند.

    این روزها، همه‌ی انسان‌های آزاده، نیروها و جریان‌های مترقی وظیفه دارند که از اعتراضات و خواست‌های مدنی و بر حق مردم ستمدیده بلوچستان پشتیبانی کنند و صدای آنان باشند.

    جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران ضمن محکوم کردن جنایات جمهوری اسلامی و ابراز همدردی و تسلیت به بازماندگان این کشتار وحشیانه، از مبارزات و خواست هموطنان بلوچ برای رفاه، عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی، حق حاکمیت مستقیم شهروندان بر سرنوشت خود، حق فراگیری خواندن و نوشتن به زبان مادری و حق اداره‌ی امور منطقه خود به‌دست خود… پشتیبانی می‌کند.

     

    جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران

    28 فوریه ۲۰۲۱ – 10 اسفند ۱۳۹۹

     

  • مروری بر جنبش‌های اجتماعی در ایران (جنبش زنان)

     

    میز گرد سیاسی

    جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران

     

    جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائيك ایران در پی برنامه‌های ” بحث آزاد” این بار نیز نشست دیگری را در پالتاک برگزار میکند.

    با توجه به نقش و رشد جنبش‌های اجتماعی در چند ساله اخیر، تصمیم گرفتیم تا مروری بر این حرکت‌ها و اعتراضات کنونی در ایران را در دستور کار قرار دهیم. با مصادف بودن روز جهانی زن (8‌ مارس)، سعی داریم، تمرکز خود را بیش‌تر بر این جنبش که بی شک یکی از تاثیر گذارترین جنبش‌های اجتماعی در ایران بوده است، بگذاریم.

    امید داریم با حضور فعال علاقمندان در بحث، در فضایی دوستانه، بتوانیم با مشاورت یکدیگر نشست پرباری را برگزار کنیم.

     

    .
    “مروری بر جنبش های اجتماعی در ایران (جنبش زنان)”

    (بحث آزاد)

    جمعه ۵ مارس، ساعت ۲۰:۰۰ به وقت اروپای مرکزی

     

    آدرس:

    اتاق «جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران» – در پالتاک مسنجر

    Asia and pacific

    Iran

    Jonbesh Jomhouri Khahan Democrat va Laic Iran