
بیانیه اعتصاب شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
با قدرت وارد اعتصاب شویم
آغاز سال است و موعد استخدام نیروهای جدید پروژه ای در نفت و به روز کردن قراردادهای همکاران شاغل کنونی ما.
علیرغم رشد نجومی تورم، پیمانکاران چپاولگر همچنان در اندیشه تحمیل دستمزدهای بسیار ناچیزی هستند و حتی در جاهایی هم که زیر فشار اعتراضات ما به خواست بیست روز کار و ده روز استراحت گردن گذاشته بودند اکنون زیرش زده اند و این مطالبه در بسیاری از کارگاهها اجرایی نشده است از اینرو امسال زودتر از هر سال همکاران وارد اعتصاب شده اند.
استارت آنرا همکاران پروژه ای جوشکار در پتروشیمی سلمان فارسی سربندر در بیست و دوم فروردین زدند و در مقابل قلدری پیمانکار با مطالبه افزایش دستمزد بر اساس میزان درخواستی خود دسته جمعی دست به اعتصاب زدند.
بعد از آن همکاران ما در پتروپالایش دهلران (دشت عباس) در بیست و ششم فروردین با همین خواست و نوبت کاری ۲۰ روز کار ۱۰ روز استراحت دست به اعتصاب زدند و امروز اول اردیبهشت همکاران در شرکت اکسیر صنعت شاغل در پروژه پالایشگاه آبادان دست به اعتصاب زده و کار را تعطیل کردند.
همزمان نیز همکاران ما در شرکت های آبادراهان وسکاف نیز در فاز ۲ پالایشگاه آبادان به اعتصاب پیوستند و محل کارگاه را تخلیه کردند.
افزایش ۷۹ درصدی دستمزد ها و بیست روز کار و ده روز تعطیلی جهت داشتن فرصتی برای بودن با خانواده ها در مطالبه فوری ما کارگران پروژه ای در این اعتصابات است و در عین حال ما پیگیر دیگر مطالبات پاسخ نگرفته خود از جمله کوتاه شدن دست پیمانکاران مفتخور، بهبود وضع خوابگاهها و بالابردن استاندارد آنها در حد قابل قبول و ایمنی محیط کار هستیم.
همکاران! امسال اعتصابات ما زودتر آغاز شد برای اینکه گرانی نجومی و بالا رفتن سرسام آور نرخ تورم جای تاملی به ما نداده است.
ما اعلام میکینم که تا وقتی به مطالبه مزدی ما و خواست بیست روز کار و ده روز استراحت که نیاز بدنی و اجتماعی ماست پاسخ داده نشود به اعتصابات خود ادامه خواهیم داد.
شورای سازماندگی کارگران پیمانی نفت، در راستای اتحاد و همبستگی با نیروهایی که اعتصاب خود را آغاز کرده اند همه همکاران پروژه ای شاغل در سراسر مراکز نفت و گاز و پتروشیمی را به پیوستن به اعتصابات فرا میخواند.
همکاران اعتصاب و تجمع دو جزء مکمل هستند ما تجربه دو سال قبل را داریم.
برای اینکه صف ما متحد بماند و برای اینکه از بالای سر ما زد و بند نشود باید متحد باشیم. تجربه مجمع عمومی هفشجان در سال گذشته درس و الگوی خوبی برای تدارک اجتماعات مان و اجماع نظر دائمی بر سر چگونگی ادامه اعتصابات مان است.
1 اردیبهشت 1402




سازمان عفو بینالملل روز چهارشنبه، ۳۰ فروردین در بیانیهای هشدار داد که جان میلیونها دختر دانشآموز ایرانی به خاطر “حملات شیمیایی که عامدانه مدارس دخترانه را هدف قرار میدهند” در خطر است.
و نه تنها جای بهائیان، بلکه جای دیگر پیروان ادیان و اقوام ایرانی، از آذری تا ترکمن و از گیلک تا لُر نیز، در پهنۀ رستاخیز «زن زندگی آزادی» خالی مینماید، تا ویژگی رنگین کمانی ایران جلوۀ و جایگاه شایستۀ خود را بیابد. این در حالی است که با وجود بیزاری اکثریت قاطع ایرانیان از جریان دو چهرۀ “چپ اسلامی”، هنوز هم «رسوبات ذهنی» این جریان را در گفتار و کردار بسیاری شخصیتهای سیاسی و اجتماعی میتوان بازشناخت. طرفه آنکه، این “شخصیت”ها بعضاً مدعی رهبری خیزش مهسا هستند و کماکان در رسانهها میدانداری نیز میکنند! علت آن است که چپ اسلامی نه تنها در تمامی طول سدۀ گذشته با استفاده از ناتوانی خودآگاهی ملی ایرانی در زوایای پنهان و پیدای جامعۀ ایران ریشه دوانیده، بلکه توانسته است تا از یکسو «هویت ملی» را به تصویری مخدوش از دوران پیش از اسلام فروبکاهد و از سوی دیگر کوششهای ایرانیان در دو سدۀ گذشته را برای بازیافت هویتی نوین به کلی نادیده بگیرد.



در کنار حرکتهای عمدتا نیروهای ضد انقلاب (که در مقالهی «بررسی آرایش نیروهای سیاسی در روند جاری و بحران روامندی» در موردشان می توان خواند)، یک حرکت برجسته و قابل تامل در جنبش فرودستان نیز صورت گرفته است: انتشار «منشور مطالبات حداقل» با امضای بیش از بیست تشکل که باز محتاج بررسی است. این حرکت موجب همگرائی در میان فرودستان شده است و میتواند مبین آغاز شکلگیری یک نیروی موثر باشد. این نیرو از یک سو میتواند مانعی باشد در مقابل حرکت سبزهای اسلامیست موسوی و اصلاحطلبانی که قصد دارند، جنبش را از سرنگونی بدون قید و شرط باز دارند و آن را محدود به تغییر قانون اساسی بکنند و از سوی دیگر مانع جدیای است در مقابل جریان ارتجاعی و سرکوبگر سلطنت طلب که خواهان «تعویض رژیم» است.
